بسم الله
 
EN

بازدیدها: 53

رابطه حقوقي صاحبان جنين منجمد با آن- قسمت چهارم (قسمت پاياني)

  1397/4/4
خلاصه: توسعه اي که امروزه در فناوري کمک باروري از طريق جنين هاي منجمد ذخيره شده در نيتروژن مايع با دماي 196 - رخ داده است، منجر به بروز چالشهاي زيادي در خصوص اين جنين ها گشته است، از جمله اين چالشها ميتوان به اختلاف بر سر چگونگي و نوع رابطه صاحبان با آن اشاره کرد. دليل اين اختلافات از طرفي به شخصيت بالقوه جنين در قانون، ممانعت از سوء استفاده هاي اقتصادي از جنين ها، گيرنده ها و اهداکننده ها و از ديگرسو به ارزش مالي جنين ها به علت امکان کاربرد آنها در کمک به زوجين نابارور و مطالعات ژنتيکي به منظور بالابردن سطح تحقيقات و يافتن راه حلهاي مختلف درمان بيماران، باز ميگردد. بنابراين شناخت ماهيت فقهي حقوقي رابطه صاحبان با جنين هاي منجمد با روشي توصيفي تحليلي ميتواند در روشن ساختن صحت و بطلان انجام اعمال حقوقي نسبت به جنين منجمد حائز اهميت باشد.
قسمت قبلي

3-1-4- حمايت بهتر حق مالکيت از جنين منجمد:

 هرچند در حق اختصاص همانند مالکيت بهره برداري و اختيار مالک در استفاده از موضوع حق وجود دارد و مي تواند موضوع حق را به ديگري در مقابل وجه و يا مجاني واگذار کند، اما به دليل همه جانبه نبودن، به نظر نمي رسد بتواند حمايتي را از جنين منجمد داشته باشد و چون جزء حقوق اموال قرار نمي گيرد، راه سوء استفاده از آن رشد مي يابد. در صورتي که با قبول رابطه مالکيت بين صاحبان و جنين منجمد، اين حق بهتر مي تواند از تجارت و سوء استفاده کردن از جنين منجمد کاسته و از منافع صاحبان و جنين منجمد حفاظت نمايد، زيرا ساختار مالکيت ميتواند در حدود قوانين بهترين حمايت را از منافع صاحبان جنين و جامعه انجام دهد و تنها مالک جنين، حق بهره برداري از مملوک را دارد و ميتواند از تصرف ديگران  جلوگيري کند و يا عين مملوکه و يا منفعت آن را به ديگري واگذار کند.

3-1-5- محدود نمودن حق مالکيت با اصلاح قانون اهداي جنين:

گرچه پذيرش ماليت جنين منجمد و مالکيت بر آن ممکن است منجر به سوء استفاده و باب شدن جنين فروشي شود، اما فرهنگ بشري و برخي عناصر عمده آن چون اخلاق، دين و حقوق ابزارهايي را براي پيشگيري و مهار اين سوء استفاده ها مهيا مي سازند (47)، مي توان با وضع قانون در نحوه فروش و انتقال آن به ديگري همانند حدود وضع شده بر ديگر دارايي ها بر روند معامله نظارت داشت تا اين انتقالات با نظارت مراجع قانوني و حقوقي انجام گيرد، همانگونه که در جواز فروش و پيوند اعضا نيز قوانيني مدون شد. 

اگر اشکال شود، در مسأله پيوند اعضا بازارهاي قاچاق اعضا رواج يافت، در مورد انتقال جنين نيز با وجود قانون و نظارت بر آن در پشت صحنه بازار سياه شکل مي گيرد، شايد بتوان گفت شرايط انتقال جنين منجمد با انتقال اعضاي بدن متفاوت است و طي مراحل خاص و با تأييد صحت شرايط منتقل کنندگان و درخواست کنندگان و شناسنامه اي که در مراکز براي آنها درج شده است، صورت مي گيرد که ميتواند تحت کنترل باشد، از جمله مي توان در قانون مجازاتي براي افراد درگير انتقال غير قانوني پيش بيني و تصويب نمود.

3-6-1- عدم مخالفت حق اختصاص با ماليت:

مطابق فتواي فقيهان اگر بيع جنين بنا بر ناسازگاري با کرامت انساني جنين جايز نيست و لفظ هاي ديگري چون صلح و هبه و اعراض و رفع يد به کار برده اند، به نظر نمي رسد چيزي از مدعاي ما که دال بر ماليت جنين منجمد و به تبع رابطه مالکانه صاحبان با او است بکاهد، زيرا استدلال شده که حق اختصاص سلطنت ثابت در اموال است (24). به علاوه برخي چون هبه و صلح جزء عقودند و عقد يک عمل دوجانبه است، هرچند رايگان صورت گيرد و برخي چون اعراض و يد از افعال و اماره مهم مالکيت محسوب مي شوند که مي تواند دليل بر اثبات رابطه مالکانه صاحبان با جنين منجمد باشد، هرچند بيع آن را جايز نشمرده اند. علاوه بر اين به اين نکته نيز بايد اشاره کرد کساني که مي گويند هبه جنين صحيح است به طور قاعده بايد ماليت جنين را پذيرفته باشند، زيرا موضوع هبه تنها مي تواند مال باشد نه حق اختصاص.

3-1-7- حق اختصاص در تعامل با حق مالکيت:

بعد از اثبات ماليت جنين سؤال اين است که آيا انسان بر آن مالکيت دارد يا حق اختصاص؟ مي گوييم حق اختصاص عليرغم اينکه حق مطلق نيست، نه تنها تعارضي با ماليت ندارد، بلکه ماليت با اين حق تعامل دارد، زيرا در اين حق رکن ماليت نمود دارد.

به علاوه اين در حالي است که با پذيرش حق مالکيت صاحبان بر جنين منجمد گفته مي شود علاوه بر اينکه مالک هستند، به طور قطع حق اختصاص نسبت به مالشان را دارند تا نسبت به استفاده از آن بر ديگران اولي و ارجح باشند. از آنجا که در تعريف مالکيت گفته شد، سلطنت و اختصاص نسبت به چيزي نتيجه مالکيت است و برخي فقيهان از حق اختصاص مالک ياد کرده اند (24)، بهتر است که حق مالکيت را در رابطه بين صاحبان با جنين منجمد قابل اعمال بدانيم.

از پرونده هايي که مي توان در باب مالکيت و ماليت جنين منجمد به آن اشاره نمود پرونده ديويس. ديويس بود. آقا و خانم ديويس پس از اينکه در برنامه لقاح خارج رحمي شرکت کرده و لانه گزيني نتيجه اي نداشت، در 23 فوريه 1989 درخواست طلاق دادند. نزاع آنها در مورد هفت جنين منجمدي بود که نمي توانستند به نتيجه برسند. در اين پروسه طلاق، آقاي ديويس مدعي شد که هفت جنين منجمد زندگي را شروع نکرده اند و آنها را اموالي تفسير کرد که بين اصحاب دعوا مشترک هستند، اما خانم ديويس وضعيت جنين ها را گونه اي ديگر شرح داد و معتقد بود آنها زندگي خود را آغاز نموده اند و جنين ها را به کودکان تشبيه کرد و از دادگاه خواستار صدور رأي نگهداري (حضانت) با هدف کاشت شد.
دادگاه بدوي اختيار نگهداري جنين هاي منجمد را به خانم ديويس داد، اما دادگاه تجديد نظر اين حکم را رد کرد و دوباره مورد فرجام خواهي قرار گرفت. در اين پرونده دادگاه بر آن بود که جنين منجمد را مال قلمداد کرده و بعد از طلاق اختيار آن را به کسي واگذار کند که درصدد استفاده از جنين است (43 ،48).

4ـ صاحبان حق

با توجه به اينکه در راهنماي اخلاقي پژوهش بر گامت و رويان در جمهوري اسلامي ايران از صاحبان ياد شده و «ان» در عربي نشانه مثني «دو نفر» است، صاحبان جنين منجمد نمي تواند منحصر به يک نفر باشد. اسپرم يک مرد بي شک جزء اموال شخصي اوست، همانطور که تخمک زن نيز از اموال او محسوب مي شود. هر دو اسپرم و تخمک واجد پتانسيل زندگي هستند به شرطي که با گامت مخالف مناسب ترکيب شود (49). بنابراين براي عمل لقاح ضرورت وجود هر دو سلول نر و ماده بديهي است که با انجام لقاح و ترکيب بين اين دو سلول جنسي صفات بيولوژيک هر دو در تخم اثر گذاشته و روند رشد جنين آغاز مي شود. بنابراين با توجه به شرکت هر دو سلول زوجين (زن و مرد) براي تبديل شدن به شخص نتيجه لقاح را نمي توان اموال شخصي هر يک از مرد يا زن دانست، بلکه تحت مالکيت زناشويي هر دوست، چه بسا زوجين صاحبان جنين شناخته مي شوند.

نتيجه گيري

با بررسي روابطي چون ولايت، اختصاص و مالکيت بين صاحبان و جنين هاي منجمد به اين نتيجه رسيديم که از نظر فقهي و حقوقي نمي توان براي جنين منجمد قبل از قرارگيري در رحم يا محيط آزمايشگاهي و شروع رشد شخصيت قائل شد. جنين انسان فارغ از طبيعي يا آزمايشگاهي بودن، بالقوه انسان است و در صورت رشد و زنده متولدشدن به يک انسان تبديل مي شود، اما به دليل عدم وجود حيات در ماه هاي ابتدايي شکل گيري و وابستگي زيستي به مادر نمي توان او را انسان در نظر گرفت تا جايي که حتي قانون نيز بين انسان و جنين تفاوتهايي قائل شده است. به علاوه از آنجا که فقها براي حمل قبل از دميده شدن روح ولايتي قائل نيستند و راهنماي اخلاقي پژوهش بر روي گامت و رويان از زوجين با عنوان صاحبان رويان ياد ميکند، نظريه رابطه ولايت بين جنين و صاحبان آن صحيح به نظر نمي رسد.

در خصوص نظريه رابطه اختصاص نيز ايراداتي مطرح شد و با توجه به اينکه در خصوص شخصيت بالقوه جنين منجمد، زماني مي توانيم از اين شخصيت سخن گوييم که شرايط لازم براي به فعليت نشستن آن وجود داشته باشد و در خصوص جنين منجمد اين امکان وجود دارد که هرگز آينده بيولوژيکي را درک نکند. به علاوه نظريه اختصاص عليرغم اعطاي برخي تصرفات به صاحبان، به دليل دائمي نبودن و عدم قرارگيري در حقوق اموال نميتواند حمايت الزم را از جنين منجمد به عمل آورد.

در قانون از هبه جنين نام برده شده و اکثر انديشمندان اين هبه را صحيح دانسته اند، لذا از آنجايي که موضوع هبه تنها مي تواند مال باشد نه حق اختصاص، قاعدتاً بايد ماليت جنين منجمد مورد پذيرش قرار گيرد. به علاوه با توجه به مفهوم عرفي مال و مصاديق جديد ماليت، ظهور نيازهاي دنياي جديد در عصر کنوني، ارزش و منفعت عرفي جنين هاي منجمد با پذيرش نظريه مالکيت به عنوان مهمترين و به نوعي عادلانه ترين رابطه بين صاحبان و جنين منجمد بهتر مي توانيم از مورد سوء استفاده واقع شدن اهدا کنندگان، پذيرندگان و جنين منجمد بکاهيم و با بالابردن ميزان حمايت و طبيعتاً احترام به جنين منجمد، در عين حفظ حقوق صاحبان جنين شيوه منصفانه تري براي انتقال جنين ميسر سازيم. 
به علاوه حق مالکيت در مقايسه با حق اختصاص حقي جامع، دائمي و قوي است که صاحبان جنين منجمد ميتوانند تحت قانون و با لحاظ حدود آن، جنين منجمد متعلق به خود را به درخواست کنندگان اعم از زوجين نابارور و مراکز پزشکي و ژنتيکي انتقال دهند.


------------------------------
References
1. Kimberly E. Diamond, Cryogenic, Frozen Embryo and the Need for New Means of Regulation: Why the U.S. Is Frozen in ITS Current Approach, Cryogenics and Frozen Embryo Regulation. New York International Law Review 1998; 11(2): 77-100.
2. Cynthia S, Marietta J.D, LL.M. Frozen Embryo Litigation Spotlights Pressing Questions: What is the Legal Status of an Embryo and Can It Be Adopted? Health Law Perspectives. Health Law & Policy Institute University of Houston Law Center; 2010. p.1- 8.
3. Farahidi KH. Ketab al-Ein. Qom: Hejrat; 1410. Ch.3 p.6.
4. Sahib Ebne Ebad. Al-Mohit fi Al-Loqat. Beirout: Alam Al-Ketab; 1414. Ch.2 p.286.
5. Ahmad Ebne Fars. Mojam Maqais Al-Loqat. Qom: Islamic Advertising Office; 1404. Ch.2 p.152.
6. Khomeini SR. Ketab Al-Bei. Qom: Moasseseye Tanzim va Nashr Aasar Imam Khomeini; Ch.1 p.39- 44.
7. Marashi SM-H. Didgahhaye No Dar Hoqouq. Tehran: Mizan; 1427. Ch.1 p.232.
8. Emami SH. Hoqouq Madani. Tehran: Islamic Publication; No Date. Ch.1 p.125.
9. Katouzian N. Falsafe Hoqouq. Tehran: Sherkate Sahami; 1381. Ch.3 p.442.
10. Ghanavati J, Vahdati Shobeiri SH, Abdipour E. Hoqouqe Qarardadha Dar Feghhe Emamia. Tehran: SAMT; 1379. Ch.1 p.47.
11. Katouzian N. Hoqouqe Madani-Hagh Shofe, Ers, Vasiat. Tehran: Mizan; 1387. p.217.
12. Talebzadeh H. Barasi Tatbiqie Mahdoudiathaye Hoqouqi Dar Tahghiqat bar Roy Janin. 1391. Available at: http://west-bar.org/index.php.
13. Shiravi M. Lozome Hefze Kramate Zisti Janin Azmayeshgahi Dar Parto Asnade Akhlaghe Zisti. Journal of Medical Ethics 1391; 4(11): 135-166.
14. Shaygan SA. Hoqouq Madani. Qazvin: Taha Publications; 1375. p.120.
15. Khoei SA, Tabrizi J. Fegh Al-Azar Al-Shariat va Al-Masael Al-Teibat Men Serat Al-Najat. Qom: Dar Al-Sedighat Al-Shahidat; 1427. p.154. 
16. Montazeri HA. Ahkam Pezeshki. Qom: Saye; 1427. p.92
17. Jami Az Moalefan. Majale Feghhe Ahlebeit (Persian). Qom: Moasseseye Daerat Al-Maaref Fegh Eslami Bar Mazaheb Ahl Al-Bayt. Ch.56 p.186.
18. Najafi MH. Javaher Al-Kalam fi Sharhe Sharaye Al-Eslam. Beyrout: Dar Ehya Al-Teras Al-Arabi; 1404. Ch.28 p.386.
19. Ragheb Esfahani H. Mofradate Alfaz Al-Qran, Lobnan- Sorye. Dar Al-Elm- Dar Al-Shamye; 1412. p.284.
20. Ebn Manzour. Lesan Al-Arab. Beyrout: Dar AlFekr Leltebaat va Al-Nashr Va Al-Tozi; 1414. Ch.4 p.109.
21. Johari E. Al-Sahah. Beyrout: Dar Al-Elm Lelmalaein; 1410. Ch.3 p.1037.
22. Lari SAH. Al-Talighat Ala Al-Makaseb. Qom:Moasseye Al-Maaref Al-Eslami; 1418. Ch.1 p.83-84.
23. Khomeini SR. Tahrir Al-Vasilat. Qom: Moasseseye Matbouat Dar Al-Elm; No Date. Ch.1 p.494.
24. Khoei SA. Mesbah Al-Feghahat (Al-Makaseb). No Name; No Date. Ch.1 p.143; Ch.2 p.4.
25. Mohaghegh Helli. Sharaye Al-Eslam Fi Masael AlHalal va Al-Haram. Qom: Moasseseye Esmailyan; 1408. Ch.3 p.222.
26. Ansari M. Al-Makaseb Al-Moharamat va Al-Bei Va Al-Khiyarat (Al-Hadisat). Qom: Kongre Jahani Bozorgdasht Sheikh Aazam Ansari; 1415. Ch.1 p.106.
27. Sabzevari SA. Mohazab Al-Ahkam Fi Bayan AlHalal va Al-Haram. Qom: Moasseseye Al-Manar; 1413. Ch.16 p.44-45.
28. Naeini MH. Al-Makaseb Va Al-Bei. Qom: Islamic Publishers Office; 1413. Ch.1 p.20.
29. Mamaghani MH. Ghayat Al-Amal Fi Sharh Ketab Al-Makaseb. Qom: Majma Al-Zakhayer Al-Eslami; 1316. Ch.1 p.46.
30. Jaziri A, Gharavi SM, Yaser M. Al-Feghh Ala AlMazaheb Al-Arbat va Mazhab Ahlalbayt Vefghan Ahl Al-Bayt. Beyrout: Dar Al-Saghalain; 1419. Ch.2 p.282.
31. Shahid Sani Z. Masalek Al-Afham Ela Tanghih Sharaye Al-Eslam. Qom: Moasseseye Al-Maaref AlEslami; 1413. Ch.12 p.428-436.
32. Katouzian N. Amval va Malekiat. Tehran: Yalda; 1374. p.11, 104.
33. Khomeini SR. Ketab Al-Bei. Qom: Moasseye Tanzim va Nashr Aasar Imam Khomeini; 1421. Ch.1 p.37.
34. Karimi A. Enteghale Gamete va Janin Az Didgahe Hoqouqe Amval. Tehran: 2nd Seminar Ehdaye Gamete va Janin; 1384. p.43.
35. Falasco JR. Frozen Embryos and Gamete Providers' Rights: A Suggested Model for Embryo Disposition. Jurimetrics Journal 2005; 45(3): 273-300.
36. Katouzian N. Amval va Malekiat. Tehran: Mizan; 1382. p.101.
37. Naraghi MA. Avayed Al-Ayam Fi Bayan Ghavaed Al-Ahkam va Mohemmat Masael Al-Halal Va AlHaram. Qom: Islamic Advertising Office; 1417. p.113.
38. Honari A. Hoqouq Madani, Malekiat Zamani Dar Ghavanine Mozoe Iran. Tehran: Jangal; 1389. p.32.
39. Tabatabaei SMK. Hashye Makaseb. Qom: Moasseseye Esmailyan; 1421. Ch.1 p.54.
40. Rahmani Manshadi H, Mahmoudi A, Jelodari Bardestan D. Motaleye Tatbighi Rabeteye Hoqouqi Ensan Ba Baftha va Nemounehaye Azmayeshgahi. Medical Law Journal 1393; 4(10): 65-99.
41. Katouzian N. Hoqouq Madani-Ghavaed Omoumi Gharardadha. Tehran: Sherkate Sahami; 1380. Ch.1 p.146.
42. Shahidi M. Tashkile Gharardadha va Taahodat. Tehran: Majd; 1382. Ch.1 p.216, 314, 318.
43. Mark A. Pieper, Frozen Embryos-Persons or Property? Davis V. Davis. Creighton Law Review 1989-1990; 23(4): 807-833.
44. Aramesh K. Delalathaye Elmi Osoule Akhlaghe Pezeshki Dar Ehdaye Gamete va Janin. Payesh Journal 1386; Y94): 399-406.
45. Karimi A, Karimi S. Taaroz Beyne Maliate Belfel va Shakhsiate Belghove Janine Azmayeshgahi. Medical Law Journal 1393; 8(30): 11-36.
46. Pazhouheshkade Ebn Sina. Raveshhaye Novin Tolide Mesle Ensan az Didgahe Fegh Va Hoqouq. Tehran: Samt; 1382. p.394-397.
47. Khodaparast AH, Sharifi S, Milanifar AR, Behjati Ardakani Z. Masaele Akhlaghie Ehdaye Janin. Journal of Reproduction & Infertility 1390; 12(2): 131-143.
48. Preville CL. Collaborative Law in Pennsylvania and the Frozen Embryo Debate. Journal of Environ mental and Public Health Law 2013; 8(1): 80-103.
49. Sublett MF. Frozen Embryos: What Are They and How Should the Law Treat Them. Law Journals 1990; 38(4): 585-616




نويسندگان:
شمس الملوک راجي- کارشناس ارشد فقه و مباني حقوق اسلامي، پرديس علوم انساني و اجتماعي، دانشکده الهيات، بخش فقه و حقوق اسلامي، دانشگاه يزد، يزد، ايران.(نويسنده مسئول)
محمود حائري- استاديار، پرديس علوم انساني و اجتماعي، دانشکده الهيات، بخش فقه و حقوق اسلامي، دانشگاه يزد، يزد، ايران.
حميد رحماني منشادي- استاديار، عضو هيأت علمي، پرديس علوم انساني و اجتماعي، گروه حقوق و علوم سياسي، دانشگاه يزد، يزد، ايران.





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان