بسم الله
 
EN

بازدیدها: 60

بررسي حل اختلاف در ساير کشورها

  1397/6/18
خلاصه: «آرامش وصلح به اين معني نيست که در مکاني باشيم که هيچ سر وصدا، مشکل يا کار دشواري نباشد بلکه يعني بودن در قلب همه اينها واحساس آرامش در قلب خودمان» در کشور ما نهاد شوراي حل اختلاف به منظور کاهش مراجعات مردم به محکمه قضايي ودر راستاي توسعه مشارکت­هاي مردمي،جهت رفع اختلاف محلي و حل وفصل اموري که ماهيت قضايي ندارند يا پيچيدگي کمي دارند فعاليت مي­کند. چگونگي استفاده از اين روش حل اختلاف و نحوه رسيدگي به شکايات مردم در ساير کشورها ازجمله موضوعاتي است که در اين مقاله مورد بررسي قرار مي­گيرد.

تاريخچه


اگر دو گروه از مومنان با يکديگر به جنگ پرداختند ميان آنها صلح و سازش برقرار نماييد.«حجرات:9»

وساطت(1) 

از زمانهاي خيلي قديم شکل گرفت.تاريخ دانان اين فعاليت را مربوط به زمان بازرگانان فينيقيه و همچنين شهربابل مي دانند.در يونان قديم بصورت واسطه­ هاي غير نظامي و سپس در تمدن روم وساطت شناخته شد.رومي ها با نام هاي مختلف کار وساطت را انجام مي دادند.

بعضي تمدنها شخص ميانجي را فردي مقدس مي دانستند و احترام فراواني به او مي­گذاشتند ونقش او تا حدي مثل حکيم يا رئيس قبيله بود.

در کشور ما اولين تجربه هاي عدالت مشارکتي بصورت رسمي به سال 1312برمي­گرددکه به منظور سامان­دهي امور قضايي و اداري منطقه لرستان انجام شد و بصورت دادگاهي مرکب از سه نفر (يکي از اعضا بومي و محلي) بود.سپس درسال 1332بعد از دوره اي توقف طولاني در اين زمينه لايحه هيأت حل اختلافات محلي در سي ماده به تصويب رسيد ولي اين لايحه به علت جو سياسي واجتماعي حاکم بر زمان اجرا نشد سپس قانوني براي رسيدگي و حل اختلافات ايلات و عشاير تهيه شد که از راه کدخدامنشي و اصلاح اختلافات دعاوي را فيصله مي­داد.

خانه هاي انصاف(مرکب از پنج نفر، سه نفر عضو اصلي ودو نفر عضو علي البدل) در سال 1344براي رسيدگي به دعاوي ساکنان روستا تشکيل شد.اعضاي خانه­هاي انصاف سه سال و با انتخابات عمومي از ميان واجدين شرايط انتخاب مي­شدند.در سال 1348 در شهرهاي مختلف کشور نيز 91 شوراي داوري فعال شد.در سال 1356 قانون جديد شوراهاي داوري تصويب شد و بر اساس اين قانون به منظور رسيدگي و حل اختلافات ساکنان شهرها شوراهاي داوري در هر شهر يا در چند محدوده از شهرها تشکيل مي­گرديد. شوراي داوري داراي يک مشاور بود که از طرف دادگستري از بين قضات شاغل يا باز نشسته يا وکلاي دادگستري يا سردفتران تعيين مي­شد که حتما مي بايست از اهالي همان شهر باشند.عضويت در شورا افتخاري بود و نظارت بر عملکرد شورا واعضاي آن به وسيله قضات و مشاوران تعيين شده صورت مي گرفت.

امروزه حل اختلاف با نامهاي متفاوت ولي با روشهاي تقريبا يکسان در کشورهاي ديگر نيز انجام مي­شود که چند نمونه از آنها را بررسي مي کنيم.

براي رفع کشمکش ها از طريق واسطه هاي داوطلب در سال 1970در چند شهر بزرگ انجمن هايي تشکيل شد.موفقيت اين تجربه موجب ايجاد صدها برنامه ديگر شد وامروزه برنامه هاي اين انجمن ها در ايالات متحده پيشرفت کرده است.

انجمن وساطت اين چنين توصيف مي شود:

- استفاده از داوطلبان آموزش ديده .البته نيازي نيست که اين اشخاص مدارک تحصيلي يا حرفه اي داشته باشند.

- ايجاد يک شعبه خصوصي يا عمومي رايگان با مديريت يک کميته مشورتي

- ارتباط مستقيم با اجتماع از طريق ارجاع وکوشش در کاهش موانع در خدمات فيزيکي،زباني،فرهنگي و اقتصادي

- سرويس دهي به مشتريان بدون توجه به قدرت پرداخت آنها

- ابداع، تسهيل وآموزش در انجمن که موجب تغييرات سيستماتيک مثبت مي­شود.

- شرکت در فعاليت­هاي اطلاع رساني وآموزشي

- ايجاد يک مکان براي رفع مجادله­ها در مراحل ابتدايي

- ارائه پيشنهاد به سيستم قضايي در هر مرحله از دعوي



انجمن وساطت(2) ( CMS)


کار دراين انجمن داوطلبانه، قابل اجرا، غيررسمي، بارضايت وقابل پرداخت است.

مراحل :

- ابتدا شخص با تماس تلفني مشکلش را عنوان مي کند وشخص هماهنگ کننده تصميم مي­گيرد که آيا وساطت در اين مورد مفيد است يا نه؟

- اگر هر دو طرف دعوي موافق بودند زماني مناسب اعلام مي شود.

- افراد با تجربه و کارآزموده در محيطي محترمانه وسالم به طرفين کمک مي­کنند تا در مورد مشکلشان صحبت کنند ونقطه مشترک را بيابند.

- طرفين هر کدام فرصت دارند تا داستان خود را تعريف کنند.

- به کمک شخص ميانجي طرفين راه حل­هاي مورد قبول را پيدا مي­کنند.

- توافق نوشته مي­شود ودو طرف آن را امضا مي کنند.

در هر وساطت دو عضو شرکت مي­کنند.اعضا بايد حداقل 40 ساعت آموزش عمومي بر اساس شرايط تقاضا داشته باشند.هم چنين در مناطق خاص بر اساس نياز آموزش قوانين مستاجري، ايمني، سلامت روحي ورواني وآشنايي با سياست­ها و احکام تشريفات قانوني انجام مي شود.

عملکرد اعضا ميانجي در وساطت:

- به طرفين گوش مي کنند تا موضوع را بيان کنند.

- سوالهايي مي­پرسند تا دو طرف آگاه شده موضوع را درک کنند.

- طي مراحل حل مشکل طرفين را راهنمايي مي­کنند.

- به آنها کمک مي­کنند تا توافق ايجاد شود و رضايت حاصل شود.

ميانجي­ها جانبداري نمي­کنند، قضاوت نمي­کنند، سرزنش نمي­کنند يا به طرفين نمي­گويند چه کنند وآنها را مجبور نمي­کنند که تصميم بگيرند بلکه به آنها کمک مي­کنند تا صحبت بين طرفين دعوي آسان شود وبتوانند توافق کنند.


حل اختلاف(3)


طي ده سال گذشته در انگليس هم حل اختلاف خدماتي به مردم ارائه داده است.ابتدا کار بصورت وساطت بين همسايگان،افراد جوان و وابستگان آنها شروع شده وامروزه در صددتوسعه اين خدمات در محل کار هم مي باشند.

افراد واسط بصورت راهنمايان و افراد کارآموز داوطلب هستند.تامين حقوق اين افراد از طريق منابع گوناگون از جمله مشتريان آنها و سازمانهايي مثل سازمان مسکن صورت مي گيرد و در مجموعه اين افراد متخصصاني هم جهت رفع مشکلات مردم خدمت مي­کنند.از جمله موارد مورد بررسي رفع آزارهاي همسايگي و رفتارهاي ضد اجتماعي است.

خدمات

- ارزيابي شکايات واختلافات بصورت رايگان

- تمرکز بر همه گروهها وکسب نتايج مطلوب

- وساطت(باتوافق طرفين) وتسهيل گفتگوهاي دشوار

- برگزاري جلسات حل اختلاف(ترتيب ملاقات در هر مرحله از بررسي شکايت وتحقيق وتشکيل هيأت بررسي، دادگاه محکمه ودادرسي يااستعلام شکايت مردم از دولت)

- هدايت کشمکش ها(برگزاري جلسات مختص هر طرف و جداگانه و تعديل واکنشها)

- تحقيق موضوع و داوري(بصورت پرسش و بازرسي کامل و پيش بردن جلسه)

- آموزش مهارتهاي وساطت


حل اختلاف(4)


به معني حل اختلاف اختياري است وقتي که طرفين دعوي موافقت مي­کنند از خدمات يک شخص ميانجي5استفاده کنند.اين شخص به طور جداگانه با طرفين ديدار مي کند و تلاش او بر حل اختلاف است .او اين کار را با کاهش تنشها، افزايش ارتباطات،تفسير موضوع،رسيدگي اصولي، کشف راه حلهاي پنهاني و حل وفصل گفتگويي انجام مي­دهد.

اين روش حل اختلاف با داوري و حکميت6 تفاوت دارد.زيرا در مراحل حل اختلاف اعتبار قانوني وجود ندارد وشخص ميانجي معمولا قدرتي براي جستجوي شواهد و يا تماس با شاهدين ندارد.در اين مورد تصميمي نوشته نمي­شود و راي هم داده نمي­شود.بنابراين روش فوق با وساطت هم متفاوت است زيرا در اغلب موارد هدف اصلي حل اختلاف با اعطا (امتياز انحصاري) است ولي در وساطت7شخص ميانجي سعي مي­کند بحث را به سوي خوش­بين نمودن طرفين پيش ببرد، احساسات را به سوي دلايل موجه معطوف نمايد و مسائل ارائه شده را دوباره قالب­بندي کند.

در اين نوع حل اختلاف طرفين به ندرت يا هيچ وقت با هم در حضور شخص ميانجي روبرو نمي­شوند وشخص آشتي دهنده از هر دو طرف به­طور جدا­گانه مي­خواهد که فهرستي از همه موارد(پيامدهايي که از حل اختلاف انتظار دارند) تهيه کنند.در مرحله بعد از آنها مي­خواهد که به­طور جداگانه موارد را به ترتيب اهميت مرتب کنند و طرفين را تشويق مي­کند که هر کدام موارد را يکي يکي از مورد کم اهميت بگويند تا به موارد مهمتر برسند.به ندرت طرفين تقدم­هاي همانند دارند ومعمولا هر کدام مواردي را مي­گويند که طرف ديگر يادداشت نکرده است.بنابر اين شخص آشتي دهنده به سرعت موفق مي­شود به طرفين کمک کند به يکديگر اعتماد کنند.اکثر آشتي دهندگان، مذاکره کنندگان ماهري هستند واين افراد معمولا تحت حمايت ارگانهاي غير دولتي هستند.


حل اختلاف در محل کار


ناسازگاريها در محل کار هم مي­تواند انواع اختلافات را موجب شود.براي مثال اختلافات بين کارکنان، اختلافات قراردادي در مورد تصرفات ، شرايط اشتغال وادعاهاي کارکنان در مورد پاداش­ها از اين قبيل هستند.

در محلهاي وسيع کاري اختلافات براي کساني پيش مي­آيد که ارتباطات کاري مداوم با يک سيستم بسته دارند ودر اين موارد وساطت جهت حل اختلاف مناسب است.اما در سازمانها ارتباطات پيچيده­اي مثل سلسله مراتب، امنيت شغلي ورقابت وجود دارد که کار وساطت را مشکل مي کند.

چرا حل اختلاف از طريق وساطت؟


دلايلي که موجب مي شود به جاي دادگاه و وکيل به مراکز حل اختلاف مراجعه کنيم:

- حل مشکلات از طريق وساطت ارزان­تر از دادگاه است اگر مبلغي هم دريافت شود زمان حل مشکل بسيار کمتر است.شايد موردي که در دست وکيل است ماهها و حتي سالها طول بکشد تا رفع شود اما از طريق وساطت طي چند ساعت مشکل حل مي­شود و زمان کوتاهتر يعني هزينه کمتر.

- وساطت مراحل محرمانه­اي دارد در صورتي که ممکن است دادگاه عمومي باشد.آنچه در وساطت اتفاق مي افتد کاملا محرمانه باقي مي­ماند.در وساطت در اکثر مواقع سيستم قانوني نمي­تواند واسطه را مجبور به شهادت درباره جريان وساطت کند تنها استثناء اين موارد سوء استفاده از کودکان يا اعمال جنايي است.

- در اين روش امکانات متنوعي براي حل مشکل وجود دارد و راه حل توسط دو طرف انتخاب مي شود.بر خلاف اين که در دادگاه احتمال دارد هيچ کدام از طرفين از نتيجه بدست آمده راضي نباشد.اما چون در وساطت طرفين توافق مي کنند نتيجه اعلام شده از طريق ميانجي به سادگي پذيرفته مي­شود.در هر صورت توافق ايجاد شده در وساطت در دادگاه هم قابل اجرا است.

- مراحل وساطت تلاشي دو طرفه است وکساني که براي حل مشکل خود به اين مراکز مراجعه مي­کنند مي­خواهند به­طور مسالمت آميز مشکل خود را حل کنند نه اين که مقابل يکديگر قرار بگيرند. هر طرف متمايل است شرايط طرف مقابل را درک کند و براي حل مشکل در نظر بگيرد.

- و بالاخره حل مشکل از اين طريق توسط شخص سومي که بي­طرف است انجام مي­شود.اين شخص با توجه به احساسات و ارتباطات طرفين جريان را پيش مي برد،توصيه حقوقي نمي­کند و به طرفين کمک مي­کند تا بهترين راه را پيدا کنند.

آن چنان که مشخص است حل اختلاف از طريق افراد واسطه در مراکز موجود در کشورها اساسي مشابه دارد و يا اين که حداقل با هدفي مشابه يعني حل مشکلات مردم در فرصتي کمتر و به روشي آسان­تر پيش مي­رود.مي­توان گفت وساطت نه تنها مي تواند روشي براي حل اختلافات باشد بلکه مي­تواند از وقوع کشمکش­ها هم جلوگيري کند.



------------------------
زيرنويس:
1.Mediation
2.Community Mediation Services
3.Resolve in West Berkshire
4.Conciliation
5.Conciliator
6.Arbitration
7.Mediation


منابع:

فتحي . حجت الله . مجله فقه وحقوق شماره 4 ، نقد و بررسي شوراهاي حل اختلاف
· Boulle, L (2005) Mediation: Principles Processes Practice, Australia, LexisNexis Butterworths.
· Cremin, H. 2007. Peer Mediation: Citizenship and Social Inclusion in Action. Maidenhead: Open University Press.
· Charlton, R. 2000. Dispute Resolution Guidebook. Star Printery Pty Ltd, Erskineville NSW.(2nd edition) Ligare Pty Ltd, Riverwood NSW.



نويسنده: اکبر روحي- کارشناسي ارشد مديريت و عضو شعبه 20 شوراي حل اختلاف


مشاوره حقوقی رایگان