بسم الله
 
EN

بازدیدها: 48

شخصيت بزهكار و مؤلفه هاي مؤثر بر آن- قسمت سوم

  1397/7/7
خلاصه: شخصيت فرد، فاكتور ي است كه همواره بر زندگي فرد تاثير مي گذارد، و حتي به طور ناخود آگاه رفتار و مناسبات فرد تحت تاثير شخصيت وي مي باشد. شخصيت در طول عمر انسان ثابت و پايدار است ولي قابل اصلاح مي باشد. عوامل گوناگوني برروي شخصيت فرد تاثير مي گذارد كه تاثير آن ها برهم تابع عوامل ديگري نيز مي باشد مانند شغل،تربيت،مسكن و بيماري ها و...اما شخصيت تنها عامل منحصر به فرد در رابطه با ارتكاب جرم نمي باشد و تنها بسته و زمينه ساز تلقي مي شود.چه بسا انسان هاي كاملاً نرمال هم در شرايطي كه محيط و عوامل بيروني بر آن ها سنگيني مي كند دست به ارتكاب جرم بزنند.
قسمت قبلي

گروه دوم:گروه شخصيت هاي درون گرا،ترسيده و خود خور

1) شخصيت پرهيز كاري (دوري كننده)

شديداً مراقب رفتار و كردار و نحوه لباس پوشيدن يا محبت كردن خود هستند،در دل اين افـراد هميشه ترس از رسوايي وجود دارد. 

عليرغم اين كه بسيار علاقمند به ايجاد ارتباط با ديگران هستند ولي نهايتا از افراد دوري ميكنند؛ در تمامي مناسبت هاي اجتماعي ناراحتند،مي ترسند كه مورد تمسخر قرار گيرند.

يكي از ترس هاي بزرگ اين افراد طرد شدن است. طبعاً چنين افرادي از اعتماد بـه نفـس كمـي برخوردارند، حساسيت بيش از اندازه از خودشان نشـان مـي دهنـد و از كمـك گـرفتن و طلـب مساعدت از ديگران خودداري خواهند كرد.اگر روزي احساس كننـد شخصـي آنهـا را دوسـت ندارد حاضرند تمام فعاليت هاي شخصي و اجتماعي خود را تغييربدهند تا از وي دوري كنند.

علائم ناراحتي در جمع از اوايل جواني شروع مي شود، با فقدان اعتماد به نفس همراه شده و بـه تمامي بخش هاي زندگي اين افراد نفوذ پيدا مي كند،از ارتباط اجتمـاعي بـا ديگـران تـا ارتبـاط حرفه اي هنگام كار و حتي ارتباط عاطفي با جنس مخالف. 

شيوع اين شخصيت به حدود 1% از كل جمعيت مي رسد و در زن و مرد يكسان است. برخي از اين افراد از بيماري phobia يا ترس از اجتماع هم در رنج هستند،برخي ديگربـه افسـردگي و نگراني هاي بيمار گونه مبتلا مي شوند.

ويژگي هاي اين افراد:

1) خجالتي بودن

2) درون گرايي

3) فقدان اعتماد به نفس

4) نگراني در جمع

5) حساسيت بي حد به rejection، مطرود شدن

6) از ملاقات با افراد تازه و يا تجربه هاي جديد مي ترسند و طبعا دوري مي كنند.

7) به ديگران اعتماد نمي كنند.

8) ترس از كار غلطي كردن،حرف اشتباهي زدن و رسوا شدن هميشه همراه آنان است .

9) فعاليت هايي كه براي يك انسان سالم جزء رفتارهاي روزمره بوده و بدون مقدمه انجام پـذير است براي اين افراد دشوار و همراه با پسامدهاي نگران كننده به نظر مي آيد.

10) چنانچه وارد يك رابطه بشوند اغلب به ديگـران وابسـته انـدو هميشـه نگـران از دسـت دادن رابطه اند.

11) اين افراد اغلب به يك روند تكراري عادت مي كنند و هميشه از تغيير پرهيزمـي كننـد،چرا كه هرگزبه خود ايمان ندارند.

12) اين ها گروههايي هستند كه از ترفيع و ارتقاء هم خوشحال نيستند و اغلـب بـه بهانـه جامعـه پسند پيشنهادات جديد را رد مي كنند.

درمان 
در ابتدا اين افراد جزء روان درماني حمايتي supportive psychotherapy درمان ديگـري را تحمل نخواهند كرد.ولي بعد از ايجاد ارتباط و اعتمـاد،روان درمـاني آگـاهي دهنـده و حتـي روان درماني analytic قابل استفاده خواهد بود، رفتار درماني و تمـرين هـاي مخصـوص كـه گستره تجربي افراد را بيشتر مي كند براي اين افراد مفيد است pensonal inter Psychotherapy هم در بهبود روابط عاطفي موثراست.

رفتار درماني بـا استفاده از تكنيك هايي مثل training assertiveness آموزش اتكاء به نفس social training skillآموزش مهارت اجتماعي وانجام مي شود.منطق درماني كه تصورات غلط را زير سوال مي بردtherapy congnition وبيمار را در آشنايي با توانايي هاي خود ياري مـي دهد براي رشد اعتماد به نفس بسيار موثراست.

گروه درماني هاي حمايتي تاثير بسيار در ايجاد اعتماد به ديگران وكاهش ترس از جامعه خواهد داشت.

داروهاي مصرفي براي نگراني ها و جلوگيري از دست پاچگي در مقابل ديگران به اين بيمـاري كمك مي كند كه قدم هاي اوليه را بهترو راحت تربردارند. 

دومين شخصيت از گروه دوم، شخصيت وابسته dependant

اين افراد در وابستگي به ديگران از حدود و مرزهاي طبيعي مي گذرند. همه ما به گونه اي به ديگران وابسته ايم اما نه به اين معنا كه بدون ديگران قادر به زندگي كردن نباشيم. شخصيت وابسته بدون ياري ديگران قادر به ادامه زندگي نيسـت. ايـن افـراد از نوجـواني قادر به بريدن بندهاي وابستگي به خانواده نبوده اند.

اغلب اين افراد به اطمينان گرفتن از ديگران نظر خواهي،ياري گرفتن،تاييد خواستن و خلاصه به نوعي به يك بردگي رواني تن در داده اند.اغلب اين افـراد نيازمنـد بـه تاييـد ديگـران هسـتند. از تنهايي رنج مي برند،به اميد پشتيباني و حمايت ديگري اسـت كـه مـي تواننـد بـه زنـدگي ادامـه دهند.ترس از اينكـه مبـادا بـه خـود واگذاشـته شـوند و مجبـور باشـند كـه از خودشـان مراقبـت كنند،رهايشان نمي كنند.اين افراد با كسي مخالفت نمي كنند چرا كه مخالفت ممكـن اسـت بـه خشم ديگري بيانجامد و خشم مي تواند بهانه اي باشد براي اينكه او را تنها بگذارند.

اين بيماري شايع ترين بيماري شخصيتي در مـراجعين بـه روان پزشـكان اسـت.در بررسـي هـاي آماري در آمريكا بين زن و مرد يكسان است ولي در ايران احتمالا بين زن ها شايع تراست.

علائم تشخيصي عبارتند از:
1) ين افراد بدون مشاوره با ديگري نمي توانند تصميم بگيرند و اگر هم تصميم بگيرند به كرات از ديگران نظر خواهي مي كنند وپاسخ هاي منفي بسيار آن ها را نااميد خواهد كرد.

2) اغلب اين افراد در بخش هاي عمده زندگي شان مسئوليت را به عهده ديگران مي گذارند.

3) اين افراد تنبل و بي انرژي نيستند،بلكه به طرح و نحو اجرا و تصميمات خودشان اعتماد ندارند و نيازمند هستند كه ديگري آنها را سرپرستي كند.

4) براي نگهداري منبع حمايت از هيچ كاري دريغ نمي كنند حتي اگر لازم باشد به كاري دست بزنند كه تحقيرآميزو ناخوشايند باشد.

5) از تنهايي ناراحت و نااميد مي شوند،در واقع تنهايي به طور اغراق آميزي دردناك و غير قابـل تحمل تجسم مي شود.

6) اين افراد به محض جدائي شان از مرجـع حمـايتي بـه سـرعت خودشـان را بـه دامـن رابطـه بـا ديگري مي اندازند كه طبعا عجولانه و ناموفق است.

7) اگر با مسئله اي مخالف باشند،از ترس اينكه حمايت ديگري رااز دست بدهند،نظرشان را بيان نخواهند كرد.

اين افراد در زندان نيازمندي هايشان زندگي مي كنند،از اعتماد به نفس بي بهره اند،در گفتگو از خويشتن اغلب تحقيرآميز و ناتوان ياد مـي كننـد.در گفتگـو بـا ديگـران حتـي اگـر بـا نظريـات ديگري مخالف باشند او را تاييد مي كنند مبادا كه با ابراز عدم توافق جايگـاه خـود را بـه خطـر بياندازند.اين افراد اغلب علائم بيماري هاي شخصيتي ديگري را هم نشان مي دهنـد. و شـايعا بـه افسردگي ها و بيماري هاي اضطرابي مبتلا خواهند شد.درمـان ايـن افـراد روان درمـاني اسـت .و بيشتر كار روي اعتماد به نفس و انجام كارها و فعاليت هاي مناسب بـدون مشـورت بـا ديگـران متمركز خواهد بود.روانكاو براي اين افراد الگو خواهد بـود و بايـد مراقـب باشـد كـه وابسـتگي بيمار گونه به وجود نيايد.آموزش مهارت هاي اجتماعي و اتكاء به نفس همراه با منطق درماني و رفتار درماني كمك بسياري به اين بيماران خواهد كرد. در موارد افسردگي و اضطراب درمان هاي دارويي نقش ارزنده اي دارد. 




نويسندگان:
- كوثر لجم اورك
- داريوش جعفري





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان