بسم الله
 
EN

بازدیدها: 154

ولايت قهري- قسمت اول

  1397/1/1
خلاصه: در اين مقاله تلاش خواهد شد با بررسي اصل ولايت وماهيت آن مشخص نمود كه آيا نهاد ولايت قهري ، نهادي تعبدي يا عرفي يا عقلايي است و چنانچه نهادي امضايي و بر اساس عرف عقلا شكل گرفته باشد و يا آنكه فلسفه جعل آن منصوص باشد ، در زمان حاضر بتوان آن را پس از مرگ پدر ، قابل تسري به مادرطفل دانست .

مقدمه

همه ي كائنات تحت ولايت تكويني و تشريعي خداوند متعال است ، جز او هيچ كسي بر ديگري ولايت ندارد و" اصل برعدم ثبوت ولايت شخصي برشخص ديگراست " . 

ولايت اشخاص بر همديگر يك استثنا تلقي شده و فقط مي توان آن را تا قدر متيقن توسعه داد ، پس به حكم خداوند متعال اين ولايت به موجب آيه ي شريفه ي قرآني " اطيعوا الله و اطيعوالرسول و اولي الامر منكم " ( نساء / 59 ) به پيامبر (ص) و اولياي الهي قابل تسري است . 

اكنون به بررسي ولايت و سپس حدود آن و به نحو اخص به دايره ي ولايت پدر و جد پدري پرداخته و در اين مقال تلاش خواهد شد تا مباني نظريات فقهاي متقدم استنتاج و بر اساس مباني مورد نظر و با تكيه بر اوامر عقل و اقتضاي حال جامعه و مصالح عمومي امكان ولايت مادر در فقدان پدر را بررسي نماييم .

«بحث ولايت با بحث حضانت متفاوت است.حضانت فرزند يعني سرپرستي و نگهداري از طفل در حالي که ولايت بحثي عميق تر است و اداره امور مالي سفر به خارج، اجازه ازدواج و اداره اموال کودک، همچنين تعيين محل زندگي، تصميم در مورد تحصيل و اظهارنظر و اجازه در مورد مسائل درماني کودک و موارد ديگر را در خود دارد.»

در اين مقاله تلاش خواهد شد با بررسي اصل ولايت وماهيت آن مشخص نمود كه آيا نهاد ولايت قهري ، نهادي  تعبدي يا عرفي يا عقلايي است و چنانچه نهادي امضايي  و بر اساس عرف عقلا شكل گرفته باشد و يا آنكه فلسفه جعل آن منصوص باشد ، در زمان حاضر بتوان آن را پس از مرگ پدر ، قابل تسري به مادرطفل دانست .

طبق ماده قانوني فوق ولايت هر بچه اي به عهده پدر و جد پدري است و اين حق قابل واگذاري نيست يعني حتي در صورت توافق والدين و با اراده خود پدر هم نمي تواند به مادر منتقل شود و در صورت فوت پدر نيز به جد پدري مي رسد و نه مادر. در حالتي که پدر و پدربزرگ فوت کنند دادگاه در مورد حق ولايت تصميم مي گيرد و قيمي براي بچه انتخاب مي کند.

يعني براساس قوانين مدني ايران حق ولايت به طور طبيعي و عادي هيچ وقت به مادر نمي رسد و مادر در هيچ يک از تصميم گيري هاي مهم زندگي فرزندش از لحاظ قانوني نقش تعيين کننده اي ندارد. از طرف ديگر در ماده 1199 قانون مدني بيان شده که نفقه اولاد بر عهده پدر است. اگر پدر فوت کند يا قدرت مالي نداشته باشد به عهده پدربزرگ پدري است و در صورت نبودن جد و اجداد پدري يا عدم قدرت مالي آنها نفقه بر عهده مادر است. هرگاه مادر هم زنده يا قادر به انفاق نباشد اين وظيفه به اجداد مادري واگذار مي شود.

بنابراين مادري که حق ولايت فرزندش را چه با حضور و چه بي حضور پدر فرزند ندارد در صورت خالي بودن صحنه از پدر و پدربزرگ عهده دار خرج و مخارج کودک مي شود اما لزومي ندارد که همزمان حق ولايت را نيز دارا باشد يعني مي تواند حق ولايت به کس ديگري مثل عموي کودک واگذار شود اما هزينه زندگي او به عهده مادر باشد.

در قوانين ما حضانت و ولايت فرزندان دو مفهوم جداگانه دارد. حضانت به معناي نگهداري فرزند است و ولايت به معناي: سرپرستي و اداره امور مالي، تصميم در مورد تحصيل، تعيين محل زندگي، اجازه خروج از کشور، اظهار نظر و اجازه در مورد مسائل درماني کودک و موارد ديگر است. بر اساس قانون مدني ايران مادر هيچ وقت نمي تواند سرپرست فرزندش باشد و در صورت نبودن پدر و حتي جد پدري نيز سرپرستي فرزندان به او تعلق نمي گيرد و تنها مي تواند قيم فرزند خود باشد. البته در آن صورت هم اداره سرپرستي (زير نظر دادستان) بر کارهاي مادر نظارت دارد و حتي حق فروش اموال فرزندان نيز به عهده اداره سرپرستي است.

مادر به جز افتتاح حساب قرض الحسنه حتي نمي تواند براي فرزندش حسابي باز کند، يا بدون امضاي شوهرش براي کودکش خانه اي بخرد. اگر مادري با اجازه پدر کودک و پول خود باي فرزندش خانه اي بخرد، پدر مي تواند هر موقعي دلش خواست آن خانه را بفروشد و يا اجاره دهد و مادر در اين موارد هيچ حقي ندارد. يا مادر که فرزندش به دليل بيماري در بيمارستان است و نياز به عمل جراحي داشته باشد، اين پدر است که بايد اجازه عمل را بدهد و مادر نمي تواند بدون امضاي پدر از پزشکان بخواهد که کودکش را جراحي کنند. اين در حالي است که طبق قانون سرپرستي و ولايت پدر "قهري" است. يعني حتي اگر خود پدر هم بخواهد نمي تواند سرپرستي کودک را همسر خود واگذار کند.

تعريف ولايت 

ولايت ( به فتح واو و كسر آن ) از ماده ي ولي است و به معناي آن است كه دو يا چند چيز به گونه اي در كنار هم قرار گيرند كه چيزي بين آن فاصله نباشد ، در مورد دوستي ، ياري ، تصدي امر ، حكومت و تسلط نيز استعمال شده است زيرا در همه ي اين موارد مباشرت و نزديكي وجود دارد ( راغب اصفهاني ، 1404 ه.ق ) .

از نظر اصطلاحي ولايت عبارت است از : سلطه ي بر ديگري به حكم عقل يا شرع ، خواه بر جان ، مال يا هر دوي آنها بالاصاله يا بالعرض بوده باشد ( آل بحرالعلوم ، 1403 ه.ق ) .
در اصطلاح حقوقي ، ولايت عبارت از سلطه و اقتداري است كه قانون به جهتي از جهات به كسي مي دهد كه امور مربوط به غير را انجام دهد و كسي كه اين سمت را داراست ولي ناميده مي شود ( امامي ، 1376 ) .

اقسام ولايت 

1- ولايت قهري :

ولايت اجباري و ذاتي ناميده مي شود . ( ماده ي 1180 ، 1181 و 1183 ق.م ؛ نجفي خوانساري ، 1418 ه.ق )

2- ولايت به وصايت :

هريك ازپدر و جد پدري بعد از وفات خود شخصي را به موجب وصيت براي نگهداري و تربيت اطفال تعيين مي نمايند .( ماده ي 1188 ق . م ؛ علامه حلي ، 1413ه.ق ؛ نجفي ،1392 ه.ق ؛ امام خميني ،1390 ه.ق )

3- ولايت حاكم :

در صورتي كه طفل فاقد  ولي خاص و ولي منصوب  نباشد حاكم شرع يا  نماينده ي او اعمال  ولايت  خواهد  كرد. ( ماده ي 1218 ق.م ؛ محقق كركي ، 1408 ه.ق ؛ طباطبايي ،1419 ه.ق ؛ نجفي ، 1392 ه.ق )

  تاريخچه ي ولايت قهري 

در عربستان نهاد ولايت قهري به همين شكلي كه اكنون در كشور ما رايج است در بين عرب ها جاري و ساري بوده است و زنان بالتبع هيچ اختياري از خود نداشته اند و به نظر مي رسد با توجه به رويه ي متقن فوق امضاي اين ولايت از سوي پيامبر (ص) بر اساس رويه ي جاري ، عرف عقلا و اقتضائات آن روز جامعه ي عربي بوده است   (علي ،1374 ه.ق ) .

اولين فقيهي كه در خصوص ولايت پدر و جد پدري نكاتي را بيان و مادر و اجداد مادري را قائم مقام آنان دانست ابن جنيد اسكافي در قرن چهارم ه.ق است . 

 مباني قائلين به ولايت اولياي قهري 

ولايت پدر در قرآن (2/282 ؛2/237) ، در سنت نبوي ، سيره ي مسلمين و بناي عقلا آمده است و لذا قانون مدني ايران كه مستنبط از آراي مشهور فقها است در مواد 1180 و 1181 ق.م و ماده ي 15 قانون حمايت خانواده ، آن را تبيين نموده است.

نقد و بررسي 

عليرغم تصريح ولايت پدر در آيات و روايات در خصوص ولايت جد پدري آيه و يا روايت صريحي نداشته و صرفاً در باب نكاح قائل به ولايت براي طفل و باكره ي رشيده شده اند و در ساير امور نشاني از ولايت وي نيست ليكن فقهاي اماميه با قياس اولويت ( طباطبايي حكيم ، 1391 ه.ق ) قائل به ولايت براي جد پدري در اموال صغير شده اند .
به نظر مي رسد كه اصل اولي رعايت مصالح طفل حسب مقتضيات زمان است و لذا در جامعه ي عربي با وجود خانواده هاي قبيله اي،اين روش مطابق با مصالح طفل بوده واكنون با توجه به عدم موضوعيت ولايت جد پدري بتوان در آن تجديدنظر نمود . 

اجماعي كه در حال حاضر فقهاي معاصر بدان استناد جسته اند ، از نوع اجماع مدركي است كه قابل اعتنا نمي باشد و از سوي ديگر ، ولايت جد پدري بر مبناي سيستم خانواده هاي پدرسالار جعل شده است و در حال حاضر خانواده هاي هسته اي فاقد چنين ويژگي هستند ، در نتيجه ولايت جد پدري در فقدان پدر فاقد حكمت جعل و ضرورت هاي امروزين مي باشد .







برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان