بسم الله
 
EN

بازدیدها: 183

قوانين طلاق؛ دادخواست طلاق

  1397/4/11

طلاق حقي نيست که به مرد عطا شده باشد و از زن بازداشته شده باشد بلکه طلاق آخرين راه چاره ايست که براي پايان دادن به زندگيهاي بدون عاطفه و مشقت بار در نظر گرفته شده است. با اين همه گاهي اوقات آگاهي نداشتن از قوانين و حقوق هر يک از طرفين دستيابي به طلاق را ناممکن مي سازد و يا در شرايطي موفق به جدايي مي شوند که آسيب ها و ضررهاي فراواني به يک يا هر دو نفر آنها وارد آمده است. بر اساس قوانين و موازين کشور وقوع امر طلاق از سه راه امکانپذير است.

ساده ترين شکل وقوع طلاق زماني است که زن و شوهر بر مسئله طلاق توافق داشته باشند و ديگر مايل به ادامه زندگي با هم نباشند.اين نوع طلاق به طلاق توافقي معروف است که از اختيار مرد در طلاق ناشي مي شود. نوع ديگر طلاق که اساس تمام قوانين طلاق است، طلاق به خواست و اراده مرد است.

 
«ماده 1133 قانون مدني مرد مي تواند با رعايت شرايط مقرر در اين قانون با مراجعه به دادگاه تقاضاي طلاق همسرش را بنمايد.

تبصره- زن نيز مي تواند با وجود شرايط مقرر در مواد (1119)، (1129) و (1130) اين قانون، از دادگاه تقاضاي طلاق نمايد.» در اين حالت مرد موظف به پرداخت تمام حقوق زن است. اما نوع ديگر طلاق که همچنان ريشه در اختيار مرد دارد طلاق به درخواست زن است، در اين حالت زن با اثبات شرايط عسر و حرج خود (در اين شرايط دادگاه مرد را مجبور به طلاق مي کند) و يا با توجه به وکالتي که از ابتداي عقد در شرايط ضمن عقد از مرد گرفته ميتواند خود را مطلقه نمايد.

 «بر اساس ماده 1130 قانون مدني در مورد زير زن مي تواند به حاکم شرع مراجعه و تقاضاي طلاق نمايد در صورتي که براي محکمه ثابت شودکه دوام زوجيت موجب عسر و حرج است مي تواند براي جلوگيري از ضرر و حرج زوج را اجبار به طلاق نمايد و در صورت ميسر نشدن به اذن حاکم شرع طلاق داده مي شود.

تبصره- عسر و حرج موضوع اين ماده عبارت است از به وجود آمدن وضعيتي که ادامه زندگي را براي زوجه با مشقت همراه ساخته و تحمل آن مشکل باشد و موارد ذيل در صورت احراز توسط دادگاه صالح از مصاديق عسر وحرج محسوب مي گردد.

 1) ترک زندگي خانوادگي توسط زوج حداقل به مدت شش ماه متوالي و يا نه ماه متناوب در مدت يک سال بدون عذر موجه.

2) اعتياد زوج به يکي از انواع مواد مخدر و يا ابتلاء وي به مشروبات الکلي که به اساس زندگي خانوادگي خلل وارد آورد و امتناع يا عدم امکان الزام وي به ترک آن در مدتي که به تشخيص پزشک براي ترک اعتياد لازم بوده است.

 در صورتي که زوج به تعهد خود عمل ننمايد و يا پس از ترک، مجددا به مصرف موارد مذکور روي آورده، بنا به درخواست زوجه، طلاق انجام خواهد شد.

3) محکوميت قطعي زوج به حبس پنج سال يا بيشتر.

4) ضرب و شتم يا هرگونه سوء استفاده مستمر زوج که عرفا با توجه به وضعيت زوجه قابل تحمل نباشد.

5) ابتلاء زوح به بيماري هاي صعب العلاج رواني يا ساري يا هر عارضه صعب العلاج ديگري که زندگي مشترک را مختل نمايد.

موارد مندرج در اين ماده مانع از آن نيست که دادگاه در ساير مواردي که عسر و حرج زن در دادگاه احراز شود، حکم طلاق صادرنمايد.

همچنين اگر در ضمن عقد شروطي واقع شود که در موارد قانوني حق طلاق بصورت وکالت بلا عزل به زن تنفيذ شود اين شرايط در درخواست زن براي طلاق نافذ خواهد بود. بايد توجه داشت طلاق به خواسته مرد و طلاق توافقي قابل رجوع است يعني مرد دوباره مي تواند بر ادامه زندگي با زن اراده کرده و بدون ازدواج در مدت مقرر زن دوباره به همسري مرد در مي آيد.اما در طلاق عسر و حرجي يا قضائي امکان رجوع براي مرد وجود ندارد و صرفا با توافق طرفين امکان آن بوجود مي آيد. اما از سوي ديگر اجراي صيغه طلاق بدون صدور گواهي عدم امکان سازش غير قانوني است.

* ماده 10 قانون حمايت خانواده:

اجراي صيغه طلاق و ثبت آن پس از رسيدگي دادگاه و صدور گواهي عدم امکان سازش صورت خواهد گرفت.متقاضي گواهي عدم امکان سازش بايد تقاضانامه اي به دادگاه تسليم نمايد که در آن علل تقاضا به طور موجه قيد گردد. پس از وصول تقاضانامه دادگاه راسا يا به وسيله داور يا داوران سعي در اصلاح بين زن و شوهر و جلوگيري از وقوع طلاق خواهد کرد. هرگاه مساعي دادگاه براي حصول سازش نتيجه نرسد با توجه به ماده 8 اين قانون گواهي عدم امکان سازش صادر خواهد کرد. دفتر طلاق پس از دريافت گواهي مذکور به اجراي صيغه طلاق و ثبت آن اقدام مي کند.

هر يک از طرفين عقد بدون دريافت گواهي عدم امکان سازش مبادرت به طلاق نمايد به حبس جنحه اي از شش ماه تا يک سال محکوم خواهد شد. همين مجازات براي سردفتري که طلاق را ثبت کند نيز درنظر گرفته مي شود.» و در همين قانون و ماده 8 آمده.

در موارد زير زن يا شوهر حسب مورد مي تواند از دادگاه تقاضاي صدور گواهي عدم امکان سازش نمايد و دادگاه در صورت احراز آن موارد گواهي عدم امکان سازش صادر خواهد کرد.

1) توافق زوجين براي طلاق.

2) استنکاف شوهر از دادن نفقه زن و عدم امکان الزام او به تاديه نفقه همچنين در موردي که شوهر ساير حقوق واجبه زن را وفا نکند و اجبار او به ايفا هم ممکن نباشد.

3) عدم تمکين زن از شوهر.

4) سو رفتار و يا سو معاشرت هر يک از زوجين به حدي که ادامه زندگي را براي طرف ديگر غير قابل تحمل نمايد.

5) ابتلا هر يک از زوجين به امراض صعب العلاج به نحوي که دوام زناشويي براي طرف ديگر در مخاطره باشد.

6) جنون هر يک از زوجين در مواردي که فسخ نکاح ممکن نباشد.

7) عدم رعايت دستور دادگاه در مورد منع اشتغال به کار يا حرفه اي که منافي با مصالح خانوادگي يا حيثيات شوهر يا زن باشد.

8) محکوميت زن يا شوهر به حکم قطعي به مجازات پنج سال حبس يا بيشتر يا به جزاي نقدي که بر اثر عجز از پرداخت منجر به پنج سال بازداشت شود يا به حبس و جزاي نقدي که مجموعا منتهي به پنج سال يا بيشتر و بازداشت شود و حکم مجازات در حال اجرا باشد.

9) ابتلا به هر گونه اعتياد مضري که به تشخيص دادگاه به اساس زندگي خانوادگي خلل وارد آورد و ادامه زندگي زناشويي را غير ممکن سازد.

10) هرگاه زوج همسر ديگري اختيار کند يا تشخيص دادگاه نسبت به همسران خود اجراي عدالت ننمايد.

11) هر يک از زوجين زندگي خانوادگي را ترک کند. تشخيص ترک زندگي با دادگاه است.

12) محکوميت قطعي هر يک از زوجين در اثر ارتکاب جرمي که مغاير با حيثيت خانوادگي و شئون طرف ديگر باشد.

تشخيص اينکه جرمي مغاير با حيثيت و شئون خانوادگي است با توجه به وضع و موقع طرفين و عرف و موازين ديگر با دادگاه است.

13) در صورت عقيم بودن يکي از زوجين به تقاضاي طرف ديگر همچنين در صورتي که زوجين از جهت عوارض و خصوصيات جسمي نتوانند از يکديگر صاحب اولاد شوند.

14) در مورد غايب مفقودالاثر با رعايت مقررات ماده 1029 قانون مدني.

تبصره- طلاقي که به موجب اين قانون و بر اساس گواهي عدم امکان سازش واقع مي شود فقط در صورت توافق کتبي طرفين در زمان عده قابل رجوع است.»


نمونه برگ دادخواست طلاق از طرف زوج (شوهر)








برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان