بسم الله
 
EN

بازدیدها: 19

خاطرات واقعي يک حقوقدان(39) ماجراي تلخ قتل يک زن و شوهر

  1397/9/13
خلاصه: ماجرايي که در اينجا نقل مي شود ماجراي واقعي زن و شوهري است که با فاصله 40 روز از يکديگر به قتل مي رسند آنچه بر دردناکي اين جنايات مي افزايد اين است که 7 فرزند کم سن و سال اين زن و شوهر قتل پدر و مادر خويش را با چشمان خود نظاره گر بوده اند.

مقدمه:


     ماجرا مربوط به قتل زن و شوهر ميان سالي است. که داراي 7 فرزند کم سن و سال - که بزرگترين آنها پسري 18 ساله است - بوده و در يکي از محلات شهر زندگي مي کردند. شوهر(مرد خانواده) در امر خريد و فروش مواد مخدر فعاليت داشت به اين خاطر حدود 5 سال پيش به اتهام فروش مواد مخدر محکوم به پنج سال حبس مي گردد. 

در مدت تحمل حبس به اين نتيجه و جمع بندي مي رسد که هيچکس جز همسرش نمي توانسته وي را به پليس لو داده باشد. تا اينکه پس از سپري نمودن دوران محکوميت به منزل مي آيد و پس از حضور در منزل بلافاصله زن خود را با طناب به صندلي بسته و با زنجير و مشت و لگد به جان زن خود مي افتد و او را در مقابل چشمان فرزندان – که اکثراً صغير هستند -  مورد ضرب و جرح قرار مي دهد و گريه و زاري و التماس بچه ها نيز نمي تواند شوهر را از کار خود باز دارد تا اينکه در اثر اين کتک کاري شديد استخوان پاي زن مي شکند.

قتل اول (قتل شوهر):


يکي از پسران زن و شوهر فوق که 15سال سن بيشتر ندارد، وقتي کتک خوردن مادر خود، توسط پدرش را با آن شدت و وضعيت مي بيند، تصميم به کشتن پدر خود مي گيرد.

براي اين کار شب، قبل از خواب تعدادي قرص خواب آور را در آب حل کرده و به پدر خود که در اتاق خواب مجزايي مي خوابيده، مي دهد. نصفه شب پسر بعد از اطمينان از به خواب رفتن اعضاي خانواده، بخصوص پدر خود، به داخل حياط منزل رفته و از داخل جعبه عقب خودرو متعلق به پدرش که در حياط پارک بوده،  يک بطري 4 ليتري حاوي بنزين را برداشته و بدون سروصدا به داخل اتاق خواب پدر مي رود و بنزين داخل بطري را بر روي تشک و رختخواب پدر خود و اطراف آن مي ريزد و ريختن بنزين را تا درب اتاق خواب امتداد مي دهد سپس با کبريت بنزين را آتش مي زند، بعد سريعاً درب اتاق را از پشت قفل کرده و کليد را پرت مي کند و بلافاصله به رختخواب خود مي رود و خود را به خواب مي زند. 

با وقوع آتش سوزي اعضاي خانواده از خواب بيدار شده و شوهر(پدر خانواده) هم درحاليکه از تمام قسمتهاي بدن شعله ور بوده با شکستن درب اتاق، بيرون آمده و خود را به حياط منزل مي رساند و در حياط، شير آب را باز کرده و بر روي خود آب مي ريزد، سپس شوهر به بيمارستان منتقل و در همان روز در بيمارستان فوت مي کند.

قتل دوم (قتل زن):


     پس از فوت مرد خانواده(شوهر)، پرونده در دستور کار شعبه قتل قرار مي گيرد تا اينکه پس از تحقيقات مفصل و دقيق مشخص مي شود که آتش سوزي عمدي بوده و نهايتاً پسر 15ساله خانواده، اقرار به قتل پدر خود با ذکر جزئيات مي کند. 

علي رغم وجود دلايل و قرائن کافي بر ارتکاب قتل توسط پسر خانواده و اقارير متعدد و منطبق با واقع وي، بستگان شوهر(برادران و برادرزاده هاي وي)، نتايج و تحقيقات پليس و شعبه قتل بازپرسي را نپذيرفته و مدعي ارتکاب قتل توسط همسرمتوفي(زن) بودند و هيچ دليلي هم براي اثبات ادعاي خود ارائه نکردند. تا اينکه در چهلمين روز فوت شوهر، دو تن از برادرزاده هاي وي در حاليکه مسلح به سلاح جنگي کلاش بودند به منزل همسر متوفي و بچه هاي وي مراجعه و پس از ورود به منزل بلافاصله در حياط منزل و در مقابل چشمان بچه هاي غالباً خردسال – که قبلاً مرگ پدر را به چشم ديده اند - با اسلحه و ضمن شليک سه گلوله به ناحيه سر و سينه اقدام به قتل زن خانواده مي کنند.



نويسنده: مصطفي عباسي





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان