بسم الله
 
EN

بازدیدها: 116

پوشش زنان در ايران- قسمت سوم (قسمت پاياني)

  1397/2/30
خلاصه: لباس پوشيدن سابقه‏ اى به اندازه حيات انسان دارد و جز پيروان يکى از مکاتب فکرى که بر لزوم برهنه زيستى پاى مى‏ فشارند، همه افراد به نوعى آن را تجربه مى ‏کنند. يکي از امتيازات انسان، در مقايسه با موجودات ديگر، تهيه پوشش مناسب براي اندام خويش است. بر اين اساس، لباس پوشيدن يکي از شئون و ويژگي هاي انسان است. لباس، افزون بر حفظ انسان از سرما و گرما و برف و باران و ياري دادن وي در حفظ عفت و شرم، در آراستگي و زيبايي آدمي نيز نقشي مهم ايفا مي کند و مي توان آن را نشان دهنده گرايش اعتقادي فرد و تعلق وي به فرهنگي خاص دانست. لذا در تحقيق حاضر با هدف معرفي وضعيت پوشش زنان ايراني ضمن بررسي ريشه‌هاي پوشش زنان به تاريخچه پوشش زنان ايراني و معرفي انواع پوشش‌هاي محلي و شهري امروز ايران زمين پرداخته خواهد شد.
قسمت قبلي

پس از کشف حجاب تا انقلاب اسلامي 

پس از شهريور 1320 كه جريان نوين اسلامي عمدتاً با صبغه روشنفكري در ايران پديد آمد، حجاب اسلامي نيز در ميان بانوان مسلمان امروزين و عمدتاً شهرنشين تهراني، مطرح شد و به مثابه يك هويت و تشخص ديني و اجتماعي و حتي سياسي در برابر دو جريان حاكم سنت گرا و غرب گرا، مطلوب شماري از زنان جوان و تحصيل كرده واقع گرديد. در واقع اين نوع حجاب، نوعي عكس العمل در برابر كشف حجاب عصر رضاشاه بود كه مي خواست در برابر الگوي زن مدرن آن روزگار مدل و الگوي مستقل و نو ارائه دهد.

در اين دوره زنان علاوه بر چادر از پوششي استفاده كردند که اندام را با لباس هاي مناسب و مطابق با سلايق افراد و موي سر نيز با روسري پوشيده مي شد. 

در دهه چهل و پنجاه كه فعاليت هاي انقلابي و مبارزات چريكي مخفي پديد آمد، حجاب اسلامي به عنوان يك الگوي ايدئولوژيك و هويتي زن مسلمان انقلابي مورد توجه قرار گرفت. در سال هاي پيش از انقلاب، همزمان با گسترش موج اسلام گرايي در دانشگاه ها و در ميان جوانان پوشش نوين (مانتو و روسري) نيز، به رغم خواست رژيم پهلوي، رواج بيشتري يافت. 

انقلاب اسلامي و پوشش زنان 

دفاع از ارزشهاي اسلامي در برابر انواع تهاجم و تسلط فرهنگي غرب و افکار روشنفکر مابانه اي که روز به روز بيشتر منجر به کمرنگ شدن روحيه تدين در جامعه مي شد و با روحيه و تمدن کهن ايران زمين تناسب نداشت، با مبارزات وقفه ناپذير و مستمر روحانيت عظيم الشان به رهبري حضرت امام خميني(رضوان الله تعالي) که از همان ابتدا با هدايت ها، روشنفکريها و رهبري هاي خردمندانه خود، موجب حضور فعال و پرثمر زنان انقلابي ايران در تمامي صحنه ها گرديدند، زنان را به هويت واقعي و رسالت عظيم الشان خويش آگاه ساختند و با سخناني پرشور عنوان کردند که: 

ما نمي توانيم و اسلام نمي خواهد که زن به عنوان يک شيء و يک عروسک در دست باشد، زنان گمان نکنند که اين مقام زن است که بايد بزک کرده بيرون بيايد، ما با ترقي زنان مخالف نيستيم، با فحشا مخالفيم، اسلام مي خواهد شخصيت زن را حفظ کند و از او انساني جدي و کارآمد بسازد، احترام و آزادي که اسلام به زن داده است، هيچ قانون مکتبي نداده است، زن بايد در مقدرات اساسي مملکت دخالت کند، زن مربي جامعه است. 

در اوج انقلاب در سال 1357 _ 1356 جاذبه خاص انقلاب و بعد برجسته مذهبي آن، شمار بيشتري از بانوان جوان را به رعايت پوشش اسلامي متمايل كرد و در نهايت پوشش کامل در ايران به عنوان شكل مناسب حضور در جامعه مقبول افتاده بود و ناديده گرفتن آن، نقض معيار هاي ديني و اجتماعي تلقي مي‌شد. 

گفتار سوم- فلسفه و ضرورت پوشش و حجاب 

همانگونه که گفته شد نياز طبيعي بشر در فرايند رشد و حضور اجتماعي او به گونه اي بود که از بدو آفرينش و پيش از تغييرات ناشي از تلاش استعمارگران، پوشش کامل براي انسانها و خصوصا براي زنان ايجاد کرده و اديان الهي نيز متناسب با مقتضيات زمان حجاب و پوشش را به شکل مناسب آن براي انسانها و خصوصا زنان معرفي کرده اند. زنان ايران زمين نيز همواره با آداب و رسوم فرهنگي خود با پوشش كامل زندگي كرده‌اند و همواره حفظ حجاب جزيي از فرهنگ آنان به شمار مي‌آمد. دين اسلام به عنوان آخرين و کاملترين دين الهي پوشش کامل را در چارچوبي متعادل و با در نظر گرفتن آزادي عمل براي زنان در تمام عرصه هاي زندگي، واجب شمرده است. 

حجاب و پوشش اسلامي، بانوان را از قرار گرفتن در معرض خطرات محفوظ مي دارد بنابراين پس از ورود اسلام به اين سرزمين، نوع پوشش و حد و مرزهاي آن مطابق با معيارهاي اسلامي تعيين و مهر تاييد بر حجاب بانوان با ادله و استدلال ديني نهاده شد. 

آثار و فوايد رعايت حجاب و پوشش از منظر دين را مي‌توان شامل مواردي از جمله توجه به رابطه پوشش با فرهنگ دينى‏، تحکيم روابط خانوادگى و برقرارى صميميت کامل زوجين، استوارى اجتماعى و استيفاى نيروى کار و فعاليت‏، بالارفتن ارزش واقعي زن دانست. حجاب بر خلاف تصويري که دشمنان ايجاد نموده اند، براي زن شرايطي را فراهم مي آورد که بتواند استعدادهاي دروني و توانايي هاي خود را پرورش داده و به ظهور برساند و نقش مهم و ارزنده اي را در پيشبرد آرمان هاي جامعه خود ايفا نمايد، چنانچه گواه آن حضور چشمگير زنان در جوامع اسلامي، خصوصا جامعه ايران مي باشد. 

خداوند متعال درباره علت ضرورت پوشش اسلامى مى‏فرمايد: «ذلك ادنى ان يعرفن فلا يؤذين .» برخى اين آيه را چنين معنا كرده‏اند: بدين وسيله شناخته مى‏شوند آزادند نه كنيز، پس با آزار و تعقيب جوانان رو به رو نمى‏شوند. بنابراين، در عصر حاضر كه مساله بردگى از ميان رفته، اين حكم نيز منتفى مى‏شود، ولى بايد گفت: ايجاد مزاحمت و آزار كنيزان نيز روا نيست. حقيقت آن است كه وقتى زن پوشيده و با وقار از خانه بيرون رود و جانب عفاف و پاك دامنى را رعايت كند، فاسدان و مزاحمان جرات هتك حيثيت او را در خود نمى‏يابند. بيمار دلانى كه در پى شكار مى‏گردند، فرد داراى حريم را شكارى مناسب نمى‏بينند. در روايات آمده است: «المراة ريحانه، زن همچون ريحانه يا شاخه گلى ظريف است .» بى‏ترديد اگر باغبان او را پاس ندارد، از ديد و دست گلچين مصون نمى‏ماند. 

قرآن كريم، زنان ايده آل را كه در بهشت جاى دارند، به مرواريد محجوب و پوشيده در صدف تشبيه مى‏كند: «كامثال اللؤلؤ المكنون .» افزون بر اين، گاه آن‏ها را به جواهرات اصيلى چون ياقوت و مرجان كه جواهر فروشان در پوششى ويژه قرار مى‏دهند تا همچون جواهرات بدلى به آسانى در دسترس اين و آن قرار نگيرند و ارزش و قدرشان كاستى نپذيرد، بر اين اساس، مرحوم علامه طباطبايى همين تفسير را بر مى‏گزيند. استاد شهيد مطهرى در اين باره مى‏فرمايد: «حركات و سكنات انسان گاهى زبان‏دار است. گاهى وضع لباس، راه رفتن، سخن گفتن زن معنا دار است و به زبان بى‏زبانى مى‏گويد: دلت را به من بده، در آرزوى من باش، مرا تعقيب كن، گاهى بر عكس، با زبان بى‏زبانى مى‏گويد: دست تعرض از اين حريم كوتاه است .» 

تاريخچه چادر به عنوان حجاب برتر 

چنانچه پيش از اين گفته شد، نخستين اطلاع ما از وجود و حضور چادر در ايران پيش از اسلام متعلق به دوره هخامنشي است. در سال 1906 ميلادي پروفسور «رودنكو» باستان شناس روس در محدوده پازيريك (مغولستان جنوبي) قطعه فرشي به دست آورد كه قديمي ترين گونه قالي در جهان به شمار مي رود. ويژگي اين فرش دستباف ايراني نقوش دو رويه آن است که بر يك طرف چند بانو (احتمالاً شاهزادگان هخامنشي) به حالت ايستاده نقش شده، در حاليكه سراندازهايي بر سر دارند و بر طرف ديگر چند بانوي اسب سوار ديده مي شوند كه چادرهايي بر سر دارند كه بي شباهت به چادر زنان كنوني عشاير جنوب ايران نيست. كشف و پيدايش آثار متعدد مشابه در دوره هاي مختلف وجود حجاب در ايران باستان پيش از اسلام را روشن مي كند. 

پوشش در هر جامعه اي منبعث از مجموعه رفتارها و منش رايج همان جامعه است كه اگر در جامعه الگوهايي براي پوشش مطرح شده و مقبوليت قومي پيدا كند، مي توان آن را فرهنگ و پوشش آن جامعه دانست. در ايران باستان، چادر قبل از حضور دين مبين اسلام بعنوان مقوله اي «ملي» مطرح بوده است و پس از اسلام نيز از آنجا که مباني فقهي و احكام اسلامي بر پايه فطرت و ارزش هاي والاي بشري بنا نهاده شده است با مهر تاييد زدن بر حجاب ايراني موجب تقويت و اعتلاي فرهنگ حجاب كه اكنون مترادف با پوشش اسلامي است، شده است. 

چادر نيز تنها يكي از مصاديق بارز و نمونه حجاب مي باشد. متاسفانه ملاحظه مي شود كه جامعه غرب با مساوي جلوه دادن حجاب و چادر و با استناد به مواد ابلاغيه حقوق بشر، اصل فلسفه حجاب را زير سؤال مي برد. غرب به جهت تضعيف باورها و ارزشهاي ديني و ملي ما، حجاب را مانعي براي آزادي هاي زنان در امور اجتماعي و اقتصادي و.. . مي داند و با ناديده گرفتن عزت و كرامت بانوان و فطري بودن اصل حجاب به دنبال القاء نظريات خود مبني بر تبعيض آميز بودن اين حكم اسلامي_ايراني دارد تا از اين رهگذر در راستاي اقدامات تهاجم فرهنگي (بي هويت نمودن نسل جوان، تضعيف و تخريب باورهاي ديني و ملي، شكست انقلاب اسلامي ايران و.. . ) اندلسي ديگر را بوجود آورد.

مقام معظم رهبري در بيانات گهربار خود با اشاره به ايراني بودن حجاب مي فرمايند: «زنان ما چادر را انتخاب كرده اند... زنان ما مي خواهند حجاب خودشان را حفظ كنند. چادر را هم دوست دارند و چادر «لباس ملي» ماست. چادر بيش از آنكه يك حجاب اسلامي باشد، يك حجاب ايراني است! مال مردم ما و لباس ملي ماست. ( بيانات مقام معظم رهبري در ديدار پرستاران 20،7،73)


نويسنده : نسرين جعفري کاديجانيد





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان