بسم الله
 
EN

بازدیدها: 48

ماهيت حقوقي حق اختراع

  1397/2/29

در رابطه با ماهيت حقوقي - فقهي حقوق مالکيت معنوي به طورکلي و همچنين حق مخترع نسبت به اختراع خود، ديدگاه‌ها و نظريه‌هاي مختلفي بين حقوقدانان و فقها وجود دارد. عمده دليل اين تفاوت ديدگاه‌ها، علاوه بر نوپا بودن اين رشته از حقوق، آن است که مقولات مربوط به حقوق مالکيت معنوي از هيأت واحد و يکپارچه‌اي برخوردار نبوده و در واقع ترکيبي از حقوق مادي و معنوي هستند.

به‌عنوان مثال مخترع از يک‌سو داراي حق مادي و اقتصادي است که بر اساس آن مي‌تواند مانع بهره‌برداري اشخاص از اختراع خود شود و از سوي ديگر، داراي حقوق اخلاقي است که بر اساس آن نيز قانونگذار براي او امتيازات و حقوقي در نظر گرفته است که به‌عنوان مثال يکي از مصاديق حقوقي معنوي، مي‌تواند حق ذکر کردن نام وي در ورقه اختراع باشد. خلاصه اينکه در تحليل ماهيت حقوق مالکيت معنوي و همچنين حق مخترع نسبت به اختراع خود بايد مجموعه اين ويژگي‌ها و اختصاصات مورد توجه قرار گيرد.

با توجه به مقدمه فوق، نظريه‌هاي حقوقدانان و فقها را در رابطه با ماهيت حقوق مالکيت معنوي به‌ويژه حق اختراع مورد بررسي قرار مي‌دهيم:

به گزارش تبيان، همان‌طور که در مقدمه گفته شد، با توجه به نو بودن رشته حقوق مالکيت معنوي و همچنين ماهيت چندگانه آن، نظريه‌هاي متفاوتي در رابطه با ماهيت حقوقي اين رشته از حقوق و همچنين حق مخترع نسبت به اختراع خود وجود دارد.

    حقوق طبيعي

عده‌اي معتقدند که به‌ طور کلي حقوق مالکيت‌هاي معنوي و همچنين حق مخترع نسبت به اختراع خود مانند حق حيات، حق مسکن و … جزو حقوق فطري و طبيعي هستند که از ديرباز وجود داشته و بشر به‌تدريج بدان واقف شده و لزوم رعايت آنها را احساس کرده است. با توجه به اين ‌که قواعد حقوق فطري بايد هميشه ثابت و لايتغير باشند و قوانين مبتني بر اين اصول نيز بايد مورد قبول و احترام همه اقوام و ملل قرار گيرد، روشن است که مالکيت‌هاي فکري به لحاظ فقدان اين ويژگي‌ها نمي‌توانند با ين نظريه هماهنگ و قابل تطبيق باشند.

    حقوق شخصي

بر طبق اين نظريه، مالکيت‌هاي معنوي و حق مخترع نسبت به اختراع خود، مانند حق انتخاب اسم و شغل، از جمله حقوق شخصي هستند و از آنجايي ‌که حقوق شخصي جز اموال آدمي محسوب نمي‌شوند، بنابراين قابل توارث و انتقال هم نيستند.

با توجه به ماهيت حق اختراع به‌ويژه قابل نقل ‌و انتقال بودن آن و تحولاتي که اين حق در جوامع ايجاد کرده، بديهي است که انطباق حق مخترع به حقوق شخصي، صحيح نباشد.

    حقوق اخلاقي

پاره‌اي از حقوقدانان، ماهيت مالکيت‌هاي معنوي از جمله حق مخترع را، نوعي حقوق اخلاقي دانسته که هدف آن حرمت شخصيت انساني است.
اين نظريه با توجه به اين‌که ماهيت اغلب رشته‌هاي حقوقي، صيانت و حرمت شخصيت انسان است و اين امر اختصاص به حقوق مالکيت معنوي ندارد، نمي‌تواند ماهيت حقوقي حق مخترع را توجيه کند.

    وحدت حق مادي و حق اخلاقي

بر اساس اين نظريه، بين جنبه مالي و اخلاقي حقوق مالکيت‌هاي فکري و حق مخترع، وحدت وجود دارد. طرفداران اين نظريه، مي‌گويند که حق مادي و حق معنوي دو حق مستقل از هم نيستند بلکه دو جنبه مختلف از حق واحدي هستند. به ‌عبارت ‌ديگر، حق واحدي است که داراي دو جنبه مادي و اخلاقي است که هر يک ‌بر ديگري اثر دارد و نيز از آن تأثير مي‌پذيرد.

اين نظريه با توجه به اينکه اين دو جنبه از حق مالکيت‌هاي فکري، اختلاف جوهري در طبيعت دارند که در احکام هر يک نيز سرايت دارد، قابل‌ قبول نيست.

    دوگانگي حق مادي و اخلاقي

بر اساس اين نظريه، صاحب اثر و مخترع داراي دو حق مستقل و منفصل مالي و اخلاقي هستند. اين نظريه در ايران و فرانسه طرفداراني دارد و قوانين داخلي اين دو کشور نيز به ‌ويژه در حوزه مالکيت ادبي و هنري متأثر از اين نظريه هستند.

    مالکيت عيني

تعدادي از حقوقدانان از ديرباز حق مخترع نسبت به اختراع خود را نوعي مالکيت و مانند مالکيت بر اشياي مادي دانسته‌اند.

اطلاق کلمه مالکيت بر حق مخترع با توجه به ويژگي‌هاي مالکيت کلاسيک از قبيل دايمي بودن، مطلق بودن و مالي بودن و نيز ويژگي‌هاي حق اختراع به‌ويژه محدود بودن اين حق، نمي‌تواند به‌ طور کلي قابل ‌قبول باشد.

    حقوق کار

تعدادي از نويسندگان، حق مخترع نسبت به اختراع خود را، ناشي از کار آنها و تابع حقوق کار دانسته‌اند. بر اساس اين نظريه، حق مخترع نسبت به اختراع خود، نظير حقي است که کارگر بر حاصل کار يعني مزد خود دارد.

نظريه حقوق کار نيز مانند نظريه‌هاي قبلي نمي‌تواند ماهيت حق مخترع را توجيه کند زيرا سرچشمه حقوق انحصاري اعطايي به مخترع، يک عمل خلاق و ابتکاري است که قابل ‌مقايسه با کاري که يک کارگر متخصص انجام مي‌دهد، نيست. از سوي ديگر، همان‌طور که مي‌دانيم مخترع علاوه بر حقوق مادي داراي حق اخلاقي يا معنوي است. در حالي ‌که حقوق کارگر، تنها خصيصه مالي دارد.

    حقوق فکري

بر اساس اين نظريه، حق مخترع نسبت به اختراع خود، از مصاديق حقوق فکري است که داراي ارزشي اقتصادي است و موضوع آن شي‌ء ‌مادي نيست. موضوع اين حقوق در واقع اثر فکري و تراوشات فکري انسان است. تفاوت اين حقوق با مالکيت کلاسيک آن است که موضوع حقوق مزبور برخلاف مالکيت کلاسيک، غيرمادي است. 

با توجه به مجموع نظريه‌هاي فوق و از آنجايي ‌که در حقوق اسلام، ‌اطلاق کلمه مالکيت بر منافع نيز بلااشکال است، مي‌توان نتيجه‌گيري کرد که براي تحليل ماهيت حقوقي حق مخترع بايد تلفيقي از نظريه مالکيت و نظريه حقوق فکري را مورد توجه قرار داد. به اين معنا که از يک‌ سو اين حقوق،‌ حقوق فکري هستند زيرا موضوع غيرمادي است و از تراوشات فکري انسان حمايت مي‌کند و داراي ارزش اقتصادي بوده و قابليت مبادله دارند و از سوي ديگر با توجه به کاربرد کلمه مالکيت در مورد منافع و حتي حقوق غيرمالي، مي‌توان اين‌گونه حقوق را نوعي مالکيت دانست و در واقع مالکيت را بر سه قسم، مالکيت منقول، مالکيت غيرمنقول و مالکيت معنوي تقسيم کرد.





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان