بسم الله
 
EN

بازدیدها: 9

پيشينه مهريه

  1397/9/15

آيا نگاه دين مذکر است و به زن کم بها داده است يا خير و آيا به زن به ديد کالا نگاه شده است و با توجه به حديث امام رضا(ع) در کتاب آيين زندگي مؤلف محسن کتابچي، ص 53 آمده است: «عله المهر و وجوبه علي الرجال ولايجب علي النساء ان يعطين ازواجهن لان علي الرجل مؤنه المرأه لان المرأه بايعه نفسها و الرجل مشتر و لايکون البيع الا بثمن و لا الشراء بغير اعطاء الثمن مع ان النساء محظورات عن التعامل و المتجر مع علل کثيره (تفسير نورالثقلين جلد1ص440عيون الاخبار الرضا جلد2 ص 94 ) يا در حديث ديگري در همان کتاب ص 59 (قال الرسول النکاح رق، فاذا انکح احدکم وليده فقد ارقها ،فلينظر احدکم لمن يرق کريمه)وسائل الشيعه کتاب نکاح، مگر زن کالا است که نفس خود را مي فروشد و يا چرا کلمه کنيز به کار برده شده است؟

تعريف مهر: 

«مهر» کلمه اي است عربي که در فارسي آن را «کابين» مي گويند و لغات مترادف آن در عربي، صداق، نحله، فريضه و اجر است. به عبارت ديگر «مهر» عبارت از مالي است که به مناسبت عقد نکاح، از سوي شوهر به زن تمليک مي شود و شوهر ملزم به پرداخت آن به زن مي باشد. (فرهنگ فارسي معين).

پيشينه مهر: 

آغاز و تاريخ معيني براي اين امر نمي توان تعيين کرد. تنها مي توان گفت مهريه از زمان هاي بسيار دور در ميان مردم رايج بوده است. حتي در داستان حضرت موسي(ع) در قرآن کريم (قصص، آيه 27) مي خوانيم که ايشان مدت هشت يا ده سال براي حضرت يعقوب در قبال نکاح دختر ايشان کار کردند. 
در زمان جاهليت نيز، پدران و مادران، مهر را به عنوان حق الزحمه و «شير بها» حق خود مي دانستند و هنگامي که دختري براي يکي از آنها به دنيا مي آمد و ديگري مي خواست به او تبريک بگويد مي گفت: «هنيئا لک النافجه؛ اين مايه افزايش ثروت، تو را گوارا باد» کنايه از اين که بعد اين دختر را شوهر مي دهي و مهر دريافت مي کني. سراج (نگاهي گذرا به شبهات حقوقي پيرامون مسايل زنان)، مرکز پژوهش هاي اسلامي صدا و سيما، ص 168). 

مهريه از ديدگاه اسلام: 

گرچه قانون مهر پيش از اسلام به صورت هاي گوناگون وجود داشت، اما به لطافت و شفافيتي که در اسلام بيان شده است نبود. دين اسلام يک مکتب ارزشي است و زنده کننده عقل و بيدار کننده فطرت ها است. 

در همين راستا مسير انحرافي اجتماعي و ديني که در طول تاريخ به وجود آمده اصلاح نمود و براي نمونه در آيه آمده است: «و آتوا النساء صدقاتهن نحله؛ صداق هاي زنان را به عنوان بخشش و هديه پرداخت کنيد» (نساء، آيه 4). اين آيه تا حدود زيادي ديدگاه اسلام را درباره «مهر» روشن مي کند. در اين آيه از مهر به «صداق» و «نحله» تعبير شده است. مهر را از آن جهت صداق گويند که نشانه صادقانه بودن علاقه مرد است يا به خاطر آن که نشانه صدق ايمان است. نحله يعني بخشش از روي طلب نفس و رضاي خاطر. به کار رفتن اين واژه از آن جهت است که مهر جنبه اهدايي و پيش کشي و عطيه دارد. (تفسير نمونه، ج 3، ص 262). 

حاصل آن که، مهر از نظر اسلام يک پيش کش و هديه به زن است و هيچ يک از والدين حقي به آن ندارند. زن در عين اين که از مرد پيش کش دريافت مي کند استقلال اجتماعي و اقتصادي خود را حفظ مي کند؛ يعني به اراده خود، شوهر انتخاب مي کند نه به اراده پدر يا برادر. همچنين در مدتي که در خانه پدر است و هنگامي که به خانه شوهر مي رود کسي حق ندارد او را به خدمت خود بگمارد و استثمار کند. محصول کار و زحمتش به خودش تعلق دارد نه به ديگري و در معاملات حقوقي خود به قيمومت مرد احتياجي ندارد. 

فلسفه تعيين مهر: 

فلسفه تعيين مهر از نگاه اسلام، تنها جنبه مادي و اقتصادي ندارد بلکه بسياري از ابعاد معنوي و تربيتي لطيف که حاکي از پيوند محبت و عشق و بقا و تکامل بوده نيز منظور شده است. 

براي اين که هويت معنوي - نه اقتصادي - مهر روشن گردد لازم است برخي دستورات آسماني که درباره تعيين صداق و تبيين کابين و مهر در احاديث آمده است مورد دقت قرار گيرد. براي نمونه اولين کابيني که براي مبدأ نسل کنوني بشر يعني نکاح آدم وحوا(ع) معين شد آموزش احکام بود، چنان که بر اساس حديثي که زراره از امام صادق(ع) نقل مي کند: خداوند به حضرت آدم فرمود: «رضاي من آن است که معارف دين مرا به او بياموزي، آدم گفت: قبول کردم». همچنين گاهي رسول اکرم(ص) که صداق برخي اصحاب را تعليم سوره اي از قرآن قرار مي داد. 

به هر حال فلسفه مهريه را در امور ذيل خلاصه مي توان کرد: (زن در آيينه جلال و جمال، آيت الله جوادي آملي، نشر اسراء، ص 340)

1. مهريه تجلي فطرت و طبيعت است: هديه دادن به محبوب به عنوان اظهار محبت و نشان دادن علاقه، امري فطري و طبيعي است که معمولا از سوي کسي که پيش قدم مي شود و طالب و يا خواستگار است ارايه مي گردد. اين امر حتي در ميان بسياري از موجودات رايج است. مثلا مسأله اي که به تازگي کشف شده اين است که زاغچه نو پس از بازديد آشيانه هاي مورد نظر به اتفاق همسر آينده اش به او يک حشره هديه مي کند. 

2. مهريه قانون عشق و جذب است: مرد از نظر آفرينش مظهر طلب، عشق و تقاضا است و زن مظهر محبوبيت و معشوقيت مي باشد. مهريه از جانب مرد يک اظهار عشق و محبت فوق العاده براي زن مي باشد که حتي بالاتر از بخشش و هديه هاي معمولي است. 

3. مهريه پاداش و نشانه حيا و عزت زن است. مهر با حيا، عفت و عزت زن يک ريشه دارد. زن از لحاظ آفرينش نسبت به شهوت ها مقاوم تر است اين ويژگي همواره به زن فرصت داده که دنبال مرد نرود و خود را رايگان در اختيار او قرار ندهد. 

4. مهريه باعث بقاي خانواده و مانع از فروپاشي آن است. برخي مردان هوس باز گاه بدون هيچ دليلي همسر را ترک و زن ديگري را که جوان تر و با نشاط تر است انتخاب مي کند. مهريه مانع عمده اي در مقابل اين هوس راني ها است. 

5. مهر باعث تعادل اقتصادي است. هر چند زن داراي استقلال مالي و اقتصادي از نظر اسلام است ولي به طور معمول در جوامع ابتکار عمل به دست مردان است. در صورت طلاق و جدايي احتمال اين که زن بدون پشتوانه اقتصادي بماند بسيار زياد است. وجود مهريه يک نوع احساس امنيت اقتصادي و پشتوانه براي زن مي باشد. (ر.ک: شهيد مطهري، حقوق زن در اسلام، ص 201). 

نتيجه آن که: مهريه از نظر اسلام تنها جنبه مادي ندارد بلکه افزون بر آن، حکمت هاي ديگري نيز در تعيين مهر نهفته است بنابراين نه تنها به زنان به عنوان کالا نگاه نشده بلکه ارزش و احترام زن به وسيله وضع و تأييد چنين قانوني محفوظ مانده است.

اما روايات:

1. روايتي که از حضرت رضا(ع) در پرسش درباره مهريه آمد، در راستاي همان فلسفه هايي است که ذکر شد. در روايت امام رضا(ع) چند فلسفه براي وجوب مهر بيان شده است:

الف) مؤونه زن بر مرد واجب است، زيرا زن با مرد يک قرار داد بسته و گويا زن فروشنده است و مرد خريدار.

ب) زنان از تجارت و کسب درآمد به علل متعددي محرومند.

از اين روايت برداشت مي شود که نه تنها حضرت رضا(ع) زن را مانند کالا ندانسته بلکه ارزش و جايگاه ويژه او را براي ما معين کرده است.

توضيح آن که: هم چنان که پيش از اين گذشت، زن مظهر معشوقيت و محبوبيت همراه با حيا و عزت است و خود را رايگان در اختيار هر کسي قرار نمي دهد و مرد در مقابل خواهان و متقاضي زن است، بنابراين براي به دست آوردن اين شيء ارزشمند بايد هديه اي متناسب تقديم کند.

از سوي ديگر در خانواده کوچک زناشويي، مسأله تربيت فرزندان به صورت طبيعي به عهده زن گذاشته شده است. اين امر شايد در نگاه سطحي کاري کوچک و حتي بي ارزش، به نظر آيد، اما اين کارکرد زن بهترين و با ارزشمندترين کارها است و در واقع، عالي ترين هدف خلقت است، به همين دليل است که پيامبر اکرم(ص) مي فرمايند: «بهشت زير پاي مادران است».

زني که خود را با اين ديد در اختيار مرد قرار مي دهد و با او چنين معامله اي مي کند و مرد او را انتخاب مي کند از نظر لباس، مسکن، امرار معاش و... بايد تأمين شود. اين امر به عهده مرد نهاده شده تا با تأمين نفقه او و افزون بر آن تأمين پس اندازي به عنوان مهريه براي او جنبه مادي تربيت فرزندان را تأمين کند تا زن با خيالي آسوده به کارهاي خود برسد پس در واقع مي توان گفت: هر چند زن خود را در اختيار مرد قرار مي دهد اما مرد براي او خادمي بيش نيست.

2. درباره روايتي که از حضرت رسول اکرم(ص) نقل شد: «النکاح رق...» شايان ذکر است «رق» به کسر «ر» در لغت به معناي ملکيت و عبوديت آمده است «سجدت لک تعبدا و رقا».

اين واژه در اصل به معناي «بنده» يا «کنيز» نيست، بلکه صفت مشبه اين واژه «رقيق» به معناي بنده مي باشد. چنانچه از اين واژه فعل به کار برده شود براي مثال گفته شود «ارقه» يا «ارقها» به معناي در اختيار گرفتن کسي، محدود کردن کسي، مالک شدن کسي مي آيد» (مجمع البحرين، مدخل «رق» - المنجد، مدخل «رق»).

در روايت، پيامبر اکرم(ص) که براي نشان دادن اهميت انتخاب همسري شايسته و متناسب با دختر، از ازدواج تعبير به رقيت (محدوديت، عبوديت) کرده اند. اين تعبير در واقع کنايه از آن است که براي زنان به طور معمول با ازدواج، محدوديت هايي پديد مي آيد، حال اين محدوديت از ناحيه چه کسي در زندگي و آينده زن بسيار مهم است، از اين رو برخي بزرگان (بهشتي، احمد، خانواده در قرآن، بوستان کتاب، ص 61). 

اين روايت را با توجه به معناي لغوي الفاظ آن چنين ترجمه کرده اند: «زناشويي محدود کردن آزادي است، هنگامي که دختري را شوهر مي دهيد، آزادي او را محدود مي کنيد ببينيد آزادي دخت گرامي خود را به دست چه کسي محدود مي کنيد».





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان