بسم الله
 
EN

بازدیدها: 23

متن قانون مجازات اسلامي جديد (کتاب اول تا چهارم) مصوب 1392- قسمت هفدهم

  1397/2/25
قسمت قبلي

فصل چهارم- قواعد عمومي ديه منافع


ماده 671- ادله اثبات ديه منافع، همان ادله اثبات ديه اعضاء است. در موارد اختلاف ميان مرتکب و مجنيٌ عليه در زوال منفعت يا نقصان آن، چنانچه از طريق اختبار و آزمايش، اقرار، بينه، علم قاضي يا قول کارشناس مورد وثوق، زوال يا نقصان منفعت ثابت نشود در صورت تحقق لوث، مجنيٌ عليه مي تواند با قسامه به نحوي که در ديه اعضاء مقرر است، ديه را ثابت کند و چنانچه نسبت به بازگشت منفعت زائل يا ناقص شده اختلاف باشد ديه با يک سوگند مجنيٌ عليه ثابت مي شود و نيازي به قسامه نيست.

ماده 672- در مواردي که نظر کارشناسي بازگشت منفعت زائل يا ناقص شده در مدت معيني باشد چنانچه مجنيٌ عليه قبل از مدت تعيين شده فوت کند ديه ثابت مي شود.

ماده 673- هرگاه جنايتي که موجب زوال يکي از منافع شده است، سرايت کند و سبب مرگ مجنيٌ عليه شود ديه منفعت در ديه نفس تداخل مي کند و تنها ديه نفس قابل مطالبه است.

ماده 674- هرگاه در مهلتي که به طريق معتبري براي بازگشت منفعت زائل يا ناقص شده، تعيين گرديده، عضوي که منفعت، قائم به آن است از بين برود، به عنوان مثال چشمي که بينايي آن به طور موقت از بين رفته است از حدقه بيرون بيايد، مرتکب، فقط ضامن ارش زوال موقت آن منفعت است و چنانچه از بين رفتن آن عضو به سبب جنايت شخص ديگر باشد مرتکب دوم، ضامن ديه کامل آن عضو مي باشد.

فصل پنجم ـ ديه مقرر منافع


مبحث اول- ديه عقل


ماده 675- زائل کردن عقل موجب ديه کامل و ايجاد نقص در آن موجب ارش است، خواه جنايت در اثر ايراد ضربه و جراحت و خواه ترساندن و مانند آن باشد.

تبصره- در صورتي که مجنيٌ عليه دچار جنون ادواري شود ارش ثابت است.

ماده 676- در زوال و نقصان حافظه و نيز اختلال رواني در صورتي که به حد جنون نرسد ارش ثابت است.

ماده 677- جنايتي که موجب زوال عقل يا کم شدن آن شود هرچند عمدي باشد حسب مورد، موجب ديه يا ارش است و مرتکب قصاص نمي شود.

ماده 678- هرگاه در اثر صدمه اي مانند شکستن سر يا صورت، عقل زائل شود يا نقصان يابد، هريک ديه يا ارش جداگانهاي دارد.

ماده 679- هرگاه در اثر جنايتي عقل زائل گردد و پس از دريافت ديه کامل عقل برگردد، ديه مسترد و ارش پرداخت مي شود.

ماده 680- هرگاه در اثر جنايتي مجنيٌ عليه بيهوش شود و به اغماء برود، چنانچه منتهي به فوت او گردد، ديه نفس ثابت مي شود و چنانچه به هوش آيد، نسبت به زماني که بيهوش بوده، ارش ثابت مي شود و چنانچه عوارض و آسيب هاي ديگري نيز به وجود آيد، ديه يا ارش عوارض مزبور نيز بايد پرداخت شود.

ماده 681- جنايت بر کسي که در اغماء يا بيهوشي و مانند آن است از جهت احکام مربوط به قصاص و ديه، جنايت بر شخص هوشيار محسوب مي شود.

مبحث دوم – ديه شنوايي


ماده 682- از بين بردن شنوايي هر دو گوش ديه کامل و از بين بردن شنوايي يک گوش نصف ديه کامل دارد هرچند شنوايي دو گوش به يک اندازه نباشد.

ماده 683- از بين بردن شنوايي گوش شنواي شخصي که يکي از گوشهاي او نمي شنود، موجب نصف ديه کامل است.

ماده 684- کاهش شنوايي درصورتي که مقدار آن قابل تشخيص باشد به همان نسبت ديه دارد.

ماده 685- هرگاه با قطع يا از بين بردن گوش و يا هر جنايت ديگري شنوايي از بين برود يا نقصان يابد هريک از جنايتها، ديه يا ارش جداگانه دارد.

ماده 686- هرگاه در اثر جنايتي در مجراي شنوايي، نقص دائمي ايجاد شود به نحوي که به طور کامل مانع شنيدن گردد، ديه شنوايي ثابت است و درصورتي که نقص موقتي باشد ارش تعيين مي شود.

ماده 687- هرگاه کودکي که زمان سخن گفتن او فرا نرسيده است در اثر کرشدن نتواند سخن بگويد و يا کودکي که تازه زمان سخن گفتن او فرا رسيده است در اثر کر شدن نتواند کلمات ديگر را ياد گيرد و بر زبان آورد، علاوه بر ديه شنوايي، ديه يا ارش زوال يا نقص گفتار نيز، حسب مورد ثابت مي شود.

ماده 688- هرگاه در اثر جنايتي حس شنوايي و گويايي، هر دو از بين برود، هرکدام يک ديه کامل دارد.

مبحث سوم – ديه بينايي


ماده 689- از بين بردن بينايي هر دو چشم ديه کامل و از بين بردن بينايي يک چشم نصف ديه کامل دارد.

تبصره- چشمهايي که بينايي دارند در حکم مذکور يکسان هستند هرچند ميزان بينايي آنها متفاوت باشد يا از جهات ديگر مانند شب کوري و منحرف بودن با هم تفاوت داشته باشند.

ماده 690- کاهش بينايي، درصورتي که مقدار آن قابل تشخيص باشد به همان نسبت ديه دارد و چنانچه قابل تشخيص نباشد، موجب ارش است.

ماده 691- از بين بردن بينايي چشم کسي که فقط يک چشم بينا دارد و چشم ديگرش نابيناي مادرزادي بوده و يا در اثر علل غيرجنايي از بين رفته باشد، موجب ديه کامل است لکن اگر چشم ديگرش را در اثر قصاص يا جنايتي که استحقاق ديه آن را داشته است، از دست داده باشد، ديه چشم بينا، نصف ديه کامل مي باشد.

ماده 692- از بين بردن يا بيرون آوردن چشم از حدقه فقط يک ديه دارد و از بين رفتن بينايي، ديه ديگري ندارد لکن اگر در اثر صدمه ديگري مانند شکستن سر، بينايي نيز از بين برود يا نقصان يابد، هرکدام حسب مورد ديه يا ارش جداگانه دارد.

مبحث چهارم – ديه بويايي


ماده 693- از بين بردن کامل بويايي، موجب ديه کامل است و از بين بردن قسمتي از آن، ارش دارد.

تبصره – اگر در اثر جنايت، بويايي يکي از دوسوراخ بيني به طور کامل از بين برود نصف ديه کامل دارد.

ماده 694- هرگاه در اثر بريدن يا از بين بردن بيني يا جنايت ديگري بويايي نيز از بين برود يا نقصان يابد هر جنايت، ديه يا ارش جداگانه دارد.

مبحث پنجم – ديه چشايي


ماده 695- از بين بردن حس چشايي و نقصان آن، موجب ارش است.

ماده 696- هرگاه با قطع تمام زبان، حس چشايي از بين برود، فقط ديه قطع زبان پرداخت مي شود و اگر با قطع بخشي از زبان، چشايي از بين برود يا نقصان يابد، درصورتي که چشايي از بين رفته مربوط به همان قسمت زبان باشد، هرکدام از ارش چشايي و ديه زبان که بيشتر باشد، بايد پرداخت شود و اگر چشايي از بين رفته مربوط به همان قسمت از زبان نباشد، ارش چشايي و ديه زبان جداگانه بايد پرداخت شود مگر اينکه از ديه کامل بيشتر باشد که در اين صورت فقط به ميزان ديه کامل پرداخت مي شود و اگر با جنايت بر غير زبان، چشايي از بين برود يا نقصان پيدا کند، ديه يا ارش آن جنايت بر ارش چشايي افزوده مي گردد.

مبحث ششم – ديه صوت و گويايي


ماده 697- از بين بردن صوت به طور کامل به گونه اي که شخص نتواند صدايش را آشکار کند، ديه کامل دارد گرچه بتواند با اخفات و آهسته صدايش را برساند.

ماده 698- از بين بردن گويايي به طور کامل و بدون قطع زبان، ديه کامل و از بين بردن قدرت اداي برخي از حروف به همان نسبت ديه دارد.

تبصره ـ شخصي که داراي لکنت زبان است و يا به کندي يا تندي سخن ميگويد يا برخي از حروف را نمي تواند تلفظ کند، گويا محسوب مي شود و ديه از بين بردن اداي هر حرف با توجه به تعداد حروف زبان تکلم مجنيٌ عليه تعيين مي شود. مانند اينکه از بين بردن قدرت اداي يک حرف شخص فارسي زبان، يک سي ودوم ديه کامل است.

ماده 699- جنايتي که موجب پيدايش عيبي در گفتار يا اداي حروف گردد و يا عيب موجود در آن را تشديد کند، موجب ارش است.

ماده 700- جنايتي که باعث شود مجنيٌ عليه حرفي را به جاي حرف ديگر اداء نمايد، مانند آنکه به جاي حرف «ل»، حرف «ر» تلفظ نمايد اگر عرفاً عيب تلقي شود، موجب ارش است.

ماده 701- جنايتي که موجب عيبي در صوت مانند کاهش طنين صدا، گرفتگي آن و يا صحبت کردن از طريق بيني شود، ارش دارد.

ماده 702- از بين رفتن صوت بعضي از حروف، موجب ارش است.

ماده 703- درصورتي که جنايت، علاوه بر زوال صوت، موجب زوال نطق نيز گردد، دو ديه ثابت مي شود.

مبحث هفتم – ديه ساير منافع


ماده 704- جنايتي که به طور دائم موجب سلس و ريزش ادرار گردد، ديه کامل دارد و جنايتي که موجب ريزش غيردائمي ادرار گردد، موجب ارش است.

ماده 705- جنايتي که موجب عدم ضبط دائم مدفوع يا ادرار شود، ديه کامل دارد.

ماده 706- از بين بردن قدرت انزال يا توليد مثل مرد يا بارداري زن و يا از بين بردن لذت مقاربت زن يا مرد موجب ارش است.

ماده 707- از بين بردن کامل قدرت مقاربت، موجب ديه کامل است.

ماده 708- از بين بردن يا نقص دائم يا موقت حواس يا منافع ديگر مانند لامسه، خواب و عادت ماهانه و نيز به وجود آوردن امراضي مانند لرزش، تشنگي، گرسنگي، ترس و غش، موجب ارش است.


مشاوره حقوقی رایگان