بسم الله
 
EN

بازدیدها: 21

شخصيت بزهكار و مؤلفه هاي مؤثر بر آن- قسمت اول

  1397/1/27
خلاصه: شخصيت فرد، فاكتور ي است كه همواره بر زندگي فرد تاثير مي گذارد، و حتي به طور ناخود آگاه رفتار و مناسبات فرد تحت تاثير شخصيت وي مي باشد. شخصيت در طول عمر انسان ثابت و پايدار است ولي قابل اصلاح مي باشد. عوامل گوناگوني برروي شخصيت فرد تاثير مي گذارد كه تاثير آن ها برهم تابع عوامل ديگري نيز مي باشد مانند شغل،تربيت،مسكن و بيماري ها و...اما شخصيت تنها عامل منحصر به فرد در رابطه با ارتكاب جرم نمي باشد و تنها بسته و زمينه ساز تلقي مي شود.چه بسا انسان هاي كاملاً نرمال هم در شرايطي كه محيط و عوامل بيروني بر آن ها سنگيني مي كند دست به ارتكاب جرم بزنند.

اهداف و فرضيات و ضرورت تحقيق

هدف از اين تحقيق بدست آوردن درك روشني ن سبت به شخصيت مي باشد و اينكه آيا شخصيت افراد معمولي هم مي تواند تحت شرايطي منجر به بزهكاري شود. و فرضيه اي كه در اين جا مطرح مي شود آن است كه هر شخص بزهكاري به نوعي اختلال شخصيت دارد.

ضرورت تحقيق به نظر نگارنده اين است كه در بسياري از پرونده هاي قضايي به شخصيت آنگونه كه بايد توجه نمي شود و به صرف اين كه عملي با يكي از مواد قانوني تطبيق يافت.فرد مستحق مجازات مي شود بدون توجه به آنكه شخص ممكن است از بيماري شخصيتي رنج مي برد و از آن جا كه هر انساني جرم را در حالت عدم تعادل روحي و رواني انجام مي دهد،توجه به اين موضوع از اهميت خاصي برخوردار است.

راه حل موضوع و پيشينه تحقيق

بهتر آن است كه والدين از همان ابتداي رشد و نمو كودك توجه و مراقبت كافي را به وي مبذول بدارند و اجتماع هم در مقابل به شهروندان خود فرصت رشد و بالندگي را بدهد. 
در مورد تحقيق اينجانب مطالب فراواني نوشته شده است از جمله كتاب روان شناسي وجرم تاليف ديويد پوت و اين واين سامونز،بزهكاري اطفال و نوجوانان تاليف دكتر علي نجفي توانا،...كه در اين مجموعه گرد آوري شده اند.

مقدمه

در ادوار مختلف زندگي بشر با اينكه عده اي از رعايت آداب و رسوم و اجراي قانون سر پيچي نموده يا مرتكب جرم مي شدند.اما بزهكاري از مسائل حاد اجتماعي نبوده است.در قرن معاصر ازدياد بزهكاري مخصوصا ارتكاب جرايم توام با خشونت يكي از معضلات اجتماعي محسوب و افكار عمومي را شديدا نگران ساخته است.طبق گزارش سازمان ملل در طي سال هاي 1980 تا 1986 ساليانه به طور متوسط 5? بر ميزان جرايم در سطح جهان افزوده شده كه بيش از ميزان 5? رشد جمعيت است.جرايم بر عليه اشخاص توام با خشونت 9?،جرايم عليه اموال كه معمولا 7% جرايم را تشكيل مي دهد 30 ? افزايش يافته كه 60 تا 70 ? جرايم مذكور را اطفال و نوجوانان كمتر 18 سال مرتكب شده اند.سن اعتياد به 12 الي 14 سال تقليل يافته و انحرافات در بين اطفال كمتر 10 سال نيز روبه فزوني است .

پيشرفت تكنولوژي ،زندگي سنتي جوامع مختلف را دگرگون و نظام جهان را در شهرها و روستا ها متحول ساخته است .بهبود وضع حمل و نقل،شبكه هاي مخابراتي، رسانه هاي گروهي در دور افتاده ترين نقاط دنيا،روستاييان را از مزايا و رفاه زندگي شهري آگاه ساخته و آنان را براي رهايي از كار طاقت فرساي روستا،آزادي از قيد و بند بومي و دستيابي به زندگي مرفه به طرف شهرها مي كشاند،گاهي نيز عدم امنيت و آرامش مزيد بر علت جا به جايي افراد مي گردد.

افراد مذكور در بدو ورود به شهرها به علت كمبود مسكن و عدم امكان پرداخت كرايه منزل ،با طرز رقت بار در حاشيه هاي شهرها با برپايي آلونك ساكن مي شوند.در كاريابي با مشكلات عديده اي روبه رو مي شوند،شرايط سخت زندگي شهري با درآمد كم و بيكاري آنان را تحت فشار رواني قرار مي دهد (عوامل بيروني )،براي كسب در آمد اطفال خرد سال نيز وادار به كارهاي كاذب مي كنند و به آموزش و تربيت آنان توجه ندارند.چون سعي دارند كه آداب و رسوم سنتي و ارتباطات انساني و عاطفي را از بين مي برد.اطفال و نوجوانان نيز كه داراي طبعي انعطا ف پذيرند تحت تاثير عوامل اجتماعي،رفته رفته اعمال و رفتار خود را تغيير مي دهند.

همين امر سبب تضاد بين دو نسل شده و سرآغاز منازعات و مناقشات در بين افراد خانواده گشته و محيط را متشنج مي سازد،كانون گرم براي رشد و تكوين شخصيت طفل وجود ندارد.اطفال و نوجوانان براي فرار از محيط خانه به كوچه و دوستان خود پناه مي برد .علاوه بر وضع تاسف آور خانواده،كمبود محبت،سو ء تغذيه،عدم رعايت مراقبت هاي بهداشتي،عدم دسترسي به تفريحات سالم،بيكاري و ...نيز فشار بروز حالت خطرناك مي شود.

كليات

پديده بزهكاري،امروزه تقريبا مشكل بزرگ جوامع كنوني جهان است . اگر اين معضل در گذشته ويژه كشورهاي پيشرفته صنعتي بوده،هم اكنون با توسعه صنعت و انتقال عوارض آن و گسترش شهر نشيني در دنيا،اين پديده جهاني شده است .برخلاف تصور،بزهكاري پديده جديدي نيست چرا كه بررسي تاريخ،حكايت از آن دارد كه در گذشته نيز جوامع باستاني با اين عارضه آشنايي داشته اند. اهميت اين پديده به حدي بوده كه در قوانين ديرينه بسياري از ممالك،مقررات ويژه اي براي اين دسته از مجرمين پيش بيني شده است .

قوانين سال 306 قبل از ميلاد مسيح در روم،مقررات حاكم در ايران باستان،ضوابط دين زرتشت و قوانين جزايي يونان با پيش بيني موزين خاصي براي كودكان خردسال و نوجوانان، رژيم جزايي آنان را از بزرگسالان جدا نموده بودند.

امروزه پديده بزهكاري،معمول عوامل گوناگون بيروني مانند محيط،دوستان،خانواده و.... و عوامل دروني مانند بيماري ها،عقده ها و... مي باشد.كه بسته به زمينه هاي فردي و آستانه مقاومت اشخ اص و شرايط زندگي و ...مي تواند تاثيرات مختلفي برروي اشخاص بگذارد

فصل اول: شخصيت بزهكار

گفتار 1: شخصيت چيست؟

1- مفهوم لغوي شخصيت

شخصيت در فرهنگ لغت به معني ويژگي كه شخصي را از شخص ديگري متمايز مي سازد.بسياري از روان شنا سان ،علل رفتارهاي نادرست را برحسب ويژگي هاي شخصيتي توجيه مي كنند.آنها اعتقاد دارند كه بعضي از گونه هاي شخصيتي تمايل بيشتري به بزهكاري دارند و آن ها رفتارهاي جنايي را بيش از آنكه مانند گذشته به ژن هاي غير عادي،عوامل موروثي يا به اينكه اگر كسي پدر و مادر بزهكار داشت،حتّماً خود وي هم را بزهكاري را در پيش مي گيرد به تجربه هاي نا به هنجار دوران كودكي، روابط ناسالم فرد با محيط، بيماري ها و ...نسبت مي دهند، و اعتقاد دارند كه روان مغشوش موجب گرايش فرد به انحرافات مي شود.(1)

2- تعريف شخصيت

شخصيت هر فرد عبارت است از كل خصائص بدني،ذهني،عاطفي،اجتماعي و اخلاقي اعم از موروثي يا اكتسابي كه او را به طور آشكار از ديگران متمايز مي سازد .از ديدگاه مكتب تحقيقي،كه شخصيت را بر مفهوم جسماني و رواني آن گرفته است و هرگونه تحولي را در آن وابسته به دگرگوني هايي مي داند كه در جسم و روان انسان حاصل مي گردد به تعبير ديگر شخصيت به ساختمان زيستي و رواني فرد و يا مجموعه عوامل داخلي و فردي گفته مي شود.كين برگ،جرم شناس معروف «شخصيت را مجموعه اي از گرايش ها و استعدادهاي تظاهر كننده فرد مي داند (2)»

قرآن كريم در آيه 84 سوره اسري-عمل انسان را مبتني بر چيزي مي داند كه آن را « شامكه » مي نامند، به عبارت ديگر منشأ اعمال انسان را شامكه مي داند وبا توجه به اين  نكته « شامكه » را مي توان معادل شخصيت در روان شناسي دانست. شامكه داراي معاني متفاوتي از جمله خلق و خوي،نيت،هيئت و ساختار رواني، مذهب و طريق، مثل و مانند، حاجت و نياز ... مي باشد.

عناصر تشكيل دهنده شخصيت عبارتند از: عقل و هواي نفس به نظر مي رسد كه رفتار بيشتر تابع اين دو عنصر است زيرا كه در نگرش انديشمندان اسلامي طبيعت انسان تشكيل يافته از جنبه هاي مثبت « فطرت و عقل » و جنبه هاي منفي « هواي نفس » كه جنبه هاي مثبت آگاهانه به دنبال حق حقيقت اند و جنبه هاي منفي ناآگاهانه به دنبال كسب لذت و فرار از الم هستند.عقل و هواي نفس براي كنترل شخصيت دائم در حال نزاع اند.

شخصيت سالم،شخصيتي كه با آگاهي بر موقعيت زماني و مكاني،براي خويشتن هدفي انساني برگزيده و به سمت آن در حال حركت و پيشروي است،در مقابل شخصيت نا به هنجار،به خاطر تعارضات دائمي عقل و رفتار يك حالت رواني در وي ايجاد مي شود كه باعث سردرگمي و بروز مشكلات براي وي مي شود و ديد واقع بينانه خود را از دست مي دهد (3). 

شخصيت از واژه رومي persona به معني ماسك يا نقابي بود كه بازيگران به چهره مي زدند و با آن نقش بازي  مي كردند، در واقع شخصيت ماسك افراد است، ماسكي افراد با آن شناخته مي شوند .يكي از جرم شناسان در كتاب خود با عنوان « چگونه مجرم مي شوند » تحليل متفاوتي از عقايد « فرويد » كرده است. 

1) جرم عكس العملي است عليه اضطراب،اضطراب نوروتيك يكي از بيماري هاي رواني است كه بسيار ديده مي شود.

يكي از انواع آن « احساس ناامني »  است كه « من » در مقابل آن شرايط يا انسان احساس ناامني مي  كند و دچار ترس مي گردد و سعي مي كند كه از آن بگريزد يا آن را از بين ببرد و اين برداشتن مانع اغلب باعث بروز جرم مي گردد.

2) جرم علامتي از ضعف و ناپختگي « من » است و شخص نتوانسته ميان نهاد و فرامن تعادل ايجاد  كند و « من » با ارتكاب جرم مساله خود را حل مي كند. 

3) جرم علامتي از ضعف « فرامن » است. هميشه نمي توان گفت كه ناپختگي « من » موجب جرم مي شود. بلكه اگر مقررات ،دستورات و قوانين دچار اشكال باشد و يا بر طبق اصول صحيح ومنطبق با آداب و رسوم يك قوم تدوين نگردد ويا قانون به نحو ظالمانه با مردم برخورد كند . امكان دارد كه فرد عليه اين قوانين و مقررات بلند شود.

در واقع روان انسان طبق نظر « فرويد » از 3 قسمت تشكيل يافته است.
1) من، 2) غرايز، 3) من برتر

1) من: مجموع آموزش ها،يادگيري ها، و آنچه شخص در طول عمرش ديده و فرا گرفته است.

2) غرايز: مجموعه نيروهاي جنسي و غرايز ابتدايي فرد است.

3) من برتر: مجموعه قوانين و ارزش ها است. مجموعه بايد و نبايدها 

شخصيت انسان از ابتداي تولد تا خاتمه عمر در حال ت كامل است،گرچه پايه هاي اصلي شخصيت انسان در سنين كودكي پايه ريزي مي شود و شخص خصوصياتي هم چون هوش، رنگ پوست،شكل استخوان بندي و ... را از والدين به ارث مي برد .،اما عوامل محيطي و اجتماعي هم در شكل گيري و تكامل شخصيت تاثير به سزايي دارد.

گروهي از روان شناسان تنها براي عوامل دروني مانند ارث،نقص كروموزوم اختلالات هورموني ارزش قائل اند تا آن جا كه نقش عوامل بيروني را به كلي منكر مي شوند،و معتقدند كه شخصيت انسان را از همان آغاز شكل گيري نطفه پدر و مادر مي سازند. در مقابل گروهي براي عوامل بيروني هم چون محيط ارزش قائل شد.و معتقدند كه اگر عوامل اجتماعي متناسب باشند حتي عوامل دروني را مي توانند مساعد كنند.هر چند كه نقش عوامل بيروني و دروني . مكمل اند.و مجموع اين ها فرد را مي سازد.(4)


----------------------
1- نابهنجاري و بزهكاري كودكان و نوجوانان-تاليف:نجفي توانا،علي –تهران آموزش سازمان سنجش، 1385
2- روان شناسي و جرم-تاليف:ديويد واين و آيدن سامونز-ترجمه: نجفي توانا داوود-تهران،ميزان 1383
3- کاشاني،ملا فتح الله «تفسير کبير منهج الصادقين» انتشارات اسلاميه،تهران،1346
4- نابهنجاري و بزهكاري كودكان و نوجوانان-تاليف:نجفي توانا،علي –تهران آموزش سازمان سنجش، 1385



نويسندگان:
- كوثر لجم اورك
- داريوش جعفري





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان