بسم الله
 
EN

بازدیدها: 151

اخلاق در قرآن- قسمت پنجاه و سوم

  1397/1/28

قسمت قبلي

طريق درمان ريا

راه مبارزه با ريا کاري، مانند همه اخلاق و اعمال مذموم و ناپسند، دو چيز است: نخست توجه به علل و ريشه هاي آن براي خشکانيدن و نابود کردن آنها، و سپس مطالعه در پيامدهاي آن براي آگاه شدن از عواقب دردناکي که در انتظار آلودگان به اين اخلاق مذموم است.

گفتيم ريشه ريا همان «شرک افعالي» و عدم توجه به حقيقت توحيد است.

اگر پايه هاي توحيد افعالي در درون جان ما محکم شود و بدانيم عزت و ذلت و روزي و عمت به دست خداست و دلهاي مردم نيز در اراده و اختيار اوست هرگز به خاطر جلب رضاي اين و آن اعمال خود را آلوده به ريا نمي کنيم!

اگر به يقين بدانيم کسي که با خداست همه چيز دارد، و کسي که از او جداست فاقد همه چيز است، و به مصداق «ان ينصرکم الله فلا غالب لکم و ان يخذلکم فمن ذاالذي ينصرکم من بعده؛ اگر خداوند شما را ياري کند هيچ کس بر شما غلبه نخواهد کرد و اگر دست از ياري شما بر دارد هيچ کس نمي تواند شما را ياري کند! » (141)

و اگر به اين حقيقت قرآني توجه کنيم که تمام عزت نزد خدا و به دست خداست: «ايبتغون عندهم العزة فان العزة لله جميعا؛ آيا کساني که با دشمنان خدا طرح دوستي مي ريزند مي خواهند عزت و آبرو نزد آنها کسب کنند، با اين که همه عزتها از آن خداست! » (142)

آري! اگر ايمان به اين امور در اعماق جان مستقر شود دليلي ندارد که انسان براي جلب توجه مردم و کسب وجاهت و آبرو يا جلب اعتماد آنها خود را آلوده به اعمال نفاق آلود کند!

بعضي از علماي اخلاق گفته اند ريشه اصلي رياکاري حب جاه و مقام است که اگر آن را تشريح کنيم به سه اصل باز مي گردد: علاقه به ستايش مردم، فرار از مذمت و نکوهش آنها، و طمع ورزيدن به آنچه در دست مردم است.

سپس مثالي براي آن در مورد جهاد في سبيل الله مي زنند که انسان گاه به جهاد مي رود براي اين که مردم از شجاعت و قهرماني او سخن بگويند، و گاه به جهاد مي رود تا او را به ترس و جبن متهم نسازند، و گاه به خاطر به چنگ آوردن غنائم جنگي قدم در ميدان مي گذارد! تنها کسي مي تواند از جهادش بهره بگيرد که براي عظمت آئين حق و دفاع از دين خدا پيکار کند.

اين از يک سو، و از سوي ديگر، هنگامي که انسان به آثار مرگبار رياکاري بينديشد که:

ريا همچون آتش سوزاني است که در خرمن اعمال انسان مي افتد و همه را خاکستر مي کند؛ نه تنها عبادات و طاعات انسان را بر باد مي دهد بلکه گناه عظيمي است که مايه روسياهي صاحب آن در دنيا و آخرت است.

ريا همچون موريانه اي است که ستونهاي کاخ سعادت انسان را از درون تهي مي کند و بر سر صاحبش ويران مي سازد.

ريا کاري نوعي کفر و نفاق و شرک است.

رياکاري شخصيت انسان را در هم مي کوبد و آزادگي و حريت و کرامت انساني را از او مي گيرد و بدبخترين مردم در قيامت رياکارانند!

توجه به اين حقايق، اثر باز دارنده مهمي بر رياکاران دارد.

اين نکته نيز قابل توجه است که پنهان کردن نيتهاي آلوده به ريا، براي مدت طولاني ممکن نيست، و رياکاران غالبا در همين دنيا شناخته و رسوا مي شوند و از لابه لاي سخنان و رفتار آنها آلودگي نيت آنها فاش مي شود، و ارزش خود را نزد خاص و عام از دست مي دهند؛ توجه به اين معني نيز اثر باز دارنده مهمي دارد.

لذتي که از عمل خالص و نيت پاک به انسان دست مي دهد با هيچ چيز قابل مقايسه نيست، و همين امر براي خلوص نيت کافي است.

بعضي از علماي اخلاق گفته اند: يکي از طرق درمان عمل ريا اين است که انسان تلاش براي پنهان نگاه داشتن عبادات و حسنات خود کند و به هنگام عبادت در را بر روي خود ببندد، و هنگام انفاق و کارهاي خير ديگر سعي بر کتمان آن نمايد تا تدريجا به اين کار عادت کند.

ولي اين به آن معنا نيست که از شرکت در جمعه و جماعت و مراسم حج و اعمال دسته جمعي ديگر خودداري نمايد که آن نيز ضايعه اي است بزرگ!

آيا نشاط در عبادت منافات با اخلاص دارد؟

اين سؤالي است که بسياري از خود مي کنند که بعد از انجام يک عبادت خوب احساس نشاط مي کنيم آيا اين نشانه ريا نيست؟ و پاسخ آن اين است که اگر سرچشمه نشاط توفيقي باشد که خدا به او داده و نورانيت و روحانيتي باشد که از ناحيه عبادات در وجود انسان حاصل مي شود هيچ منافاتي با خلوص نيت ندارد؛ آري! اگر اين نشاط از مشاهده مردم از اعمال او حاصل گردد منافات با خلوص دارد هر چند موجب بطلان عمل نمي شود مشروط به اين که مقدار يا کيفيت اعمال خود را بر اثر مشاهده مردم به هيچ وجه تغيير ندهد.

اين معني در روايات اسلامي نيز آمده است:

در حديثي از امام باقر عليه السلام مي خوانيم: که در پاسخ سؤالي که يکي از يارانش در اين زمينه عنوان کرد و عرضه داشت کسي عمل خيري انجام داده و ديگري آن را مي بيند و صاحب عمل خوشحال مي شود، آيا اين معني با خلوص نيت منافات دارد؟ فرمود: لا باس، ما من احد الا و هو يحب ان يظهر له في الناس الخير اذا لم يکن صنع ذلک لذلک! ؛ اشکالي ندارد، هر کسي دوست دارد که در ميان مردم کار خير او آشکار گردد (و مردم او را به نيکوکاري بشناسند) مشروط بر اين که عمل خير را براي اين هدف انجام نداده باشد. (143)

در حديث ديگر مي خوانيم که «ابوذر» شبيه اين سؤال را از پيغمبر اکرم صلي الله عليه و آله نمود و عرض کرد انسان عملي براي خويش (به قصد قربت) انجام مي دهد و مردم او را دوست مي دارند؛ پيامبر صلي الله عليه و آله فرمود: «تلک عاجل بشري المؤمن؛ اين بشارت سريعي است که نصيب مؤمن (در دنيا) مي شود. » (144)

تفاوت ريا و سمعه؟

در اينجا سؤال ديگري مطرح است و آن اين که در ميان ريا و سمعه چه تفاوتي وجود دارد؟ و آيا هر دو با خلوص نيت منافات دارد، و موجب بطلان عمل است؟!

درجواب عرض مي کنيم: «ريا» آن است که عمل را طوري انجام دهد که ديگران ببينند و از اين طريق کسب وجاهت و موقعيت براي عمل کننده حاصل شود، ولي «سمعه» آن است که عمل نيکي دور از چشم مردم انجام دهد به اين هدف که بعدا به گوش مردم برسد و موقعيتي در جامعه براي او فراهم شود، بنابراين هر دو عمل، انگيزه غير الهي دارد منتها يکي از طريق مشاهده به اطلاع مردم مي رسد، و ديگري از طريق شنيدن و اشتهار و در واقع هيچ تفاوتي از نظر فساد و بطلان عمل و فقدان قصد قربت و آلودگي نيت در ميان اين دو نيست.

ولي اگر سمعه را اين چنين تفسير کنيم که فاعل در حين انجام عمل قصد قربت داشته بعدا که مردم از آن آگاه مي شوند و او را مي ستايند شاد و خوشحال مي شود، اين حالت به يقين موجب بطلان عمل نخواهد شد.

و هرگاه عملي را با قصد قربت انجام دهد و بعد به اين فکر بيفتد که انجام آن را اينجا و آنجا بازگو کند تا کسب موقعيت کند (و اين کار را رياي بعد از عمل مي نامند) موجب بطلان عمل نمي گردد هرچند ارزش کار او را بسيار پائين مي آورد و از نظر اخلاقي موجب انحطاط است.

بعضي از بزرگان فقهاء چگونگي ورود ريا را در عمل انسان به ده صورت ترسيم کرده اند:

نخست اين که، انگيزه او بر عمل فقط ارائه به مردم باشد که قطعا عمل او باطل است.

دوم اين که، هدفش هم خدا باشد و هم ريا و آن نيز موجب بطلان عمل مي شود.

سوم اين که، تنها در بعضي از اجزاء واجب عمل خود قصد ريا کند مثل اين که رکوع يا سجود نماز واجب را به قصد ريا انجام دهد اين نيز موجب بطلان عمل است هرچند محل تدارک آن جزء باقي باشد، به همين جهت ريا را تشبيه به باطل شدن وضو هنگام نماز کرده اند، هرچند احتياط آن است که جزء ريائي را دوباره به جا آورد و بعد از پايان، نماز را اعاده نمايد.

چهارم اين که، در بعضي از اجزاء مستحب مانند قنوت قصد ريا کند و آن را نيز موجب بطلان عمل دانسته اند.

پنجم اين که، اصل عمل براي خداست ولي آن را در مکاني (مانند مسجد) به جا مي آورد که انگيزه الهي ندارد، آن هم موجب بطلان عمل است.

ششم اين که، درمورد زمان عمل، ريا مي کند؛ مثلا، اصل نماز بقصد خداست اما انجام آن در اول وقت به نيت ريا مي باشد آن هم مانند رياي در مکان موجب فساد عمل است.

هفتم اين که، در مورد بعضي از ويژگيها و اوصاف عمل قصد ريا دارد؛ مثل اين که انجام نماز را با جماعت يا با حالت خضوع و خشوع به قصد ريا باشد هرچند نسبت به اصل نماز به راستي قصد خدا دارد، آن هم موجب بطلان عمل است؛ زيرا اين ويژگيها از اصل عمل جدا نيست و به تعبير ديگر اين اوصاف با موصوف خود متحد مي باشد.

هشتم اين که، اصل عمل به نيت خداست اما مقدمات آن جنبه ريائي دارد؛ مثل اين که نماز را در مسجد به قصد خدا به جا مي آورد ولي حرکت به سوي مسجد به قصد ريا است، بسياري از فقهاء اين نوع ريا را موجب بطلان عمل نمي دانند زيرا مقدمات ريائي خارج از عمل بوده است، و قاعده فقهي نيز همين را اقتضا مي کند.

نهم اين که، بعضي از اوصاف بيروني را به نيت ريا انجام مي دهد، مثل اين که اصل نماز را به قصد خدا انجام مي دهد ولي انداختن تحت الحنک را به قصد ريا، اين نوع ريا هر چند کار زشت و مذمومي است ولي موجب بطلان اصل عمل نمي شود. (145)

دهم اين که انجام عمل فقط براي خداست ولي اگر مردم او را ببينند خوشحال مي شود بي آن که هيچ تاثيري در کيفيت انجام عمل داشته باشد اين قسم نيز موجب بطلان عمل يست بلکه در حقيقت ريا محسوب نمي شود، زيرا ريا آن است که انگيزه اي براي عمل شود.

در اينجا به پايان بحث ريا مي رسيم هرچند در اينجا مباحث ديگري نيز وجود دارد ولي براي پرهيز از اطاله سخن از آن صرف نظر مي کنيم.


-------------------------
141- سوره آل عمران، آيه 160.
142- سوره نساء، آيه 139.
143- وسائل الشيعه، جلد 1، صفحه 55.
144- همان.
145- توجه داشته باشيد استحباب تحت الحنک در نماز ثابت نيست، آنچه در روايات معتبر آمده است مربوط به تمام حالات است و آن نيز در شرايط فعلي شبهه لباس شهرت دارد.



نويسنده: ناصر مکارم شيرازي







برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان