بسم الله
 
EN

بازدیدها: 440

عامل شهادت مأموران پليس در دادگاه: من عاشق اعدامم؛ وجدانم راحت است/50 نفر هم مي‌مردند خواست خدا بود!

  1396/12/27
خلاصه: عامل شهادت مأموران نيروي انتظامي در جريان آشوب دراويش در خيابان پاسداران در جلسه امروز محاکمه خود با انکار اعترافات قبلي خود گفت: من عاشق اعدامم و عذاب وجدان هم ندارم.

به گزارش خبرنگار قضايي خبرگزاري تسنيم، محمدرضا ثلاث در سومين جلسه محاکمه خود به اتهام قتل عمد 3 مامور نيروي انتظامي در حادثه خيابان پاسداران که در شعبه نهم دادگاه کيفري يک استان تهران به رياست قاضي کشکولي برگزار شد، در بيان آخرين دفاعيات خود اظهار کرد: اتهامات مطرح شده را قبول ندارم. ما در آن روز براي حمايت از يکي از دوستان‌مان به نام آقاي رياحي جلوي کلانتري 102  اطراق کرده بوديم. 

وي گفت: وقتي يگان ويژه رسيد با باتوم به ما حمله کردند و ضربه زدند که سر من 17 بخيه خورد. بعد از آن به سمت گلستان هفتم حرکت کرديم و من اتوبوسي را که مالک و صاحب آن را نمي‌شناختم و فقط داخل آن اطراق کرده بوديم به سمت کلانتري به حرکت درآوردم. 

متهم افزود: مي‌خواستند بزرگ ما را بازداشت کنند و من در گوشي تلفن فقرا حکم بازداشت را ديده بودم، حدود هزار نفر براي حمايت از بزرگمان آمده بودند که ايشان همه را مرخص کردند اما ما چند نفر باقي مانديم و در داخل اتوبوس اطراق کرديم. 

ثلاث مدعي شد: بعد از پياده شدن از پرايد، سوار اتوبوس شدم تا آن را به سمت پاسگاه ببرم، آرام حرکت کردم و چراغ دادم که ماموران کنار بروند. وقتي به ماموران رسيدم چراغ دادم و بوق زدم، در حالي که اگر نيت کشتن داشتم بوق نمي‌زدم تا کنار بروند، به حرکتم ادامه دادم و پايم را روي گاز گذاشتم چون مي‌ترسيدم که ماموران از اتوبوس بالا بيايند و دوباره با باتوم به سرم بزنند. اکنون نيز از خداوند براي بازماندگان صبر و براي خودم بخشش مي‌طلبم و از اينکه 3 نفر به رحمت خدا رفتند، خودم هم ناراحت هستم.

ثلاث گفت: من عاشق اعدامم، اين حرف‌ها را براي فرار کردن از اعدام نمي‌زنم، 23 يا 24 سالم بود که به حرم امام رضا رفتم و از امام رضا خواستم که 50 سال به من عمر بدهد و اکنون 50 سال دارم و چه بهتر در اين راه بروم، حتي آقاي بازپرس شاهد است که از او سوال مي‌کردم که کي من را اعدام مي‌کنند. 

وي افزود: ما نرفتيم آدم بکشيم بلکه رفته بوديم تعصب بزرگمان را بکشيم. روي ماموران نرفتم بلکه مي‌خواستم رد شوم اما خودرو با آنها برخورد کرد و اکنون وجدانم خيلي راحت است زيرا اينها را عمدا نکشتم. 50 نفر هم مي‌مرد با خواست خدا بوده است. براي کشتن ماموران از اتوبوس استفاده نکردم بلکه مي‌خواستم اتوبوس را جلوي پاسگاه ببرم تا بگويم در اين امامزاده کسي نيست، زيرا آنها فکر مي‌کردند که ما گردان جمع کرده‌ايم و براي جنگ آمده‌ايم. 

ثلاث در پاسخ به سوال قاضي مبني بر اينکه شما در جلسات قبلي گفته‌ايد بعد از کتک خوردن عصبي بوديد و به همين خاطر سوار اتوبوس شديد و به سمت ماموران رفتيد، مدعي شد: دوست داشتم همه چيز تمام شود و اعدام کنند. 

وي در پاسخ به اين سوال که اظهارات شما در جلسه امروز با اظهارات قبلي در تناقض است، گفت: علتش اين است که اگر شما را هم جاي من بگذارند، دوست نداريد از اين در بيرون برويد و مي‌خواهيد همه چيز تمام شود و اعدامتان کنند. من پايم را روي گاز گذاشتم تا از خيابان رد شوم و هيچکدام از ماموران را نديدم. 

متهم در پاسخ به اين سوال که طبق فيلم موجود شما پس از سوار شدن اتوبوس يک مسير طولاني را عادي مي‌رانيد و وقتي که به ماموران مي‌رسيد اتوبوس را به سمت چپ و راست هدايت مي‌کنيد، گفت: اضطراب داشتم که ماموران از در بالا نيايند و کتک نخورم. اگر مي‌خواستم کسي را بکشم به سمت 100 نفرشان مي‌رفتم. 

پس از اخذ آخرين دفاعيات از متهم ادوات و سلاح‌هاي فرد موجود در اتوبوس شامل تعدادي قمه و شمشير و همچنين چوب که توسط نيروي انتظامي کشف و ضبط شده بود به محضر دادگاه ارائه شد. 

در ابتداي جلسه نيز سرهنگ يزدان فلاح‌زاده نماينده حقوقي ناجا اظهار کرد: نيروي انتظامي در روز حادثه در راستاي رعايت فرمايشات مقام معظم رهبري با آشوبگران خيابان پاسداران با رعايت اخلاق اسلامي برخورد کرد اما آنها سوءاستفاده کردند و 4 نفر از ماموران نيروي انتظامي و بسيجي را به شهادت رساندند. در حالي که مي‌توانستيم طبق قانون با استفاده از سلاح، آشوب را در ساعات اوليه خفه کنيم اما براي جلوگيري از  ايجاد خسارت به مردم اين کار صورت نگرفت. 

نماينده حقوقي ناجا در ادامه اظهارات خود 4 تن از شهود به نام‌هاي ابوالفضل علي‌زاده، محمدحسين زارعي، مجتبي طاهريان و بهمن علي‌نژاد به دادگاه معرفي  و دادگاه قرار استماع شهادت شهود را صادر کرد. 

زارعي به عنوان اولين شاهد با اجازه قاضي پشت تريبون قرار گرفت و با سوگند به خدا و اينکه به جز حقيقت چيزي نگويد اظهار کرد: قبل از اينکه به اتوبوس برسيم به قصد کشتن ما کوکتل مولتوف پرتاب مي‌کردند و با بچه‌ها هم‌قسم شده بوديم که کسي را نزنيم.

وي اضافه کرد: فرمانده به ما دستور داد به مردم آسيب وارد نشود و فقط جمعيت را پراکنده کنيم و هيچ سلاحي هم نداشتيم. به داخل کوچه که رسيديم حدود 40 الي 50 نفر بودند که ديديم اتوبوسي آرام به سمت ما حرکت مي‌کند و ما راه را باز کرديم تا رد شود اما به محض اينکه از 10 الي 12 نفر اول رد شد به سمت بچه‌هاي نيروهاي انتظامي گاز داد من خودم را به عقب پرت کردم و وقتي پشت سرم را نگاه کردم ديدم اتوبوس از روي سر شهيد امامي رد شده است و رانند اتوبوس وقتي به ترافيک انتهاي کوچه رسيد و در ترافيک گير کرد دستگير شد. راننده اتوبوس همين فردي است که اکنون در دادگاه حضور دارد و وقتي که به سمت ما حرکت کرد ابتدا فکر کرديم اتوبوس يگان ويژه است و نيرو پياده کرده است اما بعد از 10 الي 15 متر به سمت ماموران حرکت کرد. 

در ادامه علي‌زاده يکي ديگر از شهود حاضر در دادگاه پشت تريبون قرار گرفت و گفت: ما موتورسوار بوديم و وقتي به کلانتري 102 رسيديم ديديم آشوبگران جلوي کلانتري را بسته‌اند که فرمانده به ما دستور داد آنها را پراکنده کنيد. آشوبگران به گلستان هفتم رفتند و ما به دنبالشان راه افتاديم، جزو نفرات اول بودم که وارد گلستان هفتم شدم و اتوبوس از روبه‌روي ما به حرکت درآمد. 

وي اضافه کرد: سرعت اتوبوس در ابتدا پايين بود و بچه‌ها راه را باز کردند اما به محض اينکه از من و چند نفر ديگر رد شد اتوبوس را به سمت چپ و سپس به سمت راست هدايت کرد و بچه‌ها را زير گرفت، اول سرباز علمدار را زير گرفت و شهيد امامي بين اتوبوس و ماشين‌ها گير کرد و چرخ عقب اتوبوس از روي سرش رد شد. 

عليزاده گفت: وقتي که اتوبوس عبور مي‌کرد همين فرد پشت فرمان نشسته بود و بچه‌ها دنبال اتوبوس رفتند و ما هيچ سلاحي اعم از گرم و سرد نداشتيم و فقط تونفا داشتيم؛ حتي سپر هم نداشتيم. من آقاي ثلاث را داخل اتوبوس ديدم و يک پرايد هم از روبه‌رو به سمت ما نوربالا انداخته بود تا نتوانيم جايي را ببينيم، وقتي اتوبوس بچه‌ها را زير گرفت، يکي از ماموران داخل اتوبوس گاز اشک‌آور پرتاب کرد تا نتواند بيشتر جلو برود.

وي افزود: اگر خودروها در گلستان هفتم پارک نشده بودند بيشتر از 100 نفر کشته مي‌شدند.





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان