بسم الله
 
EN

بازدیدها: 56

بايد و نبايدهاي ازدواج کودک- قسمت هفتم (قسمت پاياني)

  1397/3/4
خلاصه: سن ازدواج در آيات و روايات


يکي از سوالاتي که ذهن بسياري از معتقدان به دين اسلام و حتي غيرمسلمانان را به خود مشغول کرده، مسئله ديدگاه آخرين دين خداوند درباره سن ازدواج دختران و پسران است. به‌ويژه در دوره معاصر با شکل‌گيري نهادهاي بين‌المللي و تعريف سن کودک تا 18 سال و از سوي ديگر با وجود اعتقادات متفاوتي ميان مسلمانان نسبت به ازدواج زودهنگام دختر و پسر در هنگام سن بلوغ يا زودتر از آن و يا تزويج فرزندان پس از رسيدن آنها به رشد و آمادگي‌هاي جسماني و عقلاني و... اين موضوع نيازمند بررسي منابع ديني و فهم نظر اسلام در اين‌باره است. بنابراين در اين نوشتار با بررسي آيات و روايات و ديدگاه فقهاي اماميه، سعي شده است تا حدودي به اين پرسش پاسخ داده شود. 

سن ازدواج در آيات

در قرآن مجيد خداوند به طور مشخص و مستقيم سن ازدواج را تعيين نکرده است، بلکه آنچه در آيات بيان شده، بلوغ است و به سه نوع بلوغ در آيات اشاره شده است که عبارت‌اند از: بلوغ حلم، بلوغ نکاح و بلوغ اشد که به شرح ذيل هستند:

بلوغ حلم

«واذا بلغ الاطفال منکم الحلم فليستاذنوا کما استاذن الذين من قبلهم کذلک يبين الله لکم آياته والله عليم حکيم: و چون كودكان شما به [سن‏] بلوغ رسيدند، بايد از شما كسب اجازه كنند؛ همان‌گونه كه آنان كه پيش از ايشان بودند كسب اجازه كردند. خدا آيات خود را اين‌گونه براى شما بيان مي‌دارد، و خدا داناى سنجيده‏ كار است.» (1)

برخي گفته‌اند واژه حلم، به معنى عقل آمده است و كنايه از بلوغي است كه معمولاً با يك جهش عقلى و فكرى توأم است، و گاهي گفته‌اند حلم، به معنى رؤيا و خواب‌ديدن است و چون جوانان مقارن بلوغ، صحنه‌هايى در خواب مى‌بينند كه سبب احتلام آنها مى‌شود، اين واژه به عنوان كنايه در معنى بلوغ به كار رفته است. (2)

بلوغ نکاح

«وابتلوا اليتامي‌حتي اذا بلغوا النکاح فان انستم منهم رشدا فارفعوا اليهم اموالهم: يتيمان را آزمايش کنيد، تا هنگامي‌که بالغ شده و به ازدواج گرايش پيدا کردند؛ اگر آنان را به درک مصالح زندگاني خود دانا يافتيد، اموالشان را به آنان بدهيد» (3)

«بلغ» در لغت به معناي رسيدن است. عده‌اي از فضلا معتقدند «بلغوا النکاح» يعني فرد به حدي از رشد جسمي‌ و جنسي برسد که بتواند نکاح کند و قدرت توليدمثل و باروري داشته باشد. بلوغ نکاح، عام است و به طور کلي حالت طبيعت انسان را بيان مي‌کند که اگر به حدي از رشد جسمي‌ و جنسي رسيد که توانست نکاح کند؛ يعني در پسر به حد توليدمثل و در دختر به حد باروري رسيد، آن‌وقت بلوغ حاصل شده است. 

از اين آيه استفاده مي‌شود که بلوغي را که خداوند در «بلغوا النکاح» بيان کرده است، تعبدي نيست؛ چون بلوغ نکاح، يعني توان آميزش و توليدمثل و باروري‌داشتن، و اين حالت براي پسر و دختر يک امر تکويني است؛ يعني طبيعت انسان (چه پسر و چه دختر) اگر به اين حد از رشد جسمي ‌و جنسي برسد، توان توليدمثل و باروري دارد. (4)

طبرسي در تفسير مجمع‌البيان معتقد است که (حتي اذا بلغوا النکاح) يعني يتيمان تا به مرحله‌اى برسند كه از نظر بلوغ جسمى و روحى به كمال رسيده باشند و بتوانند تشكيل خانواده دهند و از عهده وظايف خانوادگى برآيند. منظور از اين جمله اين نيست كه فقط محتلم شوند؛ زيرا نه احتلام دليل رشد كامل جسم و روح است و نه عدم احتلام، دليل عدم رشد كامل جسم و روح است. (5)

بلوغ اشد

«ولا تقربوا مال اليتيم الا بالتي هي احسن حتي يبلغ اشده: به مال يتيم نزديک نشويد، مگر آن که راه بهتري را برگزينيد، تا آن که به حد رشد برسد.» (6) مقصود از" يَبْلُغَ أَشُدَّهُ" رسيدن به حد بلوغ و رشد هر دو است. (7)

«و وصينا الانسان بوالديه احسانا حملته امه کرها ووضعته کرها و حمله و فصاله ثلاثون شهرا حتي اذا بلغ اشده و بلغ اربعين سنة ...: ما انسان را به احسان در حق پدر و مادر سفارش کرديم. مادر، با رنج، بار حمل را تحمل کرد و با مشقت وضع حمل کرد و سي ماه مدت حمل و شيرخواري بود، تا وقتي که به حد رشد رسيد و چهل ساله شد.» (8)

در آيه‌اي ديگر خداوند درباره حضرت يوسف مي‌فرمايند: «وَ لَمَّا بَلَغَ أَشُدَّهُ ءَاتَيْنَاهُ حُكْمًا وَ عِلْمًا: و چون به حد رشد رسيد، او را حكمت و دانش عطا كرديم» (9)

در تفسير مجمع‌البيان آمده است که «وَ لَمَّا بَلَغَ أَشُدَّهُ» يعنى و چون يوسف بحد اعلاى جوانى، كمال، نيرو و عقل رسيد. (10) اشدّ جمع شدّ به مفهوم اوج جواني است و البته در سن تعيين‌شده براي آن اختلاف‌نظر است؛ برخي رسيدن به حد بلوغ را ذکر کرده‌اند و عده‌اي بر اين باورند که «اشد» از 18 سال تا 30 سال را گويند، يا حد اعلاى اشدّ چهل سالگى و يا شصت سالگى است. (11)

به عقيده مرحوم علامه طباطبايي با توجه به کليه آيات قرآن کريم، "بلوغ اشد" به معناى سنينى از عمر انسان است كه در آن سنين قواى بدنى رفته‌رفته بيشتر مي‌شود و به‌تدريج آثار كودكى زايل مي‌گردد، و اين از سال هيجدهم تا سن كهولت و پيرى است كه در آن موقع ديگر عقل آدمى پخته و كامل است -زماني است که فرد به حد بلوغ و رشد هر دو برسد- (12) ظاهراً منظور از آن رسيدن به ابتداى سن جوانى است، نه اواسط و يا اواخر آن كه از حدود چهل سالگى به بعد است؛ به دليل آيه‌اى كه درباره موسى (ع) فرموده:" وَ لَمَّا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَ اسْتَوى‏ آتَيْناهُ حُكْماً وَ عِلْماً" زيرا در اين آيه كلمه" اسْتَوى‏" را آورد تا برساند موسى به حد وسط اشد رسيده بود كه ما مبعوثش كرديم و در آيه" حَتَّى إِذا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَ بَلَغَ أَرْبَعِينَ سَنَةً" چون مي‌خواسته برساند در اواخر بلوغ اشد خود چنين و چنان گفت كلمه" چهل سالگى" را هم اضافه كرده، و اگر بلوغ اشد به معناى چهل سالگى باشد، ديگر حاجت به ذكر" بَلَغَ" و تكرار آن نبود، بلكه مي‌فرمود:" حتى اذا بلغ اشده اربعين سنة".

سن ازدواج در روايات

درباره ازدواج دختر يا پسر در روايات، مسايلي بيان شده است و در دسته‌اي از روايات به حداقل اين سن و در گروهي ديگر به اين سن با توجه به بلوغ و نشانه‌هاي آن پرداخته شده است.  

تعداد رواياتي که در آنها سن بيان شده است، کم نيست، ولي در ذکر سن نيز تفاوت‌هايي در روايات وجود دارد که برخي بر 9و 10، 13 سال در دختران و 14 يا 15 سال در پسران دلالت دارند. برخي از احاديثي که (غالب احاديث را شامل مي‌شوند) بر سن 9 سال به عنوان حداقل سن، براي ازدواج دختر اشاره مي‌کنند. بطور مثال امام باقر(ع) مي‌فرمايند:«الجارية اذا بلغت تسع سنين ذهب عنها اليتم وزوجت واقيمت عليها الحدود التامة عليها و لها...: هنگامي‌که دختر نه ساله شد، کودکي او پايان مي‌پذيرد و ازدواج مي‌کند و حدود عمومي‌عليه او و به سود او جاري مي‌شود. (13)

امام باقر(ع) مي‌فرمايد: هم‌بسترشدن با دختر تا پيش از نه يا ده سالگي جايز نيست. (14)

امام علي (ع) مي‌فرمايد: هنگامي‌که دختر 9 ساله ازدواج کرد، فريب خورده نيست. (15)

امام صادق (ع) مي‌فرمايد :هنگامي‌که مردي با دختر کوچکي ازدواج کرد، نبايد با او پيوند زناشويي برقرار کند، تا دختر 9 ساله شود. (16)

راوي مي‌گويد: از امام صادق (ع) پرسيدم: پسر در چه زماني بايد نماز بگزارد؟ امام فرمود: هرگاه سيزده ساله شود. البته اگر پيش از سيزده سالگي محتلم شود، نماز بر او واجب است و قلم تکليف بر او جاري مي‌شود. دختر هم مثل پسر است، هرگاه سيزده ساله شد، يا پيش از آن حيض شد، نماز بر او واجب مي‌شود و قلم تکليف بر او جاري مي‌گردد. (17) و رواياتي از اين دست با بيان سن 15 سال و ... .

اما برخي ديگر از روايات به بلوغ دختر و پسر اشاره دارند؛ به‌طور مثال امام صادق (ع) مي‌فرمايد: حد بلوغ المراة تسع سنين: حد بلوغ زن 9 سالگي است. همچنين امام صادق (ع) درباره کودکاني که توسط ولي خود به عقد ازدواج هم درآمده‌اند، فرمودند: عقد ازدواج جايز است و هرکدام از اين کودکان، زماني که بالغ شدند، اختيار دارند که ازدواج را بپذيرند يا نپذيرند.

در اين روايات مي‌بينيم که يا سن خاص و يا به نوعي بلوغ فرد به عنوان حداقل سن ازدواج در نظر گرفته شده است.

ديدگاه فقها درباره سن ازدواج و جمع‌بندي آيات و روايات 

1.    نظر اکثر فقها آن است که دختر از 9 سالگي مي‌تواند با همسر خود ارتباط زناشويي داشته باشد و دليل آن را رواياتي مي‌دانند که دلالت بر جايزنبودن ارتباط زناشويي پيش از 9 سال دارند و سن امکان حيض را 9 سالگي دانسته و برخي نيز بلوغ دختر را به حيض يا پايان پذيرفتن 10 سال دانسته و حيض يا احتلام براي پسران يا رويش موي خشن بر شرمگاه را نشانه بلوغ ذکر کرده‌اند. (18)

تقريبا! اکثر مراجع تقليد دوره معاصر، 9 سال را زمان واجب‌شدن تکاليف براي دختران و پانزده سالگي يا بروز علايم سه‌گانه بلوغ را براي پسران مي‌دانند.(19)، اما برخي از ايشان سيزده سال را در صورتي‌که نشانه حيض يا رويش موي خشن بر شرمگاه پيش از آن واقع نشده باشد، زمان واجب شدن تکاليف ذکر کرده‌اند. (20)

در اين بين آيت‌الله مکارم‌شيرازي براي بلوغ نکاح خصوصاً براي دختران شرايطي ذکر کرده و معتقدند: سن 9 سالگى، سن تكليف دختران است و الزاماً سن ازدواج نيست و بلوغ به حسب ادله شرع، چهار مرحله دارد:

الف) بلوغ به معناى سن تكليف و رعايت واجب و حرام و انجام نماز و مانند آن.

ب) بلوغ به معناى آمادگى براى روزه، به‌طورى‌كه مايه ضرر و زيان و بيمارى پسران و دختران نشود.

ج) بلوغ براى ازدواج، به‌طورى‌كه دختران از نظر جسمى آمادگى كافى داشته باشند، و خطر إفضاء و نقائص ديگرى در كار نباشد.

د) بلوغ و رشد براى مسايل اقتصادى و مالى؛ به‌طورى‌كه در معاملات مغبون نشوند. (21)

2.    همان‌گونه که قبلاً بيان شد، در آيات قران کريم سن خاصي براي ازدواج دختر و پسر تعيين نشده است، اما مي‌توان گفت مهم‌ترين آياتي که در اين زمينه بيان شده، آيات مرتبط با بلوغ نکاح است. مطابق بيان برخي علماء اين بلوغ زماني است که فرد به توان توليدمثل و باروري مي‌رسد و به باور عده‌اي ديگر، منظور از اين بلوغ، کمال نسبي از نظر بلوغ جسمي ‌و روحي و توانايي تشکيل خانواده با همه مسئوليت‌هاي آن است که همين امر اين نوع بلوغ را از بلوغ حلم يا صرف احتلام متمايز مي‌کند؛ زيرا محتلم‌شدن و صرف توانايي جنسي فرد حتماً به منزله رشد جسمي ‌و روحي و آمادگي او براي تشکيل خانواده نيست. 

شايد بتوان گفت نکاتي که مفسرين نيز در زمينه بلوغ اشد بيان داشته‌اند، بتواند کمکي به اين مسئله کند که بلوغ اشد به معني رسيدن فرد به حد بلوغ و رشد توأمان است و نشانه‌هاي آن تقويت قواي بدني و زوال آثار کودکي در فرد است که طبق بيان حضرت علامه از سن 18 سالگي شروع شده و تا سنين کهنسالي ادامه دارد؛ همان‌طورکه مطابق ديدگاه روانشناسان معاصر نيز عموماً افراد در همين حدود سني 18 تا 21 سال از کودکي خارج شده و عقل آنها به سوي کامل‌شدن مي‌رود. شايد بتوان گفت به نوعي بلوغ نکاح با سنين بيان‌شده در بلوغ اشد، در ارتباط باشد؛ زيرا در واقع توانايي فرد براي ازدواج و تشکيل خانواده مستلزم آمادگي‌هاي روحي و عقلاني علي‌رغم آمادگي جسماني است.

3.    شايد بتوان در جمع آيات بيان‌شده با آيه 34 سوره نساء (22) که موضوع آن قوام و مديربودن مرد است، قايل بر آن شد که از باب ارشاد نه الزام در ازدواج پسران، علاوه بر بلوغ جسمي‌ و جنسي، رسيدن به حد رشد (که نسبت به تصرفات مالي لحاظ است) شرط است؛ زيرا زوج به محض انعقاد عقد نکاح با مباحث مالي زوجه، تأمين نفقه خانواده، مهريه و ساير هزينه‌ها و مخارج زندگي روبه‌رو شده و نسبت به آن‌ها مسئول است. 


4.    آيه «نساءکم حرث لکم » مفيد اين معناست که تا وقتي به‌طور طبيعي شايستگي توليد فرزند در زنان نباشد، شايستگي ازدواج ندارند. (23)

5.    شايد در تحليل روايات نيز بتوان گفت بيان سنين متفاوت درباره ازدواج و بلوغ، حاکي از آن است که سن خاصي موضوعيت نداشته، بلکه بلوغ و آمادگي جسماني براي ازدواج بيشتر مدنظر باشد؛ زيرا بلوغ امري تکويني و واقعي است و همچون عبادات جزو امور تعبدي نيست، بلکه داراي نشانه‌هايي در خارج است و در جهان واقع با توجه به علل متنوع مي‌تواند در افراد در سنين مختلفي واقع شود. «همان‌گونه که علماي فيزيولوژي معتقدند عواملي از قبيل تغذيه، وراثت، آب و هوا، عوامل محيطي و ... در بلوغ تأثير مي‌گذارند.» (24)

6.    از جانب ديگر رواياتي هم وجود دارند که افراد را به ازدواج در اوان جواني ترغيب کرده‌اند؛ چنان‌که پيامبر (صلي الله عليه و آله) فرمودند: « مَا مِن شَابٍّ تَزَوَّجَ فِي حَداثَهِ سِنِّهِ اِلّا عَجَّ شَيطَانُ يَا وَيلَهُ يَا وَيلَهُ عَصَمَ مِنّي ثُلُثَي دِينَهُ: هر جواني که در ابتداي جواني ازدواج کند، شيطان فرياد مي‌زند: فرياد از او، فرياد از او، دوسوم دينش را از دستبرد من نگاه داشت.» (25)

7.    همچنين روايت است شخصي به امام صادق -يا امام كاظم- (عليهما السلام) گفت: إنّا نُزَوِّجُ صِبيانَنا وهُم صِغارٌ. فَقالَ : إذا زُوِّجوا وهُم صِغارٌ لَم يَكادوا يَتَأَلَّفوا: ما پسرانمان را در خردسالى، زن مى دهيم. (26) امام فرمودند : «چنانچه آنها را در خردسالى به ازدواج هم درآوريد، تقريبا اُنس و اُلفتى ميان آنها برقرار نمى شود.» (27) شايد بتوان از بيان حضرت (ع) اينطور نتيجه گرفت که ازدواج پسر و دختر در سنين کم، کودکي و قبل از رسيدن آنها به رشد و آمادگي‌هاي جسمي، روحي و عقلاني؛ نه تنها موجب استحکام زندگي نخواهد بود، بلکه برقراري الفت و محبت ميان آنها به سختي انجام خواهد شد.

8.     برخي ملاک‌ها در روايات از جانب ائمه (ع) بيان شده که حاکي از آن است که در ازدواج اسلامي ‌صرفاً به بلوغ جسمي ‌توجه نشده است، بلکه اين بلوغ جزو اولين مراحل براي ازدواج است و براي ازدواج به معيارهاي مهمي ‌چون ازدواج براساس نگاه عقلايي، کفويت‌هاي ديني، سلامت روان و ... توجه شده است. 


------------------------------
پي‌نوشت
1.    . سوره نور، آيه 59.
2.    تفسير نمونه.
3.    سوره نساء، آيه6.
4.    سيد محمد موسوي بجنوردي، مقاله بلوغ، فصلنامه متين شماره 2.
5.    مجمع البيان، ج 5، ص 28.
6.    سوره انعام، آيه 152؛  اسراء، آيه 34.
7.    تفسيرالميزان، ج7، ص 518.
8.    سوره احقاف، آيه 15.
9.    سوره يوسف، آيه 22.
10.    تفسير مجمع البيان، ج12، ص 187.
11.    تفسير مجمع البيان، ج12، ص 187.
12.    تفسير الميزان ذيل آيات152سوره انعام و 15 سوره احقاف.
13.    همان منبع، ج 1، ص 43.
14.    همان منبع، ج 18، ص 411.
15.    همان منبع، ج 21، ص 36.
16.     وسائل الشيعه ، ج 101، ص 20.
17.    وسائل الشيعه، ج45، ص 1.
18.    من لايحضره الفقيه، ج 3، ص 413. همان منبع، ج 2، ص 122. .مقنعه، ص539. همان منبع، ج 2، ص 283. الوسيله، ص56. مهذب، ص 120و الغنيه، ص 594. شرايع الاحکام، ج 2، ص 423. المختصر النافع، ص140. الروضة البهية، ج 2، ص 144. کشف اللثام، ج 2، ص 39.
19.    رساله عمليه آيات عظام.
20.    رساله عمليه، آيت الله صانعي.
21.    احكام بانوان، ص 206‌.
22.    الرّجالُ قوّامونَ علَي النّساء بِما فضّل اللهُ بَعضَهم علي بعضٍ وَ بِما آَنفَقوا مِن أموالهم فالصّالحاتُ قانتلتٌ حافظاتٌ للغيبِ بما حفظَ اللهُ وَ الّاتي تخافونَ نشوزهنّ فَعِظوهنّ وَاهجروهنَّ فِي المضاجعِ وَاضرِبوهنَّ فإن أطعنَکم فلاتبغوا عليهِنَّ سبيلاً إنّ اللهَ کانَ علياً کبيراً *
23.    مقاله سن ازدواج دختران، زهرا آيت اللهي، مجله فقه 
24.    مقاله بلوغ، موسوي بجنوردي، فصلنامه متين.
25.    وسائل الشيعه، ج 20، ص 17
26.    الكافي، ج 5 ، ص 398 و  وسائل الشيعة، ج 14 ، ص 72 
27.    محمدي ري شهري، تحکيم خانواده از نگاه قرآن و حديث، ص421



نويسنده: کبري قرباني





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان