بسم الله
 
EN

بازدیدها: 494

بررسي فقهي شهادت زن در اسلام- قسمت دوم

  1397/9/13
قسمت قبلي

مروري بر تاريخچه ارث زن در ايران:

ارث زن در ايران ساسانى مرحوم سعيد نفيسى در تاريخ اجتماعى ايران از زمان ساسانيان تا انقراض امويان صفحه 42 مى‏نويسد: «در زمينه تشكيل خانواده نكته جالب ديگر كه در تمدن ساسانى ديده مى‏شود اين است كه چون پسرى به سن رشد و بلوغ مى‏رسيد،پدر يكى از زنان متعدد خود را به عقد زناشويى وى درمى‏ آورده است. نكته ديگر اين است كه زن در تمدن ساسانى شخصيت‏ حقوقى نداشته است و پدر و شوهر اختيارات بسيار وسيعى در دارايى وى داشته‏ اند.هنگامى كه دخترى به پانزده سالگى مى‏رسيد و رشد كامل كرده بود، پدر يا رئيس خانواده مكلف بود او را به شوى بدهد. اما سن زناشويى پسر را بيست‏ سالگى دانسته ‏اند و در زناشويى رضايت پدر شرط بود.دخترى كه به شوى مى ‏رفت ديگر از پدر يا كفيل خود ارث نمى ‏برد و در انتخاب شوهر هيچ گونه حقى براى او قائل نبودند. اما اگر در سن بلوغ، پدر در زناشويى وى كوتاهى مى‏كرد حق داشت‏ به ازدواج نامشروع اقدام بكند و در اين صورت از پدر ارث نمى‏ برد. 

شماره زنانى كه مردى مى‏توانست‏ بگيرد نامحدود بود و گاهى در اسناد يونانى ديده شده است كه مردى چند صد زن در خانه داشته است.ا صول زناشويى در دوره ساسانى- چنان كه در كتابهاى دينى زردشتى آمده - بسيار پيچيده و درهم بوده و پنج قسم زناشويى رواج داشته است:

1. زنى كه به رضاى پدر و مادر،شوهر مى‏ رفت فرزندانى مى‏ زاد كه در اين جهان و آن جهان از او بودند و او را«پادشاه زن‏»مى‏گفتند. 

2. زنى كه يگانه فرزند پدر و مادرش بود،او را «اوگ زن‏»يعنى زن يگانه مى‏گفتند و نخستين فرزندى كه مى‏زاد به پدر و مادرش داده مى‏ شد تا جانشين فرزندى بشود كه از خانه آنها رفته است و شوهر كرده و پس از آن اين زن را هم‏«پادشاه زن‏» مى‏گفتند. 

3. اگر مردى در سن بلوغ بى ‏زن مى‏ مرد،خانواده ‏اش زن بيگانه ‏اى را جهيز مى‏داد و او را به كابين مرد بيگانه ‏اى درمى‏آورد و آن زن را«سذر زن‏»يعنى زن خوانده مى‏گفتند و هر چه فرزند او مى ‏زاد،نيمى به آن مرد مرده تعلق مى‏گرفت و در آن جهان فرزند او مى‏شد و نيمى ديگر از آن شوهر زنده بود.

4. زن بيوه ‏اى كه دوباره شوهر كرده بود«چغر زن‏»مى‏گفتند كه به معنى چاكر زن يعنى زن خادمه باشد،و اگر از شوى اول خود فرزند نداشت او را«سذر زن‏» مى‏دانستند... 

5. زنى كه بى‏ رضاى پدر و مادرش به شوهر مى‏رفت،در ميان زنان پست ترين پايه را داشت و او را«خودسراى زن‏»يعنى زن خودسر مى‏گفتند و از پدر و مادر خود ارث نمى‏ برد مگر پس از آن كه پسرش به سن بلوغ برسد و او را به عنوان‏«اوگ زن‏» به عقد درآورد.» 

در قوانين اسلام هيچ يك از ناهمواري هاى گذشته در مورد ارث وجود ندارد. چيزى كه در قوانين اسلامى مورد اعتراض مدعيان تساوى حقوق است اين است كه سهم الارث زن در اس