بسم الله
 
EN

بازدیدها: 100

جرم شناسي در آيات قرآن کريم- قسمت پنجم

  1397/1/21
خلاصه: در اين کار مي خواهيم به اساسي ترين پرسش هاي مطرح شده در جرم شناسي پاسخ دهيم ، منتها از ديدگاه قرآن کريم. يعني با مشاهده و اندکي بررسي در آيات شريفه ي قرآن به اين پاسخ برسيم که از منظر قرآن کريم ، اساساً: جرم چيست؟ علل ارتکاب جرم چيست؟ چه راه هايي براي پيش گيري از جرم وجود دارد؟ و نهايتاً اينکه در برابر جرم و پديده ي مجرمانه چه بايد کرد؟ يعني مي خواهيم بدانيم اولاً آيا اصلاً در قرآن کريم پاسخي براي اين پرسش ها وجود دارد و ثانياً اگر وجود دارد ، اين پاسخ چيست. البته براي بررسي و پاسخ به اين پرسش ها در ابتدا رويکرد جرم شناسي غرب را بررسي مي کنيم تا ببنيم آيا در جوامع غربي نيز مي توان مبناي ديني براي جرم شناسي پيدا کرد يا خير ، و سپس به جرم شناسي اسلامي و قرآني خواهيم پرداخت.
قسمت قبلي

چگونگي برخورد با مجرمين

هر پارادايم و انديشه ي جرم شناسانه ، در پي پاسخ به چند پرسش اساسي است : چيستي جرم ، چرايي جرم ، چگونگي پيشگيري از آن و نهايتاً اينکه چه واکنشي بايد نسبت به آن انجام داد.

در مباحث گذشته در حد امکان سعي کرديم به بررسي پاسخ پرسش هاي نخست در آيات قرآن کريم بپردازيم و آنچه باقي مي ماند تبيين واکنش در برابر جرم يا چگونگي برخورد با مجرمين است. در قرآن کريم آيات بسياري به توضيح و تبيين اين امر مي پردازند و اصولي را مطرح مي کنند که بايد در برخورد با مجرمين مد نظر قرار داد. و از جمله ي اين اصول ، مي توان به موارد زير اشاره کرد :

شخصي بودن جرم و مجازات :

يکي از از اصول پايه و بديهي در حقوق کيفري اصل شخصي بودن مجازات هاست. يعني هر فرد ، تنها نسبت به آنچه خودش انجام داده بايد پاسخگو باشد و نبايد هيچ فردي را به خاطر کار فرد ديگر بازخواست کرد. در آيات زير به اين امر به وضوح اشاره شده است :

- أَمْ يقَولُونَ افْتَرَاه قلْ إِنِ افْتَرَيْتُهُ فَ عَلَيَّ إِجْرَامِي وَأَنَا بَرِيءٌ مِما تُجرِمُونَ (آيا مشركان مىگويند : پيامبر ، اين قرآن را از نزد خود به دروغ ساخته (و به خدا نسبت داده ؟) بگو : اگر آن را به دروغ ساخته باشم ، گناهم فقط بر عهده خود من است ، و من از گناهانى كه شما مرتكب مى شويد بيزارم.) هود/ 35

- قَالَ مَعَاذَ اللَّهِ أَنْ نَأْخُذَ إِلَّاَّ مَنْ وَجَدْنَا مَتَاعَنَا عِنْدَهُ إِنَّا إِذًا لَظَالِمُونَ (گفت : پناه بر خدا از اينكه بازداشت كنيم مگر كسى كه متاع خود را نزد وى يافته ايم ، كه اگر غير او را بازداشت كنيم در اين صورت ستمكار خواهيم بود.) يوسف/ 79

اين آيه که درمورد داستان زندگي حضرت يوسف (ع) است ، به ماجراي يافتن جام زرين ايشان در بار برادرش بنيامين اشاره دارد. که حضرت خطاب به ديگر برادران که از وي درخواست کردند يکي از آن ها را بجاي بنيامين بازداشت کند، مي فرمايد: اگر کسي غير از آنکه مرتکب جرم شده را مجازات کنم ستم کرده ام و از ستم کاري به خدا پناه مي برم.

لزوم وجود عمد در جرايم

براي اينکه بتوان فردي را مرتکب جرم دانست و مجازات نمود ، بايد احراز شود که وي در ارتکاب آن قصد داشته و از روي اراده به انجام آن مبادرت کرده. وگرنه مسئول دانستن وي ناعادلانه است. البته بهتر است بگوييم فرد بايد مرتکب نوعي تقصير (در مفهوم عام و محاوره کلمه) شده باشد ؛ که اين تقصير اعم است از عمد (در جرايم عمدي) و بي احتياطي يا بي مبالاتي در جرايم غير عمد ؛ يعني رفتار فرد يا همراه با سوءنيت باشد ، يا عدم دورانديشي لازم و يا اينکه اصلاً رفتاري ممنوعه باشد.

بهرحال در آيات زير کم و بيش به اين اصل اشاره شده :

-وَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ فِيمَا أَخْطَأْتُمْ بِهِ وَلَكِنْ مَا تَعَمَّدَتْ قُلُوبُكُمْ و كَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِيمًا (و بر شما در آنچه (از انتسابهايى) كه به خطا انجام داده ايد ، گناهى نيست ؛ ولى آنچه را كه دلهايتان تعمد و قصد جدى داشته است (گناه است) ؛ و خدا همواره بسيار آمرزنده و مهربان است.) احزاب/ 5

-وَالَّذِينَ يؤُذُونَ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ بِغَيْرْ مَا اكْتَسَبُوا فَقَدِ احْتَمَلُوا بهُتَانًا وَإِثْمًا مُبِينًا (و كسانى كه مردان و زنان مؤمن را (با متهم كردن) به اعمالى كه انجام نداده اند ، مى آزارند ، بى ترديد بهتان و گناه بزرگى بر عهده گرفته اند.) احزاب/ 58

-وَلَوْ يؤُاخِذُ اللَّهُ النَّاسَ بِمَا كَسَبُوا مَا تَرَكَ عَلَىَ ظَهْرِهَا مِنْ دَابَّةٍ (اگر خدا مردم را به كيفر گناهانشان مجازات مى كرد ، هيچ جنبنده اى را بر پشت زمين وا نمى گذاشت.) فاطر/ 45

-وَ بَدَالَهَمُ سَيِّئَاتُ مَا كَسَبُوا وَحَاقَ بِهِمْ مَا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُونَ (و زشتى هاى آنچه را كه مرتكب شده اند براى آنان پديدار مى گردد ، و آنچه (از عذابهايى) كه مسخره مىكردند ، آنان را احاطه خواهد كرد.)زمر/ 48

-قُلْ لِلَّذِينَ آمَنُوا يغَفِرُوا لِلَّذِينَ لَّاَ يرَجُونَ أَيَّامَ اللَّهِ لِيَجْزِيَ قَوْمًا بِمَا كَانُوا يَكْسِبُونَ (به مؤمنان بگو : از كسانى كه به روزهاى خدا (چون روز آزمايش بندگان ، روز پيروزى اهل ايمان و شكست دشمنان و روز قيامت) اميد ندارند گذشت كنند ، تا (خدا) مردمى را (كه تهيدست از عقايد پاك و كردار شايسته هستند ، در روزى از روزهايش) به خاطر گناهانى كه همواره مرتكب مىشوند ، كيفر دهد.) جاثيه/ 14

-الْيَوْمَ تُجْزَىَ كُلُّ نفَسٍ بِمَا كَسَبَتْ لا ظُلْمَ الْيَوْمَ إِنَّ اللَّهَ سَرِيعُ الِحْسَابِئ (امروز هر كس را در برابر آنچه انجام داده است ، پاداش مىدهند . امروز هيچ ستمى وجود ندارد ؛ يقيناً خدا در حسابرسى سريع است.) غافر 17

-وَذَرُوا ظَاهِرَ الْاِثْمِ وَ بَاطِنَه إِنَّ الَّذِينَ يَكْسِبُونَ الْاِثْمَ سَيُجْزَوْنَ بِما كَانُوا يقَترفَونَ (گناه آشكار و پنهان را رها كنيد ؛ قطعاً كسانى كه مرتكب گناه مىشوند به زودى در برابر آنچه همواره مرتكب مي شدند ، مجازات خواهند شد.) انعام/ 120

-لِكُلِّ امْرِئٍ مِنْهُمْ مَا اكْتَسَبَ مِنَ الْاِثْم (براى هر مردى از آنان كيفرى به اندازه گناهى است كه مرتكب شده.) نور/ 11

درميان آيات فوق ، بارها واژه ي "اکتساب" يا "کسب" ذکر شده است. که به معني چيزي است که از اراده و اختيار ناشي شود. و منظور اين آيات از اکتساب کننده ، کساني است که از روي علم و انتخاب ، مرتکب گناه مي شوند. 

نکته اي که بايد به آن توجه کرد اين است که در چهار آيه اخير ، يک اصل ديگر نيز مطرح شده که عبارت است از: 

تناسب جرم و مجازات
شدت و قطعيت مجازات

-الزَّانِيَةُ وَالزَّانِيِّ فَاجْلِدُوا كُلَّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا مِائَةَ جَلْدَة  و َلَّاَ تَأْخُذْكُمْ بِهِمَا رَأْفَةٌ فِيِ دِينِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ تؤُمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْاْخِرِ (به  زن زناكار و مرد زناكار صد تازيانه بزنيد ، و اگر به خدا و روز قيامت ايمان داريد ، شما را در (اجراى) قانون خدا درباره آن دو نفر نبايد دلسوزى و مهربانى مانع شود.) نور/ 2

-كَدَأْبِ آلِ فِرْعَوْنَ وَالَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ  كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا فَأَخَذَهُمُ اللَّهُ بِذُنُوبِهِمْ   وَاللَّهُ شَدِيدُ الْعِقَابِ ((روشِ آنان) مانند روش فرعونيان و كسانى است كه پيش از آنان بودند كه آيات ما را تكذيب كردند ، پس خدا هم آنان را به گناهانشان مؤاخذه كرد ؛ و خدا سخت كيفر است.) آل عمران/ 11

اين آيه به يک اصل ديگر نيز اشاره مي نمايد که عبارت است از :

مسئوليت مشابه افراد در جرايم مشابه
عطف به ما سبق نشدن قوانين کيفري

-لَيْسَ عَلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحِاتِ جُنَاحٌ فِيمَا طَعِمُوا إِذَا مَا اتَّقَوْا وَآمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحِاتِ ثُمَ اتَّقَوْا وَآمَنُوا ثُمَ اتَّقَوْا وَأَحْسَنُوا  و َاللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ ( بر كسانى كه ايمان آوردهاند و كارهاى شايسته انجام داده اند نسبت به آنچه (پيش از حكم تحريم ، از مسكرات و منافع قمار و ساير مُحرّمات) خورده اند گناهى نيست ، در صورتى كه بپرهيزند و ايمان (واقعى) آورند و (خالصانه) كارهاى شايسته انجام دهند ؛ سپس پرهيزكارى را تداوم بخشند و ايمان خود را ادامه دهند ، و بر پرهيزكارى پافشارى ورزند و كار نيك بجا آورند ؛ و خدا نيكوكاران را دوست دارد.) مائده/ 93

-عَفَا اللَّهُ عَمَّا سَلَفَ و.َمَنْ عَادَ فَيَنْتَقِمُ اللَّهُ مِنْه   و اللَّهُ عَزِيزٌ ذُو انْتِقَامٍ (خدا از (گناه) كشتن شكارهايى كه پيش از اين حكم انجام گرفته درگذشت. و هر كه (پس از كفّاره دادن) به شكار كردن بازگردد، خدا از او انتقام مى گيرد ؛ و خدا تواناى شكست ناپذير و صاحب انتقام است.) مائده/ 95

عفو و گذشت

يَا أَيهُّا الَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِصَاصُ فِيِ الْقَتْلَى  الِحْرُّ بِالِحْرِّ وَالْعَبْدُ بِالْعَبْدِ وَالْانثَىَ  بِالْاُنْثَىَ  فَمَنْ عُفِيَ لَهُ مِنْ أَخِيهِ شَيْءٌ فَاتِّبَاعٌ بِالْمَعْرُوفِ وَأَدَاءٌ إِلَيْهِ بِإِحْسَانٍ  ذلِكَ تَخفِيفٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَرَحمةْ  فَمَنِ اعْتَدَىَ بعَدَ ذَلِكَ فَلَهُ عَذَابٌ أَلِيمٌ  (اى اهل ايمان ! در مورد كشته شدگان بر شما قصاص مقرّر شده : آزاد در برابر آزاد ، برده در برابر برده ، زن در برابر زن . پس كسى كه (مرتكب قتل شده چنانچه) از سوى برادر (دينى) اش (كه ولىِّ مقتول است) مورد چيزى از عفو قرار گرفت (كه به جاى قصاص ، خونبها پرداخت كند) پس پيروى از روش پسنديده (نسبت به وضع مادى قاتل بر عهده عفو كننده است) ، و پرداخت خونبها با نيكى و خوشرويى (بر عهده قاتل است) . اين (حكم) تخفيف و رحمتى است از سوى پروردگارتان ؛ پس هر كه بعد از عفو ، تجاوز كند (و به قصاص قاتل برخيزد) براى او عذابى دردناك است.) بقره/ 178

آيه ي فوق ، ضمن معرفي مجازات قصاص و پذيرش آن ، اعلام مي دارد که مي توان از مجازات مجرم گذشت و او را عفو کرد. در ضمنِ سفارش به عفو ، نکات ديگري (نظير امکان تخفيف در مجازات و عدم امکان بازگشت از عفو) نيز در اين آيه بيان مي شود.

مسئوليت هر کس به اندازه توان خود

-لَّاَ يُكَلِّفُ اللَّهُ نفَسًا إِلَّاَّ وُسْعَهَا (خدا هيچ كس را جز به اندازه توانايى اش تكليف نمى كند.) بقره/ 286

-وَلَّاَ نُكَلِّفُ نفَسًا إِلَّاَّ وُسْعَهَا  و َلَدَيْنَا كِتَابٌ ينَطِقُ بِالِحْقِّ  و َهُمْ لَّاَ يُظْلَمُونَ (و هيچ كس را جز به اندازه گنجايش و توانش تكليف نمىكنيم ، و نزد ما كتابى (چون لوح محفوظ) است كه (درباره همه امور آفرينش و نسبت به اعمال بندگان) به درستى سخن مىگويد ، و آنان (در پاداش و كيفر) مورد ستم قرار نمىگيرند.) مؤمنون/ 62

در اين آيه به نکات ديگري نيز اشاره شده. مثل : ضابطه مند بودن کيفر و عادلانه بودن کيفر 

عدم سکوت در برابر جرم

-وَلُوطًا إِذْ قَالَ لِقَوْمِهِ أَتَأْتُونَ الْفَاحِشَةَ وَأَنْتُمْ تبُصِرُونَ (و لوط را (ياد كن) هنگامى كه به قومش گفت : آيا اين عمل بسيار زشت را در حالى كه (وقت انجام دادنش با بىشرمى كامل به هم) نگاه مىكنيد ، مرتكب مىشويد؟!) نمل/ 54

عدم حمايت از مجرم در برابر بزه ديده

-قَالَ رَبِّ بِمَا أَنْعَمْتَ عَلَيَّ فَلَنْ أَكُونَ ظَهِيْرًا لِلْمُجْرِمِينَ ((موسي (ع)) گفت : اى پروردگار من به خاطر قدرتى كه به من عطا كردى ، هرگز پشتيبان مجرمان نخواهم شد.) قصص/ 86
-وَمَا كُنْتَ تَرْجُو أَنْ يلُقَىَ إِلَيْكَ الْكِتَابُ إِلَّاَّ رَحمهْ مِنْ رَبِّكَ  فَلَاَ تَكُونَنَّ ظَهِيْرًا لِلْكَافِرِينَ (و تو اميد و انتظار نداشتى كه اين كتاب بر تو القا شود ، لكن رحمتى از سوى پروردگارت بود (كه بر تو القا شد) ؛ پس هرگز پشتيبان كافران مباش.) قصص/ 86

-وَلَاَّ تُجَادِلْ عَنِ الَّذِينَ يَختَانُونَ أَنْفُسَهُمْ إِنَّ اللَّهَ لَّاَ يُحِبُّ مَنْ كَانَ خَوَّانًا أَثِيمًا (و از كسانى كه به خود خيانت مى كنند دفاع مكن ؛ زيرا خدا هر كس را كه خيانت پيشه و گناهكار است دوست ندارد.) نساء/ 107



نويسنده: محسن کاظمي پور - دانشجوي کارشناسي ارشد حقوق جزا و جرم شناسي دانشگاه شهيد باهنر کرمان







برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان