بسم الله
 
EN

بازدیدها: 122

خشونت خانگي عليه زنان- قسمت نهم

  1397/1/16
قسمت قبلي

ج) كاركرد هاي خانواده

پس از اهميت خانواده، كاركردهاى مهم آن را در چهار محور زير بررسى مى كنيم:

1. تأمين نيازهاى جنسى : 

برداشت فرد از احساس جنسى و اندام هاى مربوط به آن، بعد مهمى از شخصيت انسان اند. درباره اين نياز طبيعى انسان دو نگاه افراطي و تفريطى رواج داشته است . برخى به سبب مشترك بودن اين نياز بين انسان و حيوان، به آن نگرشي منفى و تحقيرآميز دارند و با شرمسارى و به زشتي، از آن ياد مى كنند .

اين نگاه در مسيحيت رسوخ يافته است و در روبه رويي با اين نياز، رهبانيت را تنها راه دين دارى و كسب معنويت قلمداد مى كند(1). انديشه وران گذشته دنياي غرب نيز ديد نسبتاً مشابهي به رفتار جنسى داشتند(2). ترويج و رسوخ چنين نگرشى، موجب تلقى منفى از رفتار جنسى و بروز احساس گناه و شرمسارى در پى آن مى شود. نگاه مقابل اما ، نقش غريز ه جنسى را در شخصيت انسان بسيار برجسته مي شمارد و رشد روانى و تحول انسانى را بر اساس غريزه جنسى تبيين مى كند.

فرويد با پرورش اين ديدگاه، اساس همه تحولات شخصيت از جمله خلاقيت را به غريزه جنسي مرتبط كرد(3). اين ديدگاه به زياده روى و بى بند و بارى در رفتار جنسى در جوامع انجاميده است.

به نظر مى رسد نگاه معتدل و در چارچوب ارزش هاى اخلاقى و دينى، مى تواند رفتار جنسى را بخشى از رفتارهاى طبيعى انسانى قرار داده، آن را در جهت سلامت روانى انسان سوق دهد . 

بدين منظور بايد اصولى را مد نظر قرار داد: 
اول، پذيرش اين نياز و ايجاد تلقى مثبت از آن ، كه با توجه به طبيعى بودنش و آثار مثبتى كه از طريق آن در روابط زن و مرد پديد مي آيد، مى توان به اين نگرش رسيد؛

دوم، پذيرش چارچوب ها و هنجارهايى براى اين رفتار و تعهد به آنها كه معمولاً اديان و نظريه هاى اخلاق انسانى آن را پذيرفته اند. رفتار جنسى فقط در چارچوب ازدواج قانونى و فقط بين اعضايى از دو جنس مخالف پذيرفته مى شود. اين رفتار فقط در فضاى خصوصى خانواده يا مكانى مشابه آن پذيرفته است و نيز برخى حدود و قيود ديگر كه اين رفتار را در جايگاه مناسب خود قرار مي دهد؛

سوم، لذت متقابل : زن و شوهر نياز جنسى خويش و طرف مقابل را در نظر گرفته و از جنبه هاى مختلف در لذت بخشى متقابل در پرتو اين رفتار بكوشند . 

با توجه به اصل اول، هرگونه كوتاهى زن و شوهر در تأمين اين نياز مهم ، كه از اهداف اساسى ازدواج به شمار مي آيد، موجب آسيب هاى فردى و روانى به آنان و پيدايي زمينه اى براى انحراف و نابهنجارهاى فردى و اجتماعى است. لذت، نشاط و آرامشى كه در پرتو اين رفتار براى زن و شوهر پديد م يآيد، در سلامت روانى آنان و آمادگى جسمانى و رواني شان براى اداره خانواده نقش بسيار مهمى دارد.

2. تأمين نيازهاى روانى : 

ازدواج بستر مناسبى بر اى تأمين نيازهاى دلبستگى، ايمنى و آرامش و حمايت روانى زن و شوهر است . تشابه زن و مرد در جنبه هاى جسمانى و روانى، افزون بر مكمل بودن ابعاد جسمانى و روانى شخصيت آنان، دو عامل مهم در جذب ايشان به هم و ايجاد انس و دلبستگى بين آنان است(4). نياز دلبستگى افراد در پر تو ازدواج به بهترين شكل تأمين مى شود؛ زيرا زن و مرد، محركي مثبت براى يكديگرند ؛ هنگام بروز مشكلات همراه و حامى هم اند؛ با پيوند به هم، ناراحتى ها و نگرانى ها درباره آينده را كاهش مى دهند؛ و در ضمن رابطه با هم، نياز به توجه و ستايش و تمجيد يكديگر را برآورد ه مى سازند(5). 

رابطه عاطفى زن و شوهر، زمينه اي مهم براى احساس ايمنى و آرامش آنان است؛ زيرا با تكيه بر هم به امنيت خاطر ويژه اى دست مى يابند. حمايت روانى و مادى زن و شوهر از هم، در هيچ رابطه انسانى اي، با اين عمق و شدت ديده نمى شود. بررسي ها نشان مى دهد كه كمك مالى و اقتصادى، حمايت عاطفى و همكارى، سه عامل مهم رضايت در زندگى خانوادگى است (6).

 متون اسلامى اين كاركرد ازدواج را در ضمن آياتى كانون تأكيد قرار داده اند : « از نشانه هاى خداوند اين است كه از نوع خودتان، همسرانى براى شما آفريد تا در كنار آنان آرامش يابيد و ميانتان دوستى و رحمت نهاد»(7) و «آنان (زنان)، براى شما لباسى هستند و شما براى آنان لباس  هستيد»(8). زن و شوهر براي يكديگر همچون لباس اند كه از آسيب ها جلو گيري مي كنند، و عيوب را مي پوشانند و موجب زينت و آرايه همديگر خواهند بود .

در مجموع ، ازدواج و تشكيل خانواد ه مناسب ترين بستر تأمين اين نيازها براي انسان هستند و روابط ديگر با توجه به خصلت هاى ناپايدار آن ها نمى توانند جايگزين خانواده شوند.

3. توليد و پرورش فرزند : 

يكى از كاركرد هاي مهم ازدواج و تشكيل خانواده، توليد مثل است كه بقاى نوع بشر را تضمين مي كند . ديدگاه اسلام بر اين كاركرد تأكيد مي ورزد. پيامبر اسلام(ص)در تشويق افراد به ازدواج به فزونى نسل مباهات مى كند(9). در همه جوامع نيز راه مناسب و بهنجار توليد نسل، ازدواج بوده است . البته از نيمه دوم قرن بيستم ، توليد نسل از چارچوب ازدواج قانوني خارج شد . هم اكنون هم خانگي يا زندگي مشترك بدون ازدواج، زمينه اي براي بچه دار شدن برخي زنان است . مثلاً در امريكا در سال 1960، 44/9 درصد  و در سال 1980، 27/1 درصد و در سال 1998، 35/9 درصد از کساني كه زندگي مشترك بدون ازدواج داشته اند، داراي يك يا چند فرزند كمتر از پانزده سال بوده اند(10). شماري از خانواده هاي تك سرپرست نيز حاصل توليد مثل در غير چارچوب ازدواج اند(11).

ديدگاه هاى فمينيستي متقدم نيز در پي ترويج را ه هاى ديگر براى توليد نسل، مانند روابط جنسى خارج از چارچوب ازدواج، باردارى بيرون از رحم ، توليد نوزادان آزمايشگاهى و تربيت فرزند در خارج از خانواده بودند(12). برخى پيامدهاى رو ي آوردن به اين راه هاى بديل، پديد ه نوزادان نامشروع، مادران مجرد و نيز سقط جنين است. اسلام بر پديدآيى فرزند از طريق ازدواج قانونى تأكيد دارد (13) و براى فرزندى كه از طريق نامشروع پديد مى آيد، محدوديت هايى قرار داده است (14)؛ زيرا اين فرزند ، به دليل پديد آمدن اوضاع نامناسب در انعقاد نطفه اش، ناخواسته زمينه بروز برخى رفتارهاى نابهنجار و انحرافات را دارد (15).

پژوهش هاي روان شناختى نيز، مشكلات رفتارى و اختلا لات روانى چنين فرزندانى را بيش از فرزندان عادى اعلام كرده اند(16). افزون بر اين ، متون اسلامى، داشتن فرزند براى هر فرد به ويژه زنان را به منزله يك نياز طبيعى به رسميت مى شناسد(17). برخى صاحب نظران بر وجود نيازى با عنوان غريزه مادرى در زنان تأكيد مي ورزند(18). برخى فمينيست ها نيز مادرى را يك تجربه ذاتى بالفعل يا بالقوه زنانه مي دانند كه تفاوت ذاتى و آغازين آنان با مردان است(19). در مجموع از ديدگاه دينى و علمى، مناسب ترين بستر و زمينه توليد نسل، خانواده است.

در بحث پرورش فرزند و مراقبت از او نيز اختلاف نظرهايى در عصر حاضر پديد آمد ه است ؛ هرچند قرن ها خانواده تنها بستر مناسب اين امر بوده است. فمينيست ها معتقدند مراقبت از كودكان ، گونه اي ايجاد محدوديت براى زنان است و از اين جهت تفاوتى بين پدر و مادر نيست . آنان براى رد نياز كودكان به مادران، بر مواردى مانند فرزند خواندگى، مادرى اجتماعى، شيردهى اشتراكى، سپردن شيرخوار به دايه ها و تربيت در خانواد ه هاى گسترده استناد مى كنند. البته فمينيست هاى خانواده گرا، احياى خانواده و نقش مادرى را هدف خود قرار داده و آن را پرزحمت، لذت بخش و داراى ابعاد طبيعى، اجتماعى و عاطفى مى دانند(20).

از ديدگاه اسلامى، نمى توان جن به زيست شناختى مادرى را انكار كرد . مادر  و كودك در دوره باردارى، از نظر زيست شناختى وابستگي بسيار شديدي به هم دارند؛ به گونه اي كه رشد و تغذيه جنين به مادر وابسته است . به اعتقاد متخصصان تا چند ماه بهترين تغذ يه نوزاد، شير مادر است(21) كه در متون اسلامى نيز بر آن تأكيد شده است(22). همه اين عوامل رابطه عاطفى مادر و نوزاد را عمق و شدتى ويژه مى بخشند كه بيش از تعلق عاطفى پدر و كودك است . از سوي ديگر، توصيه هاى اكيدى درباره توجه به مادر در متون اسلامى وجود دارد .

قرآن، دشوارى هاى پيش روي مادر را در دوران باردارى برمي شمارد(23) و نيز در سخنان اولياى دين جبران زحمات مادر به دست فرزند نامقدور اعلام شده است(24).  

همه اين امور بر دو چيز گواهي مي دهند: نخست اينكه مادر در مراقبت و پرورش فرزند نقش بيشترى دارد؛ دوم اينكه فرزند در حد توان، به ويژه در بزرگ سالى، تلاش هاى مادر را جبران كند (25) در مجموع، به نظر مى رسد متون اسلامى در نقش خانواده به خصوص مادر در پرورش فرزند تأكيد دارند و ارزش داورى بالايى براى اين فعاليت هاى خانگى در نظر گرفته اند(26). در عين حال، قوانين اسلام به گونه اى هستند كه هيچ يك از اين فعاليت ها را بر زن تحميل نمى كنند(27) و او را در انتخاب مسير زندگى ، از جمله اشتغال، آزاد مى گذارند؛ در حالي كه بر اولويت وظايف خانگى تأكيد مي ورزند(28).



-----------
1. برتراند راسل، زناشويي و اخلاق، ص 25 و 26-30
2. مرتضي مطهري، اخلاق جنسي در اسلام و جهان غرب، مجموعه آثار، ج 19 ، ص 628-631
3. دووان شولتز، نظريه هاي شخصيت، ترجمه يحيي سيد محمدي، ص 68
4. محمدرضا سالاري فر، خانواده در نگرش اسلام و روا نشناسى، ص 53-54
5. اليوت ارونسون، روان شناسى اجتماعى، دكتر حسين شكر كن، ص 248
6. مايكل آرگيل، روان شناسى شادى، ترجمه مسعود گوهري و ديگران، ص 141
7. ومِنْ آياتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُم منْ أَنفُسِكُم أَزواجاً لِّتَسكُنُوا إِلَيها وجعلَ بينَكُم مودةً و رحمةً إِنَّ فِي ذَلِك لَايات  لِّقَومٍ يتَفَكَّرُونَ (روم، 21)
8. هنَّ لِباس لَّكُم وأَنتُم لِباس لَّهنَّ (بقره، 187)
9. محمد بن حسن حر عاملى، وسائل الشيعه، ج 14 ، ص 3
10. حسين بستان (نجفي)، اسلام و جامعه شناسي خانواده، ص 61 ؛ به نقل از اداره آمار امريكا، (اينترنت).
11. همان.
12. M., Alison, Jaggar, Human Biology, p. 81.
13. محمد بن حسن حر عاملي، وسائل الشيعه، ج 14 ، ص 3-5
14. همان، ص 337-338
15. همان، ج 2، باب 24 ، ص 319 و ج 27 ، باب 31 ، ص 376
16. محمدرضا سالاري فر، خانواده در نگرش اسلام و روا نشناسى، ص 60-61
17. قصص (28)، 10 و 13؛ آل عمران (3)،38؛ فرقان(25)، 74
18.  عثمان نجاتي، قرآن و روا نشناسي، ص 47 . به نقل از سهيلا صادقي فسايي، «چالش فمينيسم با مادري»، كتاب زنان، شماره 28
(cf., Tiger; Fox; Parsons Cited in Gannett, و ( 1999 (Chodorow, 1978)
19. مگى هام و سارا گمبل ، فرهنگ نظريه هاى فمينيستى، ترجمه فيروزه مهاجر و ديگران، ص 143
20. حسين بستان، اسلام و جامعه شناسى خانواده ص 79
21. محمد مهدي اصفهانى، تغذيه كودك با شير مادر، ص 55
22. محمد بن حسن حر عاملي، وسائل الشيعه، ج 5، ص 188
23. لقمان (31)،14؛ احقاف(46)،15
24. ميرزا حسين نورى، مستدرك الوسائل؛ ج 15 ، ص 182
25. انّ للام ثلثى البرّ و للاب الثلث (محمد بن حسن حر عاملي، وسائل الشيعه، ج 15 ، ص 209)
26. همان، ص 175
27. بر اساس قوانين اسلامى وظايف مادرى و اداره خانه بر زنان واجب نيست و مى توانند در ازاي انجام آنها مزد بگيرند.
28. محمد رضا سالارى فر، خانواده در نگرش اسلام و روا نشناسى، ص 92،93



نويسنده: محمدرضا سالاري فر




مشاوره حقوقی رایگان