بسم الله
 
EN

بازدیدها: 57

زن در آئينه جلال و جمال- قسمت دوم (قسمت پاياني)

  1397/7/4
قسمت قبلي

تفاوت عقلي زن و مرد


به فرموده حضرت رسول اكرم صلوات الله عليه و آله وسلّم: «عقلي سبب تقرب به خداوند است كه انسان با آن نيرو، غرايز و اميال را عقال مي كند» (عقال زانوبندي است كه زانوي شتر سركش را با آن مي بندند تا چموشي و فرار نكند.)

هرگز نمي توان اثبات كرد عقل مرد در جنبة عبادي قوي تر از زن است نه با تجربه و نه با برهان، اگر هم در برخي شرايط از جمله شرايط اجتماعي و امكانات رشد علمي براي مردها برتري فكري در مسائل علمي يا سياسي و اجرايي وجود دارد اين تنها يك برتري زايد است.(ص 229) تو ضيح اينكه در مسائلي كه سود و زيان آن در سير ابدي انسان موثر است عقل زن و مرد هيچ تفاوتي ندارد موجود ابدي بايد علمي را كسب كند كه بعد از مرگ نيز خريدار داشته باشد و اين برتريها طبق آيه 32 سوره مکرمه زخرف جهت برقراري کارهاي يک محيط اجتماعي است که گاهي به روال طبيعي رخ ميدهد وگاه در اين گونه موارد، روندي غير طبيعي و تابع جبر جامعه را سير ميکند.

 بنا بر اين تفاوت احتمالي زن و مرد از نظر عقلي در محدوده عقل ابزاري است (كه آنهم بيشتر به خاطر شرايط متفاوت اجتماعي براي زن و مرد است) كه انسان با آن بتواند علوم حوزوي و دانشگاهي را فراهم كند تا چرخ دنيا بچرخد.(ص232)

حقوق زن


مسئله حقوق، جزو علوم انساني است و علوم انساني تا زماني كه انسان شناخته نشود، سامان نمي يابد و انسان نيز وقتي شناخته مي شود كه همه حيثيتهاي فردي و جمعي او بررسي و رابطة وي با جهان تبيين شود و نيز خودِ جهان شناخته شود، چون اگر جهان را نشناسيم رابطة انسان و جهان هم مبهم است. در پرتو تبيين اين مثلث است كه انسان مي تواند در رابطه با حقوق بشر فتوا دهد و تا زماني كه سه موضوع ياد شده مجهول است، عقل حكم مي كند كه اين حقوق را از مبدئي  بگيريم كه جهان و انسان را آفريده و آن دو را پيوند داده است. آنگاه با عقل درون و بيرون خواهيم دانست كه حق زن و مرد چقدر است، منتها بايد عقل را در فهميدن به كار گرفت و شكوفا كرد.(ص 281 و 280) ظلم و عدل، فرع بر مرزبندي حقوق است و مرزبندي حقوق، فرع بر جهان بيني است و بر پاية جهان بيني الهي، خداي سبحان، انسان و جهان و رابطة آن دو را خلق، تدوين و تبيين مي كند و رقم مي زند. (ص282)

حقوق زن، احياي علمي و اجراي عملي


تحقق عيني حقوق زن در خانواده و جامعه و اجتماع، در گرو چند عنصر محوري و ضروري است:

1ـ اثبات اصل حق و شئون آن با دليل عقلي و نقلي معتبر.

2ـ در صورت عمل به آن حقوق اگر مزاحمت براي حقوق شوهر باشد با رعايت اهمّ و مهم از لحاظ صلاح جامعه يا خانواده، در شرايط ضمن عقد، محدودة آن بطور واضح تبيين شود.

3ـ تثبيت ضمانت اجراي حقوق مشترك و مختص زن و مرد بدون تضييع آن، با هماهنگي قوه مقننه و مجريه و نظارت، قضا ، داوري صحيح و بهنگام قوه قضائيه.

4ـ چون اساس خانواده طبق رهنمود خداوند سبحان، «مودت و رحمت است» (روم/21).

از اينرو نصاب اخلاق در خانواده و جامعه، كمتر از نصاب حقوق نيست چرا كه رعايت اصول اخلاقي مهمترين عامل تضمين كنندة حقوق افراد است اسلام به زن و شوهر توصيه متعادل و برابر اخلاقي دارد و در سفارش اخلاقي جانب مرد را بيش از جانب زن رعايت نكرده است ليكن بايد در تحليل سفارشهاي اخلاقي، ويژگي هر صنفي از زن و مرد ملحوظ گردد تا چنين توهم نشود كه اسلام زن را خاكسار مرد قرار داده و همان رسم فرسودة جاهلي را در كسوت اخلاق بر زن تحميل نموده است.

تفاوت صنفي زن و مرد مانند تفاوت اصناف ديگر از مردها با يكديگر و زنها با همديگر براي برقراري نظام احسن براساس تسخير عادلانه متقابل است نه تسخير ظالمانه يا جاهلانه و نه تسخير يك جانبه و يك سويه.

جايگاه حقوقي ـ اجتماعي زن


قرآن درباره عظمت حقوقي ـ اجتماعي زن مي فرمايد:« اي اهل ايمان براي شما حلال نيست كه زنان را به اكراه به ميراث بگيريد و به زنان سختگيري و بهانه جويي مكنيد كه قسمتي از آنچه مهر آنها كرده ايد به جور بگيريد مگر عمل زشت وناشايستي از آنها آشكار شود و با آنها در زندگاني با انصاف و خوش رفتار باشيد و چنانچه دلپسند شما نباشند، اظهار كراهت مكنيد، بسا چيزها كه ناپسند شماست و حال آنكه خدا در آن خير بسياري قرار داده است.» (نساء/19)

در اين آيه «عاشروهنَّ بالمعروف» گر چه در زمينه امور خانوادگي است اما اختصاص به آن ندارد زيرا ملاك آن در مسائل اجتماعي نيز وجود دارد و بايد زنان در جامعه و صحنه هاي سياست، درمان، پزشكي، فرهنگي و تدريس، سِمَت و حضور داشته باشند چرا كه شايد خير فراواني در اين كار باشد.

اما اگر عده ايي از هنر، فضيلت و جمالي كه خدا به نام عاطفه، رحم و رقت به زن داده است به جاي بهره بردن از اين فضايل زن، او را در معرض نمايش غرايز درآورند، ظلم به جامعه روا داشته اند. اگر اسلام زنها را به حجاب دعوت مي كند از عاطفة زن نيز به عنوان يك محور تربيتي استفاده مي كند و زن را در ساية حجاب و ساير فضايل به صحنه مي آورد تا معلم عاطفه، رقت، درمان، لطف، صفا، وفا و مانند آن شود ولي دنياي كنوني، حجاب را از زن مي گيرد تا به شكل لعبت به بازار بيايد و غريزه را تأمين كند چنين زني ديگر معلم عاطفه نيست او فرمان شهوت مي دهد نه گذشت و شهوت جز كوري و كري چيزي به همراه ندارد از اينرو اسلام اصرار دارد كه زن به جامعه بيايد ولي با حجاب كه درس عفت و عاطفه دهد نه آموزش شهوت و غريزه.

مادي گرايان چون حقيقت انسان را جز بدن و تن او نمي دانند اِنسان را به دو شكل زن و مرد مي بينند گمان مي كنند كه زن و مرد با هم تفاوت دارند. اما انسان موحد، تفاوتها و تفاضلهاي انسانها  را از ديد مهندسي مي نگرد و با اصول، ارزيابي مي كند كه طبق آن اصول، زن و مرد، امتيازي بر ديگري ندارند. آيا مي توان گفت در جهان، گل و عطر گل، بهتر است يا آهن و چدن؟ بديهي است كه كارهاي محكم با آهن است و امور ظريف هنري و عاطفي را گل به عهده دارد و وجود هيچكدام بدون ديگري، شدني نيست.

رسوخ انديشه هاي جاهلي


برخورد با زن گناهكار يا مرد گناهكار به لحاظ حقوقي از نظر اسلام كاملاً يكسان است و اينكه برخي زن زناكار را آلوده تر از مرد زناكار مي دانند انديشه اي است جاهلي.  بنابراين براي پي بردن به عظمت مقام زن بايد ابتدا از انديشة جامعه، جاهليت زدايي كرده و مغايرت برخي اعتقادها با نظر اسلام را تبيين نمائيم.(ص291)

زن و تصدّي امور اجرايي


از مباحثي كه تاكنون مطرح شد جاي تعجبي ندارد كه قضاوت، مرجعيت و امام جماعت بودن براي زنان خالي از هرگونه اشكال باشد و اگر برخي از فقها اين سمتها را براي زنان جايز ندانسته، برهان قاطعي نيز براي اشتراط مرد بودن در قضاوت و مرجعيت ارائه نكرده اند.

هويت ديني زن


ارزش زن به عنوان هويت ديني، با روشن شدن گوشه اي از اسرار ازدواج از زبان صاحب وحي روشن مي شود. زن، نه تنها بازيچة مرد، وابسته و ابزار نيست، بلكه چون بنيان مرصوصي است كه مرد را از پرتگاه دوزخ مي رهاند و از انحراف نجات مي دهد و با هم از خطر تيرگي و تاريكي، آسوده 
مي شوند پيامبر اكرم صلوات الله عليه و آله و سلم مي فرمايند: «هر كه ازدواج كند نصف دين خود را حفظ كرده است» اين حديث بيانگر اين مطلب است كه هويت مرد براي زن در نكاح و هويت زن براي مرد در ازدواج، يك هويت ديني است نه غريزي و نه يك آميزش صرفاً حيواني كه در هر نر و ماده اي يافت مي شود.(ص18)

زن و مديريت خانواده


مطلب بسيار مهمي كه بيش از هر گونه حقوق و مزاياي اجتماعي حرمت دارد، آنست كه زن در عين فراگيري علوم و فنون سودمند اسلامي، پرورش نسل آينده و انسانهاي واقعي و امت اسلامي را بعهده دارد. به ديگر سخن، جامعة آينده بر زنان كنوني حق انساني و الهي دارند، مبادا ارزشهاي مادي و عادي، مقام والا و عظيم مادري را بدست نسيان بسپارد و آن را كمتر از ستمهاي ديگر وانمود كند و خانه داري و مديريت داخلي خانواده كه ركن اصيل جامعة اسلامي است، كمرنگ گردد.

نه خانواده و نه اجتماع و نه حكومت مجاز نيستند مقام شامخ مادري را تنزل و يا منزلت رفيع مديريت داخلي خانه را سبك تلقي كنند و خود زنان نيز اجازه ندارند به شناخت چنين جايگاه رفيعي جاهل بوده يا تجاهل نمايند.

قيموميت مرد بر زن


اولاً آية «الرجال قوامون علي النساء» مربوط به زن و شوهر است نه زن در مقابل مرد.

ثانياً: اين قيمومت، معيار فضيلت نيست بلكه وظيفه است.

ثالثاً: قيّم بودن زن و مرد در محور اصول خانواده است، گاهي زن، قيّم مرد و زماني مرد، قيّم زن است و در اصول خانوادگي بسياري از مسائل عوض مي شود. اطاعت فرزندان از ساحت مقدس پدر و مادر واجب است و اگر فرزند كاري خلاف اطاعت پدر يا مادر انجام دهد، عاق آنان مي شود و عقوق والدين حرام است، بنابراين مادر نيز بر پسر، قيّم است، گرچه پسر او مجتهد يا متخصص باشد و اصولاً در مسائل مربوط به داخل خانواده، زن و شوهر ، مادر و فرزند و پدر و فرزند حقوق متقابلي دارند كه با حقوق و ضوابط مربوط به صنف زن و مرد متفاوت است.

رابعاً: قيمومت مرد با شرايط ضمن عقد، تحديدپذير و قابل واگذاري است.

خامساً: قيمومت در زبان قرآن به معناي فرمانروايي و سالارگري نيست، بلكه يعني سرپرستي ، مديريت و مسئوليت پذيري و چنين قيمومتي نه تنها مقام نيست كه باربرداي و خدمتگزاري است.

در بخش پاياني اين كتاب خطبه اي از نهج البلاغه كه مضمون آن نقص ايمان وعقل زن است مورد بررسي و تحليل قرار گرفته است. و براي اين فرمايش حضرت علي عليه السلام ادله اي بيان شده كه رفع نقص عقل و ايمان از عموم زنان مي نمايد.



نويسنده: جوادي آملي





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان