بسم الله
 
EN

بازدیدها: 163

مقايسه نظام حقوقي و اخلاقي زن در اسلام- قسمت سوم (قسمت پاياني)

  1397/2/9
قسمت قبلي

بهترين دفاع منطقي
برقراري عدالت، ايجاد نظم، استقرار امنيت، تأمين آسايش، رفاه مادي و پيشرفت تمدن و فرهنگ از جمله مصالحي هستند که مقبول همه مکاتب حقوقي مي‌باشند. لکن از نظر اسلام، همه اين ها هدف نيمه نهايي محسوب مي‌گردند؛ چرا که هدف حقوق اسلامي تأمين سعادت انسان در سايه زندگي اجتماعي است. به ديگر سخن، مباني حقوقي در مکاتب غيراسلامي هدف اصلي حقوق بوده و مطلوبيت ذاتي دارند، امّا در نظام حقوقي اسلام زندگي اجتماعي وسيله‌اي براي رسيدن به کمال حقيقي است. از اين رو، قوانين اسلام به گونه‌اي تنظيم شده اند که با هدف نهايي خود منافاتي ندارند. 41 با اين بيان، به نظر مي‌رسد که با اجراي حقوق اسلامي، تمام اهداف حقوقي مکاتب ديگر نيز تأمين گردد. و بالاتر از آن، به جاي عدل، قسط اسلامي اجرا شده است که برتري ويژه‌اي بر عدالت دارد؛ چه اينکه با توجه به هدف والاي حقوق اسلامي و برتري اخلاق بر حقوق، جامعيّت حقوق اسلامي بر ديگر مکاتب را به اثبات مي‌رساند. 
به عبارت ديگر، رابطه مباني حقوق با اهداف حقوقي رابطه ذاتي و مستقيم است. از اين رو، مباني حقوق با تفاوت جزئي که ميان مرد و زن دارد، در رسيدن به هدف حقوقي اسلام هيچ تفاوتي ميان آن دو به دنبال نمي آورد و اين تفاوت ظاهري ناظر به ابعاد دنيوي است. 

برتري نگاه اخلاقي بر نگاه حقوقي در مسئله قصاص
گذشته از همه تفاوت هايي که در باب ديه زن و مرد وجود دارد، نظريه ديدگاه اخلاقي اسلام التيام بخش چالش‌هاي عقلي و قلبي بشر خواهد بود؛ چرا که جنبه‌هاي عاطفي و احساسي زنان قوي تر بوده و از اين رو، نگاه اخلاقي اسلام ناظر به مسائل زنان است؛ چه اينکه به خاطر حضور جدي تر مردان در موقعيت‌هاي اجتماعي، جنبه‌هاي حقوقي براي آنان مقدّم شده است. از اين رو، چون دنيا ظرفيّت کافي براي جزاي همه مسائل اخلاقي را ندارد، خداوند آن را به قيامت موکول فرموده است و در اين دنيا فقط جزاي حقوقي را دنبال مي‌کند. بنابراين، نه تنها هيچ نقيصه‌اي بر شخصيّت و جايگاه زن وارد نمي شود، چه بسا شخصيّت و جايگاه بالاي اخلاقي را براي او قايل شده است. 

يک سؤال و پاسخ آن
اگر با تفکّر فمينيستي اشکال وارد شود که امروزه شأن و منزلت اجتماعي و اقتصادي و سياسي و خانوادگي زن کمتر از مرد نيست، از اين رو، در دنياي کنوني احکام اسلام کاربردي ندارند، در پاسخ با مبناي اخلاقي و عرفاني مي‌توان گفت: تفکّر فمينيستي يک امر عارضي بر مسئله زنان است و هيچ گاه مباحث مربوط به ذات و خلقت زن را تغيير نمي دهد؛ يعني بحث قصاص و ديه با توجّه به ذات خلقت زن از سوي شارع مقدّس بيان گرديده است. از اين رو، وقتي به جنبه‌هاي عرفاني و اخلاقي نظر شود، به يک واقعيّت درباره زن پي مي‌بريم و آن اينکه او بهتر است در سرا پرده قرار بگيرد تا در سايه آرامش روحي و رواني بيشتر، علاوه بر وظايف اجتماعي، مدارج عرفاني و روحي را بهتر طي نمايد؛ چيزي که هرگز در جنجال‌هاي بيرون از خانه به آن نمي رسد. در بيرون از خانه، به دليل درگيري بيشتر عاطفي، شکنندگي بيشتري براي زن به وجود مي‌آيد، و اين بزرگ‌ترين خيانت در حقّ او مي‌باشد. پس نه تنها با تفکّر فمينيستي نمي توان موضوع قصاص و ديه را حل کرد، بلکه بالاترين خيانت را هم به جنس زن نموده اند؛ چه اينکه با بيان کنوانسيون حقوق زنان پس از بررسي‌هاي مجدد، ادعاي اوليه خود مبني بر تساوي حقوق مرد و زن را نقض کرده و خواستار توجه جدي تر به تفاوت‌هاي زنان شدند. 42
اگر از افتخارات بشر امروزي اين است که زن را به عرصه اجتماع آورده و زنان پا به پاي مردان کار و تلاش اجتماعي مي‌نمايند، چه خوب است کمي هم به خسارت‌هاي جبران ناپذير اين عمل نگاه کنند؛ چرا که زن با ترک محيط خانه، وظايف و حقوق اوّليه خود را نيز ترک کرد. 43 ويل دورانت مي‌گويد: امور ويژه مربوط به زن خدمت به بقاي نوع انسان است و کار خاص مرد خدمت به زن و کودک مي‌باشد. و اين خصيصه در ضمير نيمه آگاه او وجود دارد که طبيعت انساني هم آن را اقتضا مي‌کند. زن بي آنکه فکر کند، مي‌داند که اصلاحات سالم، از خانه برمي خيزد، از اين رو، به خانه و کودک و تربيت آن عشق ميورزد. و به کساني که مشغول تغيير قوانين طبيعي نظام هستي مي‌باشند مي‌خندد. 44
تأکيد يک جامعه بر حقوق منهاي اخلاق، روابط بي روح و خشکي را در پي دارد که نتيجه آن در جهان غرب، شکل گيري يک نظام اجتماعي بي روح و بي نشاط است که در نهايت، اهداف اجتماعي مورد نظر و مطلوبشان هم حاصل نگرديد. 45

برتري اسلام بر فمينيسم
در تعاليم اسلام جانبداري‌هاي گسترده و اصولي نسبت به زنان شده است که والاتر از حقوق قانوني آنان و متعالي تر از انديشه‌هاي مادي گرايانه است. با بررسي اجمالي در اين مطلب، روشن مي‌شود که عزّت و ارزش زنان در مکتب اسلام والاتر از هر مکتب فمينيستي مي‌باشد. البته به خاطر حسّاسيت مباحث فمينيسم به چند نمونه از تعاليم اسلام در مورد زنان اشاره مي‌گردد و پس از آن نظري به مباني فمينيسم مي‌افکنيم تا ادّعاي مزبور ثابت شود. 

عزّت اسلامي زنان
1. در اسلام، مساوات اصلي ترديدناپذير و قلمرو آن بسيار گسترده است و در همه مسائل زندگي و در رابطه با همه انسان ها جاري است. اما فمينيسم به جاي تساوي، تشابه مرد و زن را در اين امور دنبال مي‌کند که خسارت‌هاي جبران ناپذيري را وارد نموده است. 46
2. مکتب اسلام بالاتر از تساوي، توجه ويژه‌اي به زنان نموده است. طبق برخي احاديث، حتّي در نگاه کردن افراد نيز بايد مساوات رعايت شود. مساوات در خانواده و در برخورد با فرزندان نيز مورد تأکيد قرار گرفته است. 47 و بالاتر از آن، دختران و زنان را مقدم نموده است. از اين رو، پيامبر اسلام (صلي الله عليه وآله) مي فرمايند: «من دخل السوق فاشتري تحفه فحملها الي عياله... وليبدأ بالاناث قبل الذکور...»؛ 48 آنکه بازار برود و ارمغاني بخرد و به خانه ببرد، در تقسيم از دختران آغاز کند. و در جاي ديگر مي‌فرمايند: «سووا بين اولادکم في العطيّه فلو کنت مفصلا لفصلّت النساء او البنات»؛ 49 با فرزندانتان به مساوات رفتار کنيد. اگر مي‌خواهيد به کسي افزون ببخشيد، به زنان بيشتر ببخشيد. 
3. معيار برتري ايمان و نزديکي به مقام والاي پيامبر (صلي الله عليه وآله) در آخرت، نيکي به زنان و همسران است. پيامبر (صلي الله عليه وآله) مي فرمايند: «اقربکم منّي مجلسا يوم القيامه احسنکم خلقاً و خيرکم لاهله»؛ 50 نزديک‌ترين شما به جايگاه من در روز قيامت کساني هستند که با همسرانشان نيکوتر رفتار کنند. 
آن حضرت در جاي ديگر مي‌فرمايند: «خيرکم، خيرکم لاهله و أنا خيرکم لاهلي»؛ 51 بهترين مردم در دين باوري کساني هستند که نسبت به همسرانشان مهربان تر باشند و من از همه نسبت به خانواده ام مهربان ترم. اين روش پيامبر معيار برتري ايمان اسلامي است. 
4. برخورد عاطفي با فرزندان و مهرباني و رحم دلي نسبت به آن ها ستايش شده است، لکن براي دختران تأکيد بيش تري نموده اند. 
امام رضا (عليه السلام) از پيامبر خدا (صلي الله عليه وآله) نقل مي‌فرمايند: «انَّ اللّه تبارک و تعالي علي الاناث ارقّ منذ علي الذکور»؛ 52خداوند متعال نسبت به دختران مهربان تر از پسران است. 
اکنون اين سؤال مطرح مي‌شود که آيا طرفداران افراطي زن، چنين ارزشي را براي او تعيين کرده و زنان را به جايگاه رفيع مورد اشاره اسلام، رسانده اند؟
5. معاشرت نيکو، جانبداري افزون بر حقوق است که قرآن کريم مي‌فرمايد: (وَ عَاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ)؛ با زنان به معيار نيک رفتار کنيد. کلمه معروف علاوه بر حقوق قانوني، شامل ارزش‌هاي اخلاقي و انساني هم مي‌شود. بنابراين، اگر کسي فقط به معيار حق و عدل رفتار کند هنوز به اين دستور قرآني (رعايت معروف) عمل نکرده است؛ زيرا معروف بيش از رعايت حق و حقوق است. 
6. در مسائل سليقه‌اي و مسائل جزئي درون خانگي بايد ذائقه و سليقه زنان را رعايت کنند و احساس و ذائقه خويش را تابع خواسته همسرشان قرار دهند. اين درس در تعاليم والاي پيامبر (صلي الله عليه وآله) آمده است که فرمودند: «المؤمن يأکل شهوة عياله و المنافق يأکل اهله بشهوته»؛ 53 مؤمن به ميل همسرش غذامي خوردومنافق، همسرش به ميل او غذا مي‌خورد. 
7. توجه عاطفي و ابراز محبت به دختران و زنان آن چنان مورد تأکيد است که امام صادق (عليه السلام) فرمودند: هر چه ما را بيشتر دوست داشته باشند زنان را بيش تر دوست دارند. 54 اين حديث افزايش محبّت و عواطف نسبت به زنان را ثابت مي‌کند نه اميال جنسي و زن بارگي را. 

مهم‌ترين ادعاي فمينيسم
در مکاتب شرقي، ريشه فمينيسم در فرامين مارکس است که مي‌گويد: در جامعه کمونيستي نظام تقسيم کار تنها راه حل مشکل خواهد بود و زنان نيز با مردان برابري خواهند يافت. 55 مکاتب فمينيستي که به دنبال تساوي حقوق مرد و زن هستند، مي‌گويند: در تطوّر تاريخ همواره بر حقوق زنان ظلم شده است و همواره آنان را از حقوق اجتماعي محروم کرده و پايگاه اجتماعي آنان مقهور واقع شده است و اين تضييع حق تا جايي پيش رفته است که حتّي در ابعاد فيزيولژيکي هم اثر گذاشته و زن از نظر جسمي هم ضعيف تراز مردان شکل گرفته است. 56

نقدها
1. در پاسخ چنين سخني، بايد گفت: بدون شک، اهداف سودجويانه‌اي که آنان در بيان اين مسائل دارند بر کسي پوشيده نيست؛ همان مکاتب مدافع حقوق زن، او را وسيله‌اي براي سود بيشتر و لذّت جويي خود قرار داده اند. از اين رو، ويل دورانت در کتاب لذّات فلسفه مي‌گويد: انقلاب صنعتي موجب شد که زن هم صنعتي بشود. زنان، کارگران ارزان تري بودند و کارفرمايان آنان را بر مردان سرکش و گران قيمت ترجيح دادند... نخستين قدم براي نجات مادران ما، قانون 7182 بود که به موجب اين قانون زنان بريتانيا، از آن پس از امتيازات بي سابقه‌اي برخوردار مي‌شدند و آن اينکه پولي را که به دست مي‌آوردند حق داشتند براي خود نگه دارند. اين قانون را کارخانه داران مجلس عوام وضع کردند تا بتوانند زنان را به کارخانه ها بکشانند. 57
در نهايت، مي‌توان گفت: مکاتب فمينيستي با مباني اومانيستي و سکولار فقط احکام حقوقي و مصالح دنيايي را مي بينند. امّا دين به دنبال کمال روحاني است. بنابراين، آنان هنوز هدف خلقت را نشناخته اند و راه رسيدن به آن را هم نمي شناسند و البته بدون شناخت هدف، معرّفي راه رسيدن به آن ممکن نخواهد بود؛ چه اينکه، پس از شناخت هدف هم، ممکن است راه گم شود. 
2. اگر فمينيست ها در دفاع از حقوق زن مي‌گويند: جامعه و فرهنگ در تطوّر تاريخ به گونه‌اي رقم خورده است که زن را با تمام خصيصه‌هاي موجود زنانگي و مرد را به خصيصه‌هاي موجود (قدرت جسمي برتر و خشن تر و...) تحويل جامعه داده است، قرآن کريم تفاوت‌هاي فراتر از تفاوت‌هاي فرهنگي و اجتماعي را معرفي مي‌نمايد. 58
3. بانيان کنوانسيون دفاع از حقوق زنان، پس از بررسي‌هاي مجدد، ادعاي اوليه خود را نقض کرده و خواستار توجه جدي به تفاوت‌هاي بين زنان و مردان شدند. 
آنان تفاوت طبيعي، جنسي و رواني مرد و زن را انکارناپذير مي‌دانند و مي‌گويند اين تفاوت ها در امر قانون گذاري به گونه‌اي مورد توجه قرار بگيرد که به وضع قوانين مساوي و متناسب بينجامد. چه اينکه وضع قوانين به گونه‌اي باشد که رفاه، آسايش، امنيت، آزادي و حفظ کرامت انساني را به دنبال داشته باشد. 59


-------------------------------
پي‌نوشت‌ها
41ـ محمدتقي مصباح، حقوق و سياست، ص 44ـ66. 
42ـ دفتر مطالعات و تحقيقات زنان، مجموعه مقالات دفاع از حقوق زن، ص 44. 
43ـ مرتضي مطهري، نظام حقوق زن در اسلام، ص 194 به نقل از الکسيس کارل. 
44ـ همان، ص 219ـ 222. 
45ـ محمدرضا زيبايي نژاد و محمدتقي سبحاني، درآمدي بر نظام شخصيت زن در اسلام، دفتر مطالعات و تحقيقات زنان، ص 86 و 87. 
46ـ مرتضي مطهري، نظام حقوق زن در اسلام، ص 143ـ144. 
47ـ شيخ حرّ عاملي، وسائل الشيعه، ج 21، ص 487 و 514. 
48ـ شيخ صدوق، امالي، ص 672. 
49ـ شيخ جواهري، جواهرالکلام، ج 28، ص 183. 
50ـ شيخ صدوق، عيون اخبارالرضا، ج 1، ص 410. 
51ـ شيخ طوسي، مکارم الاخلاق، ص 216. 
52ـ شيخ حرّ عاملي، پيشين، ج 15، ص 104. 
53ـ همان، ج 21، ص 542. 
54ـ کتاب نقد، ش 12، ص 17ـ29. 
55ـ ر. ک: جورج ريتزر، نظريه جامعه شناسي در دوران معاصر. 
56ـ دفتر مطالعات و تحقيقات زنان، مجموعه مقالات دفاع از حقوق زن، ص 44. 
57ـ ر. ک: ويل دورانت، لذات فلسفه. 
58ـ محمدتقي مصباح، جامعه و تاريخ، ص 261. 
59ـ دفتر مطالعات و تحقيقات زنان، مجموعه مقالات دفاع از حقوق زن، ص 47و48. 



نويسنده : علي عطايي کوزاني





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان