بسم الله
 
EN

بازدیدها: 52

رقص آتش- قسمت سي و هفتم

  1397/2/10
خلاصه: کالبد شناسي جامعه وکالت (7) «سوگند وکيل»
قسمت قبلي

ورود به حرفه وکالت با سوگند همراه است .متن سوگندي را که ما وکلا ياد کرده ايم بنظر مي رسد تحت تاثير شرايط زمان تدوين يافته است و اگرشرايط امروزي را ملاک قرار دهيم يقينا نياز به بازنگري دارد. تاکيد برکلمه شرافت که يک امر وجداني و فردي و دروني است اگر چه مطلوب است ليکن بيانگر فرهنگ حاکم برزمان است زماني که هم قول ها کافي بود وهم نيازي به تغليظ سوگند نبود با اين حال ما شاهد تغليظ در سوگند وکلا هستيم. 

در آغاز سوگند نامه ، وکيل به خداوند متعال سوگند ياد مي کند که يک سري مسائل را لحاظ  دارد و در خاتمه شرافت خود را وثيقه اين سوگند قرارمي دهد . درجائيکه به بالاترين وجود هستي سوگند ياد مي شود بنظرم وثيقه گذاشتن شرافت موردي ندارد.
 
و اما چند واژه از متن سوگند نامه را مورد مداقه قرار مي دهيم :
 
اول اينکه : شغل وکالت شغل شريفي است و قهرا اين شرافت به صاحب شغل سرايت مي کند فلذا وکيل را مي توان انسان شريفي ناميد وشريف کسي است که داراي ملکات فاضله معنوي است و انسان شريف در اجتماع از احترام خاصي برخورداراست.(يا لا اقل بايد باشد)
 
دوم اينکه : وکيل قسم ياد مي کند که هميشه قوانين و نظامات را محترم بشمارد.کلمه هميشه سرايت به تمام زمانها مي نمايد چه زماني که وکيل به امور شغلي خود مي پردازد وچه زماني که در امور شخصي گام بر مي دارد. قوانين محصور به زمان هستند يعني قوانيني ضمانت اجرا دارند که حاصل اراده فعلي جامعه باشند بنابراين قوانيني که در گذشته بوده و نسخ شده اند و قوانيني که در آينده تصويب مي شوند از مقوله سوگند خارجند. در خصوص نظامات تعابير مختلفي شده است.يک تعبير دستورالعمل هائي است که جامعه را به داشتن نظم سوق مي دهد مانند مصوبات دولت ،يا اشخاص حقيقي يا حقوقي که بموجب قانون وظيفه يا اختيار ارائه رهنمود به جامعه را دارند.  برخي عرف و اخلاق مستحسن جامعه را که بصورت غير مدون مورد پذيرش است داخل در نظامات دانسته اند بنابراين حرکت وکيل در پوشش و جوشش وکوشش برخلاف عرف جامعه را نوعي خلاف نظامات دانسته اند.
 
سوم اينکه : وکيل جز عدالت و احقاق حق منظوري از فعاليت شغلي خود ندارد.آنچه ازعدالت و حق استنباط مي گردد در قسمت هاي سابق توضيح داده شد. فقط در اينجا مي توان گفت که عدالتي مورد نظر است که از دستگاه قضائي مورد انتظاراست يعني اين عدالت تبعي است از اجراي عدالت دستگاه قضائي ، با اين توجه که قاضي بايد عادل باشد وليکن اين شر ط براي وکيل نيست وحق در اينجا حقوق شناخته شده قانوني است مانند حق مالکيت و حق دفاع.
 
چهارم آنکه : وکيل بايد با ديگران با احترام برخورد نمايد.اين ديگران چه اصحاب دعوي يا قضا هستند و يا مقامات و اشخاص ديگر که مشمول زندگي شغلي وکيل مي گردند .اصولا با احترام با ديگران برخورد کردن نشانه شخصيت تکامل يافته وکيل است .حتي در روابط خصوصي ، وکيل بايد نشان دهد که از شخصيت والائي برخوردار است چنانچه از پيش کسوتان ديده ايم و آموخته ايم.
 
پنجم آنکه : وکيل نقطه نظرات شخصي در هر مورد اعم از سياسي و ديني و اعتقادي و دشمني هاي دنيوي را در امور شغلي خود مداخله ندهد. با فرض اگر اعتقاد شخصي اي دارد و موکل يا طرف دعوي خلاف اين اعتقادات را داشته باشد وکيل بدون در نظر داشتن آنها به تکاليف قانوني خود بپردازد.و يا جبهه گيري خصمانه موکل در مقابل طرف دعوي تاثيري بر وظيفه وکيل نگذارد.
 
ششم آنکه: راستي و درستي را رويه خود قرار دهد. دامنه راستي گسترده است مانند راست گوئي در مقابل دروغگوئي ، که هر راستي را گفتن نشايد. ليکن دروغ هم نتوان گفت. بعضي معتقد به "توريه" هستند يعني اگر راستي فتنه انگيز باشد ناگفتن بهتر که شرط عقل است . درستي نيز از نشانه هاي کمال انساني است. انسان درست مورد اعتماد ديگران است ، امين ديگران است. مردم يا مقامات با اطمينان خاطر اسرار خود را با او در ميان مي گذارند بدون آنکه واهمه پخش يا نشر اين اسرار را داشته باشند. از نشانه هاي آشکار و عيني درستي ، عدم افشاي محتويات پرونده است. انسان درستکار حافظ  و امين در جان ومال و ناموس مردم است که به او مي سپارند.
 
با ذکر موارد فوق و اعتقادي که در بدو امر مطرح کرديم اين سوگند تحت تاثير فرهنگ حاکم بر زمان تدوين يافته است اگرچه ارزش هائي که در اين سوگند نام برده شده همگي مطلوب مي باشند ولي سخن روز نيست با تعابير و تفاسيري که بر اساس سير جامعه بسوي کمال و تغييرات بنيادي در جامعه بر اين کلمات مي شود بايد نسبت به تغيير سوگند متناسب با شرايط زمان طرحي نو را انديشيد.



نويسنده:رحمن زارع- وکيل پايه يک دادگستري





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان