بسم الله
 
EN

بازدیدها: 2,088

يک پرونده (9):ديه اقليتهاي مذهبي

  1390/1/24
خلاصه: يک پرونده : ديه اقليتهاي مذهبي
مرجع رسيدگي: شعبه. . . دادگاه عمومي تهران
دادخواه: آقاي «ب. هـ»
دادخوانده: آقاي «ح. ت»
اتهام: ايراد صدمه غير عمدي
گردشکار: پس از دريافت دادخواهي و ارجاع به اين شعبه و ثبت به کلاسه فوق در وقت مقرر دادگاه ها با بررسي پرونده ختم رسيدگي را اعلام و به شرح زير مبادرت به صدور راي مي نمايد.
تصميم دادگاه
راجع به اتهام آقاي «ح. ت»مبني بر ايراد صدمه غير عمدي ناشي از بي احتياطي در امر رانندگي با وسيله نقليه موتوري نسبت به آقاي «ب. هـ» به شرح پرونده دادگاه با بررسي اوراق پرونده نظر به شکايت مطروحه از ناحيه شاکي که با تقديم گواهي پزشکي قانوني منجزا از متهم شکايت و مطالبه ديه را نموده نظريه کارشناسي رسمي در امر تصادفات که علت اصلي حادثه تصادف را بي احتياطي از جانب راکب موتور سيکلت به علت عدم رعايت نظامات دولتي و عدم توجه به جلو تعيين و اعترافات صريح متهم در مراحل تحقيق مجرميت مشاراليه به نظر دادگاه محرز و با استناد به بند 8 ماده 480 و بند ب ماده 484 النهايه متهم فوق التوصيف به پرداخت يک سوم ديه کامله بابت جراحت وارده به سر منتهي به مأمومه و 6 دينار بابت کبودي دو چشم در ظرف دو سال از تاريخ وقوع بزه و هکذا حسب بند 1 ماده 3 قانون وصول برخي از درآمدهاي دولت، ناظر به ماده 717 قانون مجازات اسلامي به پرداخت مبلغ يکصد هزار ريال جزاي نقدي بابت بي احتياطي در امر رانندگي در حق دولت جمهوري اسلامي ايران محکوم مي گردد و راي صادره ظرف بيست روز پس از رؤيت قابل اعتراض به محکمه تجديدنظر استان مي باشد.
رئيس شعبه. . . . دادگاه عمومي تهران
مرجع رسيدگي شعبه. . . دادگاه تجديدنظر استان تهران
تجديدنظرخواه: آقاي «ح. ت»
تجديدنظرخوانده آقاي «ب. هـ»
تجديدنظر خواسته: از دادنامه شماره 1687 مورخ 25/11/76 شعبه. . . دادگاه عمومي تهران
گردشکار - تجديدنظر خواه دادخواستي به خواسته فوق تقديم داشته که به اين شعبه ارجاع و پس از ثبت به کلاسه فوق و انجام تشريفات قانوني مورد رسيدگي واقع و سرانجام در وقت فوق العاده دادگاه تشکيل و با بررسي اوراق و محتويات پرونده ختم دادرسي را اعلام و به شرح زير مبادرت به صدور راي مي نمايد.
راي دادگاه
در خصوص تجديدنظرخواهي آقاي «ح. ت» از دادنامه شماره 1687 - 25/11/76 صادره از شعبه. . . دادگاه عمومي تهران نظر به اين که ديه تعيين شده با ضرر و زيان حاصله به تجديدنظر خوانده تقريبا موافقت دارد لذا دادنامه معترض عنه ضمن آن که بلااشکال به نظر مي رسد و اعتراض تجديدنظرخواه بنا به مراتب وجاهت ندارد دادگاه با رد تجديدنظرخواهي دادنامه را تأييد و استوار مي نمايد.
رئيس شعبه. . . دادگاه تجديدنظر استان تهران
مستشاران دادگاه تجديدنظر استان تهران
موضوع: تقاضاي اعمال بند ب ماده 235 از قانون آئين دادرسي دادگاه هاي عمومي و انقلاب در امور کيفري نسبت به دادنامه شماره 901 مورخ 26/7/1378 صادره از شعبه... دادگاه تجديدنظر استان تهران که از سوي دادرس اجراي احکام اعلام گرديده است.
مرجع رسيدگي شعبه. . . ديوانعالي کشور
هيأت رسيدگي آقايان: . . .
خلاصه جريان پرونده: به موجب شکايت آقاي «ب. هـ» از آقاي «ح.ت»مبني بر ايراد صدمه غير عمدي ناشي از بي احتياطي در امر رانندگي موضوع به شعبه...دادگاه عمومي تهران ارجاع و شعبه مزبور پس از بررسي هاي لازم طي دادنامه شماره 1687-25/11/76 بدين شرح مبادرت به صدور حکم مي نمايد با بررسي اوراق پرونده نظر به شکايت مطروحه وـ مجرميت مشاراليه به نظر دادگاه محرز و به استناد به بند 8 ماده 480 و بند ب ماده 484 به پرداخت يک سوم ديه کامله بابت جراحات وارده به سر منتهي به مأمومه و 6 دينار و بابت کبودي دو چشم در ظرف دو سال از تاريخ وقوع بزه و هکذا حسب بند 1 ماده 3 قانون وصول برخي از درآمدهاي دولت ناظر به ماده 717 قانون مجازات اسلامي به پرداخت مبلغ يکصد هزار ريال جزاي نقدي محکوم مي گردد وراي صادره ظرف بيست روز پس از رؤيت قابل اعتراض و تجديدنظرخواهي در استان مي باشد ص 46 پس از اعتراض محکوم عليه پرونده به شعبه... تجديدنظر استان تهران ارجاع و شعبه مزبور طي دادنامه شماره 901 مورخ 26/7/78 با رد تجديدنظرخواهي دادنامه بدوي را تأييد و استوار نموده است در تاريخ 30/10/78 دادرس اجراي احکام طي شرحي مبسوطي ايراداتي به دادنامه هاي صادره وارد نموده است از جمله با توجه به مسيحي بودن شاکي مي بايست مسئله 30 از تحرير الوسيله حضرت امام (ره) رعايت مي شد که نشده است و در آسيب نسج مغزي مي بايست ارش تعيين مي شد که نشده است و چند ايراد ديگر که در حين مشورت قرائت خواهد شد.
تذکر ياد شده به نظر دادگاه صادر کننده حکم مي رسد و مقرر مي دارد که پرونده به شعبه تجديدنظر ارسال گردد. رياست شعبه. . . تجديدنظر اعلام کرده که اينجانب ديه تعيين شده را به عنوان ضرروزيان تأييد نموده و حالا هم نظرم همان است ليکن مستشار شعبه تأييد دادنامه بدوي بدون رعايت مسئله 30 تحريرالوسيله را مبني بر اشتباه دانسته و مقرر داشته در اجري بند ب ماده 235 از قانون آئين دادرسي کيفري پرونده به ديوانعالي کشور ارسال گردد. پرونده در تاريخ 28/4/1379 به ديوانعالي کشور واصل و به اين شعبه ارجاع گرديده است. هيئت شعبه در تاريخ بالا تشکيل گرديد پس از قرائت گزارش آقاي «ح. آ» عضو مميز و بررسي اوراق پرونده و نظريه کتبي آقاي «م. ک» داديار ديوانعالي کشور اجمالا مبني بر اتخاذ تصميم شايسته را دارم. در خصوص اعمال بند ب ماده 235 قانون آئين دادرسي دادگاه هاي عمومي و انقلاب در امور کيفري نسبت به دادنامه شماره 901 -26/7/1378 صادر از شعبه. . . دادگاه تجديدنظر استان تهران مشاوره نموده چنين رأي مي دهد:
راي دادگاه
با توجه به تذکر قاضي محترم اجراي احکام در خصوص وقوع اشتباه در تعيين ديه براي شاکي و مصدوم آقاي «ب. هـ» پذيرش اين اشتباه از سوي شعبه بدوي صادر کننده راي و نيز مستشار محترم تجديدنظر دادنامه شماره 901 مورخ 26/7/1378 صادره از شعبه. . . تجديدنظر استان تهران با توجه به مسئله 30 تحرير الوسيله مبني بر اشتباه بوده و مورد با بند ب و تبصره 4 ماده 235 از قانون آئين دادرسي دادگاه هاي عمومي و انقلاب در امور کيفري بوده به استناد ماده 264 و بند 4 قسمت «ب» ماده 265 همان قانون آن را نقض و پرونده جهت رسيدگي و صدور حکم منقضي به شعبه هم عرض ديگر از شعب تجديدنظر استان تهران ارجاع مي گردد.
شعبه. . . . ديوانعالي کشور
به تاريخ: 30/10/80
مرجع رسيدگي شعبه...دادگاه تجديدنظر استان تهران
تجديد نظر خواه: قاضي اجراي احکام مجتمع قضائي نارمک
تجديدنظر خوانده:
موضوع: ميزان ديات متعلقه به شاکي آقاي «ب. هـ» (از اقليت هاي مذهبي )
تجديدنظر خواسته: دادنامه شماره 901-26/7/78 صادره از شعبه. . . دادگاه هاي تجديدنظر استان تهران
گردشکار: دادگاه با بررسي اوراق و محتويات پرونده ختم دادرسي را اعلام و به شرح زير مبادرت به صدور راي مي نمايد.
«راي دادگاه»
موضوع پرونده پيوست که آخرين دادنامه صادره درباره آن به شماره 901- 26/7/78 شعبه. . . دادگاه تجديدنظر استان تهران مطابق دادنامه شماره 180- 7/7/79 شعبه... ديوانعالي کشور نقض و جهت رسيدگي مجدد به اين دادگاه ارجاع گرديده است ميزان ديات متعلقه به شاکي خصوصي آقاي «ب. هـ» از اقليت هاي مذهبي رسمي ايران است که در اثر بي احتياطي در رانندگي با وسيله نقليه موتوري توسط متهم «ح. ت» مصدوم گرديده است. مواد 297 و 300و 368 تا 496 قانون مجازات اسلامي که متضمن بيان احکام و مقررات مربوط به ديات است ناظر به قتل و صدمات وارده بر تماميت جسماني زن و مرد مسلمان است و در قوانين موضوعه هيچ دلالتي بر شمول مقررات مزبور نسبت به صدمات بدني وارده به غير مسلمان و اقليت هاي مذهبي وجود ندارد بنابراين موضوع ديه و جبران قتل و صدمات بدني غير عمدي وارده به اهل کتاب و اقليت هاي مذهبي رسمي پذيرفته شده در قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران مشمول اصل 167 قانون اساسي و ماده 214 قانون آئين دادرسي کيفري دادگاه هاي عمومي و انقلاب در الزام قاضي به مراجعه به منابع معتبر فقهي و يا فتاوي معتبر فقهأ است در اجري اين الزام قانونگذار اين دادگاه حکم قضيه را در فتاوي و نظرات فقهاي معظم معاصر جستجو و احراز گرديده مطابق فتواي حداقل سه نفر از مراجع تقليد و فقهاي زنده زمان حاضر حضرات آيات ناصر مکارم شيرازي و حسين نوري همداني و يوسف صانعي ديه ذمي با ديه مسلم يکسان اعلام شده است.
سپس اصدار حکم بر اساس فتاوي حضرات فقهاي مذکور از اداره حقوقي قوه قضائيه استعلام و آن اداره در پاسخ اين دادگاه اعلام نمود: «چون ديه غير مسلمان در قانون مجازات اسلامي ذکر نشده است طبق اصل 167 قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران بايد حکم آن با استناد به منابع معتبر اسلامي يا فتاوي معتبر صادر شود و فتاوي آيات عظام مکارم شيرازي، نوري همداني و صانعي از فتاواي معتبر است لذا صدور حکم بر آن اساس قانونا بلااشکال است. »
عليهذا اين دادگاه مطابق فتاوي آيات عظام مکارم شيرازي و نوري همداني و صانعي ميزان ديات متعلقه به شاکي آقاي «ب. هـ» را مساوي با شخص مسلمان دانسته و بر اين اساس احکام و مقررات مربوط به ديات مذکور در قانون مجازات اسلامي را به آن تسري داده و با توجه به اين که حسب گواهي هاي پزشکي قانوني منعکس در پرونده شاکي در اثر فعل مجرمانه متهم دچار شکستگي استخوان جمجمه در ناحيه پيشاني و خون ريزي سخت شامه و خروج مايع مغزي نخاعي از بيني و آسيب نسج مغزي و کبودي در اطراف هر دو چشم گرديده و سپس آسيب هاي وارده به جمجمه بهبود يافته و نوع ضايعه مأمومه اعلام گرديده است و با اين توضيح که خون ريزي زير سخت شامه و خروج مايع مغزي نخاعي از بيني و آسيب نسج مغزي تماما دراثر شکستگي جمجمه بوده و عوارض ناشي از آن است و صدمات جداگانه اي محسوب نمي شود در نتيجه متهم «ح. ت» مستندا به بند 8 ماده 480 و قسمت ب ماده 484 قانون مجازات اسلامي به پرداخت يک سوم ديه کامل مرد مسلمان بابت آسيب هاي وارده به جمجمه و 6 دينار بابت کبودي اطراف چشم در حق شاکي آقاي «ب. هـ» و مستندا به بند يک ماده 3 قانون وصول برخي از درآمدهاي دولت ناظر به ماده 717 قانون مجازات اسلامي به پرداخت يکصد هزار ريال به عنوان جزاي نقدي در حق صندوق دولت محکوم مي نمايد. راي صادره قطعي است.
مستشاران شعبه. . . دادگاه تجديدنظر استان تهران
اداره حقوقي قوه قضائيه چون ديه غير مسلمان در قانون مجازات اسلامي ذکر نشده است طبق اصل 167 قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران بايد حکم آن با استناد به منابع معتبر اسلامي يا فتاوي معتبر صادر شود و فتاوي آيات عظام مکارم شيرازي و نوري همداني و صانعي از فتاوي معتبر است لذا صدور حکم بر آن اساس قانونا بلااشکال است.
منبع:نشريه قضاوت





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان