بسم الله
 
EN

بازدیدها: 155

تحليل جرم شناختي ـ روانشناختي بزهكاري در پرتو نظريه شخصيت مجرمانه با تاكيد بر سه پرونده جنايي- قسمت پنجم (قسمت پاياني)

  1397/5/28
خلاصه: بزهكاري يا «پديده مجرمانه» عارضه اي است که جامعه بشري را در مقاطع مختلف تاريخ تهديد کرده ، سلامت و امنيت اجتماعي را که زيربناي سعادت و کاميابي اجتماعي است، مخدوش نموده است. بدين سان ، حكومت ها همواره در تلاش براي تحليل بزهكاري با هدف كاهش نرخ ارتكاب جرم در جامعه بوده اند. در اين راستا از جنبه هاي گوناگون به تحليل پديده مجرمانه پرداخته شده است. از يك منظر ريشه عمده رفتارهاي جنايي، در محيط اجتماعي افراد دوانيده شده است و از سويي برخي جرم شناسان ريشه بزهكاري را در شخصيت مرتكبين جستجو مي نمايند. چالش ميان طرفداران محيط اجتماعي و شخصيت مرتكبين به عنوان عوامل اصلي تكوين پديده مجرمانه همچنان ادامه دارد. در اين نوشتار ضمن تبيين مفهوم شخصيت جنايي به نقش آن در تكوين بزهكاري با تاكيد بر سه پرونده جنايي سال هاي اخير ايران پرداخته مي شود.
قسمت قبلي

ب/3 .تحليل آسيب شناسانه جنايت تكان دهنده اصفهان

در اين پرونده جواني 23 ساله به نام مجتبي که در اواخر سال 82 به اتهام قتل خواهرش دستگير شد پرده از يك جنايت هولناك ديگر برداشت و اعلام نمود که حدود دو سال پيش کودك 4 ساله اي را کشته و پس از قطعه قطعه کردن، جسد را در حياط دفن کرده است.

ماموران پليس براي بررسي موضوع به خانه متهم رفته و استخوان هاي کودك قرباني را کشف کردند و به دنبال اين موضوع، رسيدگي به پرونده مجتبي شكل ويژه اي به خود گرفت. هنگامي که مراحل رسيدگي قضايي به پرونده اين قاتل آغاز شد، وي بارها ماجراي کشتن منصور، همان کودك 4 ساله اي را که استخوان هايش در باغچه حياط پيدا شده بود، شرح داد. دادگاه براي روشن شدن ابعاد شخصيت جنايي مجتبي، از کميسيون تخصصي روانپزشكي دعوت به عمل آورد. اعضاي کميسيون پس از انجام معاينات دقيق اعلام کردند: وي جنون يا اختلال حواس و سوابق رواني نداشته، اما مبتلا به نوعي اختلال در کنترل تكانه هاي دروني (1) در کشتن اطفال و به ويژه دختران است.

کنكاش در ابعاد شخصيتي اين جنايت کار حكايت از آن داشت که وي مولود فضايي بود که نسبت به آن آگاهي نداشت، ولي شرايط خاص زندگي، او را به اين سمت و سو سوق داده بود. اين حقيقتي بود که محتمل است در ارتباط با هريك از فرزندان جامعه ايراني دوباره رخ دهد.

تحليل آسيب شناسانه جنايات مجتبي از چند منظر قابل بررسي است.نخست، از منظر محيط خانواده ، پدر و مادر او از هم جدا شده بودند . مادرش زني قديمي و سنتي بود، سواد نداشت و نمي توانست او را بر اساس نيازهاي روحي و رواني شناخته شده تربيت کند. پدرش نيز ازدواج مجدد کرده بود، در اين شرايط، اداره امور به مادربزرگش واگذار شده بود . او مي گويد :«مادربزرگ از همان ابتدا ذره ذره سم حقارت را در رگ هاي من تزريق نمود، طوري که احساس مي کردم هيچي نيستم. مدام به من مي گفت : ـ تو چرا مثل عنكبوت لاغري. آدم تو رو ببينه، انگار عنكبوت ديده».البته رفتار مادربزرگ از روي قصد و غرض نبود؛ صرفاً آگاه نبود و نمي دانست اين حرفها و برخوردها در يك کودك چه آثاري مي تواند داشته باشد. او عامل اصلي اتفاقاتي است که زندگيم را به اينجا رساند. با هيچکس رابطه نداشتيم، فقر گلوي زندگيمان را فشار مي داد. باورمان شده بود به هيچ دردي نمي خوريم».

دوم از جنبه محيط مدرسه ، مجتبي اين گونه بيان مي کند : « فكر مي کردم اگر مدرسه بروم، اوضاع فرق ميکنه. روز اول با هزاران اميد به مدرسه رفتم. لباس هاي نو به تن داشتم، کفشهايم را پدرم خريده بود، اما بزرگتر از پاهايم بود. سر کلاس هنوز ذوق روز اول، تو دلم بود. داغ داغ بودم.معلم داشت اسم بچه ها را مي پرسيد؛ به من که رسيد از جام پريدم، مي خواستم خودمو با صداي بلند معرفي کنم، اما چشمهاي آقا معلم روي کفش هام خشك شده بود: « ببينم بچه، کفشهاي چارلي چاپلين را پات کردي؟ صداي انفجار خنده در گوشم زنگ مي زد؛ يخ زده بودم، فكر مي کردم چگونه به خاطر کفش هايم، يك سال مسخره شدن را متحمل شوم. تمام عشق به درس خواندن به تدريج از ميان رفت و جاي آن را سال هاي سكوت و شنيدن حرف هاي تمسخرآميز همكلاسي هايم پر کرد، به گونه اي که اطمينان يافتم جز خودم، کسي را نخواهم داشت. او مي گويد:« اي کاش آقا معلم به خاطر کفشهايم، بهم طعنه نمي زد .اي کاش چارلي چاپلينم نميکرد؛ کاشكي طعم تلخ حقارت را نمي چشيدم».

در تحليل محيط مدرسه مي توان گفت برخي مدارس به دنبال شناسايي بچه هاي مشكل دار نيستند تا نجاتشان دهند، بلكه الگوهاي هدف را بچه هايي قرار داده اند که در رفاه و آسودگي هستند و به اين ترتيب از دانش آموزاني استقبال مي کنند که دردسر درست نكنند و در اين ميان با دانش آموزاني که گرفتار بيش فعالي هستند و يا مشكلات روحي و رواني دارند و يا در خانواده هاي مطلوبي رشد نيافته اند، برخوردهاي مناسبي نمي کنند و به اين ترتيب اين کودکان به دليل روحياتشان و يا شرايط حاکم بر زندگي شخصيشان در همان روزهاي نخست تحقير مي شوند. در واقع در اين نظام، دانش آموز مرفه تشويق مي شود و بالا مي رود، اما در مقابل، دانش آموزي که درگير عرصه فقر، مشكلات خانوادگي و تضاد طبقاتي است، با برخوردهاي ناعادلانه، کنار زده و تحقير و ناديده گرفته مي شود (2).

از منظر محيط اجتماعي ، مجتبي مي گويد : « وقتي به سن بلوغ رسيدم تا دختر مي ديدم، فرار مي کردم. هيچ وقت با آنها روبه رو نمي شدم. فكر مي کردم تا منو ببينن، مسخره ام مي کنند و مي گويند: چرا اينقد لاغر است؟ او مي گويد : « با اينكه عاشق کشتن دختران و کودکان است اما تمايلات جنسي را در دوران نوجواني در خود کشته است. به همين دليل هرگز با نيت ارضاي نيازهاي جنسي دست به جنايتي نزده است«. او ادامه مي دهد :« دو ماه قبل از ارتكاب قتل، ترك تحصيل کردم؛ چون مدرسه محل مسخره کردنم شده بود. وضعيت ماليمان به شدت به هم ريخته بود، به من تلقين شده بود، آينده اي براي تو رقم نخورده است و قاعدتاً از سرمايه هاي مادي محرومي؛ پس تو آينده اي نداري. من در همان کودکي پذيرفتم هيچ چيز نيستم. يك موجود ضعيف که جايي در اين دنيا ندارد».

از منظر روان شناسي جنايي مي توان گفت که متغير هاي چهارگانه اي که پيناتل ذکر کرده ، هسته جنايي مجتبي را به فوران در آورده است. حرف هايي که اين قاتل جوان مي زند، آن قدر سنجيده و دقيق است که او را با جنايتكاران ديگر متفاوت مي کند.او مي گويد : « دليل تمامي اين ماجرا خانواده ام بوده اند. خانواده مكانيسمي است که همه چيز آن بايد سرجاي خودش باشد.اما در خصوص من اينطور نبود».

همچنين در مورد تربيت مي گويد: «با چشم هاي باز بايد به دنيا نگاه کرد. تربيت مهم ترين شاخصه هدايت انسان هاست و از همان اول بايد مراقب تربيت فرزند بود. خانواده مهم ترين کانون اجتماع است و اگر خانواده روي فرزند تاثيرگذار باشد، جامعه هم مي تواند بر او تاثير مثبت بگذارد .... از جوانان مي خواهم هرگز ازدواج نكنند مگر وقتي که سواد تربيت فرزندشان را پيدا کنند. پدر و مادر باسواد در بيابان و در چادر هم مي توانند بدترين فرزندان را تربيت کنند. واقعيت اين است که تربيت به امكانات ربطي ندارد و فقط سواد مي خواهد».

اظهارات وي درباره زمان شكل گيري انديشه هاي منجر به طراحي نقشهه اي جنايي نيز قابل تأمل است : «بارها صحنه هاي قتل را در ذهنم مرور کرده و بسياري اوقات، با قرار دادن خود در آن نقش، تمرين مي کردم؛ خود را جاي مقتول مي گذاشتم و از کشته شدن لذت مي بردم. گاهي هم، قاتل خطرناکي مي شدم که از وحشت اعمالم، احساس شعف مي کردم... هر روز نقشه هاي زيادي براي خود مي نوشتم و ديگر زماني فرا رسيد که احساس کردم ديگر نوشتن و طراحي کردن فايده ندارد و بايد به کارم جنبه عملي بدهم .خيلي ترسو بودم؛ بنابراين در اولين حرکت، وسايل عملياتي کردن نقشه ام را مهيا کردم؛ تيغ موکت بري، تشت آب».

مجتبي در گذار از انديشه به فعل مجرمانه در انتظار يك بستر مناسب بود که اين بستر را يك مسافرت 10 روزه براي وي به ارمغان مي آورد.

امروزه گفته مي شود تمامي آنچه در وجود فرزندان شكل مي گيرد، نتيجه برخورد با عواملي همچون خانه، اجتماع و مدرسه است. در حقيقت شخصيت جنايي مجتبي نيز تحت تأثير اين سه عامل يعني خانواده به عنوان اولين نقطه و سپس اجتماع و بعد مدرسه قرار داشته است. افرادي مانند او حاصل رفتارهاي نامناسب والدين، عدم پذيرش اجتماع و شرايط متفاوت حاکم بر محيط آموزش هستند. تكامل کودکي به نحو مطلوب و آمادگي براي ورود به جايگاه نوجواني بستگي مستقيم به رفتارهاي والدين دارد، مجتبي مانند بيجه و غلامرضا طعم تلخ اين دوران را چشيده، ممنوع شده، تحقير شده و در معرض اختلافات خانوادگي بوده، فقر را لمس کرده، زشتي، تمسخر و عيب جويي را حس کرده و بر اين اساس شايد سخن لغوي نباشد اگر گفته شود هرکس در اين وضعيت قرار بگيرد، آينده اي بهتر از اين نخواهد داشت. به نظر مي رسد که از همان کودکي بايد محبت به هم نوع و مسووليت پذير بودن و احترام گذشتن به هنجارها را به فرزندان آموخت. توانايي هايشان را با ديگران مقايسه ننمود. به آنها وصله و برچسب و انگ نچسباند که به زعم برخي پژو هشگران «هيچ چيز دردناك تر از  اين نيست که به ناحق به فرزندمان برچسب ناروا بزنيم» (3). شايد اگر مادر بزرگ مجتبي عنوان عنكبوت را براي وي برنمي گزيد امروز مجتبي زنده بود و فرد مفيدي براي جامعه خود بود.

او در مقام آخرين دفاعش در دادگاه گفت: « از کارم به هيچ عنوان پشيمان نيستم و به هيچ عنوان آرزوي آزادي ندارم و خواستار اجراي حكم قانوني هستم». او زير لب مي گويد : «از خاطره آن روز هميشه لذت مي برم....». قضات شعبه 17 دادگاه کيفري استان با دريافت کيفرخواست دادستان عمومي و انقلاب استان اصفهان و سخنان نماينده دادستان در جلسه محاکمه و شنيدن اعترافات تكان دهنده مجتبي در خصوص قتل خواهرش، با توجه به رضايت اولياي دم! از جهت جنبه خصوصي براي وي قرار موقوفي تعقيب صادر کردند. اما مجتبي به سبب قتل پسر 4 ساله و تقاضاي اولياي دم، به قصاص و پرداخت ديه به علت تكه تكه کردن جسد محكوم شد. شعبه 27 ديوان عالي کشور با تكان دهنده خواندن اعترافات مجتبي ، راي شعبه 17 دادگاه کيفري استان را تاييد کرد و حكم اعدام او را براي اجرا به شعبه اجراي احكام فرستاد. مجتبي در رسانه ها به عنكبوت اصفهان مشهور شد.

نتيجه گيري و پيشنهاد

1ـ  از نظر اجتماعي، جرم عبارتست از هر فعل يا ترك فعلي که خلاف هنجارها و ارزش هاي اجتماعي باشد.بدين سان مي توان گفت با ارتكاب جرم، خصوصيت ضد اجتماعي در رفتار فرد تجلي مي يابد. اين سؤال که چرا فقط عده اي مرتكب جرم مي شوند ولي خيلي ها با وجود فشار زندگي يا عوامل مؤثر و مساعد دست به جرم و بزهكاري نمي زنند همچنان پاسخ قطعي اي ندارد. گذشت زمان و تنوع علوم مختلف همچون پزشكي ، روان شناسي ، جرم شناسي ، جامعه شناسي و امثالهم و ارائه تئوري هاي جديد و تكميل تحقيقات ثابت کرد برخلاف تصور عامه، بزهكاري پديده اي ساده نيست که زاده تنها يك عامل باشد بلكه پديده اي مرکب است.

به اين معنا که عوامل متعددي (اعم از عوامل دروني و بيروني) در بروز و تحقق آن دخالت دارد که با شناسايي آنها مي توان عوامل بزه زا را در هر مورد مشخص کرد. بدين ترتيب علت يابي هرجرم نيازمند بررسي جامعي از ابعاد مختلف جامعه ازجمله زيست شناسي، روانشناسي و جامعه شناسي و البته جرم شناسي به عنوان علمي که هدف آن ريشه يابي علمي جرايم است ، مي باشد. بدين ترتيب موضوع اصلي جرم شناسي مطالعه علمي جرم است و در اين راستا از يافته هاي علوم گوناگون (مانند روانشناسي، جامعه شناسي، زيست شناسي، آمار و حقوق و....) در ارتباط با بزهكاري استفاده مي کند، پس از اين بابت مي توان جرم شناسي را به مثابه چهار راه علوم ياد شده در زمينه جرم ناميد.

جرم شناسي از زمان تولد تاکنون تحولات بسياري را بر خود ديده است. به طوري که امروزه نظريه هاي جديد نسبت به نظريه هاي اوليه همچون جبريت زيستي لومبروزو بسيار قابل قبول تر مي نمايد چراکه از پيشرفت علوم انساني استفاده کرده و به موازات پيشرفت علوم انساني، رويكردهاي نسبت به جرم را نيز متحول نموده اند.

يكي از اين مكاتب جديد نظريه هاي جرم شناسي پويا يا ديناميك است که به مطالعه گذشته نزديك مجرم و بررسي علل تكوين جرم، در زماني نزديك به وقوع آن مي پردازد. در اين مكاتب، مكانيسم مشترك براي تعيين فرآيند تكوين و  ظهور انديشه مجرمانه جرم، مكانيسم گذار از انديشه به عمل (4) يا مكانيسم فعليت بخشيدن به انديشه يا به فعل درآوري آن مي باشد. يكي از مهم ترين نظرياتي که با توجه به اين مكانيسم و مبتني بر فعليت بخشيدن به انديشه مجرمانه يا گذار از انديشه به عمل مي باشد، نظريه شخصيت جنايي يا مجرمانه ژان پيناتل جرم شناس فرانسوي است که در اين نوشتار به تفصيل در خصوص آن بحث و بررسي به ميان آمد.

در هر حال توجه به گذشته دور يا نزديك مرتكبين نبايستي توجه مطالعاتي پژوهشگر را از محيط و بستر رشد بزهكاران منحرف نمايد. چرا که امروزه ثابت شده مجموعه اي از عوامل فردي و اجتماعي دست به دست هم داده و فرد مساعد را در بستر آلوده و در شرايط نامناسب تبديل به بزهكاري مصمم مي نمايد. اين نكته را نيز بايد درنظر داشت که هرچند جرم به زعم اميل دورکيم (5) يك پديده اجتماعي و به هنجار (امري معمول) است و مانند همه پديده هاي اجتماعي جزو لاينفك جامعه انساني مي باشد و هرگز جامعه اي ديده نشده که هيچ نوع کج رفتاري و بزهكاري در آن وجود نداشته باشد، ولي مي توان با تمسك و توسل به يافته هاي جرم شناسي تا حد زيادي به هدف نهايي يعني جامعه اي با قدر متيقني از جرم که براي عموم شهروندان و حكومت قابل تحمل باشد نزديك شد.

2ـ با گذشت سي سال از انقلاب اسلامي و شعار تقوا و پاکدامني و دعوت آحاد مردم از تريبون هاي مختلف به جامعه اي دين مدار و اخلاق  گرا و معنويت محور اما آمار جنايي هر ساله حكايت از مشكلاتي نگران کننده دارد (6). از طرفي در ايران برخلاف کشور هاي غير ديني که به راحتي آمار جرم و جنايت در اختيار پژوهشگران جهت بررسي و تحليل قرار مي دهند ، آمار جنايي به طور معمول درهيچ کجا نشر پيدا نكرده و در توجيه آن به حفظ نظم عمومي و عدم تشويش اذهان عمومي استناد مي شود. 

بدين ترتيب در فجايعي مانند خفاش شب يا بيجه ــ که همچون سنگي گران که در داخل حوضي کوچك افتاده باشد اذهان عموم را مشوش مي کند ــ متوليان عدالت کيفري به ريشه و بستر توليد اين گونه جنايت کاران در درجه دوم اهميت نگاه مي کنند و اين راستا رسانه ها نيز به اين تنش و ابهامات افكار عمومي در قبال حكومت دامن زده و فرآيند دادرسي سرعتي بالوجه به خود مي گيرد و دستگاه قضايي با اعلام اعدام مرتكب يا مرتكبين اقتدار و صلابت عوام گرايانه خود را بار ديگر به رخ جامعه شهروندان مي کشاند. 

اين در حالي است که به عنوان نمونه مرحوم کي نيا معتقد بود : « روانپزشكي سنگ اول جرم شناسي علمي است و وقوع بسياري از جنايات را بدون اطلاع از علم روانپزشكي نمي توان توجيه کرد .در اين دوران بزه تجلي تبعي بيماري رواني است .... (7)» لذا به نظر مي رسد صرف نظر از وظيفه آرام نگه داشتن افكار عمومي جامعه ايراني ــ که نسبت به جرايم اخلاقي به عنف و تبعات جبران ناپذير عاطفي و روحي و رواني آن بسيار حساس بوده و برچسب هاي گاهاً اجتماعي اي که براي بزه ديدگان اينگونه جرايم به دنبال دارد فرآيند دادرسي را تحت تأثير قرار مي دهد ــ اما در مواردي همچون بيجه پاکدشت يا خفاش شب که در ساليان اخير نمونه هاي آن در حال رشد است نبايست تا صرفاً با اعدام مجرمين درملاعام و يا پرداخت ديه به خانواده قربانيان به طور مقطعي از زير بار انتقادها رهايي جست. چراکه بستر اجتماعي نامناسب ، نظام آموزشي نامناسب ، نظام زندان ناکارآمد ، فقر و عدم ساز و کار آشتي مجدد فرد آزاد شده با جامعه و از اين قبيل که در اين نوشتار به تفصيل بيان گرديد ، همگي ، فضا را براي انسان هايي که در اين بستر (بستر بيجه پرور) رشد مي نمايند مهيا مي کند تا به عنوان تكميل کننده نارسايي هاي جسمي و عقلي ، برخي افراد را تبديل به جانيان تاريخ کيفري ايران مي نمايد .

لذا آنچه در درجه اول اهميت قرار دارد اين است که آسيب هاي اجتماعي مي بايست مهار شود. آسيب هايي که خود موجب اختلال شخصيت شده و از بزه ديدگان، بزهكار مي سازد. در اين راستا به عنوان نمونه مراقبت هاي اجرايي ويژه از کودکاني که در معرض وقوع جرايم جنسي قرار دارند از طرف جامعه و نهاد خانواده بايد جزو برنامه هاي پيشگيرانه قرار گيرد. همانطوري  که شناسايي و روان درماني شخصيت هاي ضد اجتماعي و حداقل کنترل آنها (به علت صعوبت درمان) از ضروريات است.(8)

به بيان ديگر، ريشه هاي اوليه توليد بيجه و امثال وي در سطح جامعه، فقر اقتصادي و جهل فرهنگي است. اگر برنامه ريزي منظم و مؤثري براي حقوق بنيادين بشر و آرمان هاي قانون اساسي وجود داشته باشد يعني افراد در کودکي از حقوق خاص سني و در ايام بيكاري از حقوق بيكاري و در ميانسالي و دوران بازنشستگي از آينده مطمئني برخوردار باشند مي توان انتظار داشت خط توليد بيجه و امثال آن متوقف شود و اگر دستگاه هاي فرهنگي چون صدا و سيما روش تعليم و تربيت خود را عوض کنند و به جاي موعظه و نصيحت مستقيم و صرف به روش هاي غيرمستقيم بازپروري و بازتربيتي شهروندان با معيارهاي علمي و عيني بپردازند با احتمال زياد مي توان گفت جامعه ايراني مواجه با فجايعي همچون خفاش شب يا بيجه نخواهد بود.(9)

3ـ نبايستي فراموش نمود که تا جامعه باقي است، جرم نيز وجود خواهد داشت اما بحث بر سر کميت و کيفيت آن است. ميزان جرايم، اعم از پنهان و آشكار، مي تواند به نوعي؛ مبين نگرش حكومت در برخورد با معضلات اجتماعي باشد. به اين جهت،به نظر مي رسد مي بايست تعصبات غير منطقي و احساسي را به دور افكنيم، راه را براي نقد و به زير سوال بردن همه مباحث و افرادي که در راستاي انجام وظايف خود به نحوي قصور مي کنند ، هموارتر نمود و الا صرف تغيير و تشديد قوانين و ارائه لوايح گوناگون نظير لايحه قانون مجازات اسلامي و افزايش عناوين مجرمانه بدون توجه به واقعيت هاي روز جامعه (10) به حل معماي جرم کمكي نمي کند. هر چند که امروزه سياست بازپروي و اصلاح و درمان و در يك کلام پيشگيري عادلانه از جرم (11) جاي خود را به سياست طرد و خنثي سازي و سخت گيري کيفري (12) عوام گرايانه و پيشگيري وضعي صرف (13) که بزه را پديده نابهنجاري مي داند که بايد از جمله با اجراي سياست تسامح صفر (14)و راهبرد هاي مقطعي همچون طرح انضباط اجتماعي يا طرح ارتقاي امنيت اجتماعي ، نيكويي ها را به مردم تزريق نمود ، داده است. هر چند امروزه رويكرد جديد به حقوق کيفري و جرم شناسي از رهگذر مديريت خطر جرم يا عدالت سنجشي يا محاسبه گر ا(15) ز منظر اعتبار پيش بيني خطر جرم ، عقلانيت تصميم ها و برنامه ريزي مداخله در سنجش خطر تكرار جرم با انتقاد هايي روبرو شده است (16) اما گويي براي دولت ها سرکوبي کيفري و سياست طرد و خنثي سازي و محو نمودن بزهكاران از جامعه به منظور و بهانه تأمين حفظ امنيت عمومي و اجتماعي بسي آسان تر است از احياي جنبه هاي پيشگيرانه انساني ـ اجتماعي در قبال بزهكاران. گويي اتخاذ تدابير غير واکنشي اي که در دراز مدت مانع به وجود آمدن  مجرمين سابقه دار يا به عادت بشود دشوار مي نمايد.(17)



منابع و مآخذ
ـ آقايي نيا ، حسين ، تحليل كارشناسي جنايات غرب تهران(تأملي بر عوامل وقوع جنايت) ، مجله امنيت ، سال اول ، شماره دوم ، شهريور 1376
ـ اردبيلي ، محمد علي ، تحليل كارشناسي جنايات غرب تهران (بازتاب حادثه در مطبوعات) ، مجله امنيت ، سال اول،شماره دوم ، شهريور 1376
ـ اي تروي، برنت،ترسيم شخصيت جنايي ، ترجمه اکبر استرکي ، انتشارات معاونت آگاهي ناجا ، 1385
ـ جوانمرد ، بهروز ، مطالعه تطبيقي سياست تسامح صفر در حقوق كيفري ايران و آمريكا ، بنياد حقوقي ميزان ، چاپ اول ، 1388
ـ رابرت آر. مك کري و پائول تي کوستا، شخصيت در بزرگسالي، ترجمه ميرتقي گروسي و فرهاد محمدي، انتشارات جمعه پژوه، 1381
ـ ساروخاني ، باقر ، تحليل كارشناسي جنايات غرب تهران (خانواده؛عامل يا مانع جرم) ، مجله امنيت ، سال اول،شماره دوم ، شهريور 1376
ـ صديق بناي ، هلن ، شبكه هاي اجتماعي اينترنتي ، مرکز مطالعات و تحقيقات رسانه اي روزنامه همشهري ، 1385
ـ عسگري راد ، حسين ، ريشه هاي توليد بيجه ،روزنامه همشهري ، دوشنبه 18 آبان 1383، سال دوازدهم ،شماره 3549
ـ عسگري ، حسين ؛ شريفي ، رسول ؛ نيك خو ، محمد رضا ، بخش اول مصاحبه كامل با محمد بيجه ، فصل نامه بهداشت روان ، شماره 11، بهار 84
ـ غلامي ، حسين ، سياست كيفري سخت گيرانه ، فصل نامه دانش انتظامي ، شماره 4، زمستان 1384
ـ فائق، سيد ضيا الدين ، كنكاشي 130 دقيقه اي در زندگي جواني كه از كشتن لذت مي برد،روزنامه همشهري ، سال سيزدهم ، شماره 3702، 29 ارديبهشت 1384
ـ فتاح ، عزت الله ، آينده جرم شناسي و جرم شناسي آينده ، ترجمه اسماعيل رحيمي نژاد ، نامه مفيد ، شماره 14، تابستان 1377
ـ فدايي ، فربد ، تحليل كارشناسي جنايات غرب تهران (اختلال شخصيت ضد اجتماعي) ، مجله امنيت ، سال اول،شماره دوم ، شهريور 1376
ـ فرامرزيان، ندا ،بي توجهي به جرم شناسي ، روزنامه ايران ، شماره 2622، 6 آبان 1382
ـ فرويد ، زيگموند ، مكانيزم هاي دفاع رواني ، ترجمه محمد جوادي و حبيب گوهري راد ، نشر راد مهر ، تهران ، 1387
ـ قاسمي روشن، ابراهيم،عوامل اجتماعي و جرم ،فصلنامه معرفت ، شماره 36 ، مهر و آبان 1379
ـ کاشفي اسماعيل زاده ، حسن ، به سوي عدالتي محاسبه گر در اروپا ، مجله حقوقي دادگستري ،سال شصت و هشتم ، شماره 48-49 ، پاييز و زمستان 1383
ـ کي نيا ، مهدي ، مباني جرم شناسي ، دوره جلدي ، انتشارات دانشگاه تهران ، چاپ هفتم ، 1377
ـ همو، مهدي، خودبيني و شخصيت جنايي ، مجله مجتمع آموزشي عالي قم ، سال اول ، شماره اول ، زمستان 1377
ـ گلزاري ، محمود ، قتل هاي سريالي غلامرضا خوشروي كوران ، روزنامه همشهري ، چهارشنبه 14 دي 1384 ، سال سيزدهم ، شماره 3892
ـ محسني ، مرتضي ، مسئوليت كيفري ، مجله حقوقي دادگستري ، شماره 13، 1355
ـ مختاري ، يوسف ، رابطه اختالالت شخصيت با جرم ، مجله دانش پژوهان ، بهار و تابستان 1384
ـ مصدق، محمود ، مصاحبه با معاون مبارزه با جرائم جنايي آگاهي ، روزنامه قدس، بخش گفتگو، 4 مهر ماه 1385
ـ مظلومان، رضا، شخصيت و جرم، مجله حقوقي وزارت دادگستري، شماره 7 ، 1355
ـ موسوي نسب، سيد محمد رضا ، ثبات و تغيير شخصيت ، فصلنامه معرفت ، شماره 112، فروردين 1386
ـ نجفي ابرند آبادي ، علي حسين، كيفر شناسي نو ـ جرم شناسي نو ، درآمدي بر سياست جنايي مديريتي خطر مدار ، تازه هاي علوم جنايي (مجموعه مقالات)، بنياد حقوقي ميزان ، چاپ اول ، 1388
ـ همو ، پيشگيري عادلانه از جرم ، علوم جنايي(مجموعه مقالات در تجليل از دکتر محمد آشوري) ، انتشارات سمت ، چاپ اول ، 1383
ـ همو ، علي حسين ، تقريرات جرم شناسي،به کوشش محمد کاظم تقدير، دوره کارشناسي ، 1382- 1383
ـ همو ، تقريرات جرم شناسي، به کوشش حميد بهره مند ، دانشگاه امام صادق ، 1381- 1382
ـ همو ، علي حسين ، تقريرات جامعه شناسي جنايي ، دوره کارشناسي ارشد ، دانشگاه تهران ، به کوشش رزيتا دارويي ، 1374- 1375
ـ همو ، تقريرات جرم شناسي (مكاتب و نظريه ها) ، دوره کارشناسي ارشد حقوق جزا و جرم شناسي،دانشگاه شهيد بهشتي ، به کوشش فاطمه قناد 1373- 1374
ـ همو ، تقريرات جامعه شناسي جنايي ، دوره کارشناسي ارشد حقوق جزا و جرم شناسي،دانشگاه شهيد بهشتي ، به کوشش مهدي صبوري پور ،1383- 1384
ـ همو، تقريرات جرم شناسي، دوره کارشناسي ارشد،دانشگاه شهيد بهشتي، به کوشش محمد حسين شاملو احمدي، نيمسال 1379- 1380
ـ همو ، تقريرات جرم شناسي (بزهكاري زنان) دوره کارشناسي ارشد، دانشگاه امام صادق ، به کوشش حسن قاسمي مقدم، نيمسال نخست سال تحصيلي 1383- 1384
ـ همو ، تقريرات جرم شناسي (پيشگيري)، دوره کارشناسي ارشد، مجتمع آموزش عالي قم ، به کوشش مهدي سيدزاده ، نيمسال دوم سال تحصيلي 1381- 1382
ـ همو ، تقريرات جرم شناسي( جرايم سازمان يافته و مافيا)، دوره کارشناسي ارشد، دانشگاه شهيد بهشتي ،به کوشش اميرحسن نيازپور، نيمسال نخست سال تحصيلي 1380- 1381
ـ همو ، ديباچه در شناخت جرم شناسي ، کيت سويل و ديگران ، ترجمه مير روح الله صديق ، نشر دادگستر ، چاپ اول ، 1383
ـ نجفي ابرند آبادي و ديگران ، آسيب هاي اجتماعي، بررسي حادثه پاکدشت، دو ماهنامه چشم انداز ايران، شماره 29 ، دي و بهمن 1384
ـ نجفي توانا ، علي ، جرم شناسي ، انتشارات آموزش و سنجش ، چاپ سوم ، 1384
ـ نوربها ، رضا ، در كوچه پس كوچه هاي تفكر ، تازه هاي علوم جنايي (مجموعه مقالات)، بنياد حقوقي ميزان ، چاپ اول ، 1388
ـ همو ، زمينه جرم شناسي ، انتشارات گنج دانش ، چاپ سوم، 1386
ـ همو ، شخصيت بزهكار در پرتو پديده شناسي ، مجله حقوقي وزارت دادگستري ، شماره 12، 1355
ـ همو ، حقوق جزاي عمومي ، انتشارات گنج دانش ، چاپ بيست و چهارم ، 1387
ـ نيكخو ، محمد رضا ، گزارش روان شناختي محمد بيجه ، فصلنامه بهداشت روان ، شماره 12-13 ، تابستان و پاييز 1384
ـ وايت ، راب و هينز ، فيونا ، جرم و جرم شناسي ، ترجمه علي سليمي ، انتشارات پژوهشگاه حوزه و دانشگاه ، چاپ دوم ، زمستان 1385
ـ ولد، جرج ، برنارد، توماس، اسنيپس، جفري، جرم شناسي نظري، ترجمه علي شجاعي، انتشارات سمت، چاپ اول، 1380
ـ هدايي، فرخ، شناخت شخصيت مجرمانه و راه هاي درمان آن ، ماهنامه دادرسي ،شماره 57 ، سال دهم ، مرداد و شهريور 1385
ـ هوسرل ، ادموند ، تأملات دكارتي : مقدمه اي بر پديده شناسي ، ترجمه عبدالكريم رشيديان ، نشر ني ، چاپ اول ، 1386


------------------------
1- مبتلايان به اختلالات کنترل تكانه،بيماران رواني اي هستند که تحت تاثير انگيزه هاي ناگهاني و مهار نشدني درعين آگاهي از عواقب کار خود، ممكن است به برخي اعمال، از جمله، جرم نيز دست يازند.در اين گروه مي توان به مبتلايان به «دزدي بيمار گونه»(جنون دزدي)اشاره کرد که فرد با اينكه پول کافي در دسترس دارد، به سرقت اشياء کم ارزش مي پردازد.براي مطالعه بيشتر نك به : فدايي ، پيشين ، ص 24
2- فائق، سيد ضيا الدين ، کنكاشي 120 دقيقه اي در زندگي جواني که از کشتن لذت مي برد،روزنامه همشهري ، سال سيزدهم ، شماره 3702 ، 29 ارديبهشت 1384
3- فائق ، پيشين 
4- Passage ? L’acte
5- Emile Durkheim
6- نك به :نوربها ، رضا ، در کوچه پس کوچه هاي تفكر ، تازه هاي علوم جنايي (مجموعه مقالات)، بنياد حقوقي ميزان ، چاپ اول ، 1388 ، صص 751-759
7- کي نيا ، پيشين ، ص 382
8- برخي دولتها جهت قبض و بسط امنيت، سرکوب گرايي و اقدامات قهرآميز را در اولويت کار خود قرار مي دهند و به کارايي مجازات اميدوارند و برخي دولتها نيز همراه با مجازات بر روي اقدامات اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي نيز کار مي کنند و درجهت برقراري عدالت اجتماعي و اقتصادي ـ به منظور احساس نياز کمتر به مجازات ـ اقدام مي کنند. در مورد دولت هاي نوع اول بايد گفت که کارايي شديدترين کيفر، حد و ظرفيتي معين دارد. از گذشته در همه جا مجازات هايي چون اعدام وجود داشته، اما اين مسئله که ارتكاب جرم همواره تكرار شده، نشان داده که مجازات به تنهايي پاسخگو نيست، بلكه در کنار مجازات اقدامات اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي نيز ضروري است. با اين وجود زماني اين شكاف بيشتر مي شود و کيفر کارايي اش را از دست مي دهد که بستر اجتماعي و فرهنگي جامعه فاسد باشد. به نظر مي آيد وقتي در جامعه اي بزهكاري بومي بشود ـ اگرچه ممكن است مجموعه نظام مايل نباشد ولي شرايطي وجود داشته که فرد را به سوي ارتكاب جرم سوق مي دهد ـ در چنين شرايطي پليس، دستگاه قضايي و شديدترين مجازاتها کارايي خود را از دست مي دهد، چرا که بستر کلي و اخالق جامعه تضعيف و فاسد شده است. بنابراين تا زماني که در يك جامعه کمترين امكان رفاهي براي دستکم نيمي از مردم برقرار نباشد، شديدترين مجازاتها نيز کارايي نخواهند داشت. بنابراين شايسته است به جاي سرمايه گذاري براي تقويت انواع مجازاتها و سيستم هاي تعقيبي و کيفري، دولتها به فكر رفاه مردم  باشند.براي مطالعه بيشتر نك به : نجفي ابرند آبادي وديگران ، پيشين، ص 23
9- قربانيان انتقام از جامعه ، بررسي روانشناسانه جنايات پاکدشت ، روزنامه همشهري شماره 3522، سال دوازدهم ، 20 مهر 1383
10- نك به : عسگري راد ، حسين ، ريشه هاي توليد بيجه ،روزنامه همشهري ، دوشنبه 18 آبان 1383 ، سال دوازدهم ،شماره 3549
11- برخي جامعه شناسان معتقدند بين انتظارات عمومي و آن فرهنگي که در حال حاضر در قالب قانون متبلور شده و داراي ضمانت اجراست نه تنها سنخيتي نيست، بلكه نوعي دوگانگي نيز وجود دارد.به اين معنا که قانون وجود دارد ولي بخشي از اين قانون با انتظارات عمومي منطبق نيست. براي مطالعه بيشتر نك به : نجفي ابرند آبادي و ديگران ، پيشين،ص 24
12- نك به : نجفي ابرند آبادي ، علي حسين ، پيشگيري عادلانه از جرم ، علوم جنايي(مجموعه مقالات در تجليل از دکتر محمد آشوري) ، انتشارات سمت ، چاپ اول ، 1383ف صص 559-600
13- نك به : غلامي ، حسين ، سياست کيفري سخت گيرانه ، فصل نامه دانش انتظامي ، شماره 4، زمستان  1384، صص 95- 112
14- ذکر اين نكته ضروري است که علل وضعي يا اوضاع پيش از بزهكاري در گذار از انديشه مجرمانه و عمل مجرمانه تأثير عمده دارد، ولي بايد در نظر داشت که پيش از اينکه شرايط براي ارتكاب جرم فراهم شود، آن علل و بستري که باعث بزهكاري مي شود پيشتر در فرد شكل گرفته است.لذا همواره پيشگيري وضعي از طريق نصب دوربين، گماردن پليس و افزايش گشت هاي زميني و سواري پاسخگو نخواهد بود.
15- Tolerance Zero يا عدم تحمل در برابر کوچك ترين بي نزاکتي هاي اجتماعي و قطعيت و حتميت و شدت برخورد در برابر جرايم خرد. براي مطالعه بيشتر در اين زمينه نك به : جوانمرد ، بهروز ، تسامح صفر : سياست کيفري سخت گيرانه در قبال جرايم خرد ، بنياد حقوقي ميزان، چاپ اول ،زمستان 1388
16-Justice Actuarial نك به : کاشفي اسماعيل زاده ، حسن ، به سوي عدالتي محاسبه گر در اروپا ، مجله حقوقي دادگستري ،سال شصت و هشتم ، شماره 48-48، پاييز و زمستان 1383، صص 331-364
17- نك به : نجفي ابرند آبادي ، علي حسين، کيفر شناسي نو ـ جرم شناسي نو ، درآمدي بر سياست جنايي مديريتي خطر مدار ، تازه هاي علوم جنايي (مجموعه مقالات)، بنياد حقوقي ميزان ، چاپ اول ، 1388، صص 717-751
18 - همان ، ص 750


نويسنده: بهروز جوانمرد- دکتري در حقوق کيفري و جرم شناسي ، استاد دانشگاه آزاد اسلامي





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان