بسم الله
 
EN

بازدیدها: 80

متن قانون مجازات اسلامي جديد (کتاب اول تا چهارم) مصوب 1392- قسمت هجدهم

  1397/6/5
قسمت قبلي

فصل ششم ـ ديه جراحات


ماده 709- جراحات سر و صورت و ديه آنها به ترتيب ذيل است:

الف- حارصه: خراش پوست بدون آنکه خون جاري شود، يک صدم ديه کامل

ب- داميه: جراحتي که اندکي وارد گوشت شود و همراه با جريان کم يا زياد خون باشد، دوصدم ديه کامل

پ- متلاحمه: جراحتي که موجب بريدگي عميق گوشت شود لکن به پوست نازک روي استخوان نرسد، سه صدم ديه کامل

ت- سمحاق: جراحتي که به پوست نازک روي استخوان برسد، چهارصدم ديه کامل

ث- موضحه: جراحتي که پوست نازک روي استخوان را کنار بزند و استخوان را آشکار کند، پنج صدم ديه کامل

ج- هاشمه: جنايتي که موجب شکستگي استخوان شود گرچه جراحتي را توليد نکند، ده صدم ديه کامل

چ- مُنَقَّله: جنايتي که درمان آن جز با جابه جا کردن استخوان ميسر نباشد، پانزده صدم ديه کامل

ح- مأمومه: جراحتي که به کيسه مغز برسد، يک سوم ديه کامل

خ- دامغه: صدمه يا جراحتي که کيسه مغز را پاره کند، که علاوه بر ديه مأمومه، موجب ارش پاره شدن کيسه مغز نيز مي باشد.

تبصره 1 – جراحات گوش، بيني، لب، زبان و داخل دهان، در غير مواردي که براي آن ديه معين شده است، در حکم جراحات سر و صورت است.

تبصره 2 – ملاک ديه در جراحتهاي مذکور، مقدار نفوذ جراحت بوده و طول و عرض آن تأثيري در ميزان ديه ندارد.

تبصره 3 – جنايت بر گونه درصورتيکه داخل دهان را نمايان نسازد، موجب يک بيستم ديه کامل و اگر به نحوي باشد که داخل دهان را نمايان سازد، موجب يک پنجم ديه کامل است. در اين مورد چنانچه پس از بهبودي جراحت، اثر و عيب فاحشي، درصورت باقي بماند، علاوه بر آن، يک بيستم ديه ديگر نيز بايد پرداخت شود.

تبصره 4 – هرگاه جنايت موضحه صورت بعد از التيام، اثري از خود بر جاي بگذارد، علاوه بر ديه موضحه، يک هشتادم ديه کامل نيز ثابت است و هرگاه جنايت در حد موضحه نبوده و بعد از التيام اثري از آن باقي بماند، علاوه بر ديه جنايت، يکصدم ديه کامل نيز ثابت است و چنانچه جنايت، شکافي درصورت ايجاد کند ديه آن هشت صدم ديه کامل است.

ماده 710- هرگاه يکي از جراحتهاي مذکور در بندهاي(الف)تا(ث) ماده(709) اين قانون در غير سر و صورت واقع شود، درصورتي که آن عضو داراي ديه معين باشد، ديه به حساب نسبتهاي فوق از ديه آن عضو تعيين مي شود و اگر آن عضو داراي ديه معين نباشد، ارش ثابت است.

تبصره 1ـ جراحات وارده به گردن، در حکم جراحات بدن است.

تبصره2 ـ هرگاه هريک از جراحتهاي مذکور در ماده(709) اين قانون با يک ضربه به وجود آمده باشد که از حيث عمق متعدد باشد يک جراحت محسوب مي شود و ديه جراحت بيشتر را دارد لکن اگر با چند ضربه ايجاد شود مانند اينکه با يک ضربه حارصه ايجاد شود و با ضربه ديگر آن جراحت به موضحه مبدل شود براي هر جراحت، ديه مستقل ثابت است، خواه مرتکب هر دو جنايت يک نفر خواه دو نفر باشد.

ماده 711- جائفه جراحتي است که با وارد کردن هر نوع وسيله و از هر جهت به درون بدن انسان اعم از شکم، سينه، پشت و پهلو ايجاد مي شود و موجب يک سوم ديه کامل است. درصورتي که وسيله مزبور از يک طرف وارد و از طرف ديگر خارج گردد، دو جراحت جائفه محسوب مي شود.

تبصره – هرگاه در جائفه به اعضاي دروني بدن آسيب برسد و يا از بين برود، علاوه بر ديه جائفه، ديه يا ارش آن نيز محاسبه مي شود.

ماده 712- هرگاه نيزه يا گلوله و مانند آن علاوه بر ايجاد جراحت موضحه يا هاشمه و يا منقله به داخل بدن مانند حلق و گلو يا سينه فرو رود، دو جراحت محسوب و علاوه بر ديه موضحه يا هاشمه و منقله، ديه جراحت جائفه نيز ثابت مي شود.

ماده 713- نافذه جراحتي است که با فرو رفتن وسيله اي مانند نيزه يا گلوله در دست يا پا ايجاد مي شود ديه آن در مرد يکدهم ديه کامل است و در زن ارش ثابت مي شود.

تبصره 1 – حکم مذکور در اين ماده نسبت به اعضائي است که ديه آن عضو بيشتر از يکدهم ديه کامل باشد، در عضوي که ديه آن مساوي يا کمتر از يکدهم ديه کامل باشد، ارش ثابت است مانند اينکه گلوله در بند انگشت فرو رود.

تبصره 2 – هرگاه شيئي که جراحت نافذه را بهوجود آورده است از طرف ديگر خارج گردد، دو جراحت نافذه محسوب مي شود.

ماده 714- ديه صدماتي که موجب تغيير رنگ پوست مي شود، به شرح ذيل است:

الف- سياه شدن پوست صورت، شش هزارم، کبود شدن آن، سه هزارم و سرخ شدن آن، يک ونيم هزارم ديه کامل

ب- تغيير رنگ پوست ساير اعضاء، حسب مورد نصف مقادير مذکور در بند(الف)

تبصره 1- در حکم مذکور فرقي بين اينکه عضو داراي ديه مقدر باشد يا نباشد، نيست. همچنين فرقي بين تغيير رنگ تمام يا قسمتي از عضو و نيز بقاء يا زوال اثر آن نمي باشد.
تبصره 2- در تغيير رنگ پوست سر، ارش ثابت است.

ماده 715- صدمه اي که موجب تورم بدن، سر يا صورت گردد، ارش دارد و چنانچه علاوه بر تورم موجب تغيير رنگ پوست نيز گردد، حسب مورد ديه و ارش تغيير رنگ به آن افزوده مي شود.

فصل هفتم – ديه جنين


ماده 716- ديه سقط جنين به ترتيب ذيل است:

الف- نطفه اي که در رحم مستقر شده است، دوصدم ديه کامل

ب- علقه که در آن جنين به صورت خون بسته در ميآيد، چهارصدم ديه کامل

پ- مضغه که در آن جنين به صورت توده گوشتي در ميآيد، ششصدم ديه کامل

ت- عظام که در آن جنين به صورت استخوان درآمده لکن هنوز گوشت روييده نشده است، هشتصدم ديه کامل

ث- جنيني که گوشت و استخوانبندي آن تمام شده ولي روح در آن دميده نشده است يک دهم ديه کامل

ج- ديه جنيني که روح در آن دميده شده است اگر پسر باشد، ديه کامل و اگر دختر باشد نصف آن و اگر مشتبه باشد، سه چهارم ديه کامل

ماده 717- هرگاه در اثر جنايت وارد بر مادر، جنين از بين برود، علاوه بر ديه يا ارش جنايت بر مادر، ديه جنين نيز در هر مرحلهاي از رشد که باشد پرداخت مي شود.

ماده 718- هرگاه زني جنين خود را، در هر مرحله اي که باشد، به عمد، شبه عمد يا خطاء از بين ببرد، ديه جنين، حسب مورد توسط مرتکب يا عاقله او پرداخت مي شود.

تبصره – هرگاه جنيني که بقاي آن براي مادر خطر جاني دارد به منظور حفظ نفس مادر سقط شود، ديه ثابت نمي شود.

ماده 719- هرگاه چند جنين در يک رحم باشند سقط هريک از آنها، ديه جداگانه دارد.

ماده 720- ديه اعضاء و ديگر صدمات وارد بر جنين در مرحلهاي که استخوان بندي آن کامل شده ولي روح در آن دميده نشده است به نسبت ديه جنين در اين مرحله محاسبه مي گردد و بعد از دميده شدن روح، حسب جنسيت جنين، ديه محاسبه مي شود و چنانچه بر اثر همان جنايت جنين از بين برود، فقط ديه جنين پرداخت مي شود.

ماده 721- هرگاه در اثر جنايت و يا صدمه، چيزي از زن سقط شود که به تشخيص کارشناس مورد وثوق، منشأ انسان بودن آن ثابت نگردد، ديه و ارش ندارد لکن اگر در اثر آن، صدمه اي بر مادر وارد گردد، حسب مورد ديه يا ارش تعيين مي شود.

فصل هشتم – ديه جنايت بر ميت

ماده 722- ديه جنايت بر ميت، يک دهم ديه کامل انسان زنده است مانند جداکردن سر از بدن ميت که يک دهم ديه و جدا کردن يک دست، يک بيستم ديه و هر دو دست، يک دهم ديه و يک انگشت، يکصدم ديه کامل دارد. ديه جراحات وارده به سروصورت و ساير اعضاء و جوارح ميت به همين نسبت محاسبه مي شود.

تبصره – ديه جنايت بر ميت به ارث نميرسد بلکه متعلق به خود ميت است که درصورت مديون بودن وي و عدم کفايت ترکه، صرف پرداخت بدهي او مي گردد و درغير اين صورت براي او در امور خير صرف مي شود.

ماده 723- هرگاه آسيب وارده بر ميت، ديه مقدر نداشته باشد، يک دهم ارش چنين جنايتي نسبت به انسان زنده محاسبه و پرداخت مي گردد.

ماده 724- قطع اعضاي ميت براي پيوند به ديگري درصورتي که با وصيت او باشد، ديه ندارد.

ماده 725- ديه جنايت بر ميت حالّ است مگر اينکه مرتکب نتواند فوراً آن را پرداخت کند که در اين صورت به او مهلت مناسب داده مي شود.

ماده 726- ديه جنايت بر ميت خواه عمدي باشد يا خطائي توسط خود مرتکب پرداخت مي شود.

ماده 727- هرگاه شخصي به طور عمدي، جنايتي بر ميت وارد سازد يا وي را هتک نمايد، علاوه بر پرداخت ديه يا ارش جنايت، به سي و يک تا هفتاد و چهارضربه شلاق تعزيري درجه شش محکوم مي شود.

ماده 728- قانون مجازات عمومي مصوب 7/11/1304، قانون مجازات عمومي مصوب 7/3/1352، قانون مجازات اسلامي مصوب 18/5/1362، قانون مجازات اسلامي مصوب 8/5/1370، مواد(625)، (626)، (627)، (628)، (629)، (726)، (727) و (728) کتاب پنجم قانون مجازات اسلامي«تعزيرات و مجازاتهاي بازدارنده» مصوب 2/3/1375، قانون اقدامات تأميني مصوب 12/2/1339و قانون تعريف محکوميتهاي مؤثر در قوانين جزائي مصوب 26/7/1366 و اصلاحات و الحاقات بعدي آنها درصورت عدم نسخ در ساير قوانين قبلي و ساير قوانين مغاير از تاريخ لازم الاجراء شدن اين قانون نسخ مي گردد.

قانون فوق مشتمل بر هفتصد و بيست و هشت ماده در جلسه مورخ اول ارديبهشت ماه يکهزار و سيصد و نود و دو کميسيون قضائي و حقوقي مجلس شوراي اسلامي طبق اصل هشتاد و پنجم(85) قانون اساسي تصويب گرديد و پس از موافقت مجلس با اجراي آزمايشي آن به مدت پنج سال، در تاريخ 11/2/1392 به تأييد شوراي نگهبان رسيد.


مشاوره حقوقی رایگان