بسم الله
 
EN

بازدیدها: 176

رقص آتش- قسمت سي و ششم

  1397/1/11
خلاصه: کالبد شناسي جامعه وکالت (6)

 بعضي ازصاحبان مشاغل بعلت حساسيت شغلي ممکن است درمعرض تهديد و آسيب شخصيتي يا فيزيکي از ناحيه افرادي از اجتماع که خود را آسيب ديده از آن صاحب شغل مي بينند قرار گيرند . ازجمله اين صاحبان مشاغل مي توان از پزشکان (خصوصا جراحان) قضات ، وکلا ، سياستمداران و در بعضي مواقع نويسندگان و خبرنگاران نام برد.
 
در پرونده اي شخص پزشکي به دفتر مراجعه کرد و از فوت بيماري در پي مداواي او بدوا مشاوره خواست و متعاقبا وکالت در پرونده را داد. و موضوع از اين قرار بود که زن جواني با خوردن مقدار زيادي قرص دست به خود کشي مي زند.بستگان  وي متوجه و سريعا او را به پزشک (موکل) مي رسانند .پزشک بلافاصله دستور داروئي صادر و در مطب خود اقدام به معالجه وي مي نمايد . زن به حالت اغماء فرو مي رود با توصيه پزشک فورا او را به بيمارستان رسانده ليکن بيمار دراين فاصله فوت مي نمايد. کسان متوفي عليه پزشک تحت عنوان مداواي نامناسب وحتي قتل عمد شکايت مي نمايند.

موضوع به مطبوعات محلي کشيده شده واحساسات مردم هم عليه پزشک تهييج و فضاي خطرناکي عليه وي شکل مي گيرد.در زمان محاکمه و در حياط دادگاه بانگاه هاي غضب آلود بستگان متوفي مواجه شدم که چرا وکالت پزشک را بعهده گرفته ام. خود را به آنان نزديک کرده و با صحبت ، مقداري از خشم آنان را عليه خود کاهش دادم . ليکن در اين اثنا متوجه شدم تعدادي از جوانان خويشاوند متوفي منتظر ورود موکل و قصد آسيب رساندن به ايشان را دارند. فورا رياست دادگاه را مطلع کرده و تمهيدات لازم از طريق نيروهاي انتظامي بعمل آمد. وموضوع تا ختم محاکمه فيصله يافت.
 
گاه در خبرها خوانده ايم که در رابطه با مسئوليت مستقيم شغلي، فلان پزشک جراح يا فلان قاضي يا وکيل يا سياستمدار مورد تعرض يا تهديد يا هتک حيثيت يا آسيب بدني قرار گرفته است.
 
در مقدمه کتاب "فن دفاع" نوشته همکار ارجمند جناب احمد فتحي خواندم که وکيل سه دشمن دارد ! اول موکل است (توضيحات جنبي از ناحيه اينجانب است) که چنانچه در دعوي پيروز نشود و يا آنطور که مي خواهد دعوي به نفع او پيش نرود وکيل را مقصر قلمداد کرده و دشمني او را در دل مي پروراند و حداقل کار او اين است که عليه وکيل اقدام به تخريب شخصيت مي نمايد.

دوم طرف دعوي است خصوصا پرونده هاي سنگين اعم از سياسي يا جنائي يا امور مالي که وکيل را حامي دشمن خود (موکل ) مي داندکه گاه کلمات مزدور و امثالهم به گوشمان خورده است و واي به روزي که طرف دعوي دولت و دولتيان باشد.که عمل وکيل مخالف مصالح مملکت هم قلمداد مي گردد . 

سوم و متاسفانه که مختص زمان وشرايط فعلي است بعضا قاضي يا دستگاه قضائي است خصوصا در پرونده هائي که رنگ سياسي يا امنيتي بخود مي گيرد که گاه قاضي خود را وامدار حاکميت دانسته و با حتمي دانستن محکوميت موکل اقدامات وکيل را مخل اجراي عدالت دانسته و به انحاء مختلف در کار وکيل اشکال تراشي مي نمايد.

بسياري از قضات خوشبختانه موقعيت وکيل را درک مي کنند چرا که خود مبتلا به مشکل هستند. ليکن همه شاهد هستيم که وکلا بجاي حمايت و بعضا محافظت از ايشان در پرونده هاي اينچنيني و در موضع دفاع باچه وضعي روبروهستند. از ترور شخصيتي گرفته تا زندان و محروميت از شغل.
 
گاه فکر مي کنم همانطور که براي شخصيت هاي سياسي محافظ قرار داده مي شود وکلا در پرونده هاي سنگين نياز به محافظ دارند همه شاهد بوده ايم چه بسيار مواقع شده است  که وکلا براي پرهيز از درگيري متوسل به ترفندهائي شده اند و خود را ازآسيب موکل يا طرف دعوي با ابتکارات شخصي دور ساخته اند.في الواقع مقداري از انرژي وکيل در يک پرونده صرف محافظت از شخص خود مي شود.
 
بسياري از وکلاي معمّر و با تجربه را مي شناسم که صرفا بخاطر فضاي نامناسب امر وکالت به حداقل امور معيشتي ساخته و گرد امر وکالت نمي گردند و بعضي از همکاران هم که متاسفانه امر مقدس وکالت را مورد اتهام قرار مي دهند در حاليکه جز بي مهري حاکميت به حرفه وکالت اينجانب کسي را مقصر نمي دانم.که قبلا نقطه نظر بزرگي را گفته ام که:" ارزشهاي برين جامعه هستند که به فعاليت هاي شخص حقانيت مي دهند". يک کاغذ سبز يا آبي رنگ(اسکناس) ارزش اقتصاديش تنها به پشتيباني حاکميتي است که بر مسند قدرت است وگرنه ديديم که همين نوع کاغذ مربوط به قبل از انقلاب در حال حاضر جز ارزش تاريخي هيچ اعتبار اقتصادي ندارد.


نويسنده:رحمن زارع- وکيل پايه يک دادگستري







برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان