بسم الله
 
EN

بازدیدها: 157

خشونت خانگي عليه زنان- قسمت دهم

  1397/2/17
قسمت قبلي

4 .رشد و كمال شخصيت: 

به اعتقـاد صـاحبنظـران يكـى از كاركردهـا، و بـه عبارتى آثار ازدواج و تشكيل خانواده، رشد شخصيت انسان است. اين رشد را مى توان در سه بعد معنوى، اخلاقى و عاطفى ملاحظه كرد. از نظر ديني، ازدواج آثارى دارد كه به كمال معنوى بيشتر فـرد كمـك مى كنـد. مـثلاً ارزش اعمـال عبادى او چندين برابر مى شود(1). ساز و كار روانى اين پديده را مى توان در پرتـو آرامش نسبى فرد پس از ازدواج، تـأمين نيازهـاى عـاطفى وي، و نيـز توانـايى تمركز بيشتر او تبيين كرد. در سخنان اولياى دين: آمـده اسـت كـه فـرد بـا ازدواج نيمى از دين خود را به دست مى آورد(2). 

اين نكته نيز زمينه كمال معنـوى گسترده اى است كه به سـاز و كار فـوق وابـسته اسـت. از نظـر اخلاقـى، مهـار عواطف و ارضاي نيازهاى عاطفى در مـسير درسـت، نـوعى تعـادل بـه شـمار مى آيد. فشار نيازهاى جنسى گاه موجب مى شود فرد به رفتارهـاى نابهنجـار و انحرافات جنسى دچار شود. اين امور به بروز احساس گناه و حقارت و كاهش عزت نفس افـراد مـيانجامـد. از سـويي بزهكـارى رابطـه نزديكـى بـا كـاهش عزت نفس دارد.(3) بر اين اساس، ازدواج مانع بروز انحرافات اخلاقى مى شود (4) و فرد را از نظر اخلاقى رشد مى دهد. در بعد عاطفى، ازدواج مدرسه اى است كـه فرد را از خود محورى و خود ميان بينى درمى آورد(5). از نظر روانشناسـان رشـد، اين امر گونه اي تحول عاطفى است(6). 

ازدواج، افراد را به ايثار و ازخودگذشتگى ترغيب مى كنـد؛ به گونه اى كه فرد، خواسته هاى همسر و فرزندان را بر خواسـته خويش ترجيح مى دهد. نكته ديگر در ازدواج تعلق عاطفى به همـسر، و سـپس به فرزندان است. تجربه همسرى و مادرى و پدرى نوعى توسعه خودى اسـت كه به افزايش عزتنفس و كمال فرد مى انجامـد(7).
برخـى افـراد ازدواج نكـرده، هرچند عفت و اخلاق را حفظ كرده اند، نوعى نقص و خـامى در شخصيتـشان مشاهده مى شود(8). بنابراين ازدواج به كمال عـاطفى فـرد در رابطـه خويـشتن و ديگران كمك مى كنـد.

فصل سوم- ويژگيهاي خانواده كارآمد

خشونت در خـانواده، در بـسياري مـوارد، ناشـي از فقـدان تـصويري صـحيح از موقعيت ها و نقشها و يا رعايت نكردن اصول و آداب همزيستي خانوادگي است.

در اين فصل ويژگيهاي خانواده كارآمد از ديدگاه اسلام را در ضمن اموري ماننـد توزيع قدرت، مشورت در خانواده، لزوم تفكيك نقشها در خانواده و دينداري در خانواده بررسي مي كنيم. همه اين عناصر، در روابط رضايتبخـش در خـانواده و پيشگيري و رفع خشونت خانگي نقش كليدي دارند.

الف) توزيع قدرت در خانواده

خانواده سازماني اجتماعي است و هر فرد در آن جايگاهي ويـژه دارد. در ايـن سازمان، مانند ديگر نهادهاي اجتماعي، همه افراد در يك رتبه نيستند. از ديدگاه اسلام(9)، مانند بيشتر نظريه پردازان خانواده (10)، والدين در خـانواده اقتـدار بيـشتري دارند. پيروي و همراهي فرزندان با والدين فقط در صورت دعـوت بـه گنـاه و شرك به خداوند استثنا شـده اسـت(11).

پيـروي فرزنـدان از والـدين مـانع بـروز بسياري از اختلافات و يا سبب حل ساده آنها مي شود. بر اين اسـاس، يكـي از مشخصه هاي خانواده كارآمد از ديدگاه اسلام و بيـشتر روانشناسـان خـانواده، جايگاه برتر والدين و اقتدار آنها در توزيع قدرت و تصميم گيري هاسـت. البتـه اگر والدين بخواهند خلاف مصلحت فرزندان يا برخلاف قوانين شرعي چيزي را به فرزندان تحميل كنند، مراجع قانوني بايد مانع آنها شوند.

آموزه هاي اسلام، افزون بر پذيرش اقتـدار والـدين، بـه شـوهر نيـز اقتـدار بيشتري در خانواده مي دهند. قرآن به اين قـانون تـصريح كـرده اسـت: «مـردان سرپرست زنان اند، به دليل آنكه خداوند برخي را بر بعـضي ديگـر برتـري داده است و به دليل آنكه عهده دار تأمين معيشت خانواده انـد. پـس زنـان درسـتكار فرمانبردارند»(12).

در كلمـات اوليـاي ديـن  نيـز مهـمتـرين مـسئوليت زن در خانواده هماهنگي و همراهي با شوهر دانسته شده اسـت(13). از نظـر آمـوزه هـاي اسلام، افزون بر لزوم اقتدار مرد در خانواده، احساس و تلقي اين امـر از سـوي زن ضرورت دارد(14). بر اين اسـاس، فقـه اسـلامي و قـانون مـدني ايـران (مـاده 1105 )در روابط همسران، رياسـت خـانواده را از ويژگـيهـاي شـوهر اعـلام مي كند(15). مصاديق رياست شوهر، شـامل انتخـاب محـل سـكونت(16)، اداره امـور اقتصادي خانواده(17) ، سرپرستي قانوني فرزندان(18)، تمكين زن و مخالفت بـا شـغل زن در فرض منافات با مصالح خانوادگي يا حيثيات وي يا زن اسـت(19).

تمكـين به صورت عام، همراهي و پذيرفتن اراده شوهر در اداره مالي و اخلاقي خانواده براساس پسند عرف جامعه و ويژگي هاي زن و شوهر است. تمكين خاص نيـز به معناي پاسخ دادن به خواستهاي جنسي مشروع مرد مي باشد(20). البته مرد بايد به همه نيازهاي انساني و عرفي و ويژگي هاي شخصيتي زن، به قدر لازم، توجه كند. با توجه به مسائل انساني، به نظر مي رسد حسن نيـت و اخـلاق همـسران مي تواند ضمانت اجرايي غالبي براي تمكين زن باشد. با توجه به ويژگـي هـاي رواني زن و مرد، رعايت اصل سلسله مراتب نه تنها در كارآمدي خـانواده بـسيار اثرگذار است، بلكه با سلامت رواني زن و مرد تناسب بيشتري دارد.

مشورت در خانواده: 

از جمله مسائل ناظر به توزيع قدرت و سلـسله مراتـب در خانواده، موضوع مـشورت در خـانواده و حـدود و ثغـور آن اسـت. چنـانكـه گذشت، از ديدگاه اسلام مرد در خانواده بر همسر و فرزنـدان سرپرسـتي دارد. بررسي آموزه هاي اسلام در قرآن و كلمات معصومان نشان مي دهد كه ايـن دين امور زندگي مردم را براساس مشورت و همفكري استوار مي كنـد. مـسائل خانواده نيز از اين امـر مـستثنا نيـستند. شـواهد لـزوم مـشورت در خـانواده را ميتوان در چند دسته مطرح كرد:

دسته اول، آياتي از قرآن است كـه بـه طـور عـام، مـردم را بـه مـشورت و همفكري در امور زندگي تـشويق مـي كنـد. محـض نمونـه: «(افـراد بـاايمـان) كارهايشان به صورت مشورت در ميان آنان است...»(21)، و «... پـس بنـدگان مـرا بشارت ده؛ همان كساني كه سخنان را مي شـنوند و از نيكـوترين آنهـا پيـروي مي كنند. آنان كساني هـستند كـه خـدا هدايت ـشان كـرده و آنهـا خردمندانـد»(22).

روايات پرشماري نيز مشورت را راه مناسب اداره امـور زنـدگي و تـرك آن را موجب انحراف، لغزش و خطا اعلام كرده اند(23). ايـن شـواهد قرآنـي و حـديثي شامل مشورت در همه امور زندگي از جمله مـسائل خـانواده مي شود. تعبيـر مؤمنان و عباد نيز شامل مرد و زن مي شود. 

در ويژگـي هـاي طـرف مـشورت، صفاتي از اين قبيل در روايات ديده مي شود: عقل، خيرخواهي، صاحب تجربـه و دانش بودن، دورانديشي، آزادگي، ديانت، دوستي و امين اسرار بودن(24). بر اين اساس، در خانواده نيز با تحقق اين شرايط، مشورت سودمند است؛ دسته ديگر، آياتي از قرآن درباره مشورت در مسائل خانواده و بـا اعـضاي خانواده است. محـض نمونـه: «اگـر آن دو (زن و شـوهر مطلّقـه) بـا رضـايت يكديگر و مشورت بخواهند كودك را (زودتر) از شير باز گيرند، باكي بـر آنهـا نيست...»(25) و «(درباره فرزندان و امـور زنـدگي) بـه شايـستگي ميـان خـود بـه مشورت پردازيد...»(26).

در هنگام ناسازگاري مرد در زندگي زناشويي، زن و مـرد به مصالحه سفارش شده اند(27). در اين وضعيت نيز بدون مشورت و همفكري بـا هم و گاه مشورت با ديگران تحقق صلح دشـوار، بلكـه نـاممكن اسـت. تعبيـر ديگري كه در روابط و معاشرت هاي خانوادگي به منزله يكي از ملاك هاي مهـم  در قرآن در نظر گرفته شده، واژه «معروف»(28) اسـت. معـروف، شـيوه و رفتـاري  است كه مردم يك جامعه مي پسندند و با شريعت و طبع و ذوق انسان مخالفت نداشته باشد(29).

بي ترديد يكي از مصاديق مهم معاشرت به معروف، همفكـري و مشورت در مسائل خانواده با همسر و فرزندان است. در روايات، مـشورت بـا زنان در امر دختران و نيز به طور كلي مشورت با زنان صـاحب تجربـه و عقـل سفارش شده است(30). جلب موافقت زن نيز در روايات امري لازم در روابط زناشويي شمرده شده است(31). روشن است كه بهترين راه تحقق موافقت همسر، مشورت با اوست. دسته ديگري از شواهدِ لزوم مشورت در خانواده آيـاتي انـد كه مرد را از اجبار و تحميل به زن نهي مي كنند(32). روايات پرشماري نيز تحميل و اجبار به زنان را نكوهش ميكنند(33).

در برابر اين شواهد، روايات متعددي مردان را از مشورت با زنان بر حـذر داشته اند(34). در اين روايات گاه از سستي رأي زنـان و ضـعف قـوه تـدبير آنـان سخن گفته مي شود(35). هرچند بحـث مـشورت بـا زنـان در حـوزه اجتمـاعي و حكومتي نيز طرح شده است، در اين مقـام، موضـوع را بـه محـدوده خـانواده منحصر مي كنيم. به نظر مي رسد روايات مزبور در برخي موارد به مـشورت بـا زنان درباره مسائل غيرخانواده بازمي گردند كه دليلي بر نهي از مشورت با آنهـا در مسائل خانواده به شمار نمي آيند. نكته ديگـر اينكـه گـاه روايـات، نـاظر بـه وضعيت زنان در زمان صدور آنهايند؛ زيرا زنان بـراي كـسب دانـش و تجربـه فرصت بسيار اندكي داشته اند. بنابراين در همان زمان يا در دوره هـاي تـاريخي  بعد، مشورت با زنان صاحب دانش و تجربه، اشكال ندارد، بلكـه مـشورت بـا زنان شامل شواهد عام لزوم و رجحان مشورت مي شود، چنانكـه مـشورت بـا زنان صاحب عقل از مورد نهي از مشورت با زنان استثنا شـده اسـت(36).

توجيـه ديگر آن است كه مشورت بايد با افراد متخصص و آشنا بـه موضـوع صـورت گيرد. حال اگر برخي زنان در مسائلي از امور خـانوادگي تخـصص و آشـنايي نداشته باشند، مشورت با آنها بيثمر، و بلكه ممكن است زيانبار باشد.

در جمعبندي شواهد موافق و مخـالف مـشورت در متـون اسـلامي بـه دو نتيجه مي توان دست يافت. 
نخست اينكه اداره خانواده بدون موافقت و همراهي اعضاي آن، به ويـژه همـسر دشـوار اسـت. بنـابراين راه مناسـب، همفكـري و مشورت با اعضاست. حتي در مواردي كه تصميم گيري با شـوهر اسـت، بهتـر است وي با توجه به آرا و علايق اعضاي خانواده و مـشورت بـا آنهـا تـصميم بگيرد. چنانكه سيره رسول خدا (ص) نيز مشورت با مردم و سپس تصميم گيري بود(37).

دوم اينكه اسلام بر مديريت مرد در خـانواده تأكيـد مـي ورزد. بـه همـين سبب، آيات قرآن(38) و روايات اسلامي (39) سـفارش اكيـد بـه زنـان دارنـد كـه در خانواده با شوهر همراهي كرده، بكوشند موافقت وي را جلب كننـد و بـر ايـن اساس در بيان ديدگاه هاي خود در خانواده، سـعي در تحميـل آنهـا بـه همـسر نداشته باشند. بسياري از روايات اطاعـت مـرد از زن را نمـي پذيرنـد(40). همـين آموزه نشان مي دهد كه اگر زن در مسير فرمانبر كردن شوهر پـيش رود، نظـام سلسله مراتبي خانواده را دچار اختلال، و زمينه هاي اختلاف و بدرفتاري شـوهر را فراهم خواهد كرد. در مجموع، اسلام رياست زن بر خانواده، يعني شـوهر و فرزندان، و نيز اين را كه تدبير امور خانواده بر عهـده وي باشـد، نمـي پـذيرد(41)؛ مگر در وضعيتي كه مرد به دليل هاي مختلف، مانند مرگ، طـلاق يـا مـسافرت طولاني، در خانواده حضور نداشته باشد(42).



-------------------------------
1 .محمد بن حسن حر عاملي، وسائل الشيعه، ج 14 ،ص 6 ،7.
2 .عن رسولاالله6 :من تزوج احرز نصف دينه (همان، ص 5)
3 .مسعود آذربايجانى و...، روانشناسى اجتماعى، ص 124.
4 .هو اغض للبصر و اعف للفرج و اكف و اشرف (ميرزاحسين نورى، مستدرك الوسائل، ج 14 ،ص 154)
5 .مرتضي مطهرى، تعليم و تربيت در اسلام، ص 166 ،266ـ267.
6 .ژان پياژه، ديدگاه پياژه: گزيدهاي از آثار ژان پياژه، ترجمه محمود منصور و پريرخ دادسـتان، ص 359.
7 .مايكل آرگيل، روانشناسى شادى، ترجمه مسعود گوهري و ديگران، ص 128.
8 .مرتضي مطهري، تعليم و تربيت در اسلام، ص 26
9 .روايات و آيات متعددي كه بر حقوق والدين تأكيد مي ورزند. در اين باره ر. ك: محمدرضـا سالاري فر، خانواده در نگرش اسلام و روان شناسي، ص 85ـ89 و92 .
10 .ف. ب زيمون، مفاهيم و تئورىهـاى كليـدى در خـانوادهدرمـانى، ترجمـه و تـأليف سـعيد پيرمرادي، ص 235 .
11 .لقمان (31 )،15،  ... وطاعتهما فيما يأمرانه و ينهيانه عنه في غير معصيه االله ... ابومحمد حـسن بـن علي بن حسين حرّاني، تحف العقول، ص 337 
12 .نساء (4)،34 و آيه للرجال عليهن درجه، بقره، 228 كه مربوط به روابط خانوادگي است و حق بيشتر مرد را در اداره خانواده نشان مي دهد.
13 .مانند محمد بن حسن حر عاملي، وسائل الشيعه، ج 14 ،ص 112.
14 .هنّ يرين انّك ذو اقتدار خير من ان يرين حالك علي انكسار (همان، ص 120)
15 .سيدحسين صفايي و اسداالله امامي، مختصر حقوق خانواده، ص 125.
16 .قانون مدني، ماده 1114.
17. ماده 1106
18 .قانون مدني ماده 1168 و 1180.
19 .همان، ماده 1117
20 .ناصر كاتوزيان، حقوق مدني خانواده، ص 168.
21 .وأَمرُهم شُورى? بينَهم ...(شوري، 38)
22 .فَبشِّرْ عِبادِ الَّذِينَ يستَمِعونَ الْقَولَ فَيتَّبِعونَ أَحسنَه (زمر، 17)
23 .محمد محمدي ري شهري، ميزان الحكمه، (ج 5 ،ص 2900) اين روايات و منابع آنها را بيان كرده است
24 .همان.
25... .فَإِنْ أَرادا فِصالاً عن تَرَاضٍ منْهما وتَشَاورٍ فَلاَ جنَاح علَيهِما... (بقره، 233)
26 .وأْتَمِرُوا بينَكُم بِمعرُوفٍ... (طلاق، 6)
27. ... .فَلاَ جنَاْح علَيهِما أَن يصلِحا بينَهما صلْحا والصلْح خَيرٌ... (نساء، 128)
28 .موارد زير به لزوم رعايت معروف در روابـط خـانوادگي اشـاره دارد: بقـره (2)، 180 ،228، 229، 231-234؛ نساء(4)، 19 و 25؛ ممتحنه(60)، 12؛ طلاق(65) 2 و 6
29 .مشابه اين تعريف را مي توان از تفاسيري مانند المنار (ج 2 ،ص 374) و الميزان فـي تفـسير القرآن (ج 2 ،ص 232)استنباط كرد
30 .آمروا النساء في بناتهنّ (ابوالقاسم پاينده، نهج الفصاحه، مترجم علي شيرواني، ص 16)؛ ايـاك و مشاوره النساء الا من جربت بعقل (محمدباقر مجلسي، بحار الانوار، ج 103 ،ص 253)
31 .لاغني بالزوج عن ثلاثه اشياء فيما بينه وبين زوجتـه و هـي الموافقـه ليجتلـب بهـا موافقتهـا و محبتهـا و هواها... (ابومحمد حسن بن علي بن حسين حرّاني، تحف العقول، ص 337)
32 .مانند: ... ولايحلّ لكم ان ترثوا النساء كرهاً و لاتعضلوهن لتذهبوا ببعض ما اتيتموهن... (نساء، 19)
33 .مانند: ... ولاتكرهوا النساء ولا تسخطوا بهنّ (ميرزاحسين نوري، مـستدرك الوسـائل، ج 14 ،ص 253)؛ و انما مثل المرأه مثل الضلع المعوج ان تركته انتفعت به وان اقمته كسرته (محمـد بـن حـسن حر عاملي، وسائل الشيعه، ج 14 ،ص 123) كه به اجبار و تحميل بر زن اشاره دارد.
34 .مانند روايات وسائل الشيعه، بابهاي 94 و 123 ،از ابواب مقدمات نكاح.
35 .مانند روايات نقصان عقول زنان (نهج البلاغه، خطبه 79)و (محمد بـن حـسن حـر عـاملي، وسائل الشيعه، ج 14 ،ص 11) يا رواياتي كه در آنها ضعف و وهن در رأي به زنـان نـسبت داده شده است. (محمد بن حسن حر عاملي، وسائل الشيعه، ج 14 ،ص 131 ،ح 2ـ 4)
36 .محمدباقر مجلسي، بحار الانوار، ج 103 ،ص 253.
37 ... .وشَاوِرهم فِي الأَمرِ فَإِذَا عزَمت فَتَوكَّلْ علَى اللّهِ... (آل عمران، 159)
38 .مانند تعبير «قانتات» و «اطعنكم» (نسا، 34)
39 .مانند محمد بن حسن حر عاملي، وسائل الشيعه، ج 14 ،باب وجوب طاعه الزوج علـي المـرأه، ص 125؛ يا معشر النساء... اطعن ازواجكنّ (همان، ص 126)
40 .محمد بن حسن حر عاملي، وسائل الشيعه، ج 14 ،باب 94 ،ص 128 ،ح 1 ،2 ،3 ،5.
41 .لاتذروهنّ يدبرن امر العيال (همان، ص 129 ) و نامه حضرت علي(ع) بـه فرزنـدش كـه در آن آمده است: «اموري را كه فراتر از قلمرو شخصي زن است، به وي واگذار مكـن؛ زيـرا ايـن محدوديت موجب دلپسندتر شدن احوال، آرامش خيال و استمرار جمال او مي گردد؛ چرا كه
زن گياه خوشبوست نه كارفرماي زيردستان» (محمد بن حسن حر عاملي، وسائل الـشيعه، ج 120 ص، 14)
42 .بر پايه تحقيقات، تقريباً يك پنجم تا يك سوم همه خانوارهاي جهان را زنان سرپرستي مي كننـد. كمترين موارد در قاره آسيا با پانزده درصد و بالاترين در اروپـا و امريكـا بـا 31 درصـد اسـت (جولي مرتوس، آموزش حقوق انساني زنان و دختران، ترجمه فريبرز مجيدي، ص 97)




نويسنده: محمدرضا سالاري فر



مشاوره حقوقی رایگان