بسم الله
 
EN

بازدیدها: 70

بررسي وضعيت اجتماعي و اقتصادي زنان سرپرست خانوار- قسمت اول

  1397/6/6
خلاصه: زنان سرپرست خانوار از جمله گروهاي آسيب پذير اجتماعي هستند که گاه عواملي چون طلاق ، فوت يا اعتياد همسر، از کار افتادگي و رها شدن توسط مردان موجب آسيب پذير شدن اين طيف وسيع در جامعه مي شود. تصور اين واقعيت که اگر موقعيت آنان در جامعه سنتي و پدر سالارانه باشند نيز درد آور است. براساس آمار هاي رسمي کشور امروز زنان سرپرستي 4/9درصد خانوار ايراني را بر عهده دارند ......

فصل اول


طرح مسئله


زنان سرپرست خانوار مقوله است که در چهارچوب رفاه خانواده امر مهمي تلقي مي شود و حقيقتاً زن و خانواده دو مقوله غير قابل تفکيک از يکديگرند. واقعيات موجود در جامعه نشان از آن دارد که علي رغم اعلاميه ها و بيانيه ها و تاسيس نهادها و سازمان هاي بين المللي مختلف در تحقق حقوق زن، مسئوليت و هزينه ها قابل توجه و طاقت فرساي تامين معاش خانواده که بر عهده اين قشر آسيب پذير اجتماعي مي باشد در بسياري از موارد سخت و يا حتي غير ممکن است و در صورت تحقق نيز زندگي سرشار از سختي ها و محنت ها را متحمل اين مادران پدر نما مي کند. در اين ميان زنان سرپرست خانوار داراي مسئوليت سنگين اقتصادي و اجتماعي در خانواده هستند. آنان هم مادران فرزندان خود هستند و هم پدران آنان. اصطلاح زنان سرپرست خانوار به زناني اطلاق ميشود که مسئوليت تامين معاش زندگي يا اداره امور خود و يا خانواده خود را بطور دائم يا موقت عهده دار هستند. 

زنان سرپرست خانوار از جمله گروهاي آسيب پذير اجتماعي هستند که گاه عواملي چون طلاق ، فوت يا اعتياد همسر، از کار افتادگي و رها شدن توسط مردان موجب آسيب پذير شدن اين طيف وسيع در جامعه مي شود. تصور اين واقعيت که اگر موقعيت آنان در جامعه سنتي و پدر سالارانه باشند نيز درد آور است. براساس آمار هاي رسمي کشور امروز زنان سرپرستي 4/9درصد خانوار ايراني را بر عهده دارند (غفاري.1382.6) درآمد کمتر زنان سرپرست خانوار موجب فقر نسبي آنان نسبت به مردان سرپرست خانوار مي شود.

متاسفانه در جامعه کنوني ما زندگي زنان پس از ترک شوهر غالبا با ابهامات و مخاطراتي روبروست از جمله سرپرستي فرزندان به تنهايي، سختي مشکلات اقتصادي، زندگي در تنهايي و همراه با افسردگي و نااميدي و همچنين نگرش غلط جامعه نسبت به زنان مطلقه و بيوه در فقدان همسرشان آنان را در روابط اجتماعي و حضور در اجتماع با مشکلات عديده اي روبرو مي کند. نگاه هاي معني دار، سخنان تلخ و گزنده، از دست دادن حمايت هاي عاطفي همسر، فقر اقتصادي و تمايل به تنها ماندن و حفظ حيثيت و شخصيت خود پاره اي از مشکلات تمام ناشدني اين قشر زحمت کش است. باري با تمام  اين مشکلات نياز به توجه جدي در اين باره احساس مي شود.

اهميت موضوع

سنجش وضعيت اجتماعي و اقتصادي زنان سرپرست خانوار هم از لحاظ نظري و هم از لحاظ کاربردي حائز اهميت است و موجب شناخت بعد جامعه شناختي مي شود و هم مي توان با شناخت متغيرهاي موثر در آن وضعيت اين قشر را براي سياست گذاري ها وبرنامه ريزي ها استفاده کرد و تا با خارج کردن آنها از چتر حمايتي قدمي در جهت توانمند سازي آنان بر داشت.

در اين راستا با توجه به طرح هدفمند کردن يارانه ها و حساس شدن جامعه بعد از اين طرح با توجه که مبلغ پرداختي به همه افراد جامعه از هر قشري يکسان است آنچنان فرقي در شرايط اجتماعي آنها نمي کند ودر شرايط قبلي خود باقي مي مانند. 

با توجه به اهميت خانواده و نقش سرپرست خانوار در تامين نياز هاي اصلي اعضاي آن از يک سو و وجود تبعيض هاي جنسيتي از سو ديگر محدوديت حقوقي و عرض نابرابري ها در بيشتر زمينه ها اجتماعي و اقتصادي براي زنان در اغلب جوامع از جمله کشور ما و از سوي ديگر بررسي ويژگي اقتصادي و اجتماعي زنان سرپرست خانوار در مقايسه با مردان ضرورت مي يابد. اين ضرورت بيش از هر چيز از اين زاويه که ويژگي هاي مزبور مي تواند بر توانايي و امکانات در تامين نيازهاي اعضاي خانوار تاثير گذار باشد نمايان مي گردد. به طور کلي مطاله اين گونه از خانوارها به عنوان زير جامعه اي از اقشار آسيب پذير جامعه مي تواند در شناسايي و کمک به آسيب پذير ترين سبک خانوار جامعه به شمار آيد. از اين رو خانواده هايي که تحت سرپرستي زنان اداره مي شوند در اغلب کشورها از جمله فقيرترين خانواده ها محسوب مي شود. 

بررسي سوابق موجود در کشور نشان مي دهد که مطالعات انجام شده در اين زمينه غالبا به بررسي جنبه هايي جزئي از شرايط زندگي گروهي از زنان سرپرست خانوار مانند مشکلات اجتماعي و اقتصادي و عاطفي آنان و يا بررسي نقش سازمان مسئول حمايت از گروه آسيب پذير و کاستي هاي موجود در اين زمينه پرداخته اند و تصوير جامعي از ويژگي اجتماعي اقتصادي اين گروه ارائه نداده اند لذا بررسي  تصوير دقيقتر و علمي تر از اين واقعيت احساس مي گردد. 

حمايت از اين گونه زنان سرپرست با توجه به شرايط متفاوت اقتصادي و اجتماعي خانوار متفاوت است و افرادي که از وضعيت مالي و اشتغالي بهتري برخوردار هستند از زير چتر حمايتي  پوشش خارج شوند واين کمک به زنان سرپرست خانوار نيازمندتر تعلق گيرد. سعي شود کمک ها و حمايتها يک شکل نباشد تا فقر مطلق از بين برود و نهاد ها و موسسات به روشهاي بهتري افراد نيازمند و آسيب پذير را تحت پوشش قراردهند.

رويکرد اصلي مهم در برنامه هاي موجود تحت تاثير قانون حمايت از زنان سرپرست خانوار عمدتا بر محور حمايت مالي متمرکز است. اگر چه مطابق ماده 4 قانون مذکور حمايت هاي موضوع اين قانون به دو دسته حمايتي مالي و حمايت فرهنگي اجتماعي تقسيم شده اند اما در عين حال اولا رويکرد حمايتي خيريه در برابر رويکرد خدماتي وجه قالب را دارد  و ثانيا سازمان ها و موسسات موجود به دليل سهولت  در ارايه حمايت مالي کمتر گرايش به ارايه حمايت هاي غير مالي دارند. سازمان مديريت و برنامه ريزي کشور نيز اعمال روش هاي تشويقي از جمله تخصيص و تقسيم بودجه بر حسب جمعيت تحت پوشش زمينه گرايش و مديريت دستگاه ها به سمت حمايت مالي مستقيم را توسعه داده است. 

در واقع نقاط ضعف اساسي رويکرد حمايتي موجود مديريت منابع فعلي فاقد کارايي و اثر بخشي لازم است. در مقابل رويکرد موجود مبتني بر توانمندسازي قرار دارد بر اين اساس هرگز نبايد برنامه ريزي جهت ارايه خدمات به زنان سرپرست خانوار و يا هر گروه در معرض خطر ديگري مبتني بر پوشش مادام العمر حمايتي آنان حفظ وضع موجود باشد بلکه رويکرد اساسي به مددجو بايد فرصت هاي جديد براي تامين مخارج زندگي خود باشند و آنان را در جهت توانمند سازي هدايت نمايند . اين رويکرد آمار بسيار جالبي از فعاليت ها را ميرساند در سال 1375 تنها يک درصد موسسات خيريه و 0.8درصد طرح کميته امداد و 14.8درصد بهزستي بدليل بهبود شرايط زندگي از اين طرحها خارج شده اند ولي باز هم به بازنگريهاي اساسي براي خارج کردن آنها به طرح لازم است. (همان)

سوالات تحقيق

سوالات کلان

1- اولويت بندي زنان سرپرست خانوار با توجه به وضعيت اجتماعي و اقتصادي آنها براي دريافت کمک از موسسات درست است؟
2- آيا با توجه به شرايط سخت زندگي زنان سرپرست خانوار منابع اجتماعي واقتصادي به روش مناسبي توزيع شده است؟

سوالات خرد

1- آيا ميزان درآمد زنان سرپرست خانوار  با وضعيت اقتصادي آنان تناسبي دارد؟
2- آيا بين بعد خانواده زنان سرپرست خانوار رابطه اي با وضعيت اقتصادي آنان وجود دارد؟ 
3- نوع غالب مسکن زنان سرپرست خانوار چگونه است؟
4- آيا تناسبي بين تحصيلات زنان سرپرست خانوار و رابطه آن با وضعيت اقتصادي آنان هست؟ 
5- آيا منطفه سکونت زنان سرپرست خانوار رابطه اي با وضعيت اقتصادي آنان دارد؟
6- آيا کمک هاي موسسات خيريه و امدادي (کميته امداد امام (ره) وبهزيستي) نقشي در برطرف کردن مشکلات اقتصادي و اجتماعي آنان داشته اند؟
7- آيا سن زنان سرپرست خانوار تاثيري در وضعيت اجتماعي واقتصادي آنان دارد؟
8- زنان سرپرست خانوار بيشتر در چه مشاغلي فعال و چه مقدار دست مزد دريافت مي کنند؟ 





نويسنده: سعيد صبوري





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان