بسم الله
 
EN

بازدیدها: 44

نظام حقوق زن در اسلام- قسمت سي ام

  1397/2/31
قسمت قبلي

نظريه ويل دورانت

ويل دورانت در کتاب لذات فلسفه قسمت چهارم، بحثهاي بسيار مفصل و جامعي در زمينه مسائل جنسي و خانوادگي به عمل آورده است. ما قسمتهاي مختصري از آن کتاب را براي خوانندگان انتخاب مي کنيم تا بهتر و بيشتر به جريانات فکري که در ميان دانشمندان غربي وجود دارد آشنا بشوند و از قضاوتهاي عجولانه خودداري کنند.

ويل دورانت در فصل هفتم از قسمت چهارم کتاب خود تحت عنوان «عشق» مي گويد:

«نخستين نغمه صريح عشق با فرا رسيدن بلوغ آغاز مي گردد».

کلمه «پوبرتي» که درزبان انگليسي معني بلوغ مي دهد، با توجه به اصل لاتيني آن به معني «سن موي» است يعني سني که در آن موي بر بدن پسران مي رويد و مخصوصا موي سينه که پسران اينهمه به آن مي نازند و موي صورت که با صبر سي سي فوس آن رامي تراشند. 

کيفيت و کميت مو (در صورت تساوي امور ديگر) ظاهرا با قدرت توالد و تناسل بستگي دارد و بهترين وضع آن هنگام اوج گرفتن نشاط زندگي است. اين نمو ناگهاني موي توام با خشونت صدا جزء صفات ثانوي جنسي است که به هنگام بلوغ عارض پسر مي شود. 

اما طبيعت در اين سن به دختران نرمش اطراف وحرکات مي بخشد که ديدگان را خيره مي سازد و کفل آنان را پهن تر مي کند تا امرمادري آسانتر شود و سينه شان را براي شير دادن به کودک پر و برجسته مي سازد. علت ظهور اين صفات ثانوي چيست؟ کسي نمي داند ولي نظريه پروفسورستارلينگ در اين ميان طرفداراني پيدا کرده است. به موجب اين نظريه سلولهاي تناسلي به هنگام بلوغ نه تنها تخم و نطفه توليد مي کنند بلکه همچنين نوعي هورمون نيز مي سازند که داخل خون مي شود و مايه تغييرات جسمي و روحي مي گردد. در اين سن نه تنها جسم از نيروهاي تازه بهره مند مي گردد، روح و خوي نيز به هزاران نوع متاثر مي گردد. 

رومن رولاند مي گويد: «در طي سالهاي زندگي زماني فرا مي رسد که تغييرات جسماني آهسته اي در وجود يک مرد صورت مي گيرد و در وجود زن آنچه گفتيم مهمترين همه اين تغييرات است. . . دليري وتوانايي، دلهاي نرم را به تپش مي آورد و نرمي و لطافت، ميل و هوس زورمندان رابرمي انگيزد. . .» . 

دموسه مي گويد: «تمام مردان، دروغزن و مکار و گزافه گو و دو روو ستيزه جو هستند و همه زنان خودپسند و ظاهرساز و خيانتکار، ولي در جهان فقط يک چيز مقدس و عالي وجود دارد و آن آميزش اين دو موجود ناقص است. . .»

آداب جفت جويي در بزرگسالان عبارت است از حمله براي تصرف در مردان وعقب نشيني براي دلبري و فريبندگي در زنان (البته در بعضي جاها استثناهايي ديده مي شود) . چون مرد طبعا جنگي و حيوان شکاري است عملش مثبت و تهاجمي است، زن براي او همچون جايزه اي است که بايد آن را بربايد و مالک شود. جفت جويي جنگ و پيکار است و ازدواج تصاحب و اقتدار.

عفت فراوان زن خادم مقاصد توالد است، زيرا امتناع محجوبانه او کمکي به انتخاب جنس است. عفت، زنان را توانا مي سازد که با جستجوي بيشتر عاشق خود را يعني کسي را که افتخار پدري فرزندان او را خواهد داشت برگزيند. منافع گروه و نوع اززبان زن سخن مي گويد، همچنان که منافع فرد از گلوي مرد بيرون مي آيد. . . درعشقبازي، زن از مرد ماهرتر است زيرا ميل او چندان شديد نيست که ديده عقل اورا ببندد.

داروين ملاحظه کرده است که در بيشتر انواع، ماده به عالم عشق بي علاقه است. لمبرزو و کيش و کرافت ابينگ مي گويند: زنان بيشتر به دنبال ستايشها و تحسينهاي مطلق و مبهم مردانند و بيشتر مي خواهند مردان به خواست آنها توجه کنند و اين امراز ميل آنها به لذات جنسي بيشتر است. لمبرزو مي گويد: پايه طبيعي عشق زن فقطيک صفت ثانوي از مادري اوست و همه احساسات و عواطفي که زني را به مردي مي پيوندد از دواعي جسمي برنمي خيزد، بلکه از غرايز انقياد و تسليم (تحت حمايت مرد قرار گرفتن) سر مي زند و اين غرايز براي انطباق با اوضاع به وجودآمده است.»

ويل دورانت در فصلي که تحت عنوان «مردان و زنان» منعقد کرده مي گويد:

«کار خاص زن خدمت به بقاي نوع است و کار خاص مرد خدمت به زن و کودک. ممکن است کارهاي ديگري هم داشته باشند ولي همه از روي حکمت و تدبير تابع اين دو کار اساسي گشته است. اين مقاصد، اساسي است اما نيمه ناآگاه است وطبيعت معني انسان و سعادت را در آن نهفته است. . . طبيعت زن بيشتر پناه جويي است نه جنگجويي. به نظر مي رسد که در بعضي انواع ماده اصلا غريزه جنگي وجود ندارد. اگر ماده خود به جنگ آيد براي کودکان خويش است.

. . . زن از مرد شکيباتر است. گرچه شجاعت مرد در کارهاي خطير و بحراني زندگي بيشتر است اما تحمل دائمي و روزانه زن در مقابل ناراحتيهاي جزئي بي شمار بيشتراست. . . جنگجويي زن در وجود ديگري است؛ زن سربازان را دوست دارد و از مردتوانا خوشش مي آيد؛ در مشاهده قدرت، نوعي عامل عجيب خوشي فرودستانه (مازوشيستيک) او را تحريک مي کند، اگر چه خودش قرباني اين قدرت باشد.

. . . اين خوشي ديرين در لذت از قدرت و مردانگي، گاهي بر احساسات اقتصادي زن نوين غالب مي آيد چنانکه گاهي ترجيح مي دهد با ديوانه شجاعي ازدواج کند.

زن به مردي که فرماندهي بلد است با خوشحالي تسليم مي شود. اگر اين روزهافرمانبرداري زن کمتر شده است براي آن است که مردان در قدرت و اخلاق ضعيفتراز پيش شده اند. . . توجه زن به امور خانوادگي است و محيط او معمولا خانه خويش است. او مانند طبيعت عميق است اما مانند خانه محدود خود محصور هم هست. غريزه او را به سنن ديرين مي پيوندد. زن نه در ذهن اهل آزمايش است نه در عادت (بايد بعضي از زنان شهرهاي بزرگ را استثنا کرد) . اگر هم به عشق آزاد رو مي آوردنه براي آن است که در آن آزادي مي جويد، بلکه براي آن است که در زندگي خود ازازدواج معمولي با يک مرد مسؤول مايوس شده است. 

اگر گاهي در سالهاي جواني مفتون عبارات و اصطلاحات سياسي مي گردد و احساس خود را به همه جنبه هاي انساني بسط مي دهد، پس از يافتن شوهر وفاداري از تمام آن فعاليتها چشم مي پوشد و به سرعت خود و شوهرش را از اين فعاليت عمومي بيرون مي کشد و به شوهرش ياد مي دهد که حس وفاداري شديد خود را به خانه محدود کند. زن بي اينکه نياز به تفکر داشته باشد مي داند که تنها اصلاحات سالم از خانه برمي خيزد. زن آنجا که مرد خيالي سرگردان را به مرد فداکار و پاي بست به خانه و کودکان خودتبديل مي سازد، عامل حفظ و بقاي نوع است.

طبيعت به قوانين و دولتها اعتنا ندارد؛ عشق او به خانه و کودک است، اگر در حفظ اينها موفق شود به دولتها بي قيد وبي علاقه است و به کساني که سرگرم تغيير اين قوانين اساسي هستند مي خندد. اگرامروز طبيعت در حفظ خانواده و کودک، ناتوان به نظر مي رسد براي آن است که زن مدتي است که طبيعت را از ياد برده است. ولي شکست طبيعت هميشگي نيست، هروقت که بخواهد مي تواند به صدها مصالحي که در ذخيره دارد برگردد. هستند اقوام و نژادهاي ديگري که در وسعت و عده از ما بيشترند و طبيعت، دوام قطعي و نامشخص خود را مي تواند از ميان آنها تامين کند.»

اين بود بيان کوتاهي از تفاوتهاي زن و مرد و نظريات دانشمندان در اين زمينه. درنظر داشتم تحت عنوان «راز تفاوتها» در اطراف اينکه عوامل تاريخي و اجتماعي چه اندازه مي توانسته است در اين تفاوتها مؤثر باشد بحثي بکنم. براي پرهيز از دراز شدن دامنه مطلب، از بحث مستقل در آن صرف نظر مي کنم؛ در ضمن مباحث آينده کاملامطلب روشن خواهد شد.



نويسنده: استاد شهيد مرتضي مطهري





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان