بسم الله
 
EN

بازدیدها: 142

هفته حقوق بشر امريکايي به روايت تاريخ با نگاهي ويژه به سرنگوني هواپيماي مسافربري ايران

  1397/4/14
خلاصه: حقوق بشـر مهمترين دسـتاوردي اسـت که قدرتهـاي بـزرگ از آن براي تحت فشـار قـرار دادن کشـورهاي ديگـر اسـتفاده ميکننـد تا به اهـداف سـلطه گرانه خود برسـند. نـکات قابـل توجـه در چنـد دهه اخيـر، دخالـت ايالات متحده در مسـائل امنيتـي جهـان اسـت کـه باعث ايجـاد ناامنـي و جنايات و کشـتار مردم بيگناه شـده اسـت و در ايـن ميان کشـور ايران بيشـترين صدمـه را از جانب امريکا متحمل شـده اسـت. از جملـه جناياتـي کـه امريـکا عليـه ايـران انجـام داده حملـه نـاوگان امريکا بـه هواپيمـاي مسـافربري ايـران در 12 تيـر 1367 بـوده اسـت. در ايـن مقالـه تلاش ميشـود حوادث تروريسـتي که در 12 تير به وقوع پيوسـته اسـت، تشـريح شـود تا بـا بررسـي ابعـاد حقوقي در ايـن خصوص بـه روشـنگري بپردازيم.

مقدمه

دولـت امريـکا، عليرغـم ايـن کـه در گسـتره بين الملل، ژسـت دفـاع از حقـوق بشـر را بـه خـود ميگيـرد و جنگهـاي خانمـان برانـدازي را در راسـتاي اسـتيفاي حقـوق بشـر، بـه راه ميانـدازد، امـا در پراگماتيسـت خـود دچار تناقـض گويي هاي فراوانـي، در مـورد حقـوق بشـر اسـت. پـس از انقلاب جمهـوري اسلامي ايـران برخـي كشـورها سياسـت خصمانـهاي را بـراي مداخلـه در امـور داخلـي ايـران و تضعيـف قـدرت ايـران انجـام دادند. ايالات متحـده امريكا بـه عنوان سـردمدار اين جبهـه از طـرق مختلفـي تالش در محدود كردن گسـتره شـمول حاكميـت جمهوري اسلامي ايـران داشـته اسـت. هرچنـد ايـن كشـور در گذشـته نيـز در امـور داخلـي ايـران مداخالتـي را داشـته اسـت، امـا پيـش از انقلاب اسلامي در قالـب روابـط دوسـتانه ايـن اهـداف را بـه پيـش مي‌بـرد، امـا پـس از انقلاب در قالـب روابـط خصمانه.(ضيايـي، 1389).


در واقـع، جمهـوري اسلامي ايـران همگام با پيشـرفتها و دسـتاوردها در حـوزه حقـوق بشـر، از ابتـداي انقلاب اسلامي تاکنـون قربانـي نقـض حقـوق بشـر بـه طـور گسـترده نيز بوده اسـت. شـهادت 17 هـزار نفر انسـان بيگنـاه در اثـر اقدامـات تروريسـتي، شـهادت بيـش از 200 هزار نفـر و مجروحيت بيـش از 700 هـزار نفـر در جريـان جنگ تحميلي هفت سـاله، شـهادت بيـش از 13 هـزار نفـر و مجروحيـت بيـش از 100 هـزار نفر در اثر کاربرد سلاحهاي شـيميايي، شـهادت بيـش از 4هـزار نفـر از مأمـوران نيـروي انتظامـي و مـرزي در راه مبـارزه با مـواد مخـدر و نقـض گسـترده حقـوق ملـت ايـران در اثـر تحريمهـاي ظالمانـه و غيرقانونـي تنهـا برخـي از ايـن مصاديق ميباشـند. 

نکته مهمـي که نبايـد از آن غافل شـد، ضـرورت پرداختـن بـه ايـن موضوع اسـت، اين‌کـه اين اقدامـات يا بـا مداخله و حمايـت مسـتقيم يـا غيرمسـتقيم مدعيـان دروغيـن حقـوق بشـر بـه ويـژه آمريکا صـورت گرفتـه اسـت. در ايـن پژوهـش قصد داريـم به اين سـوال پاسـخ دهيم که براسـاس موازيـن حقـوق بين الملل آيـا قابل توجيه اسـت کـه هواپيماي مسـافربري غيرنظامـي، بـه بهانـه دفـاع از خـود، مـورد حملـه نظامـي قـرار گيـرد؟ در پاسـخ به ايـن سـوال ايـن فرضيه مطرح ميشـود کـه سـرنگوني هواپيمـاي مسـافربري، کاملا مغايـر بـا معاهـدات حقـوق بين الملل بوده اسـت و اين عمـل، اقدامـي تجاوزکارانه در جهـت تضعيـف موقعيـت ايران محسـوب ميشـود.

حقوق بين الملل هوايي و فضايي
کنوانسيون شيکاگو و سازمان هوايي کشوري ايکائو(ICAO)

ايکائـو (ICAO) در 7 دسـامبر سـال 1944 در ضمـن تنظيـم و امضاي پيمـان حمـل و نقـل هوايي موسـوم به پيمـان شـيکاگو تشـکيل شـد. ايکائـو نهـاد تخصصـي سـازمان ملـل متحـد اسـت و وظيفـه آن هماهنگ سـازي اسـتانداردهاي بين المللـي پـروازي و  مديريـت خطـوط هوايـي در سـطح جهـان اسـت، امـا موجوديـت آن بـه طـور رسـمي در سـال 1947 اتفـاق افتـاد. ايـران در سـال 1327 رسـما بـه پيمـان شـيکاگو و در نتيجـه بـه ايکائو پيوسـت.


ايکائو بر اسـاس کنوانسـيون شـيکاگو ايجـاد شـده و بسـياري از کشـورهاي دنيـا بـه آن پيوسـته اند. شـوراي ايکائو نهاد اصلـي تصميم گيري در اين سـازمان است و از نمايندگان 33 کشـور عضـو ايکائـو که توسـط اعضاي مجمـع عمومـي بـراي مـدت سـه سـال انتخـاب ميشـوند، تشـکيل ميشـود.

پيمان شـيکاگو در 96 ماده تدوين شـده و در ضمـن آن بـر اصـول کلـي حقـوق بين المللـي و هوانـوردي از جملـه اصل حاکميـت دولتها بـر قلمـرو و تابعيت هواپيمـا تأکيـد دارد.

پـس از جنـگ جهانـي دوم، بـا تدويـن پيمـان شـيکاگو در سـال 1994 رويکـرد جامع‌تـري بـه قاعده مندسـازي سـفر هوايـي صـورت پذيرفـت. ايـن پيمـان برخـي از اصـول بنياديـن بـراي قانونگـذاري در زمينـه هوانـوردي بين المللـي را معيـن نمود. هـدف اصلي پيمان شـيکاگو، ارتقاي ايمني هوانوردي غيرنظامـي بـود و مـاده 4 ايـن پيمـان، موکـداً اسـتفاده از هواپيمـاي غيرنظامي بـراي اهدافـي مغايـر بـا کاربـرد ايـن وسـيله را ممنـوع اعلام ميکـرد. پيمان شـيکاگو، اصلـي قانونـي را مصـوب سـاخت کـه مطابـق آن هـر کشـوري بـر حريـم فضـاي خـود، حاکميـت منحصـر بـه فـرد دارد. البته ايـن پيمان « دوآزادي » بـراي سـفرهاي هوايـي در نظـر ميگيـرد: حـق عبـور بيضـرر که بـه خطـوط هوايـي غيرنظامـي اجـازه ميدهـد بر فـراز اراضي ديگر کشـورها مسـافرت کننـد و همچنيـن حـق فرود آمـدن و برخاسـتن براي اهدافـي مانند سـوختگيري مجـدد يا تعميـرات فني در سـرزمين‌هاي کشوري ديگر را براي آنـان قائـل اسـت.

ضمنـا مطابـق پيمان شـيکاگو، سـازمان بين المللـي حمـل و نقـل هوايـي غيرنظامـي (ايکائـو) تأسـيس گرديـد کـه بعدهـا بـا تبديـل شـدن بـه آژانـس نظارتـي سـازمان ملـل متحـد با اولويـت ترفيـع ايمنـي در حمـل و نقـل هوايـي بين الملل، تکامـل يافـت.

دوميـن تحـول بـزرگ در قانونگـذاري هوانـوردي بين المللي از انهـدام هواپيمـاي پـرواز 007 کـره در سـال 1983 توسـط نيروهـاي نظامي شـوروي ناشـي شـد. واکنش متفق القول بين المللـي بـه ايـن رويـداد، تدويـن اصلاحيـه در سـال 1984 بـر پيمـان شـيکاگو بـود کـه به عنـوان  مـاده 3bis شـناخته ميشـود و بـراي اوليـن بـار به صراحـت ايـن مسـئله را بـه رسـميت شـناخت کـه دولتها بايد از اسـتفاده از تسـليحات عليـه هواپيماهـاي غيرنظامي در حـال پـرواز خـودداري نمـوده و در صـورت رهگيري وسـايل نقليـه هوايي غيرنظامـي، مراقـب باشـند تـا زندگـي افـراد حاضـر در هواپيمـا و ايمنـي ايـن وسـيله بـه مخاطـره نيفتد.(صفـدري،مـوذن، 1393 :3)

جستارگشايي

در سـال 1360 ،رژيـم بعـث عـراق حمله به کشـتي هاي تجـاري در خليج فارس را شـروع کـرد و بـا اعلام مين‌گـذاري سـواحل بنـدر امـام خمينـي(ره) و حملـه به دو کشـتي تجـاري، امنيـت خليج فـارس را مختل کـرد و در پي تحويـل هواپيماهاي سـوپر اـتاندارد و موشـکهاي اگزوسـه توسـط فرانسـه بـه رژيـم بعث عـراق بود کـه ابعـاد اين حملات افزايـش يافت.

در برابـر ايـن حملات کـه رژيـم بعـث عـراق بـه صراحـت مسـؤوليت آن را بر عهـده گرفـت، شـوراي امنيت عکس العمل مناسـبي نشـان نـداد، اما در قبال انتسـاب چنـد حملـه بـه ايـران و شـکايت شـوراي همـکاري خليـج فـارس، 11 خـرداد 63 شـوراي امنيـت قطعنامـه 552 را صـادر کـرد و در آن خواسـتار توقـف اين حملات شد .

در واقـع سـال 1367 ،آمريکايي هـا مسـتقيما به نفـع رژيم بعث عـراق وارد جنگ بـا ايـران شـدند و جبهـه دوم جنـگ را در خليج فـارس آغـاز کردند. در ابتداي سـال 67 آمريکاييهـا اقداماتـي را در خليج فـارس شـروع کردنـد. درگيـري بـا شـناورها و قايق هـاي سـپاه و ارتـش در منطقـه خليج فـارس، جلوگيـري از کنتـرل کـردن نيروهـاي نظامـي جمهـوري اسلامي ايـران و حملـه بـه سـکوهاي نفتـي ايـران در منطقـه خليج فـارس از جملـه ايـن اقدامـات بـود. در حالي کـه اين سـکوها در حال سـوختن بـود عمليـات ايربـاس را انجـام دادند.

از آغـاز جنـگ تـا 10 ژوئيـه 1984 ،112 کشـتي در خليـج فـارس مـورد حملـه موشـکي قـرار گرفـت. ژانويـه 1985جمهـوري اسلامي ايـران، بـه دبيـر کل وقـت سـازمان ملـل اعلام کرد که از هرگونه اقدامـي براي تأمين آزادي و امنيت کشـتيراني در خليـج فـارس، حمايـت و اسـتقبال ميکنـد، اما حملات به کشـتيها ادامـه يافت.

تـا تيرمـاه 1366 ،بيـش از 8 ميليـون تـن کالا از محموله هـاي کشـتيها در خليـج فـارس بـه زيـر آب رفـت. 41 کشـتي کاملا نابود شـد و بيـش از 200 تـن از ملوانان کشـورهاي مختلـف بـه قتـل رسـيدند و همين تعـداد نيز مجروح شـدند.

اين گونـه بـود کـه رژيـم بعـث عـراق در هـدف خـود مبنـي بـر بين المللـي کردن جنـگ خليـج فـارس تـا انـدازه زيـادي موفـق شـد و قدرتهـاي غربـي و در رأس آنهـا آمريـکا حضـور گسـترده و تهديدآميـزي در خليـج فـارس يافتنـد و بالاخـره کشـتيهاي نفتکـش کويتـي بـا پرچـم آمريـکا در خليـج فـارس حرکـت کردنـد و اسـکورت نظامـي نفتکش‌هـا و کشـتيهاي تجـاري مـورد نظـر امريـکا در خليـج فـارس آغاز شـد.

21 سـپتامبر 1987 ،کشـتي ايرانـي «ايـران اجـر» مـورد حملـه نيروهـاي نظامـي آمريـکا واقـع شـد. همچنيـن حملات نظامـي آمريـکا بـه سـکوهاي نفتـي ايـران، دخالـت آشـکار آن دولـت در منطقـه بـه نفـع رژيـم بعث عـراق را به وضوح نشـان و در آخـر 12 تيرمـاه 1367 حملـه نـاو امريکايـي بـه هواپيمـاي مسـافربري ايران بر فـراز دريـاي خليـج فـارس کـه از جملـه مهمتريـن جنايـات امريـکا بـر عليـه ملت ايـران بـود کـه در ادامـه به شـرح واقعـه ايـن روز خواهيـم پرداخت.

روز يکشـنبه 12 تيـر 1367 هواپيمـاي ايربـاس آ-300 متعلـق بـه هواپيمايـي جمهـوري اسلامي ايـران در فـرودگاه بين المللـي بندرعبـاس بـه زميـن نشسـت و طبـق برنامـه پيش‌بينـي شـده، قـرار بود ايـن هواپيما با شـماره پـرواز 655 بـه همراه 274 مسـافر و 16 خدمـه پـرواز کـه در مجمـوع 290 نفـر ميشـدند در سـاعت 10 صبـح بـه مقصد دبـي، امـارات متحـده عربـي پـرواز کند.

کاپيتـان محسـن رضايـان، خلبـان با سـابقه پـرواز 655 هواپيماي ايربـاس آ-300 بـود کـه بيش از 7000 سـاعت پـرواز را در کارنامه خود داشـت. هواپيمـاي ايرباس آ-300 بـا 15 دقيقـه تأخيـر، در سـاعت در 17:10 صبـح بـه وقت رسـمي ايـران، از فـرودگاه بين المللـي بندرعبـاس بـه مقصـد فـرودگاه بين المللـي دبـي پـرواز خود را آغـاز كـرد، مـدت پـرواز تا دبـي 28 دقيقـه و حداکثر ارتفـاع تا 14 هزار پـا (4300 متر) تعيين شـد. دقايق نخسـتين پـرواز و مراحل اوجگيـري تا ارتفـاع 12 هزار پايي مطابـق طـرح پـرواز انجام شـد و خلبان پيوسـته با بـرج مراقبت فـرودگاه بندرعباس و مرکـز کنتـرل راههـاي هوايـي ايران و امـارات متحده تماس داشـت .

چنـد لحظـه پيـش از ورود هواپيمـاي ايربـاس آ-300 بـه منطقـه کنتـرل هوايـي امـارات، در محلـي بـه نام «مولبيـت»، خلبان به مرکـز کنترل هوايي کشـور اطلاع داد کـه قصـد دارد بـه ارتفـاع 14 هـزار پايي صعـود کند. نـاو جنگـي وينسـنس آمريکا در خليج فارس مسـتقر شـده بـود ايچنرمارک قلب ايـن رزم نـاو بـه شـمار ميرفت كـه وظيفه اصلـي آن، کشـف هدف هاي پرنـده، اعم از موشـک، هواپيمـا و پـردازش اطلاعـات، تعقيـب صدهـا هدف به طـور همزمان و کنتـرل آتـش آنهـا بـود، همچنين ايـن رزم ناو به موشـک زميـن به هوا بـا برد 408 کيلومتـر نيـز مجهز بود.

سـاعت 22:10 صبـح نـاو جنگـي وينسـنس آمريکا بـه حريم آبهاي ايـران وارد شـده بـود، به دسـتور ناخـدا ويل راجـرز، فرمانده ناو وينسـنس، موشـک اسـتاندارد 2 را بـه سـوي پـرواز 655 شـليک کـرد. ناگهـان هواپيمـا از صفحه رادارهـاي زميني محـو و در آبهـاي خليج فارس سـقوط کـرد. با عدم اطلاع از سرنوشـت هواپيما، بـرج مراقبـت فـرودگاه بندرعبـاس، در تمـاس بـا دبي، پيگير سرنوشـت پـرواز 655 شـد، ولـي آنها اظهـار بي اطلاعـي کردند. بلافاصله سـتاد حـوادث اسـتان هرمزگان وضعيـت اضطـراري اعلام و فعاليـت خـود را آغـاز کـرد. بـا شناسـايي دقيـق محل سـقوط، بالگردهـا و شـناورها بـه موقعيـت 26 و 42 عـرض شـمالي و 56 درجـه و 3 دقيقـه طـول شـرقي منتقل شـدند. محل سـرنگوني هواپيمـاي مسـافربري ايران اير در تنگـه هرمـز واقـع در خليـج فـارس بـود. بلافاصلـه پـس از ايـن واقعـه، مقامات آمريکايـي اعلام کردند کـه يک فرونـد هواپيمـاي اف-14 جمهوري اسلامي ايران را مـورد هـدف قرار داده اند.

پس از روشـن شـدن نـوع هواپيما، آمريـکا ادعا کرد که در ايـن مـورد مرتکب اشـتباه شـده، اما شـواهد بعدي اين نظـر آنان را مـردود جلوه داد. مقامـات نظامـي آمريـکا اعلام کردند کـه هواپيماي ايرباس ايران خارج از مسـيرهوايـي پـرواز داشـته و رزم ناو آمريکايـي نيز 7 بار اخطـار راديويي بـراي هواپيماي ايـران مخابـره کـرده، ولـي جوابـي دريافـت نکـرده اسـت.(پژمان، 1392 )
زماني که هواپيمـا مـورد اصابـت موشـک نـاو وينسـس قـرار گرفت، هنـوز در فضـاي هوايي جمهـوري اسلامي ايـران قرار داشـت. موقعيت تقريبـي هواپيما در زمان سـقوط 26 درجـه و 38 دقيقـه و 22 ثانيـه شـمالي و 56 درجـه و 1 دقيقه و 24 ثانيه شـرقي بود. دلايـل و قرائـن نشـان ميدهـد کـه نـه تنها کشـتيهاي جنگـي ايالات متحده از پيامهـاي راديويـي هواپيمـاي ايربـاس شـماره 655 کـه بـر روي فرکانسهـاي بـاز و بـه زبـان انگليسـي مخابـره ميشـد، باخبـر و مطلـع بودنـد، بلکـه قطعـا آن پيامها را نيـز در اختيـار داشـتند. پيامهـاي راديويـي اي کـه نشـان دهنـده غيرنظامـي بـودن هواپيمـا و مسـافري و تجـاري بـودن آن بـود. اين مدعا با بررسـي يافته هـاي مربوط بـه تحقيقـات رسـمي کـه ايـالات متحـده بلافاصلـه بعـد از حادثـه انجـام داد، ثابت ميشـود. تحقيقـات وزارت دفـاع آمريـکا در خصـوص حادثـه مزبـور در تاريـخ 19 ژوئيـه(28 تيرمـاه) انجـام و در تاريـخ 28 ژوئيـه(6 مرداد) منتشـر شـد.

گزارش وزارت دفاع آمريکا در پاراگراف چهارم از صفحه8-E اظهار ميدارد: «پـرواز 655 ايران ايـر از بندرعبـاس شـروع شـد و بـه پـرواز خـود در مسـيري عـادي ادامـه داد تـا ايـن‌ کـه هفـت دقيقـه پس از پـرواز توسـط يک موشـک پرتاب شـده از سـوي نـاو وينسـس مـورد اصابـت قـرار گرفـت... آخريـن تمـاس خلبان بـراي گزارش دهـي در خصـوص موقعيت هواپيمـا نيز حدوداً در سـاعت 58:9 بود».

از ايـن رو بايـد نتيجـه گرفت که در زمـان مزبور، آمريکا از مسـئله مسـافربري بودن هواپيمـا و غيرنظامـي بـودن آن پـرواز اطلاع کاملـي داشـته اسـت.(باقرپور اردکاني،1390 )
در خصـوص واقعـه حملـه بـه هواپيماي شـماره پرواز 655 ايـران بايد توجه داشـت كـه اولا هواپيمـاي ايرانـي بـر فـراز آبهاي سـرزميني ايـران واقع بـود و در واقـع در قلمـروي حاكميـت ايـران قرار داشـته اسـت و لـذا نمي‌توانسـته خطري به تماميـت ارضـي يا امنيت كشـوري ديگر تلقي شـود. ثانيا خود ناو جنگي وينسـنس نيـز در آبهـاي سـرزميني ايـران قرار داشـتند.

اين مسـئله 4 سـال بعـد از آن ماجرا، توسـط نيويورک تايمـز فاش شـد که ناو وينسـنس در آبهاي سـرزميني ايـران بوده، نـه در آبهـاي بين المللـي. ايـن در حالي اسـت كـه طبق كنوانسـيون حقـوق درياها مـورخ 1982 توقـف و عمليات نظامي توسـط كشـتي‌ها در آبهاي سـرزميني مغاير بـا اصـل عبـور بي ضـرر اسـت. ثالثـا حملـه نـاو امريكايـي بـه هواپيمـاي ايراني در زمـان مخاصمـه مسـلحانه ميـان ايـران و رژيم بعث عـراق اتفـاق افتاد، يعنـي زماني كـه حقـوق بين‌الملـل تعهداتـي را بـراي كشـورهاي ثالـث بـار مي‌كنـد، ماننـد تعهد بـه بي‌طرفـي. آمريـكا بـا ايـن اقـدام خـود تعهد خـود مبنـي بـر بي‌طرفـي در جنگ را نيـز نقـض كـرده اسـت؛ لـذا آمريـكا در اين حادثه سـه اصـل از مسـلمات حقوق بين‌الملـل را نقـض نمـود: نقـض اصـل آزادي پـرواز هواپيماهـاي كشـوري، نقـض اصـل عبـور بي‌ضـرر در دريـاي سـرزميني و نقض اصـل بي‌طرفي.(ضيايـي بيگدلي، 1392 :399)

اصول و قواعد حقوقي حاکم بر اختلاف

1- نقض کنوانسيون 1944 شيکاگو:

کنوانسـيون شـيکاگو دربرگيرنـده مجموعه جامعـي از قواعد حاکم بـر هوانوردي کشـوري بين المللـي اسـت. ايـن کنوانسـيون کـه در آن زمـان بيـش از 160 کشـور عضـو داشـت، توسـط دو کشـور ايـران و آمريـکا تصويب شـده بود. ايالات متحده ايـن کنوانسـيون را در تاريـخ 9 اوت 1946 و دولـت وقت ايـران آن را در 19 آوريل 1950 بـه تصويـب رسـانده بودنـد. مقدمه کنوانسـيون، مـواد ا، 2 و 3 ،بنـد الف ماده 44 و ضمائـم شـماره 2 ،11 و 15 مشـخصا مـواردي را در برميگيـرد کـه ايالات متحـده بـا ايـن اقـدام غيرانسـاني خـود مرتکب نقض آنها شـده اسـت کـه در ادامه بـه برخي از آنها اشـاره ميشـود.


در مقدمـه کنوانسـيون تصريح شـده که هوانوردي کشـوري بين المللـي غيرنظامي از طريـق رفتـار دوسـتانه و تفاهـم بين کشـورها و پرهيز از تنش و اصطکاک توسـعه يافتـه و طرفهـا بـا امضاي اين کنوانسـيون اصـول و قواعدي را به منظور گسـترش هوانـوردي غيرنظامـي بين المللـي در فضايـي از امنيـت و نظـم مـورد توافـق قـرار ميدهنـد و ايـن کنوانسـيون نيـز در راسـتاي تحقـق چنيـن اهدافـي مـدون گرديـده اسـت. مـاده «يـک» کنوانسـيون صلاحيـت کامـل و انحصـاري هر کشـور بـر فضاي هوايـي باالي سـرزمين خود را مورد شناسـايي قرار داده اسـت. در مـاده «دو» قلمرو سـرزميني هر کشـور معين شـده و عبارت از فضاي بالاي مناطق خشـکي کشـور و نيـز فضاي بالاي درياي سـرزميني يک کشـور در مجـاورت قلمرو زميني آن دانسـته شـده اسـت. ماده «سـه» مکرر (که به پروتکل 1984 مونترآل به کنوانسـيون شـيکاگو معـروف اسـت)، تصريـح ميکند هـر يـک از طرفهاي کنوانسـيون ميپذيـرد که از توسـل بـه زور و قـوه قهريـه عليه هواپيماهاي کشـوري کـه حامل مسـافران عادي و غيرنظامي اسـت خـودداري نمايد.

بخشـي از مـاده 44 کنوانسـيون شـيکاگو (کـه سـازمان هوانـوردي کشـوري بين المللـي «ايکائـو» بـر اسـاس آن تأسـيس شـده اسـت» نيـز، تصريـح مينمايد که هـدف از ايجـاد سـازمان از جملـه آن اسـت کـه رشـد مطمئـن و منظـم هوانـوردي کشـوري بين المللـي را در جهـان گسـترش دهـد و امنيـت پـروازي را در ايـن رابطه تضميـن نمايد.

2- نقض کنوانسيون 1971 مونترآل:

 اين کنوانسـيون که به مسـائل مربوط بـه توقيف و ممنوعيـت اقدامات غيرقانوني بـر ضـد هواپيماهـاي غيرنظامي و مسـافران و خدمه آن ميپـردازد، در پاراگراف الف و ب مـاده «يـک» خـود برخـي از اين اقدامات ممنوعه را فهرسـت نمـوده و از جمله اشـاره ميکنـد کـه چنانچه شـخصي مرتکـب تهاجـم غيرقانونـي و عمدي شـود، از جملـه ايـن کـه اقدامي را عليه شـخصي کـه در يک پـرواز غيرنظامي به سـر ميبرد، صـورت دهـد و امنيـت هواپيمـا را بـه خطـر انـدازد و يـا هواپيمـا را نابود سـازد يا بـه نحـوي بـه آن خسـارت وارد نمايـد کـه امنيـت پـروازي را بـه خطر انـدازد، اين ممنوعيـت، قانوني و کامل و قطعي اسـت. ماده سـوم کنوانسـيون مونتـرآل نيز مرتبط بـا ايـن قضيه اسـت؛ زيـرا به موجب اين مـاده، هر يـک از طرفهاي معاهـده متعهد ميشـود کـه بـراي هر يـک از اقدامـات تجاوزکارانه منـدرج در ماده «يـک» مجازات شـديدي وضـع نمـوده و آن را اجـرا نمايـد. بالاخره، بنـد «يک» ماده 10 کنوانسـيون مذکـور نيـز در ايـن رابطـه حائز اهميت اسـت که عنـوان ميکند اعضاي کنوانسـيون بـر طبـق حقـوق بين الملل و قواعـد حقوق داخلـي تلاش خواهنـد کرد تـا اقدامات عملـي مناسـب را بـه منظور جلوگيري از بـروز اقدامات تجاوزکارانـه مندرج در ماده «يک» اتخـاذ نمايند.

3- نقض معاهده مودت:

مـواد 4 ،8 ،10 ،از معاهـده مـودت ايـران و آمريـکا بنابـر ارتباطـي کـه بـا ايـن اقـدام تجاوزکارانـه آمريـکا در قبـال ايـران دارنـد، از سـوي ايالات متحـده نقـض شـده اسـت. مـاده 4 بيانگـر ايـن تعهـد اسـت کـه طرفيـن معاهـده رفتـار برابـر و منصفانـه اي را بـا اتبـاع و امـوال دو دولـت خواهنـد داشـت و از توسـل بـه اقدامات نامعقـول و تبعيضآميـز کـه به حقـوق قانونـي آنها لطمـه ميزند، اجتنـاب خواهند کـرد. برابـر مـاده 8 نيـز دو طـرف متعهـد شـده اند کـه نسـبت بـه توليـدات کشـور مقابـل رفتـاري برابـر بـا توليـدات سـاير کشـورها داشـته و هيـچ يـک از دو طـرف نبايـد محدوديتهـا يـا ممنوعيتهايـي را بـر توليدات يکديگـر اعمـال نمايند، مگر آنکـه چنـان محدوديتهايـي را در مـورد کشـورهاي ثالث نيـز اعمال نموده باشـند. بالاخـره مـاده 10 معاهـده مودت نيز اشـعار مـيدارد که در سـرزمين‌هاي دو کشـور آزادي تجـارت و کشـتيراني وجـود خواهـد داشـت.

دولـت آمريـکا با حملـه عمـدي و تجاوزکارانه هواپيمـاي مسـافربري ايران اير نه تنهـا اصـول و قواعد مشـخص قـراردادي فيمابيـن دو دولت را (که به مـواردي از آن اشـاره شـد) آشـکارا نقـض کـرد، بلکه قواعـد آشـکار و مسـلم حقـوق بين الملل را نيـز زيرپـا نهـاد. در اين رابطـه، اصولي از منشـور ملل متحد در خصـوص ممنوعيت توسـل بـه زور (بنـد 4 مـاده منشـور) و لزوم احتـرام بـه حاکميـت و تماميت ارضي واحدهـاي سياسـي جامعـه بين المللي نيـز حائز اهميـت اسـت.(اردکاني، 1390)

بررسي واقعه از جنبه حقوق مخاصمات

در بررسـي سـانحه معلوم گرديد که هواپيماي مسـافري بر فراز آبهاي سرزميني ايـران مـورد هـدف واقـع شـد ودر حوالـي جزيره هنـگام سـقوط کـرد. همچنين در ايـن تهاجـم ناو وينسـنس وارد آبهاي سـرزميني ايران شـده بود. قبـل از اين واقعه توسـط نيروهـاي امريکايـي بـه هواپيمايـي گشـت ايراني از لحظـه برخاسـتن از باند فـرودگاه بندرعبـاس تـا لحظـه فرود اخطـار داده ميشـد. معناي اين حرف آن اسـت کـه نيروهـاي امريکايـي هواپيمايـي دولتـي جمهوري اسلامي را حتي بـر فراز خاک خـود نيـز تهديـد ميکردنـد حتـي در 8 ژانويـه 1988 مرتکـب نقـض حريـم هوايي ايـران بـراي رهگيـري شـده بودنـد. 


از ديگـر سـو نيروهـاي امريکايـي به سـکوهاي نفتـي ايـران نيـز حملـه کـرده بودنـد. مـاده 2 منشـور ملـل متحد کليـه اعضـاء را از تهديـد بـه زور يا اسـتعمال آن عليه تماميت ارضي يا اسـتقلال سياسـي هر کشـوري و يـا از هـر روش ديگـري کـه با مقاصد ملـل متحد مبانيت داشـته باشـد، منع نموده اسـت. دولـت ايالات متحـده توسـط نيروهـاي نظامـي مسـتقر در آبهـاي خليـج فـارس و دريـاي عمـان در زمـان حادثه و قبـل از آن عملا، تماميت ارضـي ايران را بـا اسـتفاده از انـواع ترفندهـا نقض کرده و بـه انحاء مختلـف کشـتيها و هواپيماهاي دولتـي جمهـوري اسلامي را تهديـد کـرد. حمله امريـکا بـه هواپيماي مسـافري در حريـم هوايـي جمهـوري اسلامي ايـران و در مسـير هوايـي بين المللـي مشـخص و اعلام شـده A-59 نقـض قاعـده حقوقـي عـدم توسـل بـه زور و همچنيـن نقـض آشـکار تماميـت ارضـي يـک دولـت عضـو سـازمان ملـل ميباشـد. (نـواده تويچي، 1383 :147)

مواضع حقوقي و سياسي ايالات متحده آمريکا

دولـت ايالات متحـده آمريـکا معتقد بـود که ناو وينسـنس بـه اشـتباه، هواپيماي مـورد نظـر را يـک هواپيمـاي جنگـي تشـخيص داده و بـراي دفاع از خود به سـوي آن شـليک کـرده اسـت! نماينـده دولـت ايالات متحـده آمريـکا در جلسـه فوق العاده ايکائـو اظهـار داشـت کـه فـرودگاه بندرعبـاس در آن روزهـا بطـور دوگانـه بـراي هواپيماهـاي نظامـي و مسـافربري، توسـط ايـران، مـورد اسـتفاده قـرار ميگرفـت و هواپيماهـاي اف-14 تـام کـت ايرانـي، ايـن فـرودگاه را مرکـز عمليـات خـود قـرار داده بودنـد. بـه هميـن جهت، هـر هواپيمايي کـه از بندرعبـاس پرواز ميکـرد، بطور خـودکار، از نظـر نيروهـاي آمريکايـي مسـتقر در خليـج فـارس، هواپيمـاي دشـمن فـرض ميشـد، مگـر آنکـه خلافـش ثابـت شـود! بـا توجه بـه عـدم وجود سيسـتم هشـدار هوايـي و هواپيماهـاي اکتشـافي در منطقه، کشـتي موردنظر(وينسـنس) براي تصميم گيـري تنهـا بـه وسـايل ارتباطـي و درک غريـزي خـود متکـي بوده اسـت. با ايـن وجـود، دولـت آمريـکا بـراي انـکار مسـئوليت خود در يـک حرکـت هماهنگ تلاش کـرد تا افـکار عمومي را گمراه سـاخته و مسـئوليت خود در قبـال اين حادثه را انـکار نمايـد.


ريـگان، رئيـس جمهـور وقـت آمريـکا، اظهـار داشـت کـه هواپيمـا مسـتقيما بـه سـمت نـاو وينسـس حرکـت کـرده و لـذا مـورد اصابـت موشـک قرار گرفتـه اسـت تـا ناو از خـود در مقابـل حمله احتمالـي مراقبـت نمايد. ژنـرال ويليام جـي. کـراو يکي از رؤسـاي سـتاد مشـترک اين کشـور نيز ابراز داشـت که وينسـس «بـا هدف دفـاع از خود» شـليک کـرده اسـت.(زماني درمـزاري، 1392)

کاربرد مفاهيم حقوقي براي وينسس

روشـن اسـت کـه اقدامـات وينسـس به عنـوان نمونـه اي از مـوارد دفـاع از خود پذيرفتنـي نيسـت. بـه عنـوان مثـال، هيچگونه «حملـه مسـلحانه اي»رخ نداده اسـت، يعنـي ادعـاي شـليک گلوله هـاي هشـدار از سـوي کشـتيهاي گشـتزني ايرانـي بـه سـوي هليکوپتـر امريکايـي کـه بسـيار نزديـک بـه آنهـا (و بـر طبـق تحقيقات نيوزويـک و نايـت لايـن، اگرچـه ايـن امـر از سـوي امريـکا رد ميشـود، در داخـل حريـم هوايـي ايـران) در حال پرواز بوده اسـت، «حمله اي مسـلحانه» از شـديدترين نـوع آن را کـه ديـوان بين المللـي دادگسـتري در پرونـده نيکاراگوئه تعريـف ميکند، تشـکيل نميدهـد. بـه ايـن ترتيـب، نـه ميتـوان ويژگيهـاي کشـتيهاي ايرانـي را خصمانـه دانسـت و نـه ميتـوان اعمـال دفـاع از خـود از سـوي وينسـس را موجـه قلمـداد کرد.

از طـرف ديگـر، واکنـش يـواس اس وينسـنس بـراي دفـاع از خـود «ضـروري» نبـوده اسـت؛ چراکـه کشـتيهاي مسـلح گشـت زني ايـران کـه بـه وينسـنس حملـه کرده انـد، هيچگونـه تهديـدي براي آن محسـوب نميشـدند و تا زماني که وينسـنس از در تخاصـم وارد نشـده بـود، بـه سـوي آن شـليک نکرده انـد. در واقـع، زمانـي که وينسـنس وارد آبهاي ايران ميشـود، به سـوي کشـتيهاي گشـت زني ايران که در حـدود هشـت کيلومتـري آن بوده اند، آتش ميگشـايد. حتـي اين ترديـد وجود دارد کـه کشـتيهاي ايرانـي قـادر به ديدن وينسـنس بوده باشـند، چه رسـد به ايـن که آن را تهديـد کننـد. از سـوي ديگـر، ايـن کشـتيها که به سـبکي مجهـز شـده بودند، به هيـچ وجه تسـليحاتي در حد وينسـنس نداشـته اند.

يـواس اس وينسـنس بـراي دفاع از خـود، يعني مفهومـي که به روشـني براي اين مـورد اطلاق نشـدني اسـت، وارد آبهاي ايران نشـده اسـت. اين کشـتي در جهت تحقـق قواعـد حـق درگيـري که امريـکا تدويـن کـرده و در نتيجـه گـذر غيرقانوني از آبهـاي ايـران را اجـازه ميدهـد و آن را بـه لطف «پيـروي از حق دفـاع از خود» تأييـد ميکنـد، وارد آبهـاي ايـران شـده اسـت. ايـن سـرپوش گذاري به دليـل اين واقعيـت بـود کـه حادثـه هواپيمـاي ايراني، مسـتقيما به ترويـج قواعد حـق درگيري امريـکا در خليـج فـارس مربـوط ميشـد که بـه شـکلي کارآمـد اسـتفاده غيرقانوني از زور را تأييـد ميکـرد و اصـول منشـور سـازمان ملـل متحـد را نقـض مينمـود. (صفدري، مـوذن، 1393 :29)

نتيجه گيري

فاجعه حمله به هواپيماي مسافربري ايران مهم ترين و آشکارترين مورد نقض حقوق بين الملل هوايي و قواعد اساسي تضمين امنيت و سلامت هواپيمايي بين المللي کشوري محسوب مي شود، اما دولت امريکا در عمل علي رغم ادعاهايي که در جهت حمايت و پاسداري از حقوق بشر داشته و دارد نشان داد که مسيري جز دفاع از حقوق انسان ها مي پيمايد؛ چراکه به راحتي از کنار اين موضوع گذشتند و به مسببين اين فاجعه نشان لياقت دادند. 


ادعاي دولت امريکا، مبني بر دفاع مشروع تنها براي فرار از مسئوليت بين المللي خود بوده و فاقد هرگونه وجاهت حقوقي و بين المللي است؛ چراکه دفاع مشروع تنها در برابر نيروي نظامي دشمن قابل تصور است.

از طرفي حضور ناوگان نظامي امريکا در آن مقطع زماني در آ بهاي خليج فارس و حمله به هواپيماي مسافربري ايران يکي از بارزترين نمونه هاي نقض بي طرفي امريکا در طول جنگ ايران و رژيم بعث عراق است.

بي شک اين يکي از اسناد بزرگ جنايت امريکا عليه ايران است که هيچ وقت از تاريخ پاک نخواهد شد و تا ابد روي سردمداران امريکايي سياه خواهد ماند.

------------------------------

منابع

- باقرپور اردکاني، عباس (1390) ابعاد حقوقي حمله آمريكا به هواپيماي مسافربري ايرباس، پيش شماره دوم فرهنگ پايداري.
- پژمان، مليحه (1392)،  توحش مدرن از نوع حقوق بشر امريکايي، باشگاه خبرنگاران جوان، http://www.yjc.ir/fa/news/4286749
- زماني درمزاري، محمدرضا (1392) مسئوليت بين المللي دولت امريکا در حمله به هواپيماي مسافربري ايران از ديدگاه حقوق بين الملل، خبر آنلاين.
- صفدري، سيروس؛ مقري موذن، طاهره (1393) بررسي حقوقي امنيت پروازهاي غير نظامي با تمرکز بر ماجراي حمله ناو امريکايي به هواپيماي مسافربري ايرباس ايران، راهبرد، شماره 71 .
- ضيايي بيگدلي، محمد رضا (1392) تخلفات حقوقي ايالات متحده آمريکا در خليج فارس، آراء و نظرات مشورتي ديوان بين المللي دادگستري، جلد دوم ، صص 399، 400.
- ضيايي، ياسر (1389) تخلفات حقوقي ايالات متحده امريکا در خليج فارس، حقوق بين الملل عمومي علامه طباطبايي.
- نواده تويچي، حسين (1383) بررسي حقوقي قضيه سرنگوني هواپيماي ايراني(ايرباس) و تأثير آن بر امنيت ملي جمهوري اسلامي ايران، ديدگاه هاي حقوق قضايي، شماره 32 و 33



مشاوره حقوقی رایگان