بسم الله
 
EN

بازدیدها: 120

خشونت خانگي عليه زنان- قسمت هشتم

  1396/12/13
قسمت قبلي

نكته سوم، شيوه تصميم گيرى فرد در موقعيت تعارض ملاك ها ست. به نظر مى رسد نخستين گام ، سعى در حصول اطمينان از تحقق ملاك هاى قطعى همسر مناسب (ايمان، تقوا، حسن خلق و سلامت جسمانى و روانى ) در فرد مورد نظر است . اگر حتى يكى از اين ملاك ها در فرد نباشد از شرايط لازم برخوردار نخواهد بود .

پس از اين امور ، مهم ترين ملاك ، همسانى زن و مرد است. سپس در تعارض صفات، برخى جنبه هاى روان شناختى افراد كه در سازگارى و رضايت زناشويى بيشتر تأثير دارند، مي بايد ترجيح داده شود . اين امور عبارت اند از : رفتار و شيوه برخورد در خانواده ، و نگرش هاى ناظر به زندگى خانوادگى مانند فرزندپرورى، و مهار و تعديل عواطف.
 
نكته چهارم، راه هاى شناخت ويژگي هاي فرد مور د نظر است . گام اول ، تحقيق از وضعيت خانوادگى و خويشان نزديك فرد است . به دليل تشابه وراثتى و تربيتى، اطلاع از وضعيت والدين، خواهران و برادران، عمو، عمه، خاله و دايى مى تواند اطلاعات مفيدى از فرد در اختيار قرار دهد . متون اسلامى بر تأثير دو عامل وراثت و تربيت خانوادگى بسيار تأكيد دارند. (1) 

گام دوم ، تحقيق درباره محل تحصيل، كار و زندگى فرد است، كه مى تواند جنبه هاى بيرونى و اجتماعى شخصيت او را تا حدى بنماياند . 

گام سوم برگزارى چند جلسه ملاقات، با نظارت والدين، و توجه به گفتار و حالات غير كلامى فرد براى كسب اطلاعات ضرورى است . اگر طرفين اطلاعات كافى درباره هم پيدا نكردند، ادامه جلسات ضرورى است . در همه مراحل شناسايى ، دختر و پسر آماده ازدواج بايد بكوشند روابطشان رنگ عاطفى نگيرد و حدود و چارچوب هاي شرع را رعايت كنند . در غير اين صورت جنبه هاى عاطفى مانع تصميم گيرى عاقلانه آنان مى شود. افزون بر اين ، اگر تصميم نهايى، عدم ازدواج باشد، ضربه عاطفى شديدي به طرفين وارد مى شود . استفاده از مشاوره هاى روان شناختى درباره نحوه تصميم گيرى نيز مى تواند مشكلات و پيچيدگى ها را كاهش دهد.

نكته پنجم، آزادى دختر و پسر براى تصميم گيرى در ازدواج است . اجبار دختر، و گاه پسر ، بر ازدواج در جوامع سنتى رواج داشته است . امروزه نقش دختر و پسر در تصميم گيرى بيشتر شده است . با وجود اين ، تحميل ديدگاه ها از سوى والدين، جوانان را با مشكلات جدى و  تعارض هاى درونى روبه رو مى كند. به نظر مى رسد مهم ترين اصل در تصميم گيرى براى ازدواج ، استقلال فرد است ؛ زيرا در اين وضعيت فرد مسئوليت تصميم خود را بر عهده خواهد گرفت ؛ هر چند تصميم او نادرست باشد و در زندگى آينده با مشكلات جدى روبه رو شود .

از ديدگاه اسلام، پسر و دختر در امر ازدواج آزادى تصميم گيرى دارند . افزون بر روايتى كه درباره ميل و علاقه در ازدواج بيان شد، كلمات پرشماري از اولياى دين : بر خواست و رضايت فرد در ازدواج تأكيد ورزيده اند (2) و حتى ازدواج را فقط در صورت رضايت فرد درست مى دانند. البته درباره دختر باكره رضايت پدر نيز در عقد ازدواج لازم است . (3) رضايت پدر ، براي رعايت مصالح او در نظر گرفته شده است. بنابراين اگر دختر به بلوغ عاطفي و رشد رواني مناسب رسيده باشد و پدر تصميم بگيرد او را ازدواج با كساني كه عرفاً همسان و كفو او به شمار مي آيند، باز دارد ، منع پدر اعتباري ندارد. (4)

ب) اهميت خانواده

خانواده به منزله يكى از نخستين و اساسي ترين بنيادهاى زندگى بشرى، به رغم فراز و نشيب هاى متعدد، نقش مهمى در همه ابعاد فردى و اجتماعى زندگى بشرى داشته است . تحولات علمى و اجتماعى قرن بيستم موجب شد كه جايگزين هايى براى خانواده و كاركردهاى آن در نظر گرفته شود. با وجود اين، روشن شد كه هيچ بنيادى مانند خانواده نمى تواند بخشى از نيازهاى مهم انسان را تأمين كند . 

اهميت خانواده در زندگى انسان را از جنبه هاي گوناگون مى توان تحليل و بررسى كرد ، ولى در اين مقام فقط از نگاه روان شناختى و جامعه شناختى به آن مى پردازيم، و در ضمن مباحث، به ابعاد ديگر اشاره خواهيم كرد.

در تحليل شخصيت انسان، يكى از سه بعد مهم، جنبه هاى انگيزشى و عاطفى است. روان شناسان، نيازهاى روانى انسان را در سلسله مراتبى دسته بندى كرد ه اند كه بسيارى از ابعاد انگيزشى و عاطفى را پوشش مى دهد .

تأمين به موقع و مناسب نيازهاى انسان، نقش مهمى در سلامت فردى و اجتماعى جوامع دارد . بررسى چگونگى تأمين نيازهاى انسان، نشان مى دهد كه خانواده بيش از هر نهاد اجتماعى در اين فرايند تأثيرگذار است . نخستين و پايه اى ترين نياز انسان، مسائل زيستى ا ز قبيل خوردن، پوشيدن، محافظت بدن و استراحت است. نوزاد انسان تا سال هاى پس از تولد بيش از هر حيوان ديگر، نيازمند توجه و مراقبت است . خانواده بهتر از مراكزى از قبيل مهد كودك يا جاهاى ديگر مى تواند اين نيازها را تأمين كند . تأمين اين نيازها، حوصله بسيار و انگيزه نيرومندى مى طلبد كه در هيچ مراقبى مانند مادر و پدر يافت نمى شود.

پس از اين نيازها، طلب امنيت، ثبات، حمايت و رهايى از ترس و نگرانى و آشفتگى در انسان رخ مي نمايد. نقش محورى والدين در تأمين اين دسته نيازها را مى توان به راحتى در شرايط فقدان يكى از والدين يا هر دو، جدايى آنان، و اختلافات و درگيرى هاى ايشان درك كرد . اضطراب جدايى ، كه در نوزادان هفت ماه به بعد پديد مي آيد، جز با آغوش والدين و ايمنى بخشى آنان، به آرامش تبديل نمى شود. در غير اين صورت ممكن است احساس ناايمنى كودك تا سال ها جبران پذير نباشد. (5)

نياز دلبستگى و تعلق به ديگران، به بهترين نحو در خانواده تأمين مى شود و حتى برخى خاستگاه اساسى روابط عاطفى بين انسان ها را روابط اعضاى خانواده مى دانند.(6) روان شناسان الگوي دوستى و دلبستگى افراد در بزرگ سالى، چه دوستى و محبت در ازدواج و چه روابط دوستى ديگر را متأثر از دلبستگى اولِ كودك در خانواده و ادامه آن اعلام كرده اند.(7)

نياز به احترام و ارزش مثبت خود كه تحت عنو ان عزت نفس مطرح مى شود، به شيوه برخورد با كودك ، به ويژه در خانواده ، بستگى دارد . نقش والدين در مشوق هايي ارزشى كه كودك از سوى ديگران چون محبت، تحسين و توجه دريافت مى كند، و تعريف كودك از موفقيت يا شكست و شيو ه رويا رويى او با انتقاد ديگران، بسيار برجسته است . عز ت نفس والدين و پذيرش فرزند و تقويت توانايى هاى او ، در رشد ارزش يابى مثبت كودك از خود، مؤثر است.

نيازهاى سطوح بالاتر مانند تلاش براى دانستن، فهميدن و كشف كردن، نياز به شكوفايى و بارور شدن همه استعدادها و نيازهاى معنوى ، مانند خداگرايى و خداشناسى ، با وضعيت خانوادگى فرد در كودكى و بزرگ سالى (ازدواج) ارتباطي بسيار نزديك دارد، كه در ضمن كاركردهاى ازدواج بررسى خواهد شد . بنابراين خانواده مي تواند در رفع نيازهاى انگيزشى، عاطفى و شناختى انسان نقش بسيار مؤثر داشته باشد و در نتيجه سلامت و كارآمدى او را در زندگى فردى، خانوادگى و اجتماعى تضمين كند.

در نگاه جامعه شناختى، خانواده نهادى است كه اساس ديگر نهادهاى اجتماعى به شمار مي آيد، و نيروهاى هر جامعه ، درون آن پرورش مى يابند. به همين سبب مي گويند جامعه سالم در پرتو خانواده هاى سالم، قابل تحقق است . از اين روي، كاركردهاى خانواده مانند تنظيم رفتار جنسى، توليد مثل، حمايت و مراقبت، جامعه پذيرى و كنترل اجتماعى، آن را بسيار با اهميت مى سازد .

كاركردهاى اقتصادى خانواده، موضوع ديگرى است كه خانواده را از جهت نقش مهم آن در توليد و تحولات اقتصادى، كانون توجه اداره كنندگان جامعه قرار مى دهد. بعد آموزشى و فرهنگ سازى خانواده نيز جنبه ديگرى است كه نقش خانواده را در زمينه هاي فرهنگى و سياسى جوامع برجسته مى سازد . در مجموع بر اساس نگاهى فردنگر (روان شناختي) و كل نگر (جامعه شناختي) مي توان به اهميت خانواده در زندگى فردى و اجتماعى انسان پى برد.



--------------------
1- علي مصباح، روان شناسى رشد با نگرش به منابع اسلام ، ى ج 1، ص 181-260
2-. محمد بن حسن حر عاملي، وسائل الشيعه، ج 14 ، ص 210-216
3- همان، ص 214
4- محمد كاظم طباطبايي يزدي، عروه الوثقي، فصل في اولياء العقد مسئله 1
5- محمود منصور، روان شناسى ژنتيك، ج 2، ص 79
6- مرتضي مطهرى، اخلاق جنسى در اسلام و جهان غرب، مجموعه آثار، ج 19 ، ص 649
7- مسعود آذربايجانى و ديگران، روان شناسى اجتماعى ص 268






نويسنده: محمدرضا سالاري فر



مشاوره حقوقی رایگان