بسم الله
 
EN

بازدیدها: 179

پزشكي قانوني در فقه و حقوق اسلامي - قسمت پنجم (قسمت پاياني)

  1397/2/3
خلاصه: پزشكي قانوني در فقه و حقوق اسلامي چه جايگاهي دارد و سابقه آن در فقه و حقوق و دايره حسبه و طب اسلامي چيست، ميزان اعتبار آن از نظر فقها چه اندازه است، راهها و وسايل تشخيص پزشكي قانوني تا چه اندازه حجي ت دارد، در كداميك از مسايل فقه و حقوق اسلامي حل مشكلات و تشخيص موضوعات به پزشكان ارجاع داده شده، آيا در فقه و حقوق اسلامي صدور حكم براساس قرائن و شواهد از ادله شرعي است، و آيا مي توان از كارهاي پزشكي قانوني مانند انگشت نگاري، آزمايش خون و غيره استفاده كرد؟ اين مقاله به بررسي سؤالات فوق و در صورت امكان ارائه پاسخ به آنها مي پردازد.
قسمت قبلي

18 - فاصله مراحل رشد جنيني از نظر روايات

علامه حلي و مرحوم شيخ محدحسن نجفي به استناد روايت امام سجاد (ع) و امام باقر (ع) و امام كاظم (ع) فاصله هر يك از مراحل رشد جنين را چهل روز دانسته اند (15 ،ص 370)

الف) نطقه بعد از انتقال به رحم تا مرحله علقه 1 تا 40 روزه 20 دينار

ب) علقه تا مرحله مضغه 40 تا 80 روزه 40 دينار

ج) مضغه تا مرحله استخوان و گوشت 80 تا 120 روزه 60 دينار

د) مرحله استخوان و گوشت تا مرحله دميده شدن روح عقل 120 تا 160 روزه  ديه کامل (1000 دينار)

19 - ديه سقط جنين


الف) سقط جنين كه روح در آن جريان يافته [بعد از چهار ماه] ديه كامل = 1000 دينار = 3.5 كيلوگرم طلاي خالص و 29 گرم

ب) سقط جنيني كه گوشت روي آن را پوشانده و خلقتش از نظر جسمي تمام شده باشد 100 دينار = 352.9 گرم طلا

ج) سقط جنيني كه گوشت روي آن نروييده و حالت استخواني و غضروفي دارد 80 دينار

د) سقط جنيني در حالت مضغه (تكه گوشتي به اندازه يك بار جويدن) 60 دينار

ه) سقط جنين در مرحله علقه (مرحله تعلق گرفتم به ديواره رحم) 40 دينار

و) سقط حنين در مرحله نطفه به هنگامي كه در رحم استقرار يافته باشد (در مرحله قبل ازجايگزيني) يا انعقاد نطفه و اسپرم مرد با تخمك زن (نطفه امشاج) 20 دينار

ز) سقط جنين كه دوقلو يا سه قلو يا بيشتر باشد به همان تعداد تکرار مي شود

ح) مجروح كردن اعضاي جنين به نسبت آن ديه خواهد بود

ط) سقط جنين در اثر كشته شدن مادر ديه مادر + ديه جنين

كفاره و ديه كامل بر مجرم واجب نيست، مگر بعد از علم به حيات و جريان روح، ولو با گواهي دو متخصص عادل. تنها حركت جنين معتبر نيست، مگر اينكه بداند آن حركت اختياري است.

20 -پزشكي قانوني و تشخيص


در احكام خانواده عيب هايي است كه كشف آن موجب حق فسخ ازدواج مي گردد. در بسياري از موارد كه اين عيوب ناآشكار و يا مورد اختلاف باشند، تشخيص آنها براي قضاوت صحيح به عهده پزشكي قانوني است. 
اين عيوب عبارتند از: 

الف) عيوب مشترك

1 .ديوانه شدن هر يك از عروس و داماد. چنانچه عروس از ديوانگي داماد قبل از ازدواج آگاه نبوده يا داماد پس از ازدواج ديوانه شود و همچنين اگر داماد قبل از عقد از ديوانگي عروس بياطلاع بوده ميتواند ازدواج را فسخ كند.

ب) عيوب مردانه

2 .خواجه بودن مرد، يعني تخم هايش كشيده يا كوفته شده باشد.

3 .قطع آلت تناسي به طوري كه قادر به آميزش جنسي نباشد.

4 .عنن و ناتواني جنسي.

ج) عيوب زنانه

5 .جذام

6 .پيسي

7 .قرن (گوشت، استخوان يا غدهاي در دهانه رحم زن كه مانع نزديكي شود)

8 .افضاء (يكي بودن مجراي ادرار و رگل يا راه رگل و مدفوع)

9 .شل بودن آشكار

10 .نابينايي هر چند كه چشمها باز و به ظاهر سالم باشد.

11 .غير باكره بودن (در صورتي كه عروس با شرط يا قيد يا توصيف بكارت در ضمن عقد يا قبل از آن با مردي ازدواج كند و مرد ادعاي عدم بكارت كند).

21 -انساب و پزشكي قانوني

مراد از انساب (نسب شناسي) يا قيافه شناسي، استناد به علاماتي است كه موجب ملحق كردن بعضي از مردم به بعض ديگر مي شود. گرچه مقتضاي اصل، جايز بودن آن است، اما از آنجا كه موجب شك در نسب و وسيله اي براي تهمت ميگردد از آن نهي شده است (2 ،ص 108).

بنابراين از راه آزمايش خون و ساير وسايل تشخيص پزشكي قانوني نمي توان فرزندي را به مردي ملحق يا نفي كرد، زيرا اين آزمايشها قطعي نيست و معيار قاعد الولد للفراش (فرزند متعلق به بستر خانواده است) همچنان حاكم است، مگر اينكه دليل قطعي خلاف آن را ثابت كند (16 ،ص 318).

امروزه وسيله مدرني به نام A.N.D كشف شده كه با اطمينان بالايي نسبت افراد را تشخيص ميدهد.

- استفتاء: اگر از طرف قاضي، زني را جهت معاينه و تشخيص نطفه اي كه در رحم دارد به نزد پزشك قانوني بفرستند و طبيب بتواند تشخيص دهد كه نطفه متعلق به شوهر اين زن نبوده بلكه از مرد اجنبي است، در اين حال اگر طبيب واقعيت را گزارش دهد، جان زن به خطر ميافتد و اگر خلاف گزارش دهد بچه ملحق به شوهر اين زن ميشود. چه بايد كرد؟ 

جواب: در اينگونه موارد، قول طبيب و يقين او براي قاضي حجت نيست و حتي يقين خود قاضي هم كه از اين طريق حاصل شود حجيت آن محل اشكال است. بنابراين لزومي ندارد كه طبيب يقين خود را در اينگونه موارد بازگو كند و در نتيجه به حسب حكم ظاهري بچه ملحق به شوهر است و اينگونه احكام ظاهري مشكلي ايجاد نمي كند (9 ،ص 474).

22 -پزشكي قانوني و تشخيص خنثي

لازمه فقه زنده و پويا، شناخت صحيح موضوعات احكام است. به عنوان نمونه، خنثي از نظر فقهي و حقوقي داراي انواعي است كه براي اجراي احكام مرتبط با هر يك، چون تقسيم ارث و ساير مسايل حقوقي و عبادي و نيز خانواده، فقها و حقوقدانان و قضات بايد از علم پزشكي كمك گيرند.

الف)خنثي


22-1 -تعريف خنثي از نظر فقه

از نظر فقهي، خنثي كسي است كه هم داراي آلت مردانه باشد و هم زنانه و آن بر سه نوع است:

1 .خنثي متمايل به مرد،

2 .خنثي متمايل به زن،

3 .خنثي مشكل.

براي اينكه معلوم شود كه خنثي به كدام نوع متمايل است در فقه علايم و نشانه هايي براي آن آمده و مثلاً گفته ميشود:

1. چنانچه همواره از پيشابراه مردان ادرار كند مرد است و چنانچه همواره از پيشابراه زنانه ادرار كند زن محسوب ميشود.

2. اگر از هر دو راه ادرار ميكند از هر كدام زودتر خارج گردد حكم همان را دارد. 

چنانچه از اين علايم و ساير علايم زنانگي و مردانگي، مرد بودن يا زن بود خنثي مشخص نشود، خنثي مشكل محسوب گردد. 

ب) ممسوح

ممسوح به كسي گفته ميشود كه نه آلت مردانه دارد و نه زنانه (17 ،ص 237). اكنون با پيشرفتهاي علمي و ابزاري و وسايل آزمايشگاهي در پزشكي در بسياري موارد ممكن است راههاي مطمئن تري براي رسيدن فقيه و قاضي به علم و يقين و تشخيص موضوع يافت شود كه مسلماً از نظر شرع آن راه براي تشخيص موضوع حكم مقدم است.

22-2 -انواع خنثاي مشكل

خنثي مشكل از نظر فقها داراي انواع زير است:

1 .كسي كه در جلوي بدنش نه آلت مردي است و نه آلت زنانگي و تنها تكه گوشتي است كه پيشابراه دائمي است.

2 .كسي كه تنها يك محل خروج دارد كه هم ادرار و هم مدفوع از آن خارج ميشود.

3 .كسي كه نه در پيش و نه در پشت محل خروج ادرار و مدفوع ندارد، بلكه از طريق دهان فضولات معده را قي ميكند.(1)

همه اينها عيوب خلقتي در مجاري ادرار و آلت تناسلي است.

22-3 -تعريف خنثي در پزشكي

خنثي در كتب پزشكي شخصي است كه داراي اعضاي جنسي پيچيده باشد و آن بر سه نوع است كه پزشك براي تشخيص نوع خنثي، غده تناسلي وي را مورد بررسي قرار ميدهد:

1 .اگر داراي غده بيضه باشد و اعضاي تناسلي خارج شبيه به عضو زنان، او خنثاي مذكر كاذب است.(2)

2 .اگر داراي غده تخمساز است و اعضاي تناسلي ظاهر مردانه، خنثاي مؤنث كاذب است.(3)

3 .اگر داراي تخمدان و تخمك هر دو باشد يا هر دو به صورت گوشت باشد خنثاي حقيقي است.(4)

دو جنسي حقيقي و اعتباري به اعضاي ظاهري كه گاهي شبيه به مرد و گاهي شبيه به زن و گاهي شباهت به هر دو دارد، نيست. البته خنثاي حقيقي بسيار نادر است، اما خنثاي كاذب در هر 25000 نوزاد يك نفر پيدا ميشود.

پزشكي قانوني براي شناخت و تشخيص نوع خنثي نياز به شناخت امور زير دارد:

1 .شناخت جنس از نظر كروموزمها،

2 .شناخت غده تناسلي،

3 .بررسي اعضاي تناسلي،

4 .بررسي عمومي جسم.

براي فهم موضوع خنثي بهتر است به علم جنين شناسي باز گرديم تا ببينيم چگونه جنس جنين مشخص مي شود. درعلم جنين شناسي از سه سطح، جنس جنين مشخص ميگردد.

1 .از نظر كروموزومي:(5) به هنگام تلقيح مني دانه يا حامل كروموزوم y ميشود و يا كروموزوم x تخمي كه دائماً حامل كروموزوم x است و در نتيجه نطفه تقليح شده (نطفه
امشاج) يا xy يعني جنين پسر است يا xx يعني جنين دختر است و خداوند در قرآن به اين منشأ تصريح كرده ميفرمايد: و انََّه خَلَقَ الزَّوجيين الذَّكَر و الاُنثي مِن منطفه إذا تُمني )  نجم، 46 ) : و او زوجين، مذكر و مؤنث را از نطفهاي به هنگامي كه روان بود بيافريد.

نطفه روان بدون ترديد همان نطفه مرد است كه درلحظه تلقيح مشخص ميشود.

2 .از نظر غددي: (6) اين مرحله در هفته ششم و هفتم بعد از لقاح صورت ميگيرد. سلولهاي غده تناسلي در هفته سوم در جنين ظاهر ميشوند و سپس در هفته پنجم به سوي حدبه تناسلي (7) مهاجرت ميكنند. قبل از هفته هفتم، غده تناسلي در جنين سقط شده قابل شناخت نيست و بعد از اتمام هفته ششم مذكر و مؤنث بودن جنين متمايز ميگردد و اين منطبق با روايت پيامبر اكرم (ص) است كه فرمودند:

إذا مر بالنطفة اثنين و أربعون ليلة بعث الله ملكاً فصوًّرها و خلق سمعها و بصرها و جلدها و لحمها و عظامها ثم قال يا رب اذکر ام انثي؟ فيقضي ربک ما يشاء : وقتي 42 شب از نطفه گذشت خداوند فرشته اي را ميفرستد و آن را صورت سازي ميكند و گوش و چشم و پوست و گوشت و استخوانش را ميآفريند. سپس ميگويد: پروردگارا: دختر يا پسر؟ و پروردگارت آنچه بخواهد مقدر ميدارد.

3 .از نظر اعضاي تناسلي: اعضاي تناسلي داراي دو قسمت ظاهري و باطني هستند. عضو باطني مؤنث عبارت است از تخمدان، رحم و مهبل، و عضو باطني مذكر عبارت است از لوله مني بر، لوله هاي اسپرم ساز غده پروستات و غده كوپر.

اين اعضا تا هفته نهم متمايز نيستند و از هفته نهم به تدريج مشخص ميشوند تا اينكه در هفته دوازدهم آشكار ميگردند.

خط نمو اعضاي تناسلي بيرون و درون به سوي مؤنث شدن پيش ميرود، مگر اينكه مقداري از هرمون مردانگي (8) يافت شود كه از انتهاي هفته ششم تبديل به بيضه ميشود. از  
اين رو از بين رفتن بيضه از جنين مذكر يا عدم تشكيل آن منجر به وجود جهاز تناسلي زنانه ميشود، علي رغم اينكه جنس جفت از نظر كروموزمها، مذكر يعني xy است.

22-4 -انواع خنثي كاذب

1- خنثايي كه اصلش زن و ظاهرش مرد است (9): اين حالت مؤنث است از نظر كروموزمهاي جنسي يعني xx و از نظر غده تناسلي يعني تخمگذار است، ولي نتيجه ترشحات هرمون مردي از غده فوق كليه يا به كارگيري هرمونها تأثيري به سوي مردانگي دارد، مثل هرمونهاي آنابوليك (10) و به علت بسته بودن مهبل، ماه ريزش ندارد.

2- خنثايي كه اصلش مرد و ظاهرش زن است(11): گاهي جنين از نظر كروموزم و غده تناسلي مرد ولي از نظر اندام ظاهري به شكل زن است. علل اين امر عبارت است از:

الف) حالات زنانگي با وجود بيضه(12) : علت اين حالتهاي ارثي، عدم تأثيرپذيري اعضا جنين از هرمون مردانگي (تسترون) است كه بيضه جنين ترشح ميكند. اين امر باعث ميشود كه اعضاي تناسلي بيرون زنانه پديد آيد، بي آنكه رحم داشته باشد.

ب) حالات زنانگي به علت فعاليت هرموني از غده(13): ترشح هرمون زنانگي باعث عدم رشد بيضه در جنين ميگردد و خانواده مي پندارد كه نوزاد دختر است؛ اما به هنگام بلوغ وضع تغيير مي كند و نشانه هاي مردي مانند كلفت شدن صدا و رشد موي صورت آشكار ميشود. 
اين افراد ميتوانند با عمل جراحي به وضع طبيعي برگردند.

ج) حالات زنانگي به علت استفاده مادر از هرمون هاي زنانگي به هنگام حمل: چنانچه مادر در سه ماهه اوليه حاملگي از هرمونهاي استروژن يا مشتقات آن استفاده كند موجب پايين نيامدن بيضه ها و توقف رشد آنها ميگردد و طفل ظاهراً دختر به نظر ميرسد (18 ،صص 279-294)

با توجه به پيشرفت علم پزشكي و وسايل آزمايشگاهي، امروزه تشخيص موضوع فقهي و حقوقي خنثاها كه كدام در واقع مؤنث و كدام مذكر هستند با علم و يقين صورت ميگيرد و طريقه قديم يعني تشخيص مرد يا زن بودن خنثي از راه ادرار، ظني و غير علمي است، بلكه گاهي منجر به خطا ميشود. چه بسا خنثي از نظر غده تناسلي و كروموزمهاي جنسي مرد است و پيشابراه وي از زير بيضه از منفذي مثل فرج است و با قاعده قدما حكم ميكردند كه وي قطعاً زن است و تمامي احكام حقوقي و فقهي زنان بر وي مترتب است، در صورتي كه وي در واقع مرد بود، از ارث و ساير حقوق مردان محروم مي گرديد (18 ،صص 294-279 ).

بنابراين با پيشرفتهاي وسيعي كه درعلم پزشكي پديد آمده لزوم استفاده از پزشكي قانوني براي تشخيص موضوعات فقهي و حقوقي بيشتر آشكار ميشود.

23 -نتيجه گيري

پزشكي قانوني يا دادپزشكي عمليات و آزمايشهايي است كه متخصصين براي كشف جرايم، اتهامات يا صداقت افراد يا احراز آسيب هاي پنهان به اجرا در ميآورند تا قاضي براساس
قرائن و شواهد بتواند حكم صادر كند.

1 .صدور حكم عليه زليخا براساس بررسي پيراهن چاك خورده يوسف (ع)،

2 .بررسي و آزمايشهاي مكرر امام علي (ع) براي كشف جرم و اتهام يا صداقت افراد،

3 .آزمايشها و عمليات اطباي اسلامي مانند ابوعليسينا براي اثبات مرگ يا زنده بودن شخص،

4 .قوانين موجود دايره حسبه اسلامي،

5 .ارجاع فقه و حقوق اسلامي به پزشكان عادل و متخصص براي تشخيص موضوعات احكام، نمونه هايي از سوابق و مستندات پزشكي قانوني در اسلام است. آزمايشهاي پزشكي قانوني در هر موردي كه علم آور باشد، از نظر فقه بيش از ساير راهها معتبر و مقدم بر دلايل شرعي مانند اقرار، شاهد و قسم است.

راهها و وسايل تشخيص در فقه پزشكي قانوني عبارتند از:
1 .تشخيص مرگ با آزمايشهاي مربوط،

2 .تشخيص جرم با كالبدشكافي و بررسي لباس و وسايل مربوط،

3 .تشخيص جرايم پزشكي با تحقيق و بررسي،

4 .تشخيص و احراز آسيبهاي نامحسوس در مقايسه با عضور سالم،

5 .تشخيص خنثاي مشكل با قرائن و آزمايشهاي معتبر.

وظايف پزشكي قانوني در فقه و حقوق اسلامي عبارتند از:

1 .احراز آسيبهاي نامحسوس،

2 .تعيين ارش يا تفاوت اعضاي صحيح و معيوب،

3 .تعيين انواع جراحات.

4 .تشخيص انواع زخمهاي دروني،

5 .تشخيص انواع لطمات وارد بر پوست،

6 .تعيين مراحل سقط جنين براي پرداخت ديه،

7 .تشخيص عيبهاي موجب فسحخ ازدواج،

8 .تشخيص مرد يا زن بودن خنثي.


--------------------
1- urogenital sinus cloaca
2- male pesudo herma phrodite
3- female pseuderma phrodite
4- true hermaphrodite 
5- chromosomol Sex
6- gonadal Sex
7- genital ridye
8- testester
9- female psuede herma phrodite
10- anablic
11- male psevdoher mapnrodite
12- testicular feminization syndrome
13- ferminzing adrenal tumour





منابع
1- غزالي، م. تفسير موضوعي، ج 1 ،ترجمه علياصغر محمدي، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامي، 137
2- حرالعاملي، م. وسايل الشيعه الي تحصيل مسايل الشريعه، چ 18 ،بيروت، دارالتراث العربي، .1391
3- مغنيه، م. اصول الاثبات في الفقه الجعفري، بيروت، دارالعم للملايين، 1964 .اخوان الصفا، رسائل، بيروت، دار صادر، بيتا.
4- بهادري، م. «اتو پسي قلب در مورد مرگهاي ناشي از حمله قلبي» مجله پزشكي قانوني، س2 (1373)ش 6.
5- شفائي، م.ت. داستانهاي پزشكي، آمل، ناشر نويسنده، 1372 .
6- و ابن اخوه، م.ا.، آيين شهرداري، ترجمه جعفر شعار، مركز انتشارات علمي و فرهنگي، 1360 .
7- خميني، ر.ا. تحريرالوسيله، ج 2 ،نجف اشرف، مطبعه الآداب ،1390 .
8- ناييني، تقريرات، چاپ 1351.
9- مكارم شيرازي، ن. مجموعه استفتائات جديد، ج 1 ،تهيه و تنظيم ابوالقاسم عليان نژادي، قم، مدرسه الامام علي بن ابيطالب (ع)، 1376 .
10- طباره، ع.ع. روح الدين الاسلامي، بيروت، دارالعلم للملايين، 1368 .دياب، ع.و قرقور، 1 ،. مع الطب في القرآن الكريم، قم، منشورات زاهدي، 1368 .
11- كليني، م، الفروع من الكافي، ج 7 ،بيروت، دار صعب و دارالتعارف، 1401 .
12- بدران، ا.ب. الفقه المقارن للاحوال الشخصيه، بيروت دارالنهضه ، 1386 هـ . ق.
13- ديمارست، ر.ج، آبستني، تولد و جلوگيري از آبستني، ترجمه اقدس حكيم نژاد، تهران، شركت سهام كتابهاي جيبي، 1352 .
14- مجله الاعجاز العلميه 1421، ش 8.
15- نجفي، م.ح. جواهر الكلام في شرح شرائع الاسلام. ج 7 ،بيروت، دار احياء التراث العربي، 1981.
16- مكارم شيرازي، ن. انوارالفقاهه، چ 2 ،قم، مدرسه الامام علي بن ابيطالب، 1413 .
17- شهيد اول، م. اللمعه الدمشقيه ،تهران، مؤسسه نشر يلدا، 1374 . 
18- مجله المجمع الفقهي الاسلامي، رابط العالم الاسلامي مكه، س 9(1419)، ش 11 




نويسنده: عبدالكريم بي آزار شيرازي - دانشيار دانشگاه الزهرا (س)





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان