بسم الله
 
EN

بازدیدها: 204

جرم شناسي در آيات قرآن کريم- قسمت چهارم

  1396/12/18
خلاصه: در اين کار مي خواهيم به اساسي ترين پرسش هاي مطرح شده در جرم شناسي پاسخ دهيم ، منتها از ديدگاه قرآن کريم. يعني با مشاهده و اندکي بررسي در آيات شريفه ي قرآن به اين پاسخ برسيم که از منظر قرآن کريم ، اساساً: جرم چيست؟ علل ارتکاب جرم چيست؟ چه راه هايي براي پيش گيري از جرم وجود دارد؟ و نهايتاً اينکه در برابر جرم و پديده ي مجرمانه چه بايد کرد؟ يعني مي خواهيم بدانيم اولاً آيا اصلاً در قرآن کريم پاسخي براي اين پرسش ها وجود دارد و ثانياً اگر وجود دارد ، اين پاسخ چيست. البته براي بررسي و پاسخ به اين پرسش ها در ابتدا رويکرد جرم شناسي غرب را بررسي مي کنيم تا ببنيم آيا در جوامع غربي نيز مي توان مبناي ديني براي جرم شناسي پيدا کرد يا خير ، و سپس به جرم شناسي اسلامي و قرآني خواهيم پرداخت.
قسمت قبلي

راههاي پيش گيري از جرم

قرآن کريم و مکتب اسلام تنها به بيان گناه و زشتي و عوامل آن نمي پردازد ، بلکه آموزه هايي دارد که انسان ها را راهنمايي مي نمايد تا خود را حفظ کرده و از آلوده شدن به آن ها جلوگيري نمايند. خداوند متعال همانند آموزگاري دلسوز اين راه ها را به انسان ها نشان داده و گوش زد مي کند که بايد با رعايت آن ها از عواملي که سبب لغزش ، انحراف و گناه مي شود جلوگيري کرد.

1) عبادت پروردگار

يَا أَيهُّا النَّاسُ اعْبُدُوا رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُمْ وَالَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ (اى مردم ! پروردگارتان را كه شما و پيشينيان شما را آفريده است ، بپرستيد تا (با پرستيدن او) پروا پيشه شويد.) بقره/ 21

اين آيه راه تقوا و پرهيزکاري را عبادت خداوند متعال معرفي مي نمايد و همانطور که مي دانيم انسان ها ، با تقوا و خويشتن داري مي توانند خود را از گناه و زشتي بازدارند. در واقع مهم ترين عامل براي پيش گيري از هر نوع لغزش و گناهي تقواي الهي است که عاملي دروني است و رابطه ي مستقيم با اراده ي افراد دارد.

2) ياد خداوند و آخرت

وَاذكْرُوا اللَّهَ كَثِيْرا لَعَلَّكُمْ تفُلِحُونَ (خدا را بسيار ياد كنيد تا بر موانع و مشكلات دنيا و آخرت پيروز شويد.) جمعه/ 10

راه صلاح و رستگاري ، ياد خداوند است و انسان ها با ياد خدا بر موانع و مشکلات دنيوي و اخروي ، که از جمله مهمترين آن ها گناهان و جرايم است ، پيروز خواهند شد.

وَإِلَي مَدْيَنَ أَخَاهُمْ شُعَيْبًا فَقَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَارْجُوا الْيَوْمَ الْاخِرَ وَلَّا تَعْثَوْا فِي الْارْض مُفْسِدِينَ (و نيز به سوى مدين برادرشان شعيب را قرستاديم ؛ پس گفت : اى قوم من ! خدا را بپرستيد و روز قيامت را انتظار بريد و در زمين تبهكارانه آشوب برپا نكنيد.) عنکبوت/ 36

خداوند در خصوص داستان زندگي حضرت شعيب (ع) از زبان ايشان مي فرمايد که پرستش خداوند و ياد آخرت از فساد و تباهي جلوگيري مي کند. و به همين خاطر اين پيامبر مردم مدين را به اين امر توصيه مي نمايد.

3) بر پا داشتن نماز

نماز فريضه اي است که در آيات و روايات ، بيش از هرچيز بدان سفارش شده. رسول گرامي اسلام (ص) نماز را ستون دين و نور چشم خويش مي داند ومي فرمايد : "نماز مثل چشمه آب گرمي است که در خانه انسان باشد و انسان روزي پنج بار در آن آب گرم شست و شو کند." حضرت اميرالمؤمنين (ع) نيز مي فرمايد : "به خدا بعد از ايمان، چيزي در حد نماز نيست." امام حسين (ع) هدف از قيام خود را بر پايي نماز معرفي مي کند و حضرت حجت ابن الحسن (عج) مي فرمايد : "هيچ چيز مثل نماز بيني شيطان را به خاک نمي مالد و او را خوار نمي کند ، پس نماز بخوان و بيني شيطان را به خاک بمال".

خداوند نيز در قرآن کريم نماز را عاملي بسيار مؤثر مي داند که انسان را از ارتکاب زشتي و گناه باز مي دارد. وَ أَقِمِ الصَّلَاه إنَّ الصَّلَاةَ تَنْهَىَ عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنْكَرِ و لَذِكْرُ اللَّهِ أَكْبَرُ و اللَّهُ يعَلَمُ مَا تَصْنَعُونَ (و نماز را برپا دار ، يقيناً نماز از گناهان آشكار، و كارهاى ناپسند باز مى دارد ؛ و همانا ذكر خدا بزرگتر است ، و خدا آنچه را انجام مى دهيد مى داند.) عنکبوت/ 45
آنچه قابل توجه است ، اين است که در اين آيه خداوند به پيامبر خود مي فرمايد که نماز را برپا دار (اقامه کن) که اقامه ي نماز باعث جلوگيري از فحشاء و منکر مي شود. 

آنچه دقيقاً دراين آيه به پيامبر امر مي شود "اقامه ي نماز" است. نه صرفاً خواندن نماز يا امر و سفارش ديگران به نماز. در واقع اقامه ي يک امر ، مرحله ايست فراتر از اين ها و به معناي محيا ساختن شرايط جامعه و فرهنگ عمومي براي يک امر است ؛ که اين امر مي تواند يک فضيلت يا يک رذيلت باشد. آنچه طبق اين آيه سبب جلوگيري از ارتکاب گناه و جرم در جامعه و به صورت وسيع مي شود اقامه ي نماز و برپاداشتن آن است. به همين دليل است که علاوه بر خواندن نماز و تأثيرات مثبت فراواني که صِرف خواندن آن مي تواند براي فرد به همراه داشته باشد ، به "اقامه"ي نماز سفارش بسياري شده ؛ چراکه تأثير آن به مراتب عميق تر و پايدارتر و گسترده تر است. چنانکه حضرت امام حسين (ع) هدف از قيام خود و شهادت خود و عزيزانش را برپا داشتن نماز معرفي مي کند.

4)حفظ حجاب و عفاف

بر هيچ کس پوشيده نيست که تأثير عاملي مثل نگاه آلوده و شهوت در انحراف و ارتکاب گناه به خصوص در جوانان تا چه اندازه جدي و شديد است. رسول اکرم (ص) مي فرمايند : "فرزند آدم !... اگر چشمت بخواهد تو را به نگاه حرام بکشاند، من دو پلک در اختيار تو قرار داده ام، پس آنها را فرو بند." و امام صادق (ع) مي فرمايند : "نگاه ناروا تيري مسموم از تيرهاي شيطان است. هرکس آن را تنها به خاطر خدا ترک کند، خداوند آرامش و ايماني به او ميدهد که طعم گواراي آن را در خود، مييابد."

قُلْ لِلْمُؤْمِنِينَ يغَضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَيَحفَظُوا فرُوجَهُمْ ذلِكَ أَزْكَىَ لَکمُ إنَّ اللَّهَ خَبِيْر بِما يَصْنَعُونَ (به مردان مؤمن بگو : چشمان خود را (از آنچه حرام است مانند ديدن زنان نامحرم و عورت ديگران) فرو بندند ، و شرمگاه خود را حفظ كنند ، اين براى آنان پاكيزه تر است ، قطعاً خدا به كارهايى كه انجام مى دهند ، آگاه است.) نور/ 30

خويشتن داري و جلوگيري از فساد واينگونه انحرافات ذهني علاوه بر مردان ، بر زنان نيز واجب است. يعني علاوه بر اينکه مردان بايد نگاه خود را کنترل کرده و از انحراف خويش جلوگيري کنند ، زنان نيز بايد همين کار را کرده و همين طور ، از خود نمايي و جلوه گري در مقابل نامحرمان خودداري کنند.

وَقُلْ لِلْمُؤْمِنَاتِ يغَضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَيَحفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلَّاَ يبُدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّاَّ مَا ظَهَرَ مِنْهَا و.َلْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَىَ جُيُوبِهِنَّ و َلَّاَ يبُدِينَ زِينَتَهُنَّ ... وَلَّاَ يَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِيُعْلَمَ مَا يُخْفِينَ مِنْ زِينَتِهِنَّ و.َتُوبُوا إِلَيَ اللَّهِ جَمَيعًا أَيُّهَ الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تفُلِحُونَ (و به زنان باايمان بگو : چشمان خود را از آنچه حرام است فرو بندند ، و شرمگاه خود را حفظ كنند ، و زينت خود را (مانند لباسهاى زيبا ، گوشواره و گردن بند) مگر مقدارى كه (طبيعتاً مانند انگشتر و حنا و سرمه ، بر دست و صورت) پيداست(در برابر كسى) آشكار نكنند ، و (براى پوشاندن گردن و سينه) مقنعه هاى خود را به روى گريبان هايشان بيندازند ، و زينت خود را (براي نامحرمان) آشكار نكنند. و زنان نبايد پاهايشان را (هنگام راه رفتن آن گونه) به زمين بزنند تا آنچه از زينت هايشان پنهان مى دارند (به وسيله نامحرمان) شناخته شود . و (شما) اى مؤمنان ! همگى به سوى خدا بازگرديد تا (بر مشكلات دنيا و آخرت) پيروز شويد. ) نور/ 31

خداوند همچنين به پيامبر (ص) مي فرمايد که به زنان مؤمن بگويد بايد پوشش خود را به صورت کامل رعايت کنند و به خود نزديک تر نمايند تا ازين طريق ، به تقوا و پاک دامني شناخته شوند و از آزار نااهلان در امان باشند.

يَا أَيهُّا النَّبِيُ قُلْ لِاَزْوَاجِكَ وَ بنَاتِكَ وَ نِسَاءِ الْمُؤْمِنِينَ يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِنْ جَلَاَبِيبِهِنَّ ذلِكَ أَدْنَي أَنْ يعُرَفْنَ فَلَاَ يؤُذَيْنَ و.َكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِيمًا (اى پيامبر ! به همسرانت و دخترانت و همسران كسانى كه مؤمن هستند بگو : چادرهايشان را بر خود فرو پوشند (تا بدن و آرايش و زيورهايشان در برابر ديد نامحرمان قرار نگيرد .) اين (پوشش) به اينكه (به عفت و پاكدامنى) شناخته شوند نزديكتر است ، و در نتيجه (از سوى مردم بى تقوا) مورد آزار قرار نخواهند گرفت ؛ و خدا همواره بسيار آمرزنده و مهربان است.)احزاب/ 59

يعني رعايت حجاب کامل و درست سبب در امان ماندن زن از هرگونه تعرض و بي احترامي است. چرا که شخصيت بزرگ او را بهتر نشان مي دهد و باعث مي شود نااهلان و کوردلان در مقابل او احساس شرم کنند و به خود اجازه ي بي حرمتي نسبت به او را ندهند. اين امر ، هم آرامش فکري و رواني خود زن و هم ديگر افراد جامعه را نيز به مراتب بالاتر مي برد و حضور زن در عرصه ي اجتماع و فعاليت وي را آسان تر و مؤثرتر مي گرداند. يعني طبق گفته استاد شهيد مطهري : "حجاب مصونيت است ، نه محدوديت"

5)معرفي نمونه و الگو

يکي از مؤثرترين راه ها براي نشان دادن رفتارهاي درست و مناسب و جلوگيري از انحراف ، معرفي انسان هايي به عنوان نمونه و الگوست. انسان به ذات خود ، موجودي الگوپذير است که اغلب چه به صورت آگاهانه و چه ناخودآگاه ، به دنبال تقليد و پيروي از الگوهايي است که در ذهن خود آن ها را برجسته و جذاب مي داند. اين امري است که بسياري از متفکرين غرب ، سال هاست به آن پرداخته و در زمينه آن فعاليت مي کنند. به عنوان مثال معرفي و نشان دادن شخصيت هاي ابرقهرماني در سينماي هاليوود يا مجله هاي کميک و عرضه ي فراوان محصولاتي با نشان آن ها براي کودکان و نوجوانان به منظور جهت دهي به ساختار ذهني آنان و الگو برداري از چنين شخصيت هايي است.

قرآن کريم به اين ويژگي ذاتي ذهن انسان توجه داشته و باتوجه به محدوديت و نقصان ذهن انسان هاي عادي ، نياز او را به يافتن الگويي مناسب در نظر گرفته که مي توان در اين خصوص به آيات زير اشاره کرد :

-لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِيِ رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ كَانَ يرَجُو اللَّهَ وَالْيَوْمَ الْاْخِرَ وَذكَرَ اللَّهَ كَثِيْرًا (يقيناً براى شما در (روش و رفتار) پيامبر خدا الگوى نيكويى است براى كسى كه همواره به خدا و روز قيامت اميد دارد ؛ و خدا را بسيار ياد مى كند.) احزاب/ 21

خداوند براي کساني که به او و جهان آخرت ايمان دارند الگويي کامل و نيکو معرفي مي کند که همانا رسول اکرم (ص) است. رفتار و منش ايشان چه پيش از بعثت و چه پس از آن از هر لحاظي برترين نمونه و الگو بوده و هست. چه از جهت خيرخواهانه و مورد پسند خدا بودن و چه از لحاظ مقبوليت و جذابيت ميان مردم ، چرا که اين حقيقت برهيچکس در آن دوران پوشيده نبود که ايشان همواره انساني امانت دار ، درستکار ، راستگو و جوانمرد بودند.

-قَدْ كَانَتْ لَكُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ فِيِ إِبْرَاهِيمَ وَالَّذِينَ مَعَهُ إِذْ قَالُوا لِقَوْمِهِمْ إِنَّا برُآءُ مِنْكُمْ ومِمَا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ كَفَرْنَا بِكُمْ وَبَدَا بيَنَنَا وَبيَنَكُمُ الْعَدَاوَةُ وَالْبَغْضَاءُ أَبَدًا حَتَّي تؤُمِنُوا بِاللَّهِ وَحْدَهُ إِلَّاَّ قَولَ إِبْرَاهِيمَ لِاَبِيهِ لَاَسْتَغْفِرَنَّ لَكَ وَمَا أَمْلِكُ لَكَ مِنَ اللَّهِ مِنْ شَيْءٍ ر?َبنَّا عَلَيْكَ تَوَكَّلْنَا وَإِلَيْكَ أَنبَنَا وَإِلَيْكَ الْمَصِيْر (مسلماً براى شما در ابراهيم و كسانى كه با اويند سرمشقى نيكوست ، آن گاه كه به قوم خود گفتند: ما از شما و آنچه به جاى خدا مى پرستيد بيزاريم ، ما به شما كافريم و ميان ما و شما دشمنى و كينه هميشگى پديدار شده است ، تا آن زمان كه به خداى يگانه ايمان آوريد . (آرى ، ابراهيم و مؤمنان جز اعلام بيزارى سخنى با بت پرستان نداشتند) مگر سخن ابراهيم به پدرش كه گفت: من براى تو (در صورتى كه دست از دشمنى و كينه با حق بردارى) آمرزش خواهم خواست و در برابر خدا به سود تو اختيار چيزى را ندارم . اى پروردگار ما! بر تو توكل كرديم ، و به سوى تو بازگشتيم ، و بازگشت به سوى توست.( ممتحنه/ 4

حضرت ابراهيم (ع) از پيامبران بزرگ و مؤمنان حقيقي و بلند مرتبه بود ؛ به گونه اي که در قرآن کريم به "حنيف" يا حق جو معروف است و بارها از آزمون هاي سخت الهي سربلند بيرون آمده. دراين آيه ايشان و همراهانشان به عنوان الگويي شايسته براي مؤمنان معرفي شده اند که در هر شرايطي درست ترين کار را انجام مي دهند. به عنوان مثال در برابر کفار و گمراهان با جديت از عقايد خود دفاع و از شرک و بت پرستي اعلان بيزاري مي کنند. در عين حال ، ايشان از تکليف خود دربرابر پدر خويش (کسي که به گردن آن حضرت حق پدري دارد) غافل نيست و ضمن احترام نسبت به وي سعي مي کند او را با رأفت و نرم خويي به يکتا پرستي دعوت نمايد... و اين يعني يک الگوي کامل و برتر.

- لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِيهِمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ كَانَ يرَجُو اللَّهَ وَالْيَوْمَ الْاْخِرَ و مَنْ يتَوَلَّ فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ الْغَنِيِّ الِحْمِيدُ (بى ترديد براى شما در (روش[) آنان سرمشقى نيكوست ، براى كسى كه به خدا و روز قيامت اميد دارد. و هر كس (از اقتداى به آن روش) روى برگرداند (زيانى به خدا نمى رساند) ؛ زيرا خدا بى نياز و ستوده است.) ممتحنه/ 6

6) مهاجرت

قرآن کريم ، ضمن اينکه زندگي در ديار کفر و تحت سلطه ي کافران را به عنوان عاملي مؤثر براي ارتکاب گناه معرفي مي کند ، در عين حال به انسان هايي که با چنين معضلي روبرو شده اند سفارش مي کند که از چنين مکاني مهاجرت کنند تا گرفتار گناه و عقوبت الهي نشوند.

إِنَّ الَّذِينَ تَوَفَّاهُمُ الْمَلَاَئِكَةُ ظَالِمِي أَنْفُسِهِمْ قَالُوا فِيمَ كُنْتُمْ قالُوا كُنَّا مُسْتَضْعَفِينَ فِيِ الْاَرْض  قالُوا أَلِم تَكُنْ أَرْض اللَّهِ وَاسِعَةً فَتُهَاجِرُوا فِيهَا فأُولَئِكَ مَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ و سَاءَتْ مَصِيْرا

(قطعاً كسانى كه (با ترك هجرت از ديار كفر ، و ماندن زير سلطه كافران و مشركان) بر خويش ستم كردند (هنگامى كه) فرشتگانْ آنان را قبض روح مىكنند ، به آنان مىگويند : (از نظر ديندارى و زندگى) در چه حالى بوديد ؟ مى گويند : ما در زمين ، مستضعف بوديم . فرشتگان مىگويند : آيا زمين خدا پهناور نبود تا در آن (از محيط شرك به ديار ايمان) مهاجرت كنيد؟! پس جايگاهشان دوزخ است و دوزخ عاقبت بدي است .) نساء/ 97

7) عدم هم نشيني با گناهکار

همه مي دانيم که در بسياري موارد ، اين دوست و هم نشين انسان است که باعث عزت يا ذلت او مي شود. کم نيست مواردي که فردي که در ابتدا شايستگي چنداني براي رحمت الهي نداشته و چه بسا گناهکار مي بود ، "کمال هم نشين در وي اثر کرد" و موجب هدايت او شد. و برعکس اين فرض نيست بسيار محتمل است. يعني ممکن است افرادي درست کار و مؤمن به خاطر هم نشيني با افرادي نامناسب دچار لغزش و انحراف شوند.

ازين رو در کلام بزرگان دين سفارش زيادي درخصوص انتخاب دوست شايسته شده است. مثلاً رسول گرامي اسلام مي فرمايد : "المرء على دين خليله و قرينه"؛ انسان بر کيش دوست و همنشين خود است.

در قرآن کريم هم نشيني نکردن با گناهکاران و دوري از آن ها از جمله راه هاي پيش گيري از انحراف و گناه معرفي شده است :

وَ قَدْ نزَّلَ عَلَيْكُمْ فِيِ الْكِتَابِ أَنْ إِذَا سَمَعْتُمْ آيَاتِ اللَّهِ يُكْفَرُ بِهَا وَ يُسْتهْزَأُ بِهَا فَلَاَ تَقْعُدُوا مَعَهُمْ حَتَّيَّ يَخُوضُوا فِيِ حَدِيثٍ غَيْرِه  إنَّكُمْ إِذًا مِثْلُهُمْ إنَّ اللَّهَ جَامِعُ الْمُنَافِقِينَ وَالْكَافِرِينَ فِيِ جَهَنَّمَ جَمَيعًا

(البته خدا (اين فرمان را) در قرآن بر شما نازل كرده است كه: چون باخبر شويد گروهى آيات خدا را مورد انكار و استهزا قرار مى دهند ، با آنان ننشينيد تا در سخنى ديگر درآيند ، (اگر بنشينيد) شما هم (در به دوش كشيدن بار گناه انكار و استهزا) مانند آنان خواهيد بود ؛ يقيناً خدا همه منافقان و كافران را در دوزخ جمع خواهد كرد.) نساء/ 140



نويسنده: محسن کاظمي پور - دانشجوي کارشناسي ارشد حقوق جزا و جرم شناسي دانشگاه شهيد باهنر کرمان







برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان