بسم الله
 
EN

بازدیدها: 162

استفتائات از مراجع درباره مرگ مغزى- قسمت سوم

  1397/2/5
قسمت قبلي

5. آيت اللّه خامنه اى



سئوال : احتراماً معروض مى دارد تعدادى از بيماران به دليل ضايعات مغزى غيرقابل بازگشت و غيرقابل جبران, فعاليت هاى قشر مغز خود را از دست داده, در حالت اغماى كامل بوده و به تحريكات داخلى و خارجى پاسخ نمى دهند, ضمناً فعاليت هاى ساقه مغز خود را نيز از دست داده, فاقد تنفس و پاسخ به تحريكات متفاوت نورى و فيزيكى مى باشند. در اين گونه موارد احتمال بازگشت فعاليت هاى مورد اشاره مطلقاً وجود نداشته, بيمار داراى ضربان خودكار قلب بوده كه ادامه اين ضربان هم موقتى و تنها به كمك دستگاه تنفس مصنوعى به مدت چند ساعت و حداكثر چند روز مقدور مى باشد. اين وضعيت در اصطلاح پزشكى مرگ مغزى ناميده مى شود. از طرفى نجات جان عده ديگرى از بيماران منوط به استفاده از اعضاى مبتلايان به مرگ مغزى است. 

با عنايت به اين كه به طور خلاصه بيماران با مرگ مغزى فاقد تنفس, شعور, احساس و حركت ارادى مى باشند و هيچ گاه حيات خود را باز نمى يابند, مستدعى است ارشاد فرماييد, آيا در صورت احراز شرايط فوق مى توان از اعضاى بيمار مبتلا به مرگ مغزى براى نجات جان بيماران ديگر استفاده نمود؟ 


جواب : در فرض سؤال, استفاده از اعضاى بدن موصوف, در صورتى كه نجات نفس محترمه اى متوقف بر آن باشد, اشكال ندارد.(5) 
-----------------------------------

سئوال : مستدعى است پاسخ چند سؤال فقهى زير كه در پزشكى مبتلا به مى باشد, مرقوم فرماييد. 

امواجى كه بر روى نوار ثبت مى شود دال بر فعاليت مغز يا قلب مى باشند با توجه به اين كه مى تواند امواج مغزى وجود نداشته باشد و قلب انسان با كمك دستگاه هاى مصنوعى فعاليت داشته باشد, سؤال اين است كه: 

1ـ آيا نداشتن امواج مغزى دال بر مرگ است يا نداشتن امواج قلبى؟ 

2ـ در حالت اغماى بدون برگشت كه مغز به طور كلى مرده است و حركات قلبى, عروقى و تنفسى به كمك دستگاه ها و داروها نگه دارى مى شود, بنابر اين كه پيوند اعضاى بدن مباح باشد, آيا جدا كردن عضوى مثل قلب از بدن شخص در اين حالت براى پيوند به شخص ديگر جايز است؟ 

3ـ آيا جدا كردن عضو در اين حالت, جدا كردن عضو از انسان زنده محسوب مى شود يا از بدن مرده؟ 

4ـ چه زمانى احكام ميت مانند ارث,وصيت, عده وفات در مورد زوجه و … بر او جارى مى شود؟ از زمان مرگ مغزى يا از زمان جدا كردن دستگاه هاى مذكور و توقف قلب؟ 

جواب: تشخيص مفهوم مرگ هم, مثل ساير موضوعات عرفيه با عرف است نه ملاحظه امواج فوق الذكر, و عرف تا حسّ و حركتى در شخص باشد او را مرده نمى بيند; بلى جدا كردن عضو از انسان براى پيوند در مورد جواز, تابع صدق ميّت نيست و اگر نجات نفس محترمه از مرگ موقوف باشد بر جدا كردن عضو در اين حال و پيوند به او و با شرايط معتبره ديگر جايز است, هر چند احكام ميّت از ارث و غيره در اين حال مترتب نمى شود.(6) 
-----------------------------------

سئوال : بيماران با مرگ مغزى فاقد تنفّس, شعور, احساس و حركت ارادى هستند, ولى داراى ضربان خودكار قلب موقتى مى باشند, آيا مى توان از اعضاى اين بيماران براى نجات جان ساير بيماران استفاده نمود؟ آيا اجازه قبلى بيمار يا اولياى او شرط است؟ 

جواب : اگر اين كار در مردن او اثر ندارد, با اجازه قبلى خود بيمار يا اولياى او اشكال ندارد. 
-----------------------------------

سئوال : در صورتى كه در اثر وقوع بيمارى لاعلاج و پيش رونده از نظر پزشكان مرگ حتمى قريب باشد, آيا مى توان از اعضاى بدن بيمار نظير قلب, كليه و كبد براى پيوند به بيماران و نجات جان آنان استفاده نمود؟ 

جواب : اگر هنوز نمرده و قطع اعضاى مزبور بر زنده واقع مى شود اشكال دارد; بلى اگر عرفاً مرده به حساب آيد با شرايط معتبره مانع ندارد. 
-----------------------------------

سئوال : در صحنه جنگ مسلمانان با كفّار, در صورتى كه حيات رزمنده مسلمان متوقف بر پيوند اعضا باشد, آيا مى توان اعضاى ميّت غيرمسلمان را قطع و براى پيوند استفاده نمود؟ 

برفرض جواز آيا در اين صورت ديه لازم است يا نه؟ و بر عهده بيمار است يا قطع كننده؟ آيا عضو پيوند شده براى نماز اشكال ايجاد نمى كند؟ 

جواب: قطع عضو ميّت غيرمسلمان و پيوند آن مانع ندارد و ديه ندارد و پس از پيوند به مسلمان حكم عضو مسلمان را پيدا مى كند. 
-----------------------------------

سئوال : بعضى از افراد براى كمك به درمان بيمارانى كه نياز به فرآورده هاى خونى يا اعضاى بدن دارند حاضر مى شوند كه خون يا مثلاً كليه يا چشم خود را بفروشند, اين موضوع چه حكمى دارد؟ 

جواب : اگر براى خود آن ها ضرر لازم المراعات نداشته باشد, مانع ندارد. 
-----------------------------------

سئوال : خريد و فروش اعضا براى پيوند در اين كه عضو مورد اشاره يك كليه يا يك چشم باشد فرقى نمى كند؟ 

جواب : فرقى ندارد, بلى جواز اعطاى كليه در فرض توقّف حيات مؤمنى بر آن, بى اشكال است.(7) 
-----------------------------------

سئوال : تزريق خون به دستور پزشك از زن به مرد يا بالعكس و يا از كافر به مسلمان چه حكمى دارد؟ 

جواب : اشكال ندارد.(8) 
-----------------------------------

سئوال : در صورتى كه عضو يا اندام بيرونى, مانند دست و پاى فرد غيرهم جنسى را به كسى پيوند زنند آيا لمس آن قسمت توسط فرد اشكال دارد؟ 

جواب : اگر عضو او شده لمس آن براى او مانع ندارد.(9) 
-----------------------------------

سئوال : شخصى كه اجازه تشريح و پيوند اعضاى بدن خود را نداده, آيا بعد از مرگش اولياى او مى توانند اجازه بدهند؟ 

جواب : اگر جدا كردن بعضى اعضا از بدن ميّت موجب مثله يا هتك ميّت نشود مانع ندارد. 
-----------------------------------

سئوال : شخصى كه وصيت به تشريح و پيوند اعضاى بدن خود را كرده; آيا بعد از(1) مرگش اولياى او مى توانند اجازه چنين كارى را ندهند؟ 

جواب : احتياط آن است كه بدون اجازه عمل نكنند, مگر در موارد ضرورت لازم المراعات. 


6. آيت اللّه سيد ابوالقاسم خوئى


سئوال : كالبد شكافى كه در ساعات آخر حيات پس از فوت مغزى, قبل از فوت قلبى, اعضايى از شخص را براى استفاده در علاج احياء بر مى دارد با توجه به ضرورت علاج احياء جايز است يا نه؟ و با وصيت قبلى خود شخص چه حكمى دارد؟ لطفاً اشاره اجمالى به دليل. واين عمل براى كشف جرم با اذن اولياى ميّت جايز است يا نه؟ 

جواب : اصل عمل كالبد شكافى بدون ضرورت شرعيه جايز نيست و نيز برداشتن عضوى براى علاج زندگان بدون وصيت, ولى با وصيت صاحب جسد در حيات خود به هر مقدار كه وصيت به آن واقع شد جايز است و وجه جواز, دفع منافات ناشى از لزوم احترام مسلم ميّت آن مانند حيّ است با اذن مستفاد از وصيت.(10) 
-----------------------------------

سئوال : آيا وصيت قبلى مسلمان در زمان حيات در مورد استفاده از بدن او براى تشريح يا استفاده از بعضى اعضاى او مانند كليه, قلب و چشم اثرى در حكم جواز و رفع ديه دارد يا نه؟ (لطفاً با اشاره اجمالى به دليل). 

جواب : وصيت اثر در جواز و رفع ديه هر دو دارد, زيرا دو حكم نام برده به لحاظ احترام مسلم است و در فرض وصيت ارتكاب خلاف احترام او صورت نگرفته. 
-----------------------------------

سئوال : خريد و فروش اعضاى آدم زنده براى پيوند; مانند يك كليه و يك چشم و خون چه حكمى دارد؟ 

جواب : جايز است و مانعى ندارد, ولى اعضاى رئيسه مثل چشم را نمى توان فروخت. 
-----------------------------------

سئوال : در مورد محكومين به اعدام در دادگاه شرع, آيا حاكم شرع مى تواند به لحاظ مصلحت تخفيف كيفر محكوم را موكول به اهداى عضوى براى نجات مسلمانى از مرگ نمايد يا نه؟ البته مراد موارد حدود الهى است نه موارد قصاص هاى اشخاص؟ 

جواب : در صورتى كه موجب حدّ آن محكوم به بيّنه ثابت شده قابل اسقاط و اعفا نيست و در صورتى كه به اقرار او ثابت شده حاكم شرع مى تواند عفو كند. 
-----------------------------------

سئوال : استفاده از باقيمانده زايمانى, مانند جفت و پرده جنين براى اعمال جراحى ديگران جايز است يا نه؟ 

جواب : جايز است و مانعى ندارد. 
-----------------------------------

سئوال : آيا جايز است از استخوان هاى مكشوفه در مقابر مسلمين براى تعليم و تعلّم و احياناً براى علاج احيا استفاده كرد؟ 

جواب : مانعى ندارد.(11) 

* جايز نيست بدن مرده مسلمان را تشريح كرد و اگر تشريح كنند برگردن تشريح كننده ديه لازم مى شود به طورى كه تفصيل آن را در كتاب ديات بيان كرده ايم. 

* جايز است بدن مرده كافر را تشريح كرد به تمام انواع تشريح و همين طور است اگر مرده اى اسلام او مشكوك باشد و فرق نمى كند كه تشريح بدن كافر يا مشكوك الاسلام در بلاد اسلامى بوده باشد يا غير اسلامى. 

* اگر زنده ماندن يك مسلمانى متوقف باشد بر تشريح بدن مرده مسلمانى, و تشريح بدن غيرمسلمان, و يا مشكوك الاسلام ممكن نباشد و راه ديگرى براى زنده نگه داشتن آن مرد مسلمان نباشد, در اين صورت جايز است كه بدن مرده مسلمان را تشريح كنند و نسبت به لزوم پرداخت ديه در چنين صورتى در باب ديات ذكر شده است. 

* جايز نيست بريدن عضوى از اعضاى بدن مرده مسلمان مانند چشم و يا عضو ديگر به منظور پيوند زدن آن عضو به بدن شخص زنده ديگر, و قطع كننده ملزم به پرداخت ديه آن عضو به ورثه مرده مى باشد, ولى چنان چه زنده ماندن فردى مسلمان متوقف بر بريدن عضو بدن مرده مسلمان و پيوند به شخص زنده گردد, جايز است بريدن آن عضو ولى قطع كننده بايد ديه آن را بپردازد, و در هر دو صورت پيوند زدن عضو قطع شده به بدن ديگرى اشكال ندارد و پس از پيوند چون جزء بدن شخص زنده مى گردد, احكام بدن زنده بر او جارى است …. 

و ظاهر اين است كه جايز باشد شخصى در حال حيات خود وصيت كند كه پس از مردن او عضوى از اعضاى او را قطع كنند و به ديگرى پيوند زنند و در اين صورت بريدن عضو آن ميت ديه ندارد. 

* اگر شخصى راضى شود كه در حال حيات خود عضوى از اعضاى او را بريده و به ديگرى پيوند زنند, چنان چه عضوى كه به رضايت خود او بريده مى شود از اعضاى رئيسه باشد كه بريدن آن صدمه اى به حيات او مى زند و يا نقص و عيبى در او ايجاد مى كند, بريدن آن عضو جايز نيست و اگر با بريدن آن عضو ضرر و عيبى بر او وارد نمى شود, مانند بريدن مقدارى از پوست و يا گوشت ران كه جاى آن روييده مى شود, در اين صورت بريدن آن عضو به رضايت خود او جايز است و مى تواند براى بريدن آن عضو مبلغى نيز دريافت كند. 

* جايز است تبرع كردن خون به بيمارانى كه احتياج به تزريق خون دارند و جايز است گرفتن مبلغى در مقابل دادن خون, ولى در هر دو صورت بايد دادن خون براى صاحب آن ضرر جانى نداشته باشد. 

* جايز است بريدن عضوى از بدن مرده كافر و يا مشكوك الاسلام به منظور پيوند آن به بدن شخص مسلمان و پس از پيوند چون جزء بدن مسلمان مى شود, احكام بدن مسلمان بر او جارى است و همين طور جايز است عضوى از اعضاى بدن حيوان نجس العين را به بدن شخص مسلمان پيوند زد و چون پس از پيوند جزء بدن مسلمان مى گردد احكام بدن مسلمان بر آن عضو جارى است و نماز خواندن با آن عضو نيز جايز است.(12) 


7. آيت اللّه صافى گلپايگانى


سئوال : اگر جسدى مجهول الهويه كه اعضاى قابل پيوندى داشت, در دست رس باشد آيا مى توان اين اعضا را به بيمارى كه محتاج است, پيوند زد؟ 

جواب : اگر جسد كافر باشد اشكال ندارد و نسبت به جسد مسلم در صورتى كه جسد كافر در دست رس نباشد و حفظ نفس مسلمانى ديگر بر آن توقف داشته باشد, حكم به جواز خصوصاً به اذن مجتهد جامع الشرايط قابل توجيه است, ولى ديه آن ساقط نمى شود. 
-----------------------------------

سئوال : در فرض مسئله فوق در مواردى كه نجات جان بيمار مسلمانى وابسته به پيوند يك يا چند عضو از شخص ديگرى باشد, لطفاً بفرماييد اگر بعداً وليّ متوفا پيدا شود و از اين كار ناراضى باشد چه بايد كرد؟ 

جواب : در صورت توقف حفظ نفس محترمه بر آن, اگر آن را قابل توجيه دانستيم عدم رضايت وليّ مضرّ نيست. 
-----------------------------------

سئوال : اگر شخصى وصيت كند بعد از وفاتش, اعضاى قابل پيوندش را به بيماران پيوند زنند, آيا مجاز به اين كار هستيم؟ 

جواب : در صورت توقف حفظ نفس محترمه بر آن, جواز قابل توجيه است والاّ وصيت شخص مجوّز نيست. 
-----------------------------------

سئوال : اگر شخصى وصيت كند بعد از وفاتش, اعضايش را به ديگران پيوند زنند, امّا وليّ وى پس از مرگش از اين كار ناراضى باشد, آيا مجازيم اين كار را بدون اجازه وليّ انجام دهيم؟ 

جواب : جواز فقط در صورت توقف حفظ نفس محترمه بر آن قابل توجيه است. 
-----------------------------------

سئوال : اگر شخصى از پيوند اعضاى خود به ديگران پس از مرگش ناراضى باشد, ولى پس از وفاتش وليّ وى مايل به اين كار باشد, آيا مى توانيم چنين كارى انجام دهيم؟ 

جواب : از جواب پرسش هاى قبل جواب اين سؤال هم معلوم مى شود. 
-----------------------------------

سئوال : اگر شخصى در طول زندگيش نظر مخالف يا موافقى در مورد پيوند اعضايش نداشت; آيا پس از مرگش مى توان به اجازه وليّ وى چنين كارى را انجام داد؟ 

جواب : از جواب هاى قبل جواب اين سؤال هم معلوم مى شود. 
-----------------------------------

سئوال : آيا برداشتن عضو از بدن فرد زنده جهت پيوند مستلزم پرداخت ديه مى باشد؟ 

جواب : بدون درخواست او ديه دارد و با درخواست خودش اثبات ديه محلّ تأمّل است و امّا حكم تكليفى از جواب ساير مسائل معلوم مى شود. 
-----------------------------------

سئوال : اگر احتمال بدهيم با برداشتن يك يا چند عضو از شخصى كه زنده است در آينده نزديك يا دور, وى دچار عوارض خفيف يا شديد خواهد شد و از طرفى نجات جان بيمار ديگرى وابسته به همين كار باشد و مورد ديگرى نيز در دست رس نباشد, آيا مجازيم بدون آگاهى دادن شخص پيوند دهنده, چنين كارى را انجام دهيم؟ اگر به وى اطلاع بدهيم و با تمايل وى عضو پيوندى را از بدنش خارج كنيم, در صورت ايجاد عارضه در وى, آيا پزشك مسئول است؟ 

جواب : بدون آگاهى او مسلماً جايز نيست و با آگاهى و اذن او و توقف حفظ جان بيمار جواز قابل توجيه است, ولى با احتمال خطر جانى, حرام و با عارضه شديد براى خود شخص, حكم به جواز مشكل است. 
-----------------------------------

سئوال : اگر مطمئن باشيم و يا احتمال دهيم كه اين پيوند رد خواهد شد و نهايتاً مفيد نخواهد بود آيا مجازيم با خوش بينى و به عنوان كمك به بيمار از بدن فرد زنده يا مرده ديگرى عضوى را جدا و به آن بيمار پيوند بزنيم؟ 

جواب : با اطمينان به عدم فايده جايز نيست و با احتمال عقلايى در صورت توقف حفظ نفس محترمه بر آن قابل توجيه و بررسى است. 
-----------------------------------

سئوال : با توجه به اين كه بعد از پيوند, شيمى درمانى ضرورى به نظر مى رسد و همين عمل باعث عوارض خفيف تا شديد در بيمار مى گردد, آيا پزشكى كه مجبور به انجام اين كار جهت عدم ردّ پيوند مى باشد در ايجاد عوارض آن مسئول است؟ 

جواب : اگر عنوان درمان و معالجه دارد اشكال ندارد. 
-----------------------------------

سئوال : آيا مى توان اعضاى شخصى را كه دچار مرگ مغزى شده است و از لحاظ پزشكى اميدى به زنده ماندن وى نيست, ولى برخى اعضايش مثل قلب وى براى مدتى هنوز كار مى كنند, به بيمارى كه محتاج است پيوند زد; با توجه به اين كه اگر صبر نماييم ممكن است ديگر اعضايش قابل پيوند نباشند؟ 

جواب : اگر سبب تسريع در مرگ يا شدت بيمارى او مى شود جايز نيست و بدون آن هم, چون كسب اجازه از بيمار ممكن نيست جايز نمى باشد. 
-----------------------------------

سئوال : آيا براى شخص جايز است كه اجازه دهد در حال حيات يا پس از مرگ بعضى اعضاى او كه حفظ نفس بيمارى بر آن متوقف نيست از قبيل انگشت, دست, قرنيه چشم و … را در مقابل وجه يا مجاناً به ديگرى پيوند زنند؟ 

جواب : جايز نيست. 
-----------------------------------

سئوال : آيا مى توان از اعضاى بدن خوك به انسان پيوند زد؟ 

جواب : ظاهراً اشكالى ندارد, چون بعد از پيوند جزء بدن انسان محسوب مى شود. 
-----------------------------------

سئوال : اگر ندانيم جسدى كه در اختيار ما است جسد يك مسلمان است يا كافر, آيا مجازيم آن را تشريح نماييم؟ 

جواب : داير مدار اين است كه ميّت در چه محلى باشد اگر در دارالاسلام و بلاد مسلمين است محكوم به اسلام است و تشريح آن بدون ضرورت جايز نيست. 
-----------------------------------

سئوال : شخصى كه در اثر آسيب مغزى درك, شعور, شنوايى, بينايى و حس خود را از دست داده فقط قلب او مى زند و حركت مى كند بفرماييد: 

1ـ آيا چنين شخصى از نظر احكام اسلام زنده است يا خير؟ 

2ـ آيا كسى اين شخص را در اين شرايط بكشد بايد ديه كامل بپردازد؟ 

3ـ اگر برداشتن عضوى از اعضاى وى در حال و شرايطى كه جايز باشد, منوط به پس از مرگ وى باشد, در چنين وضعى مى توان اقدام به عضوبردارى از او نمود؟ 

4ـ در صورتى كه با صرف هزينه هاى بسيار سنگين چنين بيمارى را بتوان براى مدتى زنده نگاه داشت, آيا انجام اين كار واجب است؟(13) 

5ـ در صورت واجب بودن تا چه مقدار از اموال وى را بايد صرف اين كار نمود, و آيا اجازه وارث اين شخص شرط است يا خير؟ در صورت داشتن وارث صغار چه بايد كرد؟ 

6ـ در صورتى كه اموال اين بيمار براى چنين هزينه اى كافى نباشد چه بايد نمود؟ 

7ـ آيا مى توان اين بيمار را به همان حال باقى نهاد تا قلب او هم از كار بيفتد؟ 


جواب : به طور كلّى ميزان در حكم به مرگ و ترتّب احكام موت و ميّت بر شخص, داير مدار زهاق (خارج شدن) روح و حكم عرف به زهاق روح و مرگ او است و مادام كه عرف حكم نمى كند و او را زنده مى گويند تمام احكامى كه بر آن مترتب بود شرعاً مترتب است, حتى ديه و قصاص; بلى اگر برحسب عرف موت ثابت و مسلّم باشد, ولى پزشك احتمال حيات او را بدهد هر عملى كه موجب قتل بشود نسبت به او جايز نيست, ولى اگر كسى در اين فرض مرتكب قتل شود حكم به قصاص نمى شود و وجوب صرف مال يا عدم وجوب آن نيز داير مدار حكم عرف به حيات يا موت او است و در مسئله تفاصيل ديگرى نيز هست كه در اين جا به همين مقدار اكتفا مى شود.(14) 








برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان