بسم الله
 
EN

بازدیدها: 208

اعتياد و زنان ؛ تفاوت هاي جنسيتي در زمينه سوء مصرف مواد و درمان آن- قسمت ششم (قسمت پاياني)

  1396/12/11
قسمت قبلي

موانع درمان زنان معتاد

مردان نسبت به زنان احتمال بيشتري دارد كه به درمان اعتياد بپردازند. در تحقيقي كه در بين سال هاي 1979 و 1990 انجام گرفت، اين نتيجه به دست آمد كه مردان از امكانات ويژة درمان اعتياد، بيشتر از ديگر برنامه ها استفاده كرده اند؛ در حالي كه زنان بيشتر به مراقبت هاي پزشكي و رواني توجه داشته اند.

موانع اجتماعي

موانع اجتماعي (1) عبارتند از: نگرش اجتماعي و فرهنگي (2) به اعتياد، شبكه روابط زنان و نقش زنان به عنوان مراقبت كننده و سرويس دهنده. تفاوت مهم بين ديدگاهي كه اعتياد را يك سوء رفتار اخلاقي و ديدگاهي كه اعتياد را نوعي بيماري ميداند، موضوع كنترل است. جامعه معتقد است كه اخلاقيات در انسان ها قادر است اميال و انگيزه هاي آنها را كنترل كند. بنابراين، پرخاشگري هاي خودسرانه به عنوان رفتارهاي غير اخلاقي محكوم است. 

متاسفانه اغلب افراد، اعتياد را به عنوان يك موضوع اخلاقي و نه يك بيماري مدنظر دارند و معتاد را محكوم مي كنند كه قدرت وارد نشدن در رفتار غير اخلاقي را ندارد و نمي تواند رفتار غير اخلاقي خود را متوقف كند. زنان معتاد كه به عنوان همسر، مراقبت دهنده و مادر، پايه و اساس اخلاق به حساب مي آيند، اغلب به دليل اعتيادشان، منفي تر از مردان به آنها انگ زده مي شود. نگرش هاي اجتماعي در باره ناپسند بودن زن معتاد، يك مانع عمده درمان آنها است. حتي زناني كه مي دانند از يك بيماري رنج مي برند، اين مشكل درد آور را كه ديگران مشكل آنها را بپذيرند با خود دارند. آنها مي ترسند كه خانواده شان، همراه، شريك و يا جفت شان و يا كارفرمايشان ديدگاه مسلط جامعه را كه اعتياد را يك مشكل اخلاقي مي دانند، داشته باشند و آنها را در درمان حمايت نكنند.

مانع ديگر در درمان زنان عبارت است از شرمي كه آنها در طرح مشكل خود با ديگران دارند؛ در واقع آنان مي ترسند كسي قادر به كمك به آنها نباشد. بعلاوه دكتر بلوم (3) گفته است كه تسهيل گران درمان مانند پزشكان، اغلب در تشخيص مشكلات اعتياد در زنان ناتوان هستند، زيرا بيماران زن آنها با كليشه ها و عقايد قالبي اجتماعي (4) درباره زنان معتاد همانند نيستند.

روابط با دوست جنسي در زنان بسيار حائز اهميت است. همان طور كه قبلا نيز بيان شد، اكثر زنان معتاد با دوستاني ارتباط دارند كه آنها نيز معتاد هستند. اين دوستان، موانع جدي براي درمان خودشان و دوست يا جفتشان هستند. زيرا زنان به سختي تحت تأثير نگرش اين دوستان يا زوج هايشان در زمينه درمان واقع مي شوند.

اين زنان اغلب در دنبال كردن درمان ناتوان هستند. يا برعكس، در ارتباط با دوست يا جفت معتادشان، احتمال دارد كه آنها را براي درمان تشويق كرده و آنها را در طي درمان و توان بخشي حمايت كند.

همچنين مسئوليت مراقبت از بچه ها و ديگر وظايف زنان در خانه نيز مي تواند مانع از درمان اعتياد آنها شود. مراقبت از بچه ها موضوعي است كه در برخي تحقيقات به عنوان مانعي در درمان زنان از آن نام برده شده است. زيرا آنها قادر به پرداخت هزينه نگهداري از فرزندانشان به هنگام درمان نيستند. اين در حالي است كه درمان اعتياد امري بلندمدت است. اين زنان اغلب از اين كه بار نگهداري فرزندانشان به دوش خانواده يا دوستا نشان مي افتد، شرم دارند و احساس گناه مي كنند. و درباره امكانات لازم براي نگهداري درست و سلامت فرزندانشان نگران هستند. به علاوه، روابط خانوادگي و يا روابط دوستانه ممكن است حمايت كمتري از زنان در مقايسه با مردان به هنگام درمان به عمل آورد.

يك بررسي ملي در باره درمان زنان معتاد آمريكا، به اين نتيجه رسيد كه زنان نسبت به مردان احتمال كمتري دارد كه خانواده يا دوستانشان، آنها را به ترك اعتياد تشويق كنند.

موانع ناشي از برنامه هاي درماني

برنامه هاي درماني اغلب به طور ناخواسته موانعي را براي درمان زنان ايجاد مي كنند. اين موانع عبارتند از : موانع مالي (5)، تشريفات زائد اداري (6)، متمركز بودن برنامه درماني بر مردان (7) و فقدان حساسيت در خصوص زنان معتاد (8).

مداركي موجود است كه ويژگي هاي كاركنان و كادر درمان و زنان تحت درمان را تحت تاثير قرار مي دهد. برنامه هاي درماني كه كاركنان را در زمينه حساس بودن به مسائل جنسيتي آموزش دهد، (مانند بيان نخست عوامل خطرآفرين يا عواملي كه خطر اعتياد را براي زنان در پي دارد)، ممكن است نسبت به برنامه هاي سنتي كه نسبت به مسايل جنسيتي خنثي بوده اند، در جذب زنان براي درمان موفق تر باشند.

موانع رواني

اين غيرممكن است كه در جامعه اي زندگي كنيم ولي برخي يا بيشتر ارزش ها و نگرش هاي آن جامعه را در خود جذب نكنيم. اين ادراكات و نگرش هاي دروني شده مي تواند مانع رواني در درمان به حساب آيد.زنان بسياري اين عقيده متداول و رايج را دروني كرده اند كه اعتياد يك سقوط اخلاقي است، از اين رو از درمان خود اجتناب مي كنند و فكر مي كنند كه خودشان مي توانند كنترل خود و يا كنترل اعتيادشان را در مصرف مواد به دست گيرند. همچنين، آنها شرم زيادي درباره رفتارهاي ناشي از اعتيادشان داشته و از درمان به دليل مخفي نگاه داشتن شرمشان اجتناب مي كنند.

يك مانع عمده درمان، فقدان آگاهي از سختي و دشواري اعتياد است. زنان نسبت به مردان به احتمال بيشتري نشانه هاي اعتياد را با مشكلات طبي و رواني اشتباه گرفته و يا آن را به عنوان راهي براي پاسخگويي به فشارها فرض مي كنند.

فقدان دانش درباره نشانه هاي اعتياد نيز موانعي را به وجود مي آورد. زيرا زنان بيشتر تمايل دارند درمان را از طريق نظام بهداشت رواني دنبال كنند، تا اين كه از امكانات درمان اعتياد بهره گيرند. 

از سوي ديگر، مردان از رفتن به دنبال روان درماني شرم داشته و بيشتر مشكلات شان را در ارتباط با اعتياد و معتاد بودن مطرح مي كنند.

بالاخره بيشتر مردم تغيير در رفتارشان را مشكل مي يابند . اين امر به ويژه در مورد رفتارهايي كه داراي جنبه ها و اجزاء بيولوژيكي، محيطي و رواني هستند، مانند اعتياد به مواد و الكل صادق است .

افراد معمولا به اين دليل معتاد مي شوند كه اولا مصرف مواد احساس و حال آنها را بهتر از زماني مي سازدكه اين مواد را استفاده نكرده اند. حتي زماني كه اين احساس خوب از بين مي رود، ميل و نيازي شديد و يا ميل به احساس طبيعي بودن ، فرد را به مصرف مواد مخدر مي كشاند. زندگي بدون مواد ، مستلزم ايجاد تغييرات عمده در سبك و شكل زندگي (9) است و از آنجا كه ايجاد چنين تغييراتي مشكل و دشوار است ، مقاومت در برابر تغيير (10) يك مانع در راه درمان به شمار مي آيد.

برنامه هاي موفقيت آميز درمان اعتياد زنان

برنامه هاي موفقيت آميز درمان اعتياد زنان با ملاحظه عوامل اصلي خطرآفرين، نتايج اعتياد و موانع مراقبت كردن از زنان طراحي شده است. موسسه ملي مواد درامريكا، دامنه گسترد هاي از خدماتي را كه ثابت شده است درمان اعتياد براي زنان را به طور موثري تكميل مي كنند، مشخص كرده است. 

اين خدمات به شرح زير است:
- غذا، لباس و پناهگاه (خانه و كاشانه)
- هزينه اياب و ذهاب براي درمان (براي مراجعه به مراكز درماني و...)
- مراقبت از فرزندان در طول درمان
- مشاوره وآموزش شغلي
- ياري رساني قانوني
- آموزش خواندن و نوشتن ( سواد آموزي ) و ديگر مهارت هاي آموزشي
آموزش مهارت هاي لازم براي پرورش و تربيت فرزندان
- خانواده درماني و زناشويي درماني
- مراقبت پزشكي و خدمات برنامه ريزي خانوادگي
- خدمات حمايت اجتماعي
- ارزيابي رواني و خدمات سلامت رواني (بهداشت رواني)
- آموزش اعتماد به نفس

اين توقع كه تمام مراكز درماني، خدمات و مراقبت هاي همانند و همساني براي زنان فراهم كنند، واقعي نيست. 

همان طور كه قبلا توضيح داده شد، تفاوت هاي فرهنگي و سني در زنان، عواملي كه خطر اعتياد براي زنان را به همراه دارد را همانند رفتارهاي ناشي از اعتياد، تحت تاثير قرار مي دهد. به هرحال، براي برنامه هاي درمان مهم است كه از تفاوت هاي عمده جنسيتي دراعتياد آگاه باشيم و رايج ترين مشكلات جمعيت زنان مورد حمايت و خدمت رساني را مشخص سازيم. به اين طريق، انواع مختلف برنامه هاي درمان را كه به نيازهاي ويژه زنان و دختران معتاد پاسخ مي دهد، مي توان طرح ريزي نمود.



----------------------------
1-Social Barriers
2-Social and cultural attrtudes
3-Blume
4-Social Stereotupes
5- Financial barriers
6-Bureaucracy
7- Male – Focused treatment
8-Lack of Sensitivity toward women with addiction
9- Life - style
10- Resistance to change



نويسنده: فاطمه صفري





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان