بسم الله
 
EN

بازدیدها: 241

4 فصل طوفاني احمدي‌نژاد/ بمب ساعتي به شمارش افتاد

  1397/1/9
خلاصه: محمود احمدي‌نژاد براي سال 96 گويي به خود قول داده بود که سنگ تمام بگذارد. او به خيال خود پروژه بازگشت به پاستور را در سر مي‎پروراند و وقتي که از سوي شوراي نگهبان رد صلاحيت شد، پروژه‌هاي ديگري را مهندسي کرد تا بتواند چهره اصلي‌اش را به نمايش بگذارد.

بمب ساعتي رييس جمهور سابق با خبر توصيه رهبري انقلاب به او براي عدم حضور در انتخابات رياست جمهوري، به شمارش معکوس افتاد. از آن زمان به بعد همه منتظر بودند تا ببينند آنچه که تاکنون در مورد عدم ولايتمداري محمود احمدي نژاد مطرح مي شود درست است يا نه؟ آيا محمود احمدي نژاد در تبعيت از فرمان رهبري به هيچ عنوان خود را آماده رقابت سياسي نمي کند؟ اما بهار 96 و آغاز ثبت نام کانديداي انتخابات رياست جمهوري دوازدهم، محمود احمدي نژاد با يارانش راهي ميدان فاطمي شدند تا همه را مات و مبهوت تصميم سازي خود سازند. او در معيت بقايي و مشايي وارد ستاد انتخابات وزارت کشور شد و شناسنامه اش را از جيب بغل کت خود درآورد تا براي سومين بار سوداي رياست جمهوري اش را اعلام کند و حريف بطلبد.

بهار 96؛ رد صلاحيت احمدي‌نژاد و بقايي و آغاز دوران سرکشي‌

احمدي نژاد بهار 96 را مي خواست با حضورش در انتخابات آغاز کند. او در حالي به همراه بقايي اعلام کانديداتوري کرد، که پس از توصيه رهبري به عدم کانديداتوري‌اش در انتخابات در نامه اي خطاب به ايشان عنوان کرده بود: «ضمن تشکر از بيانات مهم حضرت عالي در جلسه درس خارج فقه مورخ پنجم مهرماه جاري (95)، به استحضار مي‌رسانم که در عمل به منويات رهبر بزرگوار انقلاب، برنامه‌اي براي حضور در عرصه رقابت‌هاي انتخاباتي سال آينده ندارم.»

با اين حال احمدي نژاد خلف وعده کرد و خود را آماده رقابت سياسي ساخت و همين اقدام سيلي از انتقادات را به سمت او روانه کرد. اقدامي که اطراف او را خالي تر از قبل کرد و طيف همراهان و هوادارانش را با ريزشي ديگربار همراه ساخت. حتي افرادي مانند مهدي کوچک زاده که همواره سنگ او را به سينه مي زدند وقتي در برابر اين سرکشي رييس دولت هاي نهم و دهم قرار گرفتند که هيچ رنگي و بويي از ولايتمداري نداشت، سکوت را جايز ندانستند و اين اقدام او را تقبيح کردند.

البته او براي اين اقدامش عذر آورد و آن را همراهي با حميد بقايي است: «مقام معظم رهبري به من سفارش کردند که در انتخابات به عنوان کانديدا شرکت نکنم، من به قول اخلاقي‌ام پايبندم و حضور و ثبت‌نام در انتخابات صرفاً براي حمايت از برادر عزيزم آقاي بقايي است».

با اين حال، شوراي نگهبان در احراز صلاحيت هاي کانديداهاي رياست جمهوري نام احمدي نژاد و بقايي را از ليست نامزدها حذف کرد تا همين اتفاق آغازي براي کلي خوردن ساير پروژه هاي او باشد. هرچند او و بقايي در بيانيه‌اي اعلام کردند در اين انتخابات از هيچ نامزدي حمايت نمي‌کنند اما نوشتن نام احمدي نژاد بر روي برگه راي حميد بقايي و نشان دادن آن به دوربين‌ها بخوبي گواه اين بود که در روزهاي آينده بايد به استقبال اتفاقات ديگري رفت.

تابستان 96؛ تخلفات بقايي و آماده سازي محفل انتقاد از دستگاه قضا

تابستان 96 هم براي محمود احمدي نژاد با قصه اي پر غصه آغاز شد. او پس از ناکامي در انتخابات رياست جمهوري، در 18 تيرماه با بازداشت يار هميشگي‌اش روبه رو شد تا پروژه اي جديدي را مديريت کند. حميد بقايي معاون اجرايي احمدي‎نژاد در دولت دهم، به دليل آنچه «تصرف غيرمجاز، اختلاس و تباني در معاملات دولتي» از سوي مسئولان قضايي اعلام شد بازداشت و با وثيقه 50 ميلياردي مواجه شد.

او که قادر به تامين اين ميزان وثيقه نبود با حضور در اوين اعتصاب غذاي خود را آغاز کرد تا پس از چند روز به دليل وخامت حال، راهي بيمارستان شود. محمود احمدي نژاد در حمايت از او عزم بيمارستان کرد و البته از ورودش ممانعت به عمل آمد تا در دفتر خود پذيراي حميد بقايي پس از آزادي از زندان باشد. او اينبار براي آزادي رفيق چندين ساله اش آذين بندي کرد و با قرباني کردن گوسفند محفل را براي انتقادات تند و تيز او و اسفنديار رحيم مشايي از دستگاه قضايي مهيا ساخت. در همان محفل بود که بقايي باز هم توهين هايي نثار قوه قضاييه کرد و با کف و سوت حلقه چند نفره استقبال کنندگانش مواجه شد.

اما اتفاق ديگري هم در تابستان اين سال براي احمدي نژاد رخ داد. فياض شجاعي دادستان ديوان محاسبات در گفت‌وگو با روزنامه اعتماد براي اولين بار از احکام صادره براي رييس جمهور سابق گفت و اعلام کرد: «هفت حکم قطعي قضايي عليه ‏محمود احمدي‌نژاد، صادر شده که همگي در حال اجرا هستند. بر اين اساس، از مجموع اين هفت پرونده، 5 پرونده نفتي و 2 ‏پرونده غيرنفتي است که به مجلس هم اعلام شده است.‏»

پاييز 96 با طعم بست نشيني و افشاگري

جلسات رسيدگي به اتهامات حميد بقايي در بيست و پنجمين روز از مهرماه سال 96 آغاز شد. بقايي در اعتراض به برگزاري دادگاه بصورت غيرعلني ترجيح را بر عدم شرکت در آن دانست و پس از چند بار نامه نگاري و درخواست برگزاري آن بصورت علني، تصميم جديدي را با محوريت محمود احمدي نژاد اتخاذ کرد. بقايي به همراه علي اکبر جوانفکر مشاور رسانه اي محمود احمدي نژاد و حبيب الله جز خراساني که ذي حسابي نهاد رياست جمهوري را برعهده داشت با بدرقه رييس دولت هاي نهم و دهم راهي شهر ري شد.

تصاوير و فيلم‌هايي از خداحافظي اين سه نفر با احمدي‌نژاد پيش از حركت به سمت حرم شاه عبدالعظيم(ع)، از سوي كانال دولت بهار منتشر شد. احمدي نژاد که در اين بست نشيني نقش اصلي را ايفا مي کرد، به همراه رحيم مشايي دوبار به ديدار ياران بست نشينش رفت تا نشان دهد که آنان را همچنان زير پر و بال خود گرفته است.

اما اقدام جنجالي ديگر محمود احمدي نژاد در پاسخ به آملي لاريجاني رييس دستگاه قضا در آخرين روز پاييز همين سال انجام شد. او در پيامي ويدئويي با اعلام ضرب العجل 48 ساعته به آملي لاريجاني، اعلام کرد تا اسناد مربوط به محکوميت خودش و همکارانش را در حمايت از بابک زنجاني منتشر کند و در غير اين صورت در خصوص عملکرد هشت ساله رييس دستگاه قضا افشاگري خواهد کرد. اما آنچه که پس از پايان يافتن اين ضرب العجل رخ داد، رنگي از افشاگري نداشت و احمدي نژاد تنها به همان صحبت هاي هميشگي اش اتکا کرد.

زمستان 96 و بازداشت همزمان بقايي و مشايي 

ضرب المثل سالي که نکوست از بهارش پيداست براي محمود احمدي نژاد خيلي خوب معنا پيدا کرد. او آغاز سال 96 را با رد صلاحيت خود و حميد بقايي آغاز کرد و اين سال را با بازداشت بقايي و مشايي به پايان رساند. بقايي پس از تأييد حکم دادگاه بدوي در دادگاه تجديدنظر استان تهران و قطعيت آن و ابلاغ حکم صادره، روز سه‌شنبه 22 اسفند 1396 جهت اجراي حکم صادره از جمله 15 سال حبس و چهل و سه ميليارد تومان جزاي نقدي به زندان معرفي شد. اسفنديار رحيم مشايي هم تنها چند روز پس از اجراي حکم حبس بقايي روانه زندان شد. او از آن روز که در اعتراض به اجراي حکم بقايي جلوي سفارت انگلستان در تهران حضور يافت و حکم حبس 15 ساله او را در يک اقدام اعتراضي به آتش کشيد، همچنان در زندان بسر مي برد. در روز 26 اسفندماه وکيل مشايي در گفت و گو با رسانه ها گفت: موکلم به علت آتش زدن حکم صادره براي آقاي بقايي در مقابل سفارت انگلستان، توسط مأموران امنيتي و در مقابل منزلش بازداشت شد.

نامه‌هاي سرگشاده به رهبري و درخواست هاي عجيب و غريب

سال 96 براي رييس جمهور سابق سال نامه نگاري هم بود. محمود احمدي نژاد پس از آنکه نامه هاي سرگشاده خود را خطاب به ملت ايران مي نوشت اينبار تصميم به تغيير مخاطب خود را گرفت. نخستين نامه سرگشاده او به رهبري انقلاب در همان روزهاي پيش از آغاز بست نشيني نگارش شد.

احمدي نژاد در اين نامه بلند بالا باز هم کينه خود از برادران لاريجاني بخصوص رييس قوه قضاييه را نمايان کرد و گفت: «امروز متاسفانه عده اي اقليت محض ، به هر ترتيب ممکن، خود را حق مطلق، مالک و صاحب انحصاري کشور و انقلاب و ارباب مردم و داراي حق قطعي حاکميت دانسته و توده هاي مردم را رعيت مي پندارند و اصرار دارند که اراده، فهم و نظر آنان ولو عليه نظر عمومي و منافع ملي به هر شکل ممکن و حتي با اعمال زور و فشار به اجرا در آيد. به بهانه هاي مختلف و با برخوردهاي خشن، راه بر هر نوع نقد و اعتراض و آزادي بيان بسته شده و گروهي اندک و چند خانواده مشخص تلاش دارند تا قدرت و مناصب اصلي برآمده از انقلابِ ملت را به طور انحصاري در خدمت خود و تثبيت حاکميت جناح‌ها و باندهاي ثروت و قدرت به کار گيرند.»

او که خود را زبان ملت ايران مي داند در نامه اي ديگر خطاب به رهبري انقلاب در 30 بهمن ماه 96 نه تنها عداوت خود را با دستگاه قضا براي چندمين بار به نمايش گذاشت بلکه ساير قوا و نهادهاي حاکم در ايران را هم مورد عنايت قرار داد و خواسته هاي عجيب و غريبي را مطرح کرد. او در نخستين پيشنهاد خود گفت: « برگزاري فوري و آزاد انتخابات رياست جمهوري و مجلس شوراي اسلامي، البته بدون مهندسي شوراي نگهبان و دخالت نهادهاي نظامي و امنيتي و آزاد گذاردن مردم براي انتخاب، يک ضرورت فوري است.» او در دومين پيشنهاد خود در اين نامه عنوان کرد: «خواستار تغيير فوري رئيس قوه قضاييه شد و در ادامه خواهان انتصاب فردي با ويژگي‌هاي مندرج در قانون اساسي و همچنين تعيين و معرفي مرجع مستقل و مورد قبول مردم براي رسيدگي به شکايات مردم از اين دستگاه و احقاق حقوق و اعاده حيثيت از مظلومين شد.»

نامه سوم احمدي نژاد به رهبري انقلاب اما به موضوعات اقتصادي و فرهنگي اختصاص داشت که در يک هفته مانده به پايان سال 96 از سوي کانال تلگرامي دولت بهار منتشر شد. احمدي نژاد در اين نامه موارد زيادي را براي اصلاح امور کشور در زمينه هاي اقتصادي و فرهنگي عنوان کرد.

آنچه که در اقدامات محمود احمدي نژاد مشهود است، حمايت بي چون و چراي او از حلقه اطرافيانش است. او که در دوران رياست جمهوري اش هم اطرافيانش را خط قرمز خود کرده بود بعد از خروج از پاستور هم در حمايت از آنها کم نگذاشت. حمايتي که برخي آن را سحر، برخي ولايت گريزي و برخي ديگر آن را فتنه احمدي نژاد مي نامند.





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان