بسم الله
 
EN

بازدیدها: 58

تحقق حقوق زن در قرآن

  1397/2/2

زن و مرد دو ستاره اند در دو مدار مختلف، هر کدام بايد در مدار خود و فلک خود حرکت نمايد. «لا الشمس ينبغي لها ان تدرک القمر و لا الليل سابق النهار و کل في فلک يسبحون» (يس/آيه 40)؛ «نه خورشيد را سزد که به ماه رسد و نه شب پيشي گيرنده بر روز است و هر کدام بر مداري شناورند». شرط اصلي سعادت هر يک از زن و مرد و در حقيقت، جامعه بشري، اين است که دو جنس هر يک در مدار خويش به حرکت خود ادامه دهند. 

آزادي و برابري آنگاه سود مي بخشد که هيچ کدام از مدار و مسير طبيعي و فطري خويش خارج نگردند. آنچه در آن جامعه ناراحتي آفريده است قيام بر ضد فرمان فطرت و طبيعت است نه چيز ديگر. 

اينکه ما مدعي هستيم مسأله "نظام حقوقي زن در خانه و اجتماع" از مسائلي است که مجددا بايد مورد ارزيابي قرار گيرد و به ارزيابي هاي گذشته بسنده نشود به معني اين است که اولا طبيعت را راهنماي خود قرار دهيم، ثانيا از مجموع تجربيات تلخ و شيرين، چه در گذشته و چه در قرن حاضر، حداکثر بهره برداري نمائيم و تنها در اين وقت است که نهضت حقوق زن به معني واقعي تحقق مي يابد. 

قرآن کريم، به اتفاق دوست و دشمن، احيا کننده حقوق زن است. مخالفان، لااقل اين اندازه اعتراف دارند که قرآن در عصر نزولش گامهاي بلندي به سود زن و حقوق انساني او برداشت. ولي قرآن هرگز به نام احياي زن به عنوان "انسان" و شريک مرد در انسانيت و حقوق انساني، زن بودن زن و مرد بودن مرد را به فراموشي نسپرد. به عبارت ديگر، قرآن زن را همان گونه ديد که در طبيعت هست. از اين رو هماهنگي کامل ميان فرمان هاي قرآن و فرمان هاي طبيعت برقرار است. زن در قرآن همان زن در طبيعت است. اين دو کتاب بزرگ الهي يکي تکويني و ديگري تدويني با يکديگر منطبقند.

اسلام بزرگترين خدمت ها را نسبت به جنس زن انجام داد. خدمت اسلام به زن تنها در ناحيه سلب اختيار داري مطلق پدران نبود. بطور کلي به او حريت داد، شخصيت داد، استقلال فکر و نظر داد، حقوق طبيعي او را به رسميت شناخت. اما گامي که اسلام در طريق حقوق زن برداشت با آنچه در مغرب زمين مي گذرد و ديگران از آنها تقليد مي کنند دو تفاوت اساسي دارد. 

اول در ناحيه روانشناسي زن و مرد: اسلام در اين زمينه اعجاز کرده است. تفاوت دوم اينکه در اين است که اسلام در عين آنکه زنان را به حقوق انساني شان آشنا کرد و به آنها شخصيت و حريت و استقلال داد هرگز آنها را به تمرد و عصيان و طغيان و بدبيني نسبت به جنس مرد وادار نکرد. نهضت اسلامي زن، نه سفيد بود، نه سياه و نه قرمز و نه کبود و نه بنفش. احترام پدران را نزد دختران، و احترام شوهران را نزد زنان از ميان نبرد، اساس خانواده ها را متزلزل نکرد. زنان را به شوهرداري و مادري و تربيت فرزندان بدبين نکرد. براي مردان مجرد و شکارچي اجتماع که دنبال شکار مفت مي گردند وسيله درست نکرد. زنان را از آغوش پاک شوهران و دختران را از دامن پر مهر پدران و مادران تحويل صاحبان پست اداري و پولداران نداد. کاري نکرد که از آن سوي اقيانوسها ناله ها به آسمان بلند شود که اي واي کانون مقدس خانواده متلاشي شد، اطمينان پدري از ميان رفت، با اين همه فساد چه کنيم؟ با اين همه بچه کشي و سقط جنين چه کنيم؟ با چهل درصد نوزاد زنا چه کنيم؟ نوزاداني که پدران آنها معلوم نيست و مادران آنها چون آنها را در خانه پدري مهربان به دنيا نياورده اند علاقه اي به آنها ندارند و همين که آنها را به يک مؤسسه اجتماعي تحويل مي دهند هيچوقت به سراغ آنها نمي آيند.

در کشور ما نيازمندي به نهضت زن هست. اما نهضت سفيد اسلامي نه نهضت سياه و تيره اروپائي. نهضتي که دست جوانان شهوت پرست از شرکت و دخالت در آن کوتاه باشد، نهضتي که براستي از تعليمات عاليه اسلامي سرچشمه بگيرد، نه اينکه به نام تغيير قانون مدني، قوانين مسلم اسلامي دستخوش هوا و هوس قرار گيرد، نهضتي که در درجه اول به يک بررسي عميق و منطقي بپردازد تا روشن کند در اجتماعاتي که نام اسلام بر خود نهاده اند چه اندازه تعليمات اسلامي اجرا مي گردد.





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان