بسم الله
 
EN

بازدیدها: 93

فقهاي نامدار شيعه- قسمت اول

  1397/5/16

پيشگفتار

تاريخ، نشان دهنده اوقات حوادث و رخدادها مي باشد و در حديث آمده است:

«من ورخ مؤمنا کمن احياه» (هر کس سرگذشت يا حوادث زندگي مؤمني را بنويسد، همانند آن است که او را زنده کرده است.) پس تاريخ را مي توان آئينه و نشانگر حوادث و رخدادهاي روزگار دانست.

مورخان در طول تاريخ، احياگران و زنده نگهداران مفاخر، ارزشها و اصالتهامي باشند و اين ارزشها بيش از هر گروه ديگر، در وجود علماء، فقهاء و دانشمندان اسلامي نمودار و متجلي مي باشد، چون آنان با توجه به رهنمودهاي فقه و شريعت، اززندگي فطري، طبيعي، سالم و عبرت آموز برخوردار بوده اند که مي تواند الگو و اسوه وقدوه نسبت به ديگران قرار گيرد.

فقهاء، حصون اسلام، دژهاي محکم ايمان، نگهبانان آگاه شريعت و آئين الهي هستند. آنان در طول تاريخ، پيشقراولان مبارزه با استبداد و استعمار و بيدادگري بوده اند. و چه مشقتها و ناملايماتي که در اين راه متحمل گرديده اند، به حدي که اغلب جان خود را نيز فداي آرمان الهي خود نموده و در راه محبوب به فيض شهادت نايل آمده اند. از اينرو جا دارد براي نشان دادن نمونه هاي ايمان و تقوي، تعمق بيشتري درزندگي آنان صورت گيرد. افعال و اعمال و نگرشهاي آنان مورد دقت و جستجو واقع شود تا نسل کنوني با مفاخر اسلام بيشتر انس و آشنايي پيدا نمايند و درس صحيح زندگي را از آنان بياموزند و آنان را پيشوا و اسوه خود قرار دهند.

«فقه» از نظر لغت به معناي فهم و دانستن، در اصطلاح فقهي علم و آگاهي به احکام شرعيه فرعيه از روي ادله تفصيلي مي باشد، و فرد فقيه آن است که آگاهي وآشنايي او با احکام الهي به صورت تفصيلي و گسترده و استدلالي باشد. به فردي «فقيه» گفته مي شود که بتواند احکام فرعي را از اصول و مباني کلي استخراج و استنباط نمايد وحوادث جاريه را بر اصول کلي و عمومي ارجاع دهد و احکام جزيي را از مباني کلي وقواعد عمومي استخراج و استنباط نمايد.

کاربرد فقه

فقه از آغاز طلوع اسلام تا حال، نقش بسيار مفيد و ارزنده در روند فکري وتکاملي جامعه اسلامي ايفا نموده است، چون هر فرد مسلمان زندگي فردي و اجتماعي خود را بر منوال رهنمودها و راهنمايي هاي فقيهاني که احکام الهي را از متون و منابع اوليه استنباط و استخراج نموده اند، پايه گذاري مي نمايد و راهنماييهاي آنان رادستور العمل الهي و حکم واقعي آسماني در حق خويش تلقي مي کند و آنان را بين خود و خدا حجت قرار مي دهد. با توجه به چنين گستردگي شعاع فقه و عمق نفوذ آن در دلها است که در طول تاريخ اسلام، مشاهده مي شود که چگونه جوامع اسلامي در اثريک فتوا از يک فقيه جامع الشرايط، دگرگون و منقلب شده اند و آنچنان تغيير مسيرداده اند که باعث اعجاب و تحير بيگانگان نا آشنا به اين رمز و راز گرديده است و از نوع اين فتاوا، مي توان از فتواي مرحوم «آية الله ميرزا محمد حسن شيرازي» در زمينه استعمال تنباکو در جهان تشيع، و فتواي مرحوم «شيخ محمد شلتوت» رئيس دانشگاه الازهر، در جهان تسنن، در ارتباط با رسمي شناختن فقه شيعه به عنوان يکي از مکاتب فقهي جهان اسلام نام برد که بازتاب و عکس العمل هر دو مورد، فوق العاده وسيع وگسترده بوده است، به حدي که فتواي نخست، کشور ايران را منقلب ساخت، و فتواي دوم، جهان اهل سنت را دگرگون نمود، که حد و مرزي بر آن دو نمي توان تصور کرد، واز هيچ عامل ديگر سياسي و اجتماعي ساخته نبوده است. از اين نوع فتاوي در طول تاريخ فراوان رخ داده است.

طبقات فقهاء

از دوران طلوع اسلام، فقيهان نامدار و عالمان وارسته متعددي در جهان اسلام پابه عرصه حيات گذاشته اند و عمر خود را در راه اعتلاي «کلمة الله» صرف نموده اند وآثار ارزشمند بيشماري از خويشتن به يادگار گذاشته اند که ارباب رجال و تراجم، شرح حال آنان را در کتابهاي مربوط به ثبت رسانده اند.

آية الله سيد حسن صدر، مؤلف کتاب «تاسيس الشيعة لعلوم الاسلام» ، سيرتحول و تکامل فقه، طبقات و اسامي فقهاء را نام برده است، و مرحوم آية الله العظمي بروجردي در «جامع احاديث الشيعة» ، طبقات محدثين و فقها را ذکر مي کند و تاريخ علوم و معارف را تا سرچشمه وحي خاستگاه اصلي آن مي رساند و ثابت مي کند که نخستين اثر فقهي، نوشته علي بن ابيطالب (ع) بوده است که با املاي رسول الله (ص) بود و آن نوشته در خاندان رسالت نسل اندر نسل محافظت و نگهداري مي گرديد، وفقه از نخستين علومي بود که وارد فرهنگ اسلامي شده و نقطه آغازين ديگر علوم اسلامي گرديد. اين علم در آغاز، توسط پيامبر عاليقدر اسلام، و سپس با تلاش پيشوايان معصوم تاسيس و تبليغ گرديد، ولي پس از اين سلسله نور و رحمت و رجال الهي، نخستين فرد شاخص و معين کدام فقيه بوده است؟ سيد حسن صدر در پاسخ گويد: «علي بن ابي رافع، نخستين فرد از خواص شيعه علي (ع) بوده است که در فقه کتاب و اثري از خود به يادگار گذارده است.» (1)

«نجاشي» (م 450 ه. ق) ، صاحب رجال معروف، او را در رديف نخستين گردآورندگان فقه به شمار آورده است و مي گويد: «او از توابع رسول خدا (ص) و ازبهترين ياران امير المؤمنين علي (ع) و عهده دار کتابت و نويسندگي بيت المال بوده است. او فرد امين و مورد وثوق بوده است و در مورد فقه نوشته اي درباره وضو، غسل و ديگر ابواب فقهي داشته است.» (2)

پس از او، سعيد بن مسيب (م 94) ، داماد امام سجاد (ع) مي باشد که در عهدخليفه دوم به دنيا آمده است. پس از او، قاسم بن محمد بن ابي بکر (م 104) و نيز کنگريا وردان، مکني به ابو خالد کابلي، يکي از اصحاب و ياران امام سجاد (ع) مي باشد. (3)

اينان از افراد فقه دان و مورد اعتماد و وثوق امام سجاد علي بن الحسين بوده اند.

در دوران پيشوايان معصوم (ع) شاگردان و دانش اندوختگان مکتب آنان، مانندابان بن تغلب، زراره، معروف بن خر بود، بريد، ابو بصير اسدي، فضيل بن يسار، محمدبن مسلم طائي و... زندگي فقهي داشته اند که فقيه ترين آنان، زرارة بن اعين بوده است.

آن چنانکه افرادي مانند: جميل بن دراج، عبد الله بن مسکان، عبد الله بن بکير، حماد بن عيسي، حماد بن عثمان و ابان بن عثمان در رديف فقهاء شمرده شده اند که شرح زندگاني آنان در کتاب «الفهرست» شيخ طوسي و رجال نجاشي و کشي، و اخيرا درمعجم رجال الحديث آية الله العظمي خويي، قاموس الرجال علامة شوشتري و ديگرکتب رجالي به تفصيل آمده است.

پس از اصحاب امام صادق (ع) ، شاگردان و ياران امام موسي بن جعفر (ع) مانندمحمد بن معاني و علي بن حمزه و ديگران قرار دارند که شرح زندگي علمي آنان درکتابهاي مربوطه مندرج است. پس از آنان، ياران و اصحاب ديگر ائمه اطهار (ع) قراردارند تا نوبت به نواب چهار گانه و سفيران حضرت مهدي موعود (عج) مي رسد و درمرحله بعدي نوبت به نواب عام و فقيهان وارسته و شايسته فرا مي رسد.

اهميت فقه و فقهاء

فقه يکي از شريفترين و گسترده ترين علوم و معارف اسلامي است، و نقش سازنده آن در زندگي مسلمانان بيش از هر علم و فن ديگر بوده است. پس بالطبع حاملان و دارندگان آن نيز از موقعيت و اعتبار و شايستگي خاصي برخوردارند.

سخني است از پيامبر عاليقدر اسلام که: «فقهاء امانتداران پيامبران مي باشند.»(4)

اين کلام نبوي، منزلت و جايگاه فقهاء و رهروان فقه و فقاهت را به خوبي ترسيم مي کند و نقش آنان را در روند اجتماعي بيان مي دارد.

در حديث ديگري از آن بزرگوار نقل شده است که فرمودند: «خداوند جانشينانم را مورد رحمت قرار دهد.» عرض شد: جانشينان تو کيانند؟ فرمود: «آنان که سنت وروش مرا برمي گزينند و آنها را به مردم ياد مي دهند.»(5)

خلف صالح و يادگار پيامبر گرامي رسول خدا (ص) ، امام حسن عسکري (ع) درتوضيح و تفسير سخن جد بزرگوارش، حدود و موازين فقها را بيان مي فرمايد: «آنان کساني هستند که صيانت نفس دارند، پاسدار حريم ديانت، مخالف هوي و فرمانبرداراوامر خدايند. وظيفه مردم پيروي از اينگونه افراد مي باشد. البته فقها همگي، اينگونه نيستند، بلکه تنها برخي از آنان واجد اين خصوصيات هستند.»(6)




--------------------
1 - تاسيس الشيعة لعوم الاسلام، سيد حسن صدر، ص 298، چاپ اعلمي تهران. 
2 - رجال نجاشي، ص 5 - 4، چاپ جامعه مدرسين قم، با تصحيح آية الله شبيري زنجاني.
3 - معجم رجال الحديث، ج 14، ص 133 - 129، ج 21، ص 141.
4 - جامع احاديث الشيعة، ج 1، ص 7.
5 - جامع احاديث الشيعة، ج 1، ص 299.
6 - احتجاج، ج 2، ص 263. متن عبارت: «و اما من کان من الفقهاء، صائنا لنفسه، حافظا لدينه، مخالفا لهواه، مطيعا لامر مولاه، فللعوام ان يقلدوه و ذلک لا يکون الا بعض فقهاء الشيعة، لا جميعهم.»



نويسنده: عبدالرحيم عقيقي بخشايشي





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان