بسم الله
 
EN

بازدیدها: 164

فرزانگان حقوق ايران(39) سيد محمدرضا جلالي نائيني

  1397/2/13

1- يک قرن زندگي در يک نگاه کوتاه

استاد دکتر سيد محمد رضا جلالي نائيني،حقوقدان،پژوهشگر تاريخ اديان، محقق،مترجم،روزنامه‏ نگار،سياستمدار و خلاصه يکي از شخصيت‏هاي ملي‏ و تأثيرگذار ايران در صد ساله‏ اخير در يازدهم فروردين 1389 قفس تن را شکست و به رفيق اعلي پيوست.


جلالي نائيني،از رجال خوشنام و خدوم فرهنگي،مطبوعاتي،اجتماعي و سياسي ايران بود که هفتاد و چند سال از نود و چند سال عمر پربار خود را به‏ خدمت به هم‏وطنان خود موفق بود.جلالي نائيني به سال 1293 در نايين‏ اصفهان متولد شد.دوره ‏ي تحصيلات ابتدايي را در نائين،دوره‏ ي اول متوسطه‏ را در اصفهان و دوره‏ ي دوم دبيرستان را در مدرسه دار الفنون تهران گذرانيد. در 1313 وارد دانشکده‏ ي حقوق دانشگاه تهران شد.پس از فراغت از تحصيل‏ در 1316 به سربازي رفت و با مرحومان دکتر غلامحسين صديقي و نصرت الله‏ اميني هم اطاق شد.در 1318 به سمت قاضي دادگستري به استخدام دولت‏ درآمد.پس از سه سال قضاوت در پي اشغال ايران به دست متفققين در شهريور 1320 از خدمت قضايي استعفا داد و در 1321 پروانه‏ ي وکالت دادگستري اخذ کرد و از آن پس ضمن اشتغال به حرفه‏ ي وکالت،به روزنامه ‏نگاري توأم با کسب فيض از محضر دانشمندان و تکميل دانش و بينش و اندک ‏اندک تأليف و تصنيف و خدمات علمي روي آورد.

در کارنامه‏ ي بلند و پربار جلالي نائيني، برگ‏هاي درخشان فراوان است.از جمله:

الف. يکي از خدمات جلالي نائيني، پژوهش ‏هاي او در زمينه‏ ي تاريخ اديان،عرفان‏ تطبيقي و هندشناسي بود.سفرهاي علمي ‏اش به‏ هند آموزش زبان سانسکريت،چاپ کتاب‏هاي‏ متعدد و ايجاد ارتباط علمي و فرهنگي ميان ايران‏ و هند در بالاترين سطوح،از جمله جواهر لعل‏ نهرو،ابو الکلام آزاد و اينديرا گاندي و دکتر تاراچند با اخذ دکتراي افتخاري از دانشگاه بنارس‏ محصول اين تلاش است.

ب. برگ زرين ديگر کارنامه‏ ي جلالي نائيني، مبارزه‏ ي سياسي و روزنامه ‏نگاري‏ست.او آخرين‏ عضو بازمانده از مؤسسان اوليه‏ ي جبهه‏ ي ملي در 1328 به رهبري زنده ياد دکتر محمد مصدق بود، هرچند آن جبهه را پس از دکتر مصدق،قبول‏ نداشت. از جهت خدمات مطبوعاتي نيز،وي‏ نخست،مدير مسئول روزنامه‏ ي کشور(همسو با سيد ضياء الدين طباطبايي)بود؛به طوري که‏ بعضي سرمقاله ‏هاي آن به قلم سيد ضياء بود.خود جلالي نائيني مکرر مي‏ گفت که سيد ضياء و دکتر مصدق هر دو ايران ‏پرست بودند،اما شيوه و روشي‏ که براي خدمت به ايران انتخاب کرده بودند،با هم‏ مخالف بود.رحيم زهتاب فرد نيز به من مي‏گفت‏ که با پادرمياني او و به دستور سيد ضياء شرکت‏ مهين تور همه روزه يکصد عدد روزنامه‏ ي کشور را از تهران به تبريز مي ‏فرستاده است.با اين همه، همين که در پي تحصّن در دربار،دکتر مصدق‏ براي مبارزه با تقلب در انتخابات و در نهايت‏ ملي کردن صنعت نفت به ميدان آمد،جلالي‏ نائيني آگاهانه به خدمت جنبش ملي درآمد و سردبير روزنامه ‏ي باختر امروز به مديريت‏ پسر خاله ‏اش دکتر حسين فاطمي(شهيد نهضت‏ ملي کردن صنعت نفت و وزير امور خارجه ‏ي دولت‏ دکتر مصدق)شد.


ج. جلالي نائيني از جهت مشارکت در نهادهاي مدني و تشکل‏هاي اجتماعي در استقلال کانون وکلا مؤثر بود و خود سال‏ها عضو هيات مديره ‏ي کانون وکلاي دادگستري و از دوره‏ ي شانزدهم‏ تا نوزدهم يعني سه دوره رييس کانون وکلا بود.

وي داستاني از شکايت پرونده‏ اي عليه محمد رضا شاه را که آن‏ را به عنوان«وکيل معاضدتي»به مرحوم سيد حسن امامي(امام‏ جمعه)احاله داده بود،در مجله‏ ي حافظ نوشته است.

د. جلالي نائيني هم‏چنين در آخرين دوره‏ ي مجلس سنا،سناتور انتخابي شد؛ اما در مجلس سنا از پنجم شهريور 1357 که جعفر شريف امامي با اختيارات کامل به نخست‏ وزيري رسيد و متعاقب آن‏ در ششم شهريور در انتخابات مجلس سنا،دکتر محمد سجادي‏ (نايب رييس اول سنا)به رياست مجلس سنا انتخاب شد، مخصوصا پس از کشتار مردم در روز 17 شهريور 1357(-جمعه‏ سياه)در ميدان ژاله، در جهت منافع ملي و حقوق شهروندان عليه‏ دولت وقت سخنراني کرد و خواستار بازگشت به قانون اساسي و حفظ استقلال قوه‏ ي قضائيه شد. عاقبت هم در روز سوم بهمن‏ 1357 به عنون اعتراض رسمي از سناتوري استعفا داد. هنگامي که‏ اولين نطق آتشين او عليه رژيم در مجلس سنا در مطبوعات وقت‏ بازتاب يافت.

يحيي سميعيان معروف به يحيي ريحان(1275- 1363)از شاعران و روزنامه‏ نگاران قديمي،اين غزل را در وصف او سرود:
مردم گشوده ‏اند زبان بر ثناي تو
 اي سرور عزيز که جانم فداي تو 
آيد هماره روح خلايق به اهتزاز 
خوانند در جريده چو نطق رساي تو 
هان اي جلالي‏ اي شه اقليم معرفت‏ 
در فضل و در ادب نرسد کس به پاي تو

(ماهنامه حافظ،ش 66،بهمن 1388،ص 12)


هنگامي که جلالي نائيني در نطق خود در مجلس سنا گفت که: «جلو ترک تازي ‏هاي ساواک را بگيريد!»،تهديدهايي از جانب دربار عليه او صورت گرفت و از جمله سرلشکر ايرج مطبوعي، پيغام‏هاي‏ تند به او رساند ولي جلال نائيني مردانه بر مواضع خود ايستادگي کرد و گفت:«اگر بخواهيد مرا در همين ساختمان مجلس سنا همين الان دستگير کنيد و به زندان ببريد،من آماده ‏ام.»

هـ. جلالي نائيني خاطرات خود را از غائله‏ ي آذربايجان و دخالت‏ شوروي در آن در 1324،جنبش ملي کردن صنعت نفت و تأسيس‏ جبهه‏ ي ملي اول در 1328،حمله به دفتر روزنامه‏ ي باختر امروز در کودتاي 28 مرداد 1332،مکاتبات خود با مصدق، فعاليت‏هايش‏ براي نجات جان دکتر حسين فاطمي از خطر اعدام، مراجعاتش به‏ مهندس مهدي بازرگان براي انتقال بدون خونريزي قدرت در بهمن‏ 1357 و چندين خاطره‏ ي ارزشمند مشابه را طيّ ده‏ها مقاله در ماهنامه‏ ي حافظ نوشته است. با اين همه،وي پس از پيروزي‏ انقلاب 1357 همانند بسياري ديگر از رجال کشور که در رژيم‏ سابق،مقامات مهمي را قبول کرده بودند،مدتي گرفتار و محبوس‏ بود.اما به دليل سلامت نفس و خدمات فرهنگي‏ اش سرانجام آزاد شد و سي سال ديگر با عزت زيست.

2- تأليفات و آثار قلمي دکتر جلالي نائيني

از استاد دکتر جلالي نائيني ده‏ها مقاله در مجله‏ هاي معتبر ادبي‏ ايران از جمله: يغما، وحيد، گوهر، کلک، کيهان فرهنگي، بخارا و حافظ چاپ شده است. وي هم‏چنين سخنراني ‏هاي‏ متعددي در کنگره ‏ها و همايش ‏هاي داخلي و خارجي از جمله در کنگره ‏ي تحقيقات ايران ‏شناسي در سال‏هاي 1352 و 1354، انجمن ادبي ايران و ديگر انجمن‏هاي ادبي تهران ايراد کرده و در يادنامه ‏هاي بزرگاني چون ابوريحان بيروني، خيام نيشابوري، دکتر جعفر شهيدي، محيط طباطبايي، دکتر محمود افشار، ابوالحسن‏ ورزي و ديگران قلم زده است. يکي ديگر از کارهاي او چاپ سه‏ نسخه از ديوان حافظ بود که اولي با همکاري نذير احمد از استادان‏ پارسي ‏دان شبه قاره و دومي به همراهي دکتر نوراني وصال (نوه ‏ي‏ وصال شيرازي) بود که به دنبال آن ده ‏ها مقاله و مصاحبه درباره ‏ي‏ ذهن و زبان حافظ از او به چاپ رسيد.

آثار مکتوب جلالي نائيني که بيشتر در زمينه ‏ي هندشناسي، قرآن ‏پژوهي، تاريخ اديان و ادبيات است، بسيارند از جمله:

1-«تاريخ جمع قرآن کريم»با مقدمه‏ ي دکتر احمد مهدوي‏ دامغاني

2-کتاب توضيح الملل،ترجمه ‏ي فارسي ملل و نحل شهرستاني

3-سه نسخه تصحيح شده ديوان حافظ يکي با همکاري دکتر نذير احمد ديگري با همکاري دکتر نوراني وصال و سوم به‏ استقلال

4-تصحيح و چاپ تفسير مواهب عليه ملا حسين کاشفي واعظ سبزواري

5-«اوپانيشادها»موسوم به سرّ اکبر، ترجمه ‏ي محمد داراشکوه، با همکاري دکتر تاراچند

6-«پنچاکيانه يا پنج تنتره(کليله و دمنه)»،تصحيح و تحقيق‏ با همکاري دکتر تاراچند و دکتر عابدي

7-«گزيده سروده‏ هاي ريگ‏ودا»ترجمه و تحقيق و نگارش

8-«مهابهارت»ترجمه‏ي فارسي نقيبخان در چهار جلد،با همکاري دکتر شوکلا

9-«پارسي پرکاش»(فرهنگ مختصر سانسکريت به فارسي) تأليف کريشنا داس

10-«جوگ باشت»در فلسفه و عرفان هند،ترجمه نظام پانيپتي

11-«لغات سانسکريت در کتاب ماللهند بيروني»،با مقدمه ‏ي‏ دکتر تاراچند،چاپ شوراي عالي فرهنگ و هنر

12-«مجمع البحرين»(درياي دو انديشه ‏ي هند و ايراني) تأليف محمد داراشکوه فرزند شاه جهان

13-«هند در يک نگاه»مشتمل بر تاريخ و ادبيات و مکتب‏هاي‏ فلسفي هند

14-«طريقه ‏ي گرونانک و پيدايي آيين سيک»

15-«منتخاب آثار داراشکوه»

16-«شرح حال جواهر لعل نهرو»

17-«فرهنگ سانسکريت به فارسي»در دو جلد،از انتشارات‏ پژوهشگاه علوم انساني

18-ثنويان در عهد باستان

19-ترجمه‏ ي«کتاب الاصنام»(تنکيس الاصنام)،تاريخ‏ پرستش عرب پيش از اسلام،تأليف ابومنذر هشام بن محمد کلبي

20-تصحيح و چاپ سکينه الاولياء




3- مجالس بزرگداشت جلالي نائيني

استاد دکتر جلالي نائيني در قطعه‏ ي ناموران بهشت زهرا در کنار مشاهيري چون دکتر سيد احمد سيادتي،دکتر محمد خوانساري، دکتر سيف الله وحيدنيا دفن شد. مجلس ترحيم باشکوه او که از سوي خانواده‏اش روز سه شنبه 17 فروردين 1389 در مسجد الرضا برگزار شد،شاهد حضور انبوهي از بزرگان و نشانه‏ي محبوبيت آن‏ زنده نام بود.در اين مجلس حجت الاسلام و المسلمين حيدزاده‏ (واعظ)سخنراني کردند.

هم‏چنين در روز پنجشنبه 19 فروردين 1389 مجلس‏ بزرگداشت ديگري از طرف هيئت مديره‏ ي کانون وکلاي مرکز در سالن اجتماعات کانون وکلا در تهران برگزار شد که در آن آقايان‏ سيد محمد جندقي کرماني‏ پور(رييس کانون)،جهانگير امير حسيني(عضو هيات مديره‏ ي کانون وکلا در ادوار رياست‏ مرحوم دکتر جلالي نائيني)،حسن رستگار(وکيل پايه ‏ي يکم‏ دادگستري)،اين بنده سيد حسن امين و در خاتمه حجت الاسلام‏ و المسلمين حق‏پناه(واعظ و وکيل دادگستري)سخنراني کردند.

سومين جلسه‏ ي بزرگداشت او روز شنبه 21 فروردين 1389 در انجمن ادبي ايران در محل دايرة المعارف ايران‏شناسي با حضور استادان، نويسندگان، روزنامه ‏نگاران،شاعران و هنرمندان برگزار گرديد که آقايان دکتر جهانگير امير حسيني و دکتر محمد اشتري‏ (وکلاي دادگستري)در آن سخن گفتند.

چهارمين نشستي که در آن تجليلي از دکتر جلالي نائيني به‏ عمل آمد، روز سه شنبه 24 فروردين 1389 در انجمن بهار خاقاني‏ به مديريت سرهنگ هوشنگ وزيري فراهاني در تالار بزرگ خانه‏ ي‏ هنرمندان برگزار شد که به دليل سابقه‏ ي سخنراني مرحوم دکتر جلالي نائيني درمجلس بزرگداشت من و پدرم در انجمن مزبور، صاحب اين قلم دوباره طيّ سخنراني مبسوطي با حضور تعداد قابل‏ توجهي از استادان،نويسندگان،شاعران،هنرمندان و هنر دوستان‏ بيشتر به جنبه‏ي خدمات مطبوعاتي و فرهنگي آن مرحوم پرداختم. اين نيز شعري‏ست که در سوگ او ساخته ‏ام:


جلالي،مرد علم و داد و دين،رفت
‏ بزرگ استاد از ايران زمين رفت
‏ امين در سوگ او بنشست و گفتا
کسي کش نيست ديگر جانشين رفت.



نويسنده: پروفسور سيد حسن امين





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان