بسم الله
 
EN

بازدیدها: 132

متن قانون مجازات اسلامي جديد (کتاب اول تا چهارم) مصوب 1392- قسمت شانزدهم

  1397/1/21
قسمت قبلي

مبحث ششم ـ ديه زبان


ماده 611- قطع و يا از بين بردن تمام زبان گويا موجب ديه کامل است و ديه از بين بردن قسمتي از آن به نسبت گويايي از بين رفته است که با تقسيم تمام ديه به حروف محاسبه ميشود.
تبصره 1- ديه از بين بردن اداي هر حرف با توجه به حروف زبان تکلم مجنيٌ عليه تعيين ميشود مانند اينکه از بين بردن قدرت اداي يک حرف شخص فارسي زبان، يک سي ودوم ديه کامل است.
تبصره 2- شخصي که داراي لکنت زبان است و يا به کندي يا تندي سخن ميگويد يا برخي از حروف را نميتواند تلفظ کند، گويا محسوب ميشود.

ماده 612- قطع و از بين بردن تمام زبان لال موجب يک سوم ديه کامل است و از بين بردن مقداري از آن، موجب همان مقدار ديه به نسبت مساحت تمام زبان است.
تبصره- لال اعم از مادرزادي و عارضي است لکن کسي که به واسطه عارضه اي به طور موقت قادر به سخن گفتن نيست، گويا محسوب ميشود.

ماده 613- هرگاه شخصي مقداري از زبان کسي را قطع کند و موجب از بين رفتن قدرت اداي تعدادي از حروف گردد و شخص ديگري مقداري ديگر از زبان او را قطع کند و موجب از بين رفتن قدرت اداي تعداد ديگري از حروف شود هر شخص به نسبت تعداد حروفي که قدرت اداي آنها را از بين برده است، ضامن ميباشد.

ماده 614- قطع و از بين بردن تمام زبان کودکي که زمان سخن گفتن او فرا نرسيده، موجب ديه کامل است لکن اگر بعداً معلوم شود که لال بوده است، مازاد بر يک سوم ديه مسترد ميشود.

ماده 615- هرگاه قسمتي از زبان کودکي که زمان سخن گفتن او فرا نرسيده است، قطع شود به ميزان نسبت مساحت قطع شده، ديه پرداخت ميشود لکن اگر بعداً معلوم شود که کودک لال بوده است، دوسوم آن مسترد ميگردد و چنانچه معلوم شود که گويا بوده است، درصورتي که ديه حروف از بين رفته از ديه نسبت گويايي از بين رفته بيشتر باشد، مابه التفاوت آن بايد پرداخت شود.

مبحث هفتم ـ ديه دندان

ماده 616- از بين بردن تمام دندانهاي دائم بيست وهشتگانه ديه کامل دارد که به ترتيب زير توزيع ميشود:
الف- دندانهاي جلو که عبارتند از: پيش، چهارتايي و نيش که از هر کدام دو عدد در بالا و دو عدد در پايين ميرويد و جمعاً دوازده عدد است، هر کدام يک بيستم ديه کامل دارد.
ب- دندانهاي عقب که در چهار سمت پاياني از بالا و پايين در هر کدام يک ضاحک و سه ضرس قرار دارد و جمعاً شانزده عدد است، هر کدام يک چهلم ديه کامل دارد.

ماده 617- دندانهاي اضافي به هر نام که باشد و به هر نحو که روييده باشد اگر در کندن آنها نقصي حاصل شود، ارش ثابت ميگردد و اگر هيچگونه نقصي حاصل نشود ارش نيز ندارد.
تبصره 1- هرگاه در کندن دندان زائد نقصي حاصل نشود لکن جراحتي به وجود آيد، براي جراحت مزبور، ارش ثابت است.
تبصره 2- هرگاه در مورد اينکه دندان کنده شده اصلي است يا زائد، ترديد وجود داشته باشد و با رجوع به کارشناس، زائد يا اصلي بودن آن مشخص نشود، اقل الامرين از ديه دندان اصلي و ارش دندان زائد پرداخت ميشود.

ماده 618- هرگاه دندانهاي اصلي دائمي از بيست وهشت عدد کمتر باشد به همان نسبت از ديه کامل کاهش مييابد خواه خلقتاً کمتر باشد يا در اثر عارضه اي کم شده باشد.

ماده 619- در ميزان ديه تفاوتي ميان دندانهايي که رنگهاي گوناگون دارند، وجود ندارد و اگر دنداني در اثر جنايت، سياه شود و نيفتد ديه آن دوسوم ديه همان دندان است و ديه دنداني که قبلاً سياه شده است، يک سوم ديه همان دندان است.
تبصره ـ در تغيير رنگ دندان، بدون آنکه سياه شود يا منفعت آن از بين برود، ارش ثابت است و اگر پس از آن شخصي دندان مزبور را بکند، بايد ديه کامل همان دندان را بدهد.

ماده 620- ايجاد ترک يا لق کردن دندان هرگاه در حکم از بين بردن آن باشد، موجب ديه همان دندان و در غير اين صورت موجب ارش است.

ماده 621- کندن دندان لق يا ترک خورده که منفعت آن باقي است، موجب ديه همان دندان و در غير اين صورت موجب ارش است.

ماده 622- شکستن آن مقدار از دندان که نمايان است با بقاي ريشه، ديه همان دندان را دارد و اگر کسي بعد از شکستن مقدار مزبور ريشه را بکند، خواه مرتکب کسي باشد که مقدار نمايان دندان را شکسته است يا ديگري، ارش تعيين ميشود.
تبصره 1- شکستن مقداري از قسمت نمايان دندان به همان نسبت ديه دارد.
تبصره 2- هرگاه قسمتي از دندان کنده شده در اثر جنايت يا عارضه اي قبلاً از بين رفته باشد به همان نسبت از ديه دندان کاهش مييابد.

ماده 623- در کندن دندان شيري يک صدم ديه کامل ثابت است مگر اينکه کندن آن موجب گردد دندان دائمي نرويد که در اين صورت بايد ديه کامل دندان دائمي پرداخت شود.
تبصره- شکستن، معيوب کردن و شکافتن دندان شيري موجب ارش است.

ماده 624- با کنده شدن دندان دائمي ديه همان دندان ثابت ميشود، اگرچه دوباره در محل آن، دندان ديگري برويد و مانند سابق شود و چنانچه شخصي دندان روييده شده را دوباره بکند، بايد ديه کامل همان دندان را بپردازد.

ماده 625- هرگاه به جاي دندان کنده شده دندان ديگري يا همان دندان قرار گيرد و مانند دندان اصلي داراي حس و حيات شود، کندن آن، ديه همان دندان را دارد لکن اگر داراي حس و حيات نباشد، کندن آن موجب ضمان مالي است.

مبحث هشتم ـ ديه گردن

ماده 626- کج شدن و خميدگي گردن در اثر شکستگي در صورت عدم بهبودي و باقي ماندن اين حالت موجب ديه کامل و در صورت بهبودي و زوال حالت خميدگي و کج شدگي موجب ارش است.

ماده 627- شکستگي گردن بدون کج شدن و خميدگي آن موجب ارش است.

ماده 628- جنايت بر گردن که مانع فرو بردن يا جويدن غذا و يا نقص آن و يا مانع حرکت گردن شود موجب ارش است.

مبحث نهم ـ ديه فک

ماده 629- قطع کردن و يا از بين بردن دو استخوان چپ و راست فک که محل رويش دندانهاي پايين است، ديه کامل، هر کدام از آنها نصف ديه کامل و مقداري از آنها به همان نسبت ديه دارد.

ماده 630- ديه فک، مستقل از ديه دندان و ساير اعضاء است و اگر با فک، دندان يا غير آن از بين برود يا آسيب ببيند هر کدام ديه يا ارش جداگانه دارد.

ماده 631- جنايتي که موجب کندي حرکت فک شود، ارش دارد و چنانچه مانع جويدن يا موجب نقص آن شود، ارش آن نيز افزوده ميشود.

ماده 632- از بين بردن تمام يا قسمتي از فک بالا، موجب ارش است.

ماده 633- شکستگي استخوان فک پايين مشمول حکم شکستگي استخوان و شکستگي استخوان فک بالا مشمول حکم شکستگي استخوانهاي سر و صورت است.

ماده 634- فلج کردن فک پايين، دوسوم ديه کامل و قطع فک فلج، يک سوم ديه کامل دارد.

مبحث دهم ـ ديه دست و پا

ماده 635- قطع کردن و يا از بين بردن هريک از دستها از مفصل مچ به شرط آنکه داراي انگشتان کامل باشد، موجب نصف ديه کامل است خواه مجنيٌ عليه داراي دو دست و خواه به هر علت داراي يک دست باشد.

ماده 636- قطع تمام انگشتان يک دست از انتهاي انگشتان يا تا مچ، موجب نصف ديه کامل است.

ماده 637- قطع کردن و يا از بين بردن کف دستي که به هر علت داراي انگشت نميباشد، موجب ارش است.
تبصره ـ در قطع کردن و يا از بين بردن کف دستي که کمتر از پنج انگشت دارد، علاوه بر ديه آن انگشتان، نسبتي از ارش کف دست نيز ثابت است، بدين ترتيب که اگر مچ دست داراي يک انگشت باشد، علاوه بر ديه يک انگشت، چهارپنجم ارش کف دست و اگر داراي دو انگشت باشد، علاوه بر ديه دو انگشت، سه پنجم ارش کف دست و اگر داراي سه انگشت باشد، علاوه بر ديه سه انگشت، دوپنجم ارش کف دست و اگر داراي چهار انگشت باشد، علاوه بر ديه چهار انگشت، يکپنجم ارش کف دست نيز پرداخت ميشود.

ماده 638- قطع دست داراي ساعد از آرنج، خواه داراي کف باشد خواه نباشد نصف ديه کامل دارد و قطع دست داراي بازو از شانه، خواه داراي آرنج باشد خواه نباشد، نصف ديه کامل دارد.

ماده 639- دستي که داراي انگشتان است اگر بالاتر از مفصل مچ و نيز دستي که داراي ساعد است اگر بالاتر از آرنج قطع گردد علاوه بر نصف ديه کامل، موجب ارش مقدار زائدي که قطع شده نيز ميباشد.

ماده 640- قطع دست اصلي کسي که از مچ يا آرنج يا شانه داراي دو دست است، موجب نصف ديه کامل و قطع دست زائد موجب ارش است. تشخيص دست اصلي و زائد برعهده کارشناس مورد وثوق است.

ماده 641- ديه هريک از انگشتان اصلي دست، يک دهم ديه کامل است.

ماده 642- بريدن يا از بين بردن هر بند انگشت غير شست، موجب يکسوم ديه آن انگشت و هر بند انگشت شست، موجب نصف ديه شست است.

ماده 643- ديه انگشت زائد، يک سوم ديه انگشت اصلي و ديه بندهاي انگشت زائد، يک سوم ديه همان بند اصلي و ديه بند زائد انگشت اصلي يک سوم ديه بند اصلي همان انگشت است.
تبصره ـ درصورتي که بند انگشت نقصان داشته باشد به همان ميزان از مقدار ديه آن کاسته ميشود.

ماده 644- ديه فلج کردن هر دست دوسوم ديه دست، ديه فلج کردن هر انگشت دوسوم ديه همان انگشت، ديه قطع دست فلج يک سوم ديه دست و ديه قطع انگشت فلج يک سوم ديه همان انگشت است.

ماده 645- ديه از بين بردن ناخن به طوري که ديگر نرويد يا فاسد و معيوب برويد، يکدرصد ديه کامل و اگر بدون عيب برويد، نيم درصد ديه کامل ميباشد.

ماده 646- احکام مذکور در ديه دست و انگشتان آن، در پا و انگشتان آن نيز جاري است.

مبحث يازدهم ـ ديه ستون فقرات، نخاع و نشيمنگاه

ماده 647- ديه شکستن ستون فقرات به ترتيب ذيل است:
الف- شکستن ستون فقرات درصورتي که اصلاً درمان نشود و يا بعد از علاج به صورت خميده درآيد، موجب ديه کامل است.
ب- شکستن ستون فقرات که بي عيب درمان شود ولي موجب از بين رفتن يکي از منافع گردد مانند اينکه مجنيٌ عليه توان راه رفتن يا نشستن نداشته باشد و يا توان جنسي يا کنترل ادرار وي از بين برود، موجب ديه کامل است.
پ- شکستن ستون فقرات که درمان نشود و موجب عوارضي از قبيل موارد مندرج در بند(ب) شود، علاوه بر ديه کامل شکستگي ستون فقرات، موجب ديه يا ارش هريک از عوارض حاصله نيز است.
ت- شکستن ستون فقرات که بدون عيب درمان شود، موجب يک دهم ديه کامل است.
ث- شکستن ستون فقرات که موجب فلج و بيحس شدن پاها گردد علاوه بر ديه ستون فقرات، موجب دوسوم ديه براي فلج دو پا نيز است.
تبصره 1- مراد از شکستن ستون فقرات، شکستن يک يا چند مهره از مهره هاي ستون فقرات به جز مهره هاي گردن و استخوان دنبالچه ميباشد.
تبصره 2- جنايتي که سبب خميدگي پشت شود بدون آنکه موجب شکستن ستون فقرات گردد درصورتي که خميدگي درمان نشود، موجب ديه کامل و درصورتي که بدون عيب درمان شود، ديه آن يک دهم ديه کامل است.

ماده 648- قطع نخاع ديه کامل و قطع جزئي از آن به نسبت مساحت عرض، ديه دارد.

ماده 649- هرگاه قطع نخاع موجب عيب عضو ديگر شود، حسب مورد ديه يا ارش آن عضو بر ديه نخاع افزوده ميشود.

ماده 650- از بين بردن دو کپل به نحوي که به استخوان برسد، ديه کامل و هر کدام از آنها، نصف ديه کامل و قسمتي از آن، به همان نسبت ديه دارد.

ماده 651- شکستن استخوان دنبالچه، موجب ارش است مگر آنکه جنايت مزبور باعث شود مجنيٌ عليه قادر به ضبط مدفوع نباشد که در اين صورت ديه کامل دارد و اگر قادر به ضبط مدفوع باشد ولي قادر به ضبط باد نباشد، ارش آن نيز پرداخت ميشود.

ماده 652- هرگاه صدمه اي که به حد فاصل بيضه ها و مقعد وارد شده است موجب عدم ضبط ادرار يا مدفوع يا هردو گردد، يک ديه کامل دارد.

مبحث دوازدهم ـ ديه دنده و ترقوه

ماده 653- ديه شکستن هريک از دندههاي محيط به قلب که از آن حفاظت ميکند، يک چهلم ديه کامل و ديه شکستن هريک از دنده هاي ديگر، يک صدم ديه کامل ميباشد.
تبصره – کندن دنده موجب ارش است.

ماده 654- ديه موضحه هريک از دنده ها، يک چهارم ديه شکستن آن، ديه ترک خوردن هريک از دنده هاي محيط به قلب، يک هشتادم ديه کامل، و ديه دررفتگي آن، هفت ونيم هزارم ديه کامل است. ديه ترک خوردن هريک از دنده هاي ديگر هفت هزارم ديه کامل و ديه دررفتگي آنها پنج هزارم ديه کامل است.

ماده 655- قطع و از بين بردن دو استخوان ترقوه، موجب ديه کامل و هر کدام از آنها، موجب نصف ديه کامل است.

ماده 656- شکستن هريک از استخوانهاي ترقوه درصورتي که بدون عيب درمان شود، موجب چهار درصد ديه کامل و در صورتي که درمان نشود و يا با عيب درمان شود، موجب نصف ديه کامل است.

ماده 657- ديه ترک خوردن هريک از استخوانهاي ترقوه، سي ودو هزارم، ديه موضحه آن، بيست و پنج هزارم، ديه دررفتگي آن، بيست هزارم و ديه سوراخ شدن آن، ده هزارم ديه کامل است.

مبحث سيزدهم ـ ديه ازاله بکارت و افضاء

ماده 658- هرگاه ازاله بکارت غيرهمسر با مقاربت يا به هر وسيله ديگري و بدون رضايت صورت گرفته باشد موجب ضمان مهرالمثل است.
تبصره 1- هرگاه ازاله بکارت با مقاربت و با رضايت انجام گرفته باشد چيزي ثابت نيست.
تبصره 2- رضايت دختر نابالغ يا مجنون يا مکرَهي که رضايت واقعي به زنا نداشته در حکم عدم رضايت است.

ماده 659- هرگاه به همراه ازاله بکارت جنايت ديگري نيز به وجود آيد مانند آنکه مثانه آسيب ديده و شخص نتواند ادرار خود را ضبط کند، جنايت مزبور حسب مورد ديه يا ارش جداگانه دارد.

ماده 660- افضاي همسر به ترتيب ذيل موجب ضمان است:
الف- هرگاه همسر، بالغ و افضاء به سببي غير از مقاربت باشد، ديه کامل زن بايد پرداخت شود.
ب- هرگاه همسر، نابالغ و افضاء به سبب مقاربت جنسي باشد علاوه بر تمام مهر و ديه کامل زن، نفقه نيز تا زمان وفات يکي از زوجين بر عهده زوج است هر چند او را طلاق داده باشد.
تبصره – افضاء عبارت از يکي شدن دو مجراي بول و حيض يا حيض و غائط است.

مبحث چهاردهم – ديه اندام تناسلي و بيضه

ماده 661- قطع و از بين بردن اندام تناسلي مرد تا ختنه گاه و يا بيشتر از آن، موجب ديه کامل است و در کمتر از ختنه گاه به نسبت ختنه گاه محاسبه و به همان نسبت ديه پرداخت ميشود.
تبصره 1- در اين حکم تفاوتي بين اندام کودک، جوان، پير، عقيم و شخصي که داراي بيضه سالم يا معيوب يا فاقد بيضه است، وجود ندارد.
تبصره 2- هرگاه با يک ضربه تا ختنه گاه از بين برود و سپس مرتکب يا شخص ديگري باقيمانده يا قسمتي ديگر از اندام تناسلي را از بين ببرد، نسبت به ختنه گاه، ديه کامل و در مقدار بيشتر، ارش ثابت است.
تبصره 3- هرگاه قسمتي از ختنه گاه را شخصي و قسمت ديگر از ختنه گاه را شخص ديگري قطع کند، هريک به نسبت مساحتي که از ختنه گاه قطع کرده اند، ضامن ميباشند و چنانچه شخصي قسمتي از ختنه گاه را قطع کند و ديگري باقيمانده ختنه گاه را به انضمام تمام يا قسمتي از اندام تناسلي قطع کند، نسبت به جنايت اول، ديه به مقدار مساحت قطع شده از ختنه گاه و نسبت به جنايت دوم، ارش مقدار قطع شده از اندام تناسلي ثابت است.

ماده 662- قطع اندام تناسلي فلج، موجب يک سوم ديه کامل و فلج کردن اندام سالم موجب دوسوم ديه کامل است لکن در قطع اندام عنّين ثلث ديه کامل ثابت است.تبصره ـ قطع قسمتي از اندام فلج به نسبت تمام اندام تناسلي، خواه قسمت مقطوع ختنه گاه باشد خواه غير آن ديه دارد.

ماده 663- قطع و از بين بردن هر يک از دو طرف اندام تناسلي زن، موجب نصف ديه کامل زن است و قطع و از بين بردن بخشي از آن، به همان نسبت ديه دارد. در اين حکم فرقي ميان باکره و غيرباکره، خردسال و بزرگسال سالم و معيوب از قبيل رتقاء و قرناء نيست.

ماده 664- افضاي غيرهمسر، بهترتيب ذيل موجب ضمان است:
الف- هرگاه افضاءشده نابالغ يا مکرَه بوده و افضاء به سبب مقاربت باشد، علاوه بر مهرالمثل و ديه کامل زن، درصورت ازاله بکارت، ارش البکاره نيز ثابت خواهد بود و اگر افضاء به غيرمقاربت باشد، ديه کامل زن و درصورت ازاله بکارت، مهرالمثل نيز ثابت است.
ب- هرگاه افضاء با رضايت زن بالغ و از طريق مقاربت انجام گرفته باشد، تنها پرداخت ديه کامل زن ثابت خواهد بود.
پ- افضاي ناشي از وطي به شبهه علاوه بر مهرالمثل و ديه، درصورت ازاله بکارت، موجب ارش البکاره نيز ميباشد.

ماده 665- قطع دو بيضه يکباره ديه کامل و قطع بيضه چپ، دو ثلث ديه و قطع بيضه راست، ثلث ديه دارد.
تبصره – فرقي در حکم مذکور بين جوان و پير و کودک و بزرگ و عنين و سالم و مانند آن نيست.

ماده 666- ديه ورم کردن يک بيضه، دودهم ديه کامل است و اگر تورم مانع راه رفتن مفيد شود ديه آن هشت دهم ديه کامل است.

ماده 667- قطع بيضه ها يا اندام تناسلي مردانه خنثاي ملحق به مرد، موجب ديه کامل است. قطع بيضه ها يا اندام تناسلي مردانه خنثاي مشکل يا ملحق به زن، موجب ارش است.

ماده 668- از بين بردن عانه مرد يا زن، موجب ارش است.

مبحث پانزدهم ـ ديه پستان

ماده 669- قطع و از بين بردن هريک از دو پستان زن، موجب نصف ديه کامل زن و از بين بردن مقداري از آن به همان نسبت موجب ديه است و اگر همراه با از بين رفتن تمام يا بخشي از پستان مقداري از پوست يا گوشت اطراف آن هم از بين برود يا موجب جنايت ديگري گردد، علاوه بر ديه پستان، ديه يا ارش جنايت مزبور نيز بايد پرداخت شود.

ماده 670- در قطع کردن شير پستان زن يا از بين بردن قدرت توليد شير يا متعذر کردن خروج شير از پستان و يا ايجاد هر نقص ديگري در آن، ارش ثابت است.




مشاوره حقوقی رایگان