بسم الله
 
EN

بازدیدها: 159

حقوق کودکان

  1397/1/16

حق برخورداري از  "مقام"  انساني  به اين معناست که هر شخص به خاطر انسان بودن خود   شايسته احترام است، چه کودک باشد چه بزرگسال.  

   در اعلاميه جهاني حقوق بشر چنين آمده است که :
تک تک انسانها سزاوار برخورداري از حقوقي يکسان و اساسي هستند که جزء لاينفک وجود آنهاست. حق برخورداري از "مقام" انساني به اين معناست که هر شخص به خاطر انسان بودن خود شايسته احترام است.

   کودکان هم انسان هستند؛ آنها نيز مستحق برخورداري از حقوق اساسي و ابتدايي بشر هستند و شايسته احترامي هستند که تمام اعضاي خانواده بزرگ بشري بايد از آن بهره مند باشند. اين حقوق با رعايت جزئيات و با قاطعيت در اين اعلاميه جهاني بيان شده است. علاوه بر اين در اعلاميه جهاني حقوق بشر چنين گفته شده است که کودکي دوره ايست که نيازمند رسيدگي و مراقبت ويژه است.

چرا کودکان داراي حقوق هستند؟

   تمام کودکان حق دارند که نيازهاي اساسي آنها برآورده شود، که نه تنها شامل نيازهاي لازم براي بقا و امنيت که شامل حقوقي است که به آنها امکان دهد تا حد توانايي خود به رشد جسمي و ذهني رسيده و با توجه به سن و ميزان رشد خود به عنوان عضوي از جامعه عمل نمايند و به يک شهروند بزرگسال مسئول و علاقمند به امور جامعه تبديل شوند.

   به عبارت ديگر، تعميم دادن مفاد اعلاميه حقوق بشر به کودکان بنابر نيازهاي آنان انجام گرفته است-نيازهايي که بايد براي کودکان برآورده شوند تا آنها از دوران کودکي شاد و غني لذت برده و بتوانند به بزرگسالاني قدرتمند، مستقل، نيک انديش و مسئول مبدل شوند.

   بقا :  اولين و مهمترين حق هر کودک، حق بقاست که به معناي برطرف نمودن نيازهاي او به غذا، سرپناه، امنيت و مراقبت از سلامتي اوست.

   محافظت :  کودکان نيازمند حفاظت شدن در مقابل صدمات و آزارهاي جسمي و روحي هستند.

   پيشرفت :  آنهابه تمام آنچه به رشد و پيشرفتشان کمک ميکند نياز دارند. آنها نيازمند خانواده و دوست، عشق و شادي هستند. آنها به هواي تازه و مکانهاي امن براي بازي احتياج دارند. آنها به داستان، موسيقي، مدرسه، کتابخانه م تمام لوازمي که موجب برانگيختن ذهن و قوه يادگيريشان شود نيازمندند. کودکان بايد فرهنگ و مذهب خود را بشناسند و آنرا به کاربردند و بياموزند که نسبت به مظاهر زندگي و طبيعت دچار شگفتي و احترام شوند.

   مشارکت :  کودکان بايد در زندگي خانواده، مدرسه، جامعه و ملت خود سهيم باشند، مسئوليتهايي بر عهده داشته و بتوانند نظريات خود را بر زبان آورند.

   اصولي براي درک حقوق کودکان

   از مطالب فوق چنين نتيجه ميگيريم که حقوق کودک، برابر با برآوردن نيازهاي او است و براي رسيدن به چنين هدفي، اصول و قوانيني به وجود آمده اند که از اين قرارند : نيازهاي کودکان بايد با توجه به کل وجود کودک، به طور خاص و همراه با رشد و بالندگي او برطرف شود. کودکان از هر نژاد، فرهنگ، مذهب، جنسيت، مقام اجتماعي، توانايي يا سن، بايد از تمامي حقوق خود برخوردار باشند.

   اين قوانين بايد با توجه به يگانه بودن هر کودک و نيازهاي خاص او و بنابر شرايط سني، شخصيت و درجه رشد جسمي و ذهني او انجام شده و مطابق با رشد او تغيير نمايند.

   نيازهاي کودکاني که محتاج به توجه و رسيدگي ويژه بوده، از جمله دچار ناتوانيهاي جسمي و ذهني يا توانايي هاي بيش از حد عادي هستند، بايد برآورده شود. ديگر مواردي که شامل اين بند ميشوند، کودکاني هستند که در شرايط ناگوار از جمله حضور در مناطق جنگي، کمپ آوارگان، تبعيديان بوده يا مورد آزار قرار گرفته، آسيب ديده يا داغدار هستند، آن دسته از کودکاني که از فقر شديد رنج ميبرند يا درگير بهره کشي و سوء استفاده جنسي بوده، به بيماريهايي نظير ايدز و مانند آن مبتلا هستند و مواردي از اين دست نيز از جمله کودکان نيازمند به توجه خاص به شمار مي آيند.

   حقوق رشد و بالندگي در مراحل مناسبک کودکان در طي روند رشد و پرورش خود، به امکانات پرورشي متناسب نياز دارند و بايد در هر مرحله از زندگي خود، وظايفي را در راه رسيدن به آن درجه از رشد جسمي و ذهني به پايان رسانده باشند. آنها در هر مرحله از رشد خود به امکانات و فرصتهاي خاص نياز دارند تا به يادگيري زبان، مهارتهاي ارتباطي و حرکتي و توانايي شناخت و درک جهان اطراف خود بپردازند. اگر يک توانايي خاص در آنها وجود ندارد، بايد براي جبران آن ياري شوند.

   براي مثال  يک کودک ناشنوا نيز بايد تا قبل از رسيدن به 5 سالگي ، چه به شکل زبان اشاره باشد يا با آموختن تکلم با ابزارهاي کمک آموزشي و مانند آن، زبان مادري خود را بياموزد زيرا اين دوره، بهترين سن آموختن زبان به شمار ميرود و مغز تمام ارتباطات مورد نياز براي درک زبان و به کارگيري آن را به وجود مي آورد. اگر اين دريچه به سوي آموختن بسته باشد، کودک نيازمند توجه ويژه براي رسيدن به درجه دانش همسالان خود است.  
     بسياري از کودکان در دنيا از داشتن ابتدايي ترين امکانات محروم هستند. 

   حقوق، مسئوليتها و شراکت کودکان : 

   حقوق کودکان معمولاً با مسئوليت پذيري آنها همراه ميشود اما حق، چيزي نيست که شخص آنرا در اثر انجام وظيفه کسب کند، حق، امري ذاتي و مستقل است و ما نميتوانيم حقوق کودکي را به خاطر ناخشنودي از بعضي رفتارهاي وي، ناديده گرفته و کودک را از آن محروم نماييم.

   رعايت حقوق، امري دو جانبه است :

   آنچه کودکان بايد بياموزند اين است که رعايت حقوق، بخشي از الگوي روابط بشر است و هر کس داراي حقوقي است که ما بايد آنرا رعايت کرده و بياموزيم که هنگام ناسازگاري حق دو طرف، به گفتگو و مذاکره بپردازيم. براي مثال، کودک حق اظهار نظر دارد، اما بايد گوش دادن به نظريات ديگران را هم بياموزد. همانطور که در مقدمه آيين نامه سازمان ملل آمده است ، رشد در محيطي آرامش بخش که منجر به روحيه صلح طلب و حسي از وقار، بردباري، آزادي، برابري و همبستگي ميشود، حق هر کودک است.

   سن و توانايي  : 

   در نظر گرفتن نظر و تصميم کودک، حق مسلم اوست که بايد با توجه به سن و ميزان پختگي او مورد مطالعه قرار بگيرد اما کودک نبايد با باري از مسئوليت هايي که حمل آن خارج از حد توانايي اوست، مواجه شود. به عبارت ديگر، کودک حق دارد که در انجام امور خانه و مدرسه و مسئوليت هاي گروهي با ديگران سهيم باشد، اما ميزان اين شراکت بايد در حد توانايي او باشد.

   کودکاني که به حقوق آنها احترام گذاشته شده و از آن حمايت شده باشد، به احتمال بسيار زياد در بزرگسالي براي حقوق ديگران ارزش قائل خواهند بود.





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان