بسم الله
 
EN

بازدیدها: 53

مفسران درباره آيه قواميت چه مي گويند؟

  1397/7/7
خلاصه: قيم بودن مردان بر زنان نيز عموميت دارد، و منحصر به شوهر نسبت به همسر نيست، و چنان نيست كه مردان تنها بر همسر خود قيمومت داشته باشند، بلكه حكمى كه جعل شده براى نوع مردان بر نوع زنان است.

خداوند در آيه 34 سوره نساء مي فرمايد: «الرِّجالُ قَوّامُونَ عَلَي النِّساء بِما فَضَّلَ الله ُبَعضَهُمْ عَلي بَعضٍ وَ بِما اَنفَقُوا مِنْ اَموالِهِمْ فَالصّالِحاتُ قانِتاتٌ حافِظاتٌ لِلغَيبِ بِما حَفِظَ الله ُ»(1) 
«مردان، سرپرست زنانند، به دليل آنكه خدا برخى از ايشان را بر برخى برترى داده و [نيز] به دليل آنكه از اموالشان خرج مى‏كنند. پس، زنانِ درستكار، فرمانبردارند [و] به پاس آنچه خدا [براى آنان‏] حفظ كرده، اسرار [شوهرانِ خود] را حفظ مى ‏كنند».

آيه مورد نظر با توجه به اهميت فوق ‌العاده‌ اش، مورد توجه تمامي مفسران و عالمان اسلامي بوده است. در اين نوشتار قصد داريم، به نحو اجمال، به برخي از ديدگاه‌ هاي اين بزرگان در باب آيه  قواميت اشاره کنيم.

الف) بيشتر مفسران شيعه و اهل سنت معتقدند آيه بر برتري و سيطره نوع مردان بر زنان دلالت دارد.

از جمله صاحب الميزان که آورده اند:

مردان قائم بر زنانند و علت اين امر دو چيز است يکي زيادت هايى است كه خداى تعالى به مردان داده، به حسب طاقتى كه بر اعمال دشوار و امثال آن دارند، و ديگر به خاطر مهريه‏ اى است كه مردان به زنان مى ‏دهند، و نفقه ‏اى كه همواره به آنان مى ‏پردازند.

ايشان آورده اند: از عموميت علت در اين آيه به دست مى ‏آيد كه حكمى كه مبتنى بر آن علت است، يعنى قيم بودن مردان بر زنان نيز عموميت دارد، و منحصر به شوهر نسبت به همسر نيست، و چنان نيست كه مردان تنها بر همسر خود قيمومت داشته باشند، بلكه حكمى كه جعل شده براى نوع مردان بر نوع زنان است. پس «الرِّجالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّساءِ»؛ اطلاقى تام و تمام دارد، و اما جملات بعدى كه مى ‏فرمايد: «فَالصَّالِحاتُ قانِتاتٌ»؛ كه ظاهر در خصوصياتى است كه بين زن و شوهر هست، نمى‏ خواهد اين اطلاق را مقيد کند، بلكه مى‏ خواهد فرعى از فروع اين حكم مطلق را ذكر نموده، جزئى از ميان جزئيات آن كلى را بيان كند، پس اين حكم جزئى است كه از آن حكم كلى استخراج شده، نه اينكه مقيد آن باشد. 

ايشان در ادامه تاکيد کرده اند: قيمومت مرد بر زنش به اين نيست كه سلب آزادى از اراده زن و تصرفاتش در آنچه مالك آن است بكند، و معناى قيمومت مرد اين نيست كه استقلال زن را در حفظ حقوق فردى و اجتماعى او، و دفاع از منافعش سلب كند، پس زن همچنان استقلال و آزادى خود را دارد، هم مى ‏تواند حقوق فردى و اجتماعى خود را حفظ كند، و هم مى ‏تواند از آن دفاع نمايد و هم مى‏ تواند براى رسيدن به اين هدف هايش به مقدماتى كه او را به اهدافش مى ‏رساند، متوسل شود. بلكه معناى قيمومت مرد اين است كه مرد به خاطر اينكه هزينه زندگى زن را از مال خودش مى ‏پردازد تا از او استمتاع ببرد، پس بر او نيز لازم است در تمامى آنچه مربوط به استمتاع و همخوابگى مرد مى ‏شود او را اطاعت كند، و نيز ناموس او را در غياب او حفظ كند، و وقتى غايب است مرد بيگانه را در بستر او راه ندهد، و آن بيگانه را از زيبائي هاى جسم خود كه مخصوص شوهر است، تمتع ندهد و نيز در اموالى كه شوهرش در طرف ازدواج و اشتراك در زندگى خانوادگى به دست او سپرده و او را مسلط بر آن ساخته، خيانت نكند.(2)

ابن کثير و صاحب الکشاف نيز از جمله کساني هستند که معتقدند آيه بر قواميت نوع مردان بر نوع زنان دلالت دارد و آورده اند:

آيه بر اين دلالت دارد که مردان قائم بر امور زنانند همچنان که واليان قائم به امور رعايا هستند و ضميري که در «بَعْضَهُمْ» آمده به جميع مردان و زنان بازمي گردد.(3)

از ديگر مفسران قائل به اين نظريه مي توان شيخ طوسي در تبيان و طبرسي در مجمع ‌البيان را نام برد.(4)

ب‌)    برخي از مفسرين با توجه به ادامه آيه معتقدند آيه بر برتري و قواميت مرد در خانواده دلالت دارد. ايشان قواميت مرد را به روابط زن و مرد در خانواده اختصاص داده و وظايف و اختيارات خاص را براي مردان در اين خصوص برشمرده اند.

از جمله صاحب تفسير نمونه که آورده است:

خانواده همانند يك اجتماع بزرگ نياز به رهبر و سرپرست واحدى دارد. خداوند در اين آيه مقام سرپرستي خانواده را به مرد داده و اين به خاطر وجود خصوصياتى در مرد است مانند ترجيح قدرت تفكر او بر نيروى عاطفه و احساسات و ديگرى داشتن بنيه و نيروى جسمى بيشتر. بعلاوه تعهد او در برابر زن و فرزندان نسبت به پرداختن هزينه ‏هاى زندگى و پرداخت مهر و تامين زندگى آبرومندانه همسر و فرزند، اين حق را به او مى ‏دهد كه وظيفه سرپرستـى خانواده به عهده او باشد.

البته ايشان در ادامه بر اين مطلب تاکيد دارند که سپردن سرپرستي خانواده به مردان نه دليل بالاتر بودن شخصيت انسانى آنهاست و نه سبب امتياز آنها در جهان ديگر، زيرا اين موارد صرفاً بستگى به تقوى و پرهيزگارى دارد.(5)

صاحب زبدة البيان نيز بر همين عقيده است که آيه اختصاص به سرپرستي و قواميت مرد در خانواده دارد و اين به سبب فضيلتي است که خداوند در کمال عقل به وي داده و نيز به سبب نفقه اي است که مردان از اموال خويش به همسر و فرزند مي پردازند.(6) 

ج‌)    برخي از مفسرين قواميت مرد را نه از باب فضيلت، بلکه از باب وظيفه دانسته اند. از جمله صاحب تفسيرالقرآن که از مفسرين اهل سنت است، معتقد است: قواميت مرد يک وظيفه است.

نظام زندگي اقتضا مي کند که يکي از زن و مرد سرپرستي خانواده را برعهده بگيرد. پس اگر حق قواميت براي مرد نباشد، براي زن خواهد بود و جمله «بِما فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلى‏ بَعْضٍ وَ بِما أَنْفَقُوا مِنْ أَمْوالِهِمْ» کاشف از مزايايي است که مرد را قوام بر زن قرار مي دهد.(7)

آيت الله جوادي آملي نيز از جمله کساني است که محدوده قواميت مردان را در خانواده مي دانند و قوّام بودن مرد را به نوعي تکليف و مسئوليت، تبيين کرده و رهبري و رياست او را نيز در آن توجيه نموده اند و مي فرمايند: قوّام بودن، نشانه کمال و تقرب به خدا نيست، چون مسائل اجتماعي و اقتصادي و کوشش براي تحصيل مال و تامين نيازمندي هاي منزل و اداره زندگي را مرد بهتر به عهده مي گيرد و مسئول تامين هزينه است، سرپرستي داخل منزل هم با اوست. ولي چنين نيست که از اين سرپرستي مزيتي هم به دست آورد، بلکه يک کار اجرايي و يک وظيفه است نه يک فضيلت.(8)

از نظر ايشان «الرِّجالُ قَوّامُونَ عَلَي النِّساءِ» يعني مرد بايد قوّام باشد، اين تقريباً يك جمله خبريه ‌اي است كه به داعي انشاء القا شده است؛ يعني قيموميت را شارع براي مرد جعل كرده است، اين مي‌شود وظيفه يعني «يجب علي الرجل ان يكون قوّاماً علي نسائه، علي امرأته» اين يك وظيفه است، براي اينكه ناموس را او مي ‌تواند حفظ بكند در مقام دفاع، او مقدم است [و] تأمين هزينه به عهده اوست».

در واقع آيت الله جوادي آملي بنحوي بسيار ظريف به اين آيه توجه نموده و آيه را بسيار زيبا در مورد مرد و زن و نقش و وظيفه آنان در خانواده تبيين نموده اند. مطابق بيانات ايشان در درس تفسيرشان «از نظر كار اجرايي و نظم داخلي، يك سلسله برتري هايي مرد دارد، زيرا مسئول خانواده و مديرعامل اين واحد، مرد است براي اينكه مرد، قدرت تفكرش بيش از احساس و عاطفه اوست و زن، قدرت انعطاف و احساسي او بيش از تفكر اوست، براي اينكه او بايد مادر باشد و خاصيت مادري و پرورش فرزند، با عاطفه و مهرباني همراه است، اما هيچ‌كدام از اينها قرب الي الله نمي‌آورد.»

اما ايشان بيان آيه را در مورد زنان نيز اينگونه تفسير نموده و مي فرمايند: «در كارهاي اجرايي، در تأمين شئون منزل، مدير داخلي مرد است؛ اما زن هايي كه مؤمنه ‌اند، صالحه هستند، مطيع ‌اند و دائماً در اطاعت حق ‌اند، از آنها به عظمت نام مي ‌برد «فَالصّالِحاتُ قانِتاتٌ»، «قنوت» همان دوام بر اطاعت است «فَالصّالِحاتُ قانِتاتٌ حافِظاتٌ لِلْغَيْبِ» اينها آبروي مرد، اسرار مرد و اموال او را حفظ مي ‌كنند».(9)

در اين نوشتار ملاحظه شد که مفسران ديدگاه ها و برداشت هاي متفاوتي در باب مفهوم و محدوده قواميت در اين آيه داشته اند و برخي قواميت را در کل جامعه و عده اي در حوزه خانواده دانسته اند، اما پس از بيان ديدگاه هاي قرآني نسبت به آيه، در يادداشت هاي بعدي به نگاه فقهي و حکمي در باب اين آيه و روايات معصومين (ع) در موضوع قواميت خواهيم پرداخت.  


---------------------------
پي نوشت
1.    النساء: 4/34.
2.    طبائي، السيد محمد حسين؛ الميزان في تفسيرالقرآن، موسسه النشر الاسلامي، قم،1363ش، ج‏4، ص343.
3.    القرشي الدمشقي، اسماعيل بن کثير؛ تفسير القرآن العظيم، دارالکتب العلميه، بيروت، 1418ق، ج1، ص481/ الزمخشري؛ الكشاف عن حقائق التنزيل وعيون الأقاويل في وجوه التأويل، ج1، ص495.
4.     الطبرسي، الفضل بن الحسن؛ مجمع البيان فى تفسير القرآن، چ1، انتشارات ناصر خسرو، تهران، 1372ش، ج3، ص69/ الطوسى، محمد بن الحسن؛ التبيان فى تفسير القرآن، دار احياء التراث العربى، بيروت، بي تا، ج3، ص189. 
همچنين رجوع شود به: نويسنده: ابوالفتوح رازى، حسين بن على؛ روض الجنان، بنياد پژوهش هاى اسلامى آستان قدس رضوى، مشهد، ج1، ص760ـ761 / فخرالدين رازى، ابوعبدالله محمد بن عمر؛ مفاتيح الغيب، دار احياء التراث العربى، بيروت، 1420ق، ج 10، ص 71 / آلوسى، سيد محمود؛ روح المعانى فى تفسير القرآن العظيم، دارالكتب العلميه، بيروت، 1415ق، ج3، ص24.
5.    مکارم شيرازي، ناصر؛ تفسير نمونه، دار الكتب الإسلامية، تهران، 1374، ج3، ص369.
6.    مقدس اردبيلى، احمد بن محمد، زبدة البيان فى أحكام القرآن، كتابفروشى مرتضوى، تهران، بي تا، ج1، ص536.
7.    خطيب، عبدالكريم؛ التفسير القرآنى للقرآن، بي نا، بي جا، بي تا، ج3، ص781.
8.    جوادي آملي؛ عبدالله؛ زن در آئينه جلال و جمال، چ اول، مرکز نشر فرهنگي رجاء، بي جا، 1369ش، 1369ش، ص366.
9.    جوادي آملي؛ عبدالله؛ تفسير تسنيم، تفسير سوره ي نساء، جلسه 110، سايت اسراء.



نويسنده: ليلا حسن زاده- کارشناس ارشد فقه و حقوق اسلامي





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان