بسم الله
 
EN

بازدیدها: 145

تکريم خانواده در سيره اهل بيت- قسمت دوم (قسمت پاياني)

  1397/1/26
قسمت قبلي


3. به سفر بردن همسران

از ديگر جلوه هاي تکريم زنان، همسفر شدن رسول خدا و پيشوايان دين با همسرانشان است. آن بزرگواران براي حفظ حرمت و تکريم انساني همسرانشان، آنها را در شرايط خاص به سفر مي بردند. در حين سفر نيز زنان مورد تکريم اهل بيت(ع) قرار مي گرفتند. رفتارهاي عادلانه ميان آنها و به همه آنها به اندازه بها دادن و... بيانگر کرامت انساني آنهاست. رسول خدا(ص) گاه برخي از همسرانش را در برخي سفرها با خود مي برد. بدين منظور، براي آنکه کدورتي در بين آنان به وجود نيايد، قرعه مي زدند. 

روايتي به اين مضمون از عايشه نقل شده است: «کان رسول الله إذا أراده سفراً أقرع بين نسائه فايتهنّ خرج سهمُها خرج بها...[18]؛ هرگاه رسول خدا اراده سفر مي کرد، ميان همسرانش قرعه مي انداخت و نام هرکس بيرون مي آمد، او را به همراهش مي برد».

حقوق همسر

همسر از منظر قرآن[19] و اهل بيت(ع) داراي حقوقي است. در نگاه کلّي، برخي از حقوق زن بر مرد را مي توان چنين دسته بندي کرد:

الف) حقوق مالي

يکي از وظايف شوهر، تأمين زندگي همسرش در حد متعارف جامعه است. اين مطلب در يکي از سخنان امام صادق (ع) چنين جلوه يافته است: «عِيالُ الرَّجُلِ أُسَرَاؤُهُ فَمَنْ أَنْعَمَ اللّهُ عَلَيهِ نِعْمَةً فَلْيوَسِّعْ عَلَي أُسَرَائِهِ فَإِنْ لَمْ يفْعَلْ أَوْشَک أَنْ تَزُولَ تِلْک النِّعْمَةُ؛[20] همسر و خانواده اسيراني در دست مرد هستند. پس کسي که خدا به او نعمتي داده، به اسيران خود وسعت دهد. اگر اين کار را نکند، خداوند نعمت را از او مي گيرد».

از امام رضا(ع)نيز روايت شده که فرمود: «ينبغي للرّجل أن يوسّع علي عياله لئلاّ يتمنّوا موته[21]؛ شايسته است که انسان بر خانواده خويش در زندگي وسعت دهد تا آرزوي مرگ او (مرد) را نکنند».

اين نکته تاريخي مي تواند بيانگر اهميت تأمين معاش و توسعه زندگي زن و اهل خانه باشد و پرواضح است که تأمين مسکن و محل زندگي زن نيز زير مجموعه حقوق مالي زن است.

ب) حقوق زنا شويي

آن گاه که صيغه عقد بين زن و مرد خوانده شد، نسبت به يکديگر داراي حق و حقوقي مي شوند. يکي از اين حقوق، مسائل مربوط به زناشويي است. بر زن و مردي که همسر يکديگرند، واجب است که اين حقوق را برآورده سازند و خود را مديون ديگري قرار ندهند. کلام نوراني زير که از امام سجاد(ع)نقل شده، به بخشي از اين حقوق اشاره دارد:

«و أما حق الزّوجةُ فإن تعلم أنّ اللّه عزّوجلّ جعلها لک سکناً و أنساً فتعلم أن ذلک نعمة من اللّه عليک فتکرمها و ترفق بها و إن کان حقک عليها أوجب[22]؛ حق زن آن است که بداني خداوند همسر را مايه آرامش و انس قرار داده و نيز بداني که همسر نعمت الهي بر تو است. پس او را گرامي بدار و با او مهرباني کن؛ اگرچه حق تو نيز بر او لازم است».

و نيز حسن بن زيات بصري مي گويد: با دوستم بر امام باقر(ع)وارد شديم. حضرت در اتاق تزيين شده نشسته بود و بالاپوشي گل دار و نقش دار بر تن داشت. محاسن خود را اصلاح کرده و به چشمان خود سرمه کشيده بود. سؤال هايمان را پرسيديم. در هنگام وداع فرمود: اي حسن! فردا تو و دوستت نزدم بياييد. فرداي آن روز نيز به محضر امام رسيديم. اين بار حضرت در اتاقي نشسته بود که جز حصير، فرشي نداشت. پيراهن خشني پوشيده بود. رو به دوستم کرده، فرمود: «برادر بصري! ديروز بر من وارد شدي و من در اتاق همسرم بودم. ديروز نوبت او و اتاق، اتاق او، وسايل اتاق هم براي او بود. او خود را برايم آراسته بود و من نيز بايد همانند او، خود را براي او مي آراستم. به دلت چيزي نسبت به من نگذرد!»

حسن بن زيات مي افزايد: دوستم گفت: فدايت گردم! به خدا سوگند بر دلم چيزي گذشت، اما اکنون خدا آن را از ميان برد و دانستم حق در همان است که گفتي[23].

ج) مهريه همسر

از ديگر جلوه هاي حقوق مالي زن، پرداخت مهريه اواست. اين حق را خداوند بر ذمّه مرد نهاده است

کساني که اين نکته مهم حقوقي را سبک بشمارند و به اداي آن بي توجهي کنند، مورد نکوهش اهل بيت (ع) قرار گرفته اند. حديث زيباي زير، گوياي همين حقيقت است:

«عن أبي عبداللّه (ع)قال: من أمهر مهراً ثم لاينوي قضائه کان بمنزلة السارق[24]؛ کسي که مهريه اي براي زنش قرار دهد و آن گاه نخواهد آن را بپردازد، به منزله دزد است».



-------------------------------
18 . بحارالانوار، ج 20، ص 309؛ القصص، جزائري، ص10.
19 . ر.ک: نساء / 7؛ بقره / 231؛ احزاب / 49 و...
20 . من لايحضره الفقيه، ج 3، ص 556 و ج 4، ص402؛ امالي صدوق، ص442؛ کشف الغمه، ج2، ص207؛ بحارالانوار، ج 75، ص 208؛ وسائل الشيعه، ج 20، ص 171. (در ضمن برخي منابع «انَّ عيالُ المرء» آمده است).
21 . اصول کافي، ج 4، ص 11؛ وسائل الشيعه، ج21، ص 541، ح 27810.
22 . من لايحضره الفقيه، ج 2، ص 621؛ بحارالانوار، ج 71، ص4.
23 . اصول کافي، ج 6، ص 448، ح 13؛ وسائل الشيعه، ج 5، ص 32، ح 5817.
24 . ناصول کافي، ج 5، ص 383؛ وسائل الشيعه، ج 21، ص 266، ح 27055.




نويسنده: سيد علي نقي مير حسيني





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان