بسم الله
 
EN

بازدیدها: 169

استفتائات از مراجع درباره مرگ مغزى- قسمت دوم

  1397/1/6
قسمت قبلي

2. آيت اللّه محمدتقى بهجت


سئوال : تعدادى از بيماران به دليل ضايعات مغزى غيرقابل بازگشت و غيرقابل جبران, فعاليت هاى قشر مغز خود را از دست داده, در حالت اغماى كامل بوده و به تحريكات داخلى و خارجى پاسخ نمى دهند, ضمناً فعاليت هاى ساقه مغز خود را نيز از دست داده, فاقد تنفس و پاسخ به تحريكات متفاوت نورى و فيزيكى مى باشند. در اين گونه موارد احتمال بازگشت فعاليت هاى مورد اشاره مطلقاً وجود نداشته, بيمار داراى ضربان خودكار قلب بوده كه ادامه اين ضربان هم موقتى و تنها به كمك دستگاه تنفس مصنوعى به مدت چند ساعت و حداكثر چند روز مقدور مى باشد. اين وضعيت در اصطلاح پزشكى مرگ مغزى ناميده مى شود. از طرفى نجات جان عده ديگرى از بيماران منوط به استفاده از اعضاى مبتلايان به مرگ مغزى است. با عنايت به اين كه اين اشخاص فاقد تنفس, شعور, احساس و حركت ارادى هستند و هيچ گاه حيات خود را باز نمى يابند, مستدعى است ارشاد فرماييد (لطفاً با اشاره اجمالى به دليل): 

1ـ آيا در صورت احراز شرايط فوق مى توان از اعضاى مبتلايان به مرگ مغزى براى نجات جان بيماران ديگر استفاده كرد؟ آيا صرف ضرورت نجات جان مسلمانان نيازمند پيوند عضو براى جواز قطع عضو, كافى است يا اذن قبلى و وصيت صاحب عضو نيز لازم است؟ آيا اطرافيان ميّت مى توانند پس از مرگ چنين اجازه اى بدهند؟ 

جواب: در صورت توقف حيات مريضهايى بر اين كار, با احتياط در استيذان از ورثه و استيذان از حاكم شرع, و تحقق موت حقيقى اشكال ندارد و صرف موت مغزى كفايت نمى كند.
-----------------------

2ـ آيا انسان مى تواند در زمان حيات خود با امضاى كارتى رضايت خود را براى برداشت اعضاى بدنش در صورت عارضه مرگ مغزى جهت پيوند به انسان هاى مسلمان نيازمند اعلام نمايد؟ 

جواب: حكم در مورد مرگ مغزى گذشت كه موت حقيقى و استيذان لازم است. 
-----------------------

3ـ آيا در موارد جواز قطع اعضا ديه ثابت است يا ساقط مى شود؟ در صورت ثبوت ديه, پرداخت آن برعهده كيست؟ پزشك يا بيمار؟ موارد مصرف ديه مذكور كدام است؟ 

جواب: در تقدير جواز هم, ديه يا ارش ثابت است و ديه قطع اعضا ميّت صرف در خيرات مى شود و بر كسى ثابت است كه قطع كرده است. 

 اگر شخصى بخواهد عضوى از اعضاى بدن خود; مثلاً كليه را به ديگرى بدهد و يا وصيت كند كه بعد از مردن خود, آن عضو در مقابل پول يا مجانى برداشته و به ديگرى داده شود, در صورتى كه نجات مسلمانى متوقف بر آن عضو باشد; يعنى راه نجات آن مسلمان منحصر در دادن عضو به او باشد و تهيه آن از غيرمسلمان هم ممكن نباشد اشكالى ندارد.(3)

3. آيت اللّه ميرزا جواد آقا تبريزى

سئوال : تعدادى از بيماران به دليل ضايعات مغزى غيرقابل بازگشت و غيرقابل جبران, فعاليت هاى قشر مغز خود را از دست داده, در حالت اغماى كامل بوده و به تحريكات داخلى و خارجى پاسخ نمى دهند, ضمناً فعاليت هاى ساقه مغز خود را نيز از دست داده, فاقد تنفس و پاسخ به تحريكات متفاوت نورى و فيزيكى مى باشند, در اين گونه موارد احتمال بازگشت فعاليت هاى مورد اشاره مطلقاً وجود نداشته, بيمار داراى ضربان خودكار قلب بوده كه ادامه اين ضربان هم موقتى و تنها به كمك دستگاه تنفس مصنوعى به مدت چند ساعت و حداكثر چند روز مقدور مى باشد. اين وضعيت در اصطلاح پزشكى مرگ مغزى ناميده مى شود. از طرفى نجات جان عده ديگرى از بيماران منوط به استفاده از اعضاى مبتلايان به مرگ مغزى است. با عنايت به اين كه اين اشخاص فاقد تنفس, شعور, احساس و حركت ارادى هستند و هيچ گاه حيات خود را باز نمى يابند, مستدعى است ارشاد فرماييد (لطفاً با اشاره اجمالى به دليل): 

1ـ آيا در صورت احراز شرايط فوق مى توان از اعضاى مبتلايان به مرگ مغزى براى نجات جان بيماران ديگر استفاده كرد؟ 

2ـ آيا صرف ضرورت نجات جان مسلمانان نيازمند, پيوند عضو براى جواز قطع عضو, كافى است يا اذن قبلى و وصيت صاحب عضو نيز لازم است؟ 

3ـ آيا اطرافيان ميّت مى توانند پس از مرگ چنين اجازه اى بدهند؟ 

4ـ آيا انسان مى تواند در زمان حيات خود با امضاى كارتى رضايت خود را براى برداشت اعضاى بدنش در صورت عارضه مرگ مغزى جهت پيوند به انسان هاى مسلمان نيازمند اعلام نمايد؟ 

5ـ آيا در موارد جواز قطع اعضا ديه ثابت است يا ساقط مى شود؟ 

6ـ در صورت ثبوت ديه, پرداخت آن برعهده كيست؟ پزشك يا بيمار؟ 

7ـ موارد مصرف ديه مذكور كدام است؟ 

جواب: قطع اعضاى مسلمان مبتلا به مرگ مغزى و پيوند زدن آن به بدن شخص ديگر اشكال دارد و اذن صاحب عضو در زمان حيات و اعلام رضاى او اثرى در حكم ندارد, و وصيت به امر مزبور نافذ نيست و اولياى ميّت چنين حقى ندارند كه اجازه قطع اعضاى او را بدهند و در صورت قطع اعضاى مبتلا به مرگ مغزى ديه آن بر قطع كننده است و به حسب سهام ارث بين ورثه ميّت تقسيم مى شود. 

-----------------------

سئوال : يرى الاطباء ان الموت يتحقق بموت القوة العاقلة, حتى لو كان القلب لم يتوقف تماماً عن النبض والحركة ـ كما فى حالة ذبح الشاة مثلاً ـ امّا العرف المسامحى فيرى تحققه بتوقف القلب عن النبض و الخفقان والحركة ومع كل ذلك فلو التفت العرف هذا الى ما يقوله الاطباء علمياً كما فى المثال الآنف الذكر, فلربّما حكم بحكمهم, فبماذا يتحقق الموت؟ 

جواب : الميزان فى ترتب احكام الموت زهوق الروح و بقاء الانسان او الحيوان جسداً محضاً, و قد عين فى الروايات لذلك علامات و مجرّد موت القوة العاقلة لايوجب ترتب احكام الميت, واللّه العالم. 
-----------------------

سئوال : فى حالة اثبات وفاة المريض طبياً فهل يجوز اغلاق اجهزة التنّفس الصناعى الّتى توزّع الا وكسيجن فى جثة المتوفى؟ 

جواب : الموت الطبى ليس ملاكاً وانّما المعتبر الموت العرفى فلايجوز التعجيل فى اماتته, واللّه العالم. 
-----------------------

سئوال : هل يجوز للطبيب اجراء عمليّة نقل كلية من شخص الى آخر, اذا علم بانّ المتبرع قد تقاضى اجراً فى مقابل تبرّعه؟ 

جواب : اذا جاز للشخص اعطاء كليته, كما فى صورة الاضطرار, او كون المعطى كافراً, فلابأس, واللّه العالم. 
-----------------------

سئوال : فى حالة وجود شخص ميت و شخص آخر مريض, يواجه الموت سبب فشل فى احد اعضائه الرئيسيّه مثل القلب فهل يجوز او يجب نقل العضو المطلوب من الميت الى المريض؟ 

جواب : لايجوز ذلك الاّ اذا كان الميت غير مسلم, واللّه العالم. 
-----------------------

سئوال : فى ايّ سن يجوز للشخص التبرّع باحدى كليته و هل يجوز لغير البالغ التبرّع لاحد اقار به بموافقة وليّ امره؟ 

جواب : التبرّع فيه اشكالٌ ولا يبعد عدم الجواز مطلقا, واللّه العالم.(4) 

4. آيت  اللّه سيدمحسن طباطبائى حكيم(1)

پيوند بعضى از اجزاى بدن ميّت به بدن انسان زنده چنان چه ضرورت اقتضا كند, مانعى ندارد. 

اگر جزئى از اجزاى ميته به ظاهر بدن انسان زنده وصل شود, چنان چه حيات در آن دميده باشد جزء بدن انسان محسوب است و قبل از حلول حيات, چون مضطر است در حمل آن در حال نماز, احكام ضرورت بر آن جارى است. 

اگر جزئى از حيوان نجس العين را, مانند روده سگ به روده انسان زنده وصل كنند در صورتى كه بيمار مضطر به چنين عملى باشد مانعى ندارد. 

جدا نمودن بعضى از اجزاى بدن مسلمان محتضر (يعنى كسى كه در حال جان كندن است) و وصل آن به بدن انسان زنده, حرام است و ديه دارد. 

اگر كسى وصيت كند كه پس از مرگ مثلاً چشم مرا جدا كنيد و به ديگرى دهيد عمل به وصيت عيبى ندارد, لكن ادعاى موصى له قبول نمى شود, مگر آن كه از دعوى او علم حاصل شود. 








برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان