بسم الله
 
EN

بازدیدها: 39

پيامدهاي خشونت عليه زنان

  1397/6/17

1)خشونت در خانواده

خشونتي که در محيط خانواده رخ مي دهد، مي تواند علاوه بر تأثيرات منفي به همسر، فرزندان و اعضاي خانواده را نيز درگير نمايد.

2)تأثير بر همسر

احساس عدم کفايت در مديريت خانواده، از کار افتادگي جسمي و روحي، عدم کارايي زن درمحيط کاري، خدشه دار شدن شرافت و عزت نفس، کاهش منزلت خانوادگي و اجتماعي زن، پناه آوردن زن به داروهاي روان گردان، الکل، مواد مخدر، قمار و فالگيري، خودکشي، احساس درماندگي، افسردگي مزمن،کاهش انرژي احساسي و عاطفي، احساس حقارت و ناکامي و برآورده نشدن انتظارات شوهر، کاهش رضايت از زندگي، نابساماني شخصيتي، اضطراب شديد، فلج شدن در تصميم گيريها، سلب توانمندي، ابتلاء به بيماريهاي روان- تني، بدبيني نسبت به جنس مذکر، تأثير منفي بر تصوير ذهني از خود . . . از جمله تأثيرات منفي رفتارهاي خشونت آميز مردان عليه زنان  در خانواده مي باشد.

3)تأثير برفرزندان

خشونت و درگيري والدي الگويي منفي است که کودکان آن را مي آموزند و به اين نتيجه مي رسند که خشونت تنها راه حل اختلاف است. خشونت در خانواده در خانواده رشد سالم شخصيت فرزندان را مختل مي کند و محيطي پر از تنش و اضطراب و اجبار و سلطه گري را به بار مي آورد و به نحو مخاطره آميزي نسل بعدي را ضايع مي نمايد. 

فرزندان چنين خانواده هايي يا عامل خشونت و يا قرباني خشونت خواهند بود. مشاهده رفتارهاي خشونت آميز مي تواند منجر به عدم موفقيت تحصيلي فرزندان شدن و آنها را با انواع آسيبهاي رواني چون اضطراب، افسردگي و مشکلات عاطفي و تربيتي مواجه نمايد و روابط ميان والدين و فرزندان را به سوي بي اعتمادي سوق دهد. چنين فرزنداني در آينده يا افراط در محبت خواهند داشت و يا به گونه اي افراطي، طالب محبت خواهند بود.  

4)خشونت در جامعه



احساس عدم امنيت اجتماعي، احساس نيازمندي به پشتيباني و مراقبت به جهت ترس از خشونت هاي مختلف، کاهش انرژي هاي منفي اعضاي جامعه، صرف انرژي افراد جهت مقابله با خشونت به جاي استفاده اين انرژي در بهسازي اجتماعي، ايجاد اختلال در روابط سالم اجتماعي، ايجاد نيروهاي انساني رنجور و ناتوان، ايجاد احساس عدم اطمينان و بي اعتمادي اجتماعي، غيبت از کار و کاهش بهره ورزي، ايجاد هزينه هاي سرسام آور درمان و . . . همگي از جمله پيامدهاي ناگوار خشونت عليه زنان در سطح اجتماع مي باشد.

راهکار و پيشنهادات

از سوي مجامع جهاني و کنوانسيون هاي بين المللي اقدامات و توصيه هايي در مورد مقابله با خشونت عليه زنان ارائه شده است که بيشتر جنبه حمايتي (تأسيس مراکز خاص، پناهگاهها، حمايت هاي مالي، خدمات اورژانس اجتماعي)، قانوني – حقوقي و آموزشي- مشاوره اي دارد. اين راهکارهاي جهاني از سوي کشورهاي غربي که آغازگر تحقيقات علمي در مورد خشونت عليه زنان بوده اند، پيشنهاد گرديده، اما نکته قابل تأمل آن است که اولاً اين راهکارها مطابق با فرهنگ خاص (غرب) مي باشد و ثانياً عليرغم تلاشها و اقدامات انجام شده، در اين کشورها نرخ خشونت عليه زنان در اين ملل کاهش نيافته است. 

به نظر مي رسد برخي جهت رفع معضل خشونت در خانواده،  در اسرع وقت و با کوچکترين مشکلي، راهي مراکز و اماکن حمايتي شوند، ضمن آنکه چنين مراکزي نيز پس از شناسايي ديگر امن نيستند و فرد پس از خروج از اين مراکز، مجدداً با خطر مواجه مي شود. اين در حالي است که توجه به راهکارهاي آموزشي، مشاوره اي و کلينيکي راهکارهاي بنيادي جهت مقابله با خشونت عليه زنان در خانواده مي باشد و در دراز مدت اثر بخش تر خواهد بود. از سوي ديگر مي توان خدمات روان درمانگري و مشاوره اي را به شکل فردي و گروهي، جهت کسب عزت نفس قربانيان خشونت و رفع اين معضل ارائه نمود.

مشاوره فردي نيز به آموزش راهکارهاي صحيح جهت پيشگيري از خشونت و امحاء آن معطوف است. نکته مهم در اين شيوه، توجه به اين امر مي باشد که خشونت همواره ناشي از داشتن روحيه خشن و پرخاشجو نيست، بلکه اين وضعيت مي تواند ناشي از کمبود شديد روحيه شفقت، همدلي، مهرباني، مهارتهاي اخلاقي و وابستگي باشد که مي بايست در خانواده پرورش مي يافت. اما زماني که فرهنگها، ارزشهاي رقابتي را برتر شمرده و نيازها و احساساتي چون ترحم و شفقت را ناچيز مي دانند و آنها را رفتارهايي پر هزينه بر مي شمارند، عواطف و مهرباني کنار گذارده مي شود و رفتار خشونت آميز شکل مي گيرد، لذا براي مهار خشونت به احياي رفتارهاي اجتماعي شفقت و ترحم نيازمنديم.

همچنين در سطح خانوادگي مي توان از راهبرد توجه اجتماعي يعني گوش فرا دادن به مسائل، تأکيد کردن، علاقمند بودن، تحسين وتشويق و اظهار برخي علائم مثبت استفاده نمود و موجب تقويت روحيه همبستگي و دوري از خشونت ورزي گرديد.

از ديگر نکاتي که در راهکارهاي جهاني مورد غفلت قرارگرفته است، تأثير رسانه هاي جمعي است، که در مورد ممنوعيت نمايش تصاوير خشونت بار مانند قتل و کشتارهاي فجيع و تجاوزات و نيز صحنه هايي که به نوعي زمينه تحريک رفتارهاي خشن و جنسي را فراهم مي نمايد، (به طور نمونه پورنوگرافي و سکس) هيچ توصيه اي ارائه نشده است.

همانگونه که اشاره شد از ديگر عوامل موثر درکاهش رفتارهاي خشونت آميز و جرائم عليه زنان، مذهب و اخلاق مي باشد. زمينه سازي جهت تقويت باورهاي ديني و تشويق به رعايت دستورات ديني در خصوص رعايت حقوق مسلم ساير انسان ها (علي الخصوص زنان) و نيز يادآوري نظام حسابرسي براعمال و رفتار در محکمه عدل الهي در کاهش جرائم از جمله خشونت عليه زنان موثر خواهد بود.

کاهش نرخ خشونت مستلزم حرکت فرهنگي و طولاني مدت است که مبدأ آغازين آن در نهاد خانواده و توسط نقش تربيتي زنان قابل اجراست. به طور نمونه نگرش مردان آينده، نسبت به زن، توسط مادران امروز قابل تغيير است، تا بدين وسيله نسل آينده از خطرات خشونت عليه زنان نجات يابد. انجام چنين هدفي نيازمند اعتماد به نفس مادران و شناخت آنان نسبت به جايگاه و نقش شايسته آنها در نظام خلقت و احياي مجدد تعاليم ديني در خصوص حقوق و تکاليف متقابل زن  و مرد در زندگي خانوادگي و اجتماعي است.





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان