بسم الله
 
EN

بازدیدها: 24

پوشش زنان در ايران- قسمت دوم

  1397/1/26
خلاصه: لباس پوشيدن سابقه‏اى به اندازه حيات انسان دارد و جز پيروان يکى از مکاتب فکرى که بر لزوم برهنه زيستى پاى مى‏فشارند، همه افراد به نوعى آن را تجربه مى‏کنند. يکي از امتيازات انسان، در مقايسه با موجودات ديگر، تهيه پوشش مناسب براي اندام خويش است. بر اين اساس، لباس پوشيدن يکي از شئون و ويژگي هاي انسان است. لباس، افزون بر حفظ انسان از سرما و گرما و برف و باران و ياري دادن وي در حفظ عفت و شرم، در آراستگي و زيبايي آدمي نيز نقشي مهم ايفا مي کند و مي توان آن را نشان دهنده گرايش اعتقادي فرد و تعلق وي به فرهنگي خاص دانست. لذا در تحقيق حاضر با هدف معرفي وضعيت پوشش زنان ايراني ضمن بررسي ريشه‌هاي پوشش زنان به تاريخچه پوشش زنان ايراني و معرفي انواع پوشش‌هاي محلي و شهري امروز ايران زمين پرداخته خواهد شد.
قسمت قبلي

گفتار دوم 

تاريخچه پوشش در ايران 


بدون ترديد جهان بينى و انسان شناسى هر فرهنگ و مكتب، نقش اساسى و مهمّى در انتخاب نوع و كيفيت پوشش دارد. 

تاريخچه پوشش در ايران نيز پيوندي عميق با حجاب، به معناي پوشش كامل و زيبايي شناسي و زيبايي دوستي دارد. 

سرزمين ايران سرآمد زيبايي ها و ظرافتهاست، مردم ما حامل فرهنگي عميق و ريشه دار، با آميزه اي از دين و تاريخ هستند. تاريخي كه در اقصا نقاط عالم ريشه دوانده است. 
هر اندازه فرهنگ و هنر يك سرزمين با بنيانهاي اعتقادي و فكري و ديرپاي ملتي مرتبط باشد، برعمق عظمت حس زيبايي شناختي مردم آن سرزمين تاثير مي گذارد. 

تجليّات پوشش در ميان زنان ايران چنان چشم‏گير است كه برخى از انديشمندان و تمدن‏نگاران، ايران را منبع اصلى ترويج حجاب در جهان معرفى كرده‏ اند. 

يافته هاي پژوهشي نشان مي دهد كه زنان ايران زمين از زمان مادها (كه نخستين ساكنان آريايي ايران زمين بوده اند) حجاب كاملي شامل پيراهن بلندچين دار و شلوار تا مچ پا و چادر و شنلي بلند روي لباس ها، داشته اند. اين حجاب در دوران سلسله هاي مختلف پارس ها نيز معمول بوده است. در زمان زرتشت و قبل و بعد از آن، زنان ايراني از حجابي كامل برخوردار بوده اند. 

برابر متون تاريخي، در همه آن زمان ها پوشاندن موي سر و داشتن لباس بلند و شلوار و چادر رايج بوده است و زنان با آزادي در محيط بيرون خانه رفت و آمد مي كردند و هم پاي مردان به كار مي پرداختند. و اين امور با حجاب كامل و پرهيز شديد از اختلاط هاي فساد برانگيز همراه بوده است. 

جايگاه فرهنگي پوشش در ميان زنان نجيب ايران زمين به گونه اي بوده است كه در دوران سلطه كامل شاهان، هنگامي كه خشايارشاه به ملكه «وشي» دستور داد كه بدون پوشش به بزم بيايد تا حاضران زيبايي او را بنگرند، وي امتناع كرد و براي اين سرپيچي، به حكم دادوران، عنوان «ملكه ايران» را از دست داد. 

دوره مادها 


مادها اولين حكومت فراگير در فلات ايران بودند آنان از هر طبقه و قومي كه بودند براي جلوه گري هر چه بيشتر خود به هر چيزي كه گمان مي بردند خودآرايي است مانند يك نياز حتمي و حياتي دست مي يافتند و در هر زمان وسايل موجود را از طلا، نقره، مفرغ، آهن تا گچ و سنگ و صدف مي ساختند. 

«اصلى كه بايد در نظر داشت، اين است كه طبق نقوش برجسته و مجسمه‏ هاى ما قبل ميلاد، پوشاك زنان آن دوره از لحاظ شكل، با كمى تفاوت، با پوشاك مردان يكسان است.» و «مرد و زن به واسطه اختلافى كه ميان پوشش سرشان وجود دارد، از هم تميز داده مى‏شوند.» 


دوره پارسى‏ها (هخامنشيان) 


پارسى‏ها به وسيله كوروش، دولت ماد را از ميان برداشته و سلسله هخامنشى را تأسيس كردند. آنها از نظر لباس همانند مادها بودند. در مورد پوشاك خاص زنان اين دوره آمده است: «از روى برخى نقوش مانده از آن زمان، به زنان بومى برمى‏خوريم كه پوششى جالب دارند. پيراهن آنان پوششى ساده و بلند يا داراى راسته چين و آستين كوتاه است. 

به زنان ديگر آن دوره نيز برمى‏خوريم كه از پهلو به اسب سوارند. اينان چادرى مستطيل شكل، بر روى همه لباس خود افكنده و در زير آن، يك پيراهن با دامن بلند و در زير آن نيز، پيراهن بلند ديگرى تا به مچ پا نمايان است. » 

تصوير به جا مانده بر روي تخته سنگهاي دوره هخامنشي نشان مي دهد كه شباهتي بين لباس زنان و مردان پارسي وجود داشته است. زنان پارسي به جز لباس شبيه آنچه ملكه مي پوشيده، لباس ديگري نيز داشته اند، پيراهن آنان پوششي ساده، بلند يا داراي راسته چين و آستين كوتاه بوده كه دامن از زانو به پايين شرابه هايي از مچ پا آويزان داشته، علاوه بر اينها زنان پارسي از چادر نيز استفاده مي كردند، و آنرا بر روي تن خود مي انداختند به طوري كه تمام لباسهاي زير را مي پوشانيد. نقوشي كه روي فرش پازيريك كه در سيبري پيدا شده و آنرا مربوط به ايران در دوران هخامنشي مي دانند، اين مطلب را تصديق مي كند زيرا زناني كه بر روي اين فرش نقش كرده اند پوششي سر اندر پا چيزي شبيه چادر روي همه پوشاك خود داشته اند. 

دوره اشكانيان 


در اين دوره نيز همانند گذشته، پوشش زنان ايرانى كامل بوده است. در اين باره چنين مى‏خوانيم: « لباس زنان اشكاني پيراهني بلند روي زمين، گشاد، پرچين، آستين دار و يقه راست بوده است و پيراهن ديگري روي آن را مي پوشانيده است. قد پيراهن دوم نسبت به اولي كوتاه و ضمناً يقه باز بوده است و روي اين دو پيراهن چادر به سر مي كردند. » 
پيراهن ها از پارچه هاي منقش (مخصوصاً قلابدوزي شده) تهيه مي شده است. آنان كفش ساده دوران اشكاني را به پا مي كردند و كمربندشان منحصر به نواري بوده كه براي جمع كردن گشادي پيراهن در زير سينه مي بستند. 

نقش برجسته پالير در موزه لوور زني از دوره اشكاني را نشان مي دهد. اين زن چادر به سر دارد و زير آن عمامه اش به خوبي نمايان است. بر بالاي پيشاني (پايين عمامه) فلزي پهن منقوش و برجسته چون نواري موهاي جلوي سر را پوشانده و با وضع مطلوبي به عقب سر برده است. 

در جاى ديگر آمده است: «چادر زنان اشكانى به رنگ‏هاى شاد و ارغوانى و يا سفيد بوده است. گوشه چادر در زير يك تخته فلزى بيضى منقوش يا دكمه كه به وسيله زنجيرى به گردن افكنده شده، بند است. اين چادر به نحوى روى سر مى‏افتاده كه عمامه (نوعى كلاه زنانه) را در قسمت عقب و پهلوها مى‏پوشانيده است. 

دوره ساسانيان 


در اين دوره اردشير دين زرتشت را دين رسمى كشور قرار داد. اوستا را ترجمه و آتشكده ‏هاى ويران را بازسازى نمود. زنان در اين دوره همچنان داراى حجاب كامل بودند. در مورد پوشاك زنان اين دوره چنين آمده است: «چادر كه از دوره‏هاى پيش مورد استفاده بانوان ايران بوده است، در اين دوره نيز به صور مختلف مورد استعمال داشته است.» 

از آن‏جا كه زرتشت در زمينه اصل حجاب و پوشش زنان در ايران كمبودى نمى‏ديده است، با تأييد حدود و كيفيت حجاب رايج آن دوران، كوشيد تا با پندهاى، خود ريشه‏هاى درونى حجاب را تعميق و مستحكم نموده، عامل درون را ضامن اجرا و پشتوانه استمرار و استوارى حجاب معمول قرار دهد. 

بررسي نقوش سنگي و طرح‌هايي از چندين بشقاب باستاني نشان مي‌دهد كه بانون ساساني پيراهني بلند با آستين يا بدون آستين، پرچين و گشاد مي پوشيده اند و آن را با نواري در زير سينه مانند زنان اشكاني جمع مي كردند، از طرز قلم زني و چين سازي پيراهن و دامن پيداست كه در انتهاي دامن بر پشت پا، پارچه اي اضافه و پرچين به آن دوخته اند يقه پيراهن آنان اغلب گرد ولي يقه جلو باز تا پايين تر از سينه نيز ديده مي شود زنان ساساني گاهي چادر گشاد و پرچين سر مي كردند كه تا ساق پا مي رسيده است. 

دوره صفويان 


به دليل توجه صفويان به آداب و رسوم و مذهب خاص ايراني و مذهب اثني عشري، رشته هاي گوناگون صنعت و هنر، پيشرفت شاياني داشته است، كه در اين ميان پوشاك بانوان، با توجه به بافت خاص اجتماعي – مذهبي آن روزگار شكل خاصي به خود گرفت. 

پيراهنها، اغلب رنگارنگ و گلدار و زربفت ابريشمي بود و روي آن قباي جلوباز بلندي تا مچ پا به پا مي كردند و كمربندي به كمر مي بستند بصورتيكه محكم روي كمر قرار نگيرد، كلاه كوچك، چارقد، شلوار پنبه دوزي شده، جوراب ساقه كوتاه پارچه اي از جمله پوشاكي بودند كه در فصل زمستان مورد استفاده زنان قرار مي گرفتند. 

زنان هنگام بيرون رفتن از خانه چادر بزرگ سفيد يا بنفش رنگي، به سر مي كردند كه تمامي بدن آنان را مي پوشاند و فقط جلوي صورت باز مي ماند كه بوسيله آن مي توانستند پيش روي خود را ببينند. 

دوره زنديه 

در دوره نادرشاه افشار و خاندان او از تجملات لباس ها كاسته شد و جامه ها فرمي ساده تر به خود گرفتند. 

از خصوصيات جامه هاي اين دوره كوتاه شدن دامن پيراهن ها (بلوز) و قبا بود و فرم شلوار(تنگ يا گشاد) و جنس وتزيينات آن اهميت بيشتري پيدا كرد. 

در دروه زنديه عموما زنان پيراهن تنگي در بر مي كردند كه پارچه آن اغلب از نخ و ابريشم بود. يقه گرد (بدون يقه) كه در وسط آن چاكي بوسيله روبان يا دكمه در زير گلو بسته ميشد. در مواقع احتياج روي پيراهن، اغلب ارخالق( كت بلندي است كه تا نصف بدن را مي پوشاند)آستين سنبوسه يا كليجه( كت بلندي كه تا روي ران مي رسيد روي ارخالق مي پوشيدند) آستين كوتاه مي پوشيدند. 

زنان اين دروه مانند مردان، شلوار گشاد و بلندي كه از پارچه هاي راه راه كه بطور مورب دوخته مي شد به پا مي كردند و روي آن دامن گشاد و نسبتا بلندي مي پوشيدند كه تا وسط ساق پا مي رسيد. 

زنان در اين دوره روي سرخود توري يا پارچه زيبايي را بطور آزاد انداخته و با زيور وزينت، موهاي خود را مي آراستند. كفش آنها نعلين يا ساغري نوك برگشته بود كه فقط اندكي از سر انگشتان پا در داخل آن قرار مي گرفت. زنان هنگام خروج از منزل چادر سياه يا بنفش يا نيلي تند به سر مي كردند و روي خود را با روبنده، كاملا مي پوشاندند. 

دوره قاجاريه 


پوشاك زنان در دروه قاجاريه شبيه لباسهاي زنديه بوده و خيلي كم تغيير كرده است. پيراهن هاي چاك دار آستين بلند دوره قبل با دامنهاي گشاد و پرچين بلند كه لبه دامن را بوسيله يراق و گلابتون و.. . حاشيه داده تزيين مي كردند، كمربندي طلا و نقره يا جواهر نشان به كمر مي بستند. در اين دوره مانند دوره زنديه تور و كلاهك زينت سر بوده و چادر نماز و چارقد هنوز معمول نشده بود. 

مسافرت ناصرالدين شاه قاجار به فرهنگ و روسيه و ديدن لباسهاي بالرينهاي پترزبورگ كه شلوار بافته چسبان و نازكي به پا مي كردند و زير جامه بسيار كوتاهي به اندازه يك وجب روي آن مي پوشيدند، شاه را برآن داشته كه زنهاي حرمسراي خود را كه لباسشان شامل: پيراهن، ارخالق، كليجه، شليته، شلوار، جوراب، چارقد و كلاغي بود، به اين لباس درآورد. 

ساختار طبيعي فلات ايران در طول اعصار تاريخي اين مرز و بوم و مركزيتي كه به دليل داشتن پل ارتباطي بين شرق و غرب عالم داشت باعث شد كه اين سرزمين ساليان سال در معرض يورش و تهاجمات اقوام و ملل گوناگون قرار گيرد. بديهي است كه اين يورشها توسط اقوامي كه داراي فرهنگ و اعتقادات ويژه خود بودند صورت مي‌گرفت و شديدترين فشارها را بر فرهنگ بومي و سنتي جامعه به وجود مي‌آورد. 

بدين گونه قوم ايراني كه از اعصار باستان اعتقاد به پوشيدگي و مستوري زن داشت و حتي خدايان و الهه‌هاي خود را در اوج پاكي و قداست مي‌پرستيد و با قبول دين اسلام و تأكيد و تأييد اين دين بيش از پيش بر پوشيدگي زنان دقت مي‌كرد، تحت فشارهاي گوناگون قرار گرفت: « هجوم مغول بعينه نمونه‌اي از اين فشارها مبني بر حضور زن بدون پوشش در مجامع عمومي بود كه پس از قدرت گرفتن حكومتهاي شيعي مذهبي چون سربداران و صفويان منتفي شد و زن ايراني با پوشش همچنان به حضور خود در اجتماع مي‌پرداخت. » 

بنابراين دوران قاجاريه به عنوان نخستين دوران رويارويي نزديك با غرب حائز اهميت است. ايرانيان نخستين تجربيات تلخ شكست از غرب را در جنگهاي ايران و روسيه آزمودند و به ناچار به تفوق نظام جنگي و علمي آنان آگاه شدند. بروز جنگهاي ايران و روس، روابط ايران را كه ساليان سال به دليل جنگهاي داخلي از اوضاع جهاني بي خبر بود گسترش داد و رفت و آمد خارجيان فزوني گرفت. از سويي ديگر اعزام محصلين ايراني به خارج از كشور به منظور كسب علوم و فنون جديد، ايرانيان را با سبك زندگي غربي آشنا كرد. همين رفت و آمدها به دربار و ارتباط خارجيان با ايرانيان در نوع پوشش مردان تأثير گذاشت و كم كم استفاده از پيراهن و كفش چرمي معمول گشت. 

تغيير لباس زنان اندرون نيز كه پس از سفرهاي ناصرالدين شاه به اروپا آغاز شده بود، به تدريج از حرمسراي شاهي به خانه اعيان و ساير اقشار جامعه سرايت نمود. اما پوشش زنان در بيرون از خانه تا دوره مشروطيت و مدتي پس از آن به همان شكل سنتي (چادر، چاقچور و روبنده) بود. 

تحولات سياسي ايران پس از انقلاب مشروطه در جامعه زنان بي تأثير نبود، به ويژه آنكه احزاب سياسي و گروههاي متعدد مسئله تعليم و تربيت زنان و اصلاح وضعيت آنان را در رأس برنامه خود قرار داده بودند. آنان يكي از عوامل اصلي متمدن بودن را حضور زنان در عرصه اجتماع مي‌دانستند و مانع اصلي اين حضور را در سبك و شيوه زيستي و سنتي جامعه و نوع پوشاك جست وجو مي‌كردند. بنابر اين به دنبال يك سري انتقادات نسبت به حضور زنان در اندروني، خواستار حضور آنان در جامعه بودند. بدين منظور يك جريان پنهان اما مستمر با بيان آزادي زن از اسارت، بين تجددخواهان بروز كرد. اينان خواستار حضور زن در عرصه اجتماعي بودند و از وضع حجاب سخن به ميان مي‌آوردند. 

ورود اجناس و البسه گوناگون اروپايي و حضور خياطان و طراحان فرانسوي، و تقليد از آنها، كم كم، باعث تغييراتي مهم در وضع لباس ايرانيان و خصوصا زنان ايراني شد. به اين ترتيب كه، از طول و عرض چادر كاسته شد و چاقچور و روبنده در ميان جوانان، اكثرا از بين رفت و پيچه عموميت يافت، شلوار كشي تبديل به جوراب هاي ساقه بلند ماشيني شد، پيراهن و شليته و شلوار و چادر كمري جاي خود را به پيراهن هاي بلند يك تكه كه بلندي آن بر حسب مد روز تغيير مي كرد، دادند و به جاي ارخالق و نيم تنه، كت و ژيلت و بلوز به طرز دوخت اروپايي معمول شد و پارچه هاي زري و مخمل و تور، به كرپ و ساتن و كرپ دشين و ژرژت و.. . تغيير يافت. 

چنانچه گفته شد، با نگاهي به تاريخ تحول پوشاك زنان در ايران خواهيم ديد كه تغيير و تحولات لباس زنان از اندروني و زنان درباري شروع شده و به طبقات و اقشار ديگر جامعه سرايت كرده است، اين تقليد بنا به موقعيت اجتماعي افراد و به تناسب و توانايي آنها در انتخاب نوع و جنس پارچه و تزيين آن تفكيك مي شده است. 
در زمان رضا شاه كه پوشاك ادامه دروه قبل است، بيشتر زنان اعيان و اشراف لباس هاي اروپايي به تن مي كردند اما هنگام خروج از منزل روي آن چادر مي پوشيدند. 

كشف حجاب 


جوامع مختلف، تجربه تاريخي خود را با سنت هايي انباشته كرده اند كه هريك در شكل و شمايلي از اجزاي فرهنگ عمومي تصوير گرفته است. 

مي توان با بررسي پوشاك، رويارويي سنت و تجدد را به آشكارترين صورت مشاهده كرد. در اين مبحث جنبه انتقال سريع شئون و شخصيت، از طريق شكل لباس اهميت دارد، يعني هنگامي كه شئون فرهنگ پذيري را مطالعه و تجزيه و تحليل كنيم، اهميت پوشش بسيار تعيين كننده است. 

بنابراين پوشاك نيز همچون ديگر اجزاي فرهنگ در سير تحولات تاريخ، تهاجمات و روابط فرهنگي – سياسي دستخوش تغييراتي شده است. چنانچه تلفيق پوشاك مسلمانان اسپانيا با شكل پوشاك مسيحيان در اين كشور، از نمونه هاي قابل ذكر است. 

از نظر تاريخي، شكل نوين پوشش تحت عنوان بي‏حجابي از قرن نوزدهم آغاز شد. پس از رنسانس و انقلاب علمي صنعتي، به ويژه پس از جنگ جهاني دوم، به تدريج زمينه لازم در اروپا فراهم گرديد و با وقوع نهضت ‏به اصطلاح آزادي زنان(!) كنار گذاشتن حجاب مورد تشويق و تكريم قرار گرفت. 

مهمترين موضوعي كه ما را به نقش پوشش و حجاب در پيشرفت جوامع واقف مي كند، تلاش بي وقفه استعمار براي نفي ارزشهاي انساني و خصوصا پوشش و حجاب است. چنانچه سياست استعمار براي تجزيه الجزاير اولويت را به بي حجاب كردن زنان داد و تمامي تلاش خود را صرف اين امر نمود. 

حكومت هاي استعماري تمدن بزرگ اندلس را كه يكي از مراكز فرهنگ و تمدن اسلام بود و در اروپا همچون الماس مي درخشيد، با حربه بي حجاب كردن زنان به سقوط كشاندند. 
دامنه اين اقدامات كم‏كم كشورهاي اسلامي را نيز فرا گرفت. نخستين كشور اسلامي كه به صورت رسمي به كشف حجاب بانوان روي آوردافغانستان بود. دومين كشور تركيه بود كه پس از سقوط دولت عثماني، در سال 1313 منع حجاب در آن رسميت ‏يافت. در ايران نيز رضاخان، در هفدهم دي ماه 1314، به صورت رسمي كشف حجاب را به ترتيب زير اجرا كرد: 

با روي كار آمدن رضاشاه كساني كه ترك سنت و اخذ فرهنگ غربي را مهمترين عامل پيشرفت مي‌دانستند در پست هاي كليدي كشور قرار گرفته و مسئوليت هاي حساسي را برعهده گرفتند. 

در اولين مرحله سياست نوسازي فرهنگي پوشاك مردان مورد توجه قرار گرفت و با وضع قانون 1307ش جز طبقه روحانيان، كليه اتباع ذكور ايراني موظف شدند به لباس متحدالشكل درآمده و كلاه خارجي با نام كلاه پهلوي بر سر بگذارند. 

با اجراي اين قانون به تدريج از تعداد افرادي كه مجاز به استفاده از لباس روحانيون بودند كاسته شد. سفر رضاشاه به تركيه در سال 1313ش اثر عميقي بر نگرش او نسبت به ميزان استفاده از پوشاك غربي و ديگر الگوهاي غربي گذاشت. رضاشاه در فاصله سالهاي 1313ش تا 1314ش به منظور آماده ساختن افكار عمومي جهت كشف حجاب اقدامات وسيع تبليغاتي صورت داد و به مرور حجاب در مدارس و جشن هاي فرهنگيان ممنوع گشت. 

بالاخره در روز 17 دي ماه 1314ش در عمارت دانشسراي عالي تهران با حضور شاه و خانواده‌اش جشني برپا شد تا ديپلم فارغ‌التحصيلان به آنها اعطا شود. در اين مراسم رؤساي مدارس و همسران صاحب منصبان عالي رتبه و همسر و دختران شاه بدون حجاب ظاهر شدند و عملا دستور رفع حجاب را صادر كردند و اين روز به نام روز "آزادي زن و كشف حجاب " نامگذاري شد. از سوي ديگر در يك اقدام خشن از سوي نيروي انتظامي در سراسر كشور حجاب زنان شامل چادر و چاقچور و روبنده از سر آنان به زور برداشته‌شد. 
پس از اين تاريخ (مطابق با 1935. م) تبعيت از لباس هاي مد روز پيگري مي شد. 

اولين نوع لباس اروپايي زنان، لباس يك تكه بلند(ميدي) بدون برش در كمر مي باشد. همراه اين لباس ها مصرف انواع كلاه هاي لبه دار كوچك و بزرگ عموميت داشته و جزء قسمتي از پوشش جدا نشدني خانم‌هاي اين دوره محسوب مي شد. 

در زمان سلطنت محمد رضا شاه از سال 1320 تا 1357 ه. ش، به دليل نفوذ بيشتر استعمار، ارتباطات با كشورهاي غربي و امريكايي سير تحول لباس و همگون شدن آن با البسه خارجي، همراه با كوتاه تر شدن دامن ها تا زير زانو، بيشتر شد. 

از سال 1326 ه. ش (1947. م) قد دامنها مجددا بلند شده و حالت ميدي به خود مي گيرد. 

سال 1331 اوج لباسهاي دكولته به شمار مي آيد، و پارچه ژرسه از اين سال مد شده و قد آستينها 4،3 مي شود و دامنهاي راسته، تنگ، تازير زانو با كت هاي چسبان و بلند، يقه انگليسي و آرشال رايج مي شود. 

در سالهاي 1338 تا 1341، دامنهاي فون يا چهار ترك با لباسهاي يقه گرد ساده يا به صورت كشتي بسته و قد دامنها به روي زانو مي رسد. 

سال 1343، كت و شلوار با پاچه هاي گشاد، سال 1344، لباسهاي بالاتنه كوتاه و قد 10 – 20 سانتي متري بالاي زانو، پارچه هاي چارخانه، راه راه و نيز استفاده از پوست و به همين ترتيب طي سالهاي آتي تا سال 57، انواع مدهاي سياه و سفيد، شنل، شال گردن، مد جيپسي ( با الهام از كولي ها)، دامن ترك ميدي و شيوع مجدد لباسها و دامن هاي كوتاه و بالاي زانو، شلوار كوتاه، لباس حاملگي براي غير حامله ها، شلوار جين، انواع دامن شلواري، دامنهاي تنگ با چكمه هاي كوتاه، يقه هاي عموما بسته بابرگردان لين، انواع تونيك و شلوار ادامه يافت. 



نويسنده : نسرين جعفري کاديجانيد





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان