بسم الله
 
EN

بازدیدها: 106

شيوه‌هاي تنظيم و جهات صحت وصيت چگونه است؟

  1396/12/11

بدون ترديد کمتر کسى است که تابه‌حال با واژه وصيت برخورد نکرده باشد. وصيت از جمله اعمال حقوقى است که هر فردى ممکن است نيازمند آن باشد چه بسا ديده شده است که اشخاص نمي‌توانند ديون و طلب‌هاى خويش را در زمان حيات خود پرداخت يا مطالبه کنند همچنين ممکن است افراد در زمان حيات خود، به انجام کارى تمايل داشته‌اند يا قسمتى از آن را انجام داده و قسمتى ديگر را ناتمام گذاشته‌اند، اما اجل، مجال اتمام يا انجام آن کار را ممکن نساخته است.

به جهت اهميت وصيت در زندگى اجتماعى افراد، اين مبحث در فقه اسلامى و حقوق مدنى از اهميت فراواني برخوردار بوده و همواره مبحث وصيت مورد توجه حقوقدانان و فقهاى اسلامى قرار داشته است.

شکى وجود ندارد که فلسفه وجودى حقوق و بالاخص حقوق مدنى، تنظيم و برقرارى عدالت در مطالبات و ديون و اساساً روابط حقوقى افراد است لذا مقتضي است که بر مراودات و معاملات حقوقى اشخاص بعد از حيات دنيوى نيز قواعد و مقرراتى حاکم باشد که موجب حمايت از حقوق بازماندگان او شود.

وصيت در لغت به معناى اندرز و نصيحت و آنچه بدان سفارش مي‌کنند، است و در علم حقوق نيز تقريباً به همين معنا به کار مي‌رود.

مستنداً به ماده 826 قانون مدني، وصيت تمليکى عبارت از اين است که کسى عين يا قسمتى را از مال خود براى زمان بعد از فوتش به ديگرى مجاناً تمليک کند و وصيت عهدى عبارت است از اينکه شخصى يک يا چند نفر را براى انجام امر يا امورى يا تصرفات ديگرى مأمور کند.

در ريشه واژه وصيت و معناى آن اختلاف است. برخى از جمله علامه حلى، در تذکره و سيدمحمدجواد عاملى در مفتاح‌الکرامه، وصيت را اسم مصدر و مشتق از وصى و به معناى وصل و الحاق دانسته و ارتباط آن را با مفهوم اصطلاحى وصيت از آن جهت مي‌دانند که موصى به وسيله انشاى وصيت، تصرفات زمان حيات خويش را به تصرفات بعد از مرگ خود متصل مي‌کند.

اگرچه برخى آن را مشتق‌شده از توصيه و به معناى عهد مي‌دانند، اما به نظر مي‌رسد معناى اولى به مفهوم حقوقى آن نزديک‌تر است.

در استحباب وصيت در دين اسلام ترديدى وجود ندارد و آيات و روايات عديده‌اى در باب وصيت بيان شده است که جداى از جواز آن، مسلمين را تشويق و ترغيب به وصيت مي‌کند. 

آيه 180 سوره بقره، آيات 11 و 23 سوره نساء و نيز آيه 106 سوره مائده و... همگى شواهدى دال بر اين مدعا هستند.

وصيت در احکام تکليفى بر چهار قسم تقسيم شده است: اول وصيت واجبه همانند وصيت کردن جهت اداى حقوق واجبه اعم از حق‌الله و حق‌الناس و دوم وصيت مستحبه همانند وصيت کردن به مال کم. مقصود اين است که در وصيت بايد به شرايط مالى وراث نيز توجه کرد و از اين‌رو وصيت را نسبت به مال کم پسنديده‌تر مي‌شمارند.

اگرچه در فقه وصيت تا ثلث اموال جايز است، اما توصيه شده است در صورت فقر و تنگدستى بازماندگان، وصيت نسبت به ربع يا حتى خمس بهتر است.

سوم وصيت حرام، همانند وصيت کردن بر گوشت خوک يا شراب و... است که به جهت حرمت متعلق آن باعث حرمت عمل حقوقى نيز مي‌شود و چهارم، وصيت مکروه، همانند وصيت کردن نسبت به مال بسيار است که به جهت مذکور مکروه دانسته شده است.

شرايط صحت وصيت

وصيت‌کننده بايد داراي پنج شرط باشد که عبارت از بلوغ، عقل، اختيار، رشد و عدم خودکشي است بنابراين وصيت کودک، صحيح نيست، گرچه اقوي، صحت وصيت کودک 10 ساله در مورد کار‌هاي نيک مثل ساخت مسجد، پل و خيرات و مبرات است.

وصيت ديوانه، مست و کسي که او را مجبور کرده باشند، وصيت کند و محجوري که از تصرف در اموالش ممنوع است، نيز صحيح نيست.

وصيت کسي که با زخمي کردن خود يا خوردن سم يا پريدن از بلندي دست به خودکشي زده، صحيح نيست.

موضوع وصيت بايد جايز، داراي منفعت حلال و از ملک شخص وصيت‌کننده باشد؛ بنابراين وصيت به هزينه مال در اموري مانند دادن قرآن به کافر، شراب‌سازي، آلات موسيقي و قمار، کمک به ستمگران، تعمير کنيسه، چاپ کتاب‌هاي گمراه‌کننده، کار‌هاي بيهوده و عبث و مانند اين‌ها صحيح نيست.

همچنين اگر فردي درباره اموال ديگران وصيت کند، صحيح نيست؛ اگرچه مالک آن‌ها نيز اجازه بدهد. البته اگر از سوي مالک وصيت کرده و او نيز تنفيذ کند، بعيد نيست که صحيح باشد.

شرط چهارم اين است که اموال وصيت‌شده بيش از يک سوم کل ارث نباشد. با اين توضيح که؛
1- بدهي‌ها، حقوق واجب الهي همچون خمس، زکات، مظالم و کفارات از اصل مال کم مي‌شود؛ اگرچه به آن وصيت نکرده باشد و شامل همه مال نيز بشود. حج واجب گرچه نذري باشد، نيز بنا بر اقوي همين حکم را دارد.

2- کار‌هاي تبرعي همچون اطعام به فقرا، رفتن به زيارت و اقامه عزا و مانند آن، اگر در حد يک سوم اموالش باشد، نافذ است و بيش از آن را وارثان بايد اجازه بدهند. واجب غيرمالي مانند نماز و روزه استيجاري نيز بنا بر اقوي همين حکم را دارد.

وصي يعني همان اجرا‌کننده وصيت بايد بالغ، مسلمان و قابل اطمينان باشد؛ بر اين اساس، وصيت به نابالغ، ديوانه و کافر صحيح نيست، اگر وصي مورد اعتماد باشد، کافي است، گرچه احتياط آن است که عادل باشد.

احتياط واجب آن است که فرزند، وصيت پدرش را رد نکند، اما بر ديگران، پذيرش وصيت واجب نيست، حتي وصي پس از پذيرش و در زمان حيات وصيت‌کننده مي‌تواند آن رد کند؛ به شرط آن که به وصيت‌کننده ابلاغ کند.

اين موضوع در حالي است که اگر وصيت را بپذيرد و تا مرگ وصيت‌کننده آن را رد نکند يا اگر رد کند به اطلاع او نرساند، اجراي وصيت بر وصي واجب است. بلکه اگر وصي پس از مرگ وصيت‌کننده، از وصيت اطلاع يابد، حق رد آن را ندارد و بايد آن را اجرا کند.

شيوه‌هاي تنظيم وصيت‌نامه

شايد مرسوم‌ترين نوع وصيت‌نامه آن‌هايي باشد که شخص وصيت‌کننده حرف‌هايش خطاب به ورثه را بر ورقه‌اي از کاغذ با دستخط خودش مي‌نويسد و از چند معتمد محل نيز مي‌خواهد تا زير آن را امضا کنند.

البته اين نوع وصيت‌نامه از لحاظ حقوقي، وصيت‌نامه عادي تلقي مي‌شود و اگر ورثه بر صحت و درستي آن اقرار نکنند، معمولا در مراجع رسمي پذيرفته نمي‌شود؛ بنابراين براي کاستن از مشکلات پس از مرگ موصي، بايد وصيت‌نامه به 3 شکل رسمي، خودنوشت و سري تنظيم شود.

ويژگي وصيت‌نامه رسمي اين است که در يکي از دفترخانه‌هاي اسناد رسمي نوشته مي‌شود و تابع تشريفات و مقررات اسناد رسمي است.

همچنين وصيت‌نامه خودنوشت، وصيت‌نامه‌اي است که به خط وصيت‌کننده و داراي تاريخ به روز، ماه و سال به همراه امضاي وصيت‌کننده است. اين موضوع در حالي است که وصيت‌نامه سري ممکن است به خط وصيت‌کننده يا فرد ديگري باشد، اما در هر صورت امضاي وصيت‌کننده بايد زير آن باشد.

چنين وصيت‌نامه‌اي بايد در اداره ثبت يا محل ديگري که آن اداره معين مي‌کند، به امانت گذاشته شود. البته شخص وصيت‌کننده هر زماني که اراده کرد، مي‌تواند وصيتنامه‌اش را از اداره ثبت پس بگيرد. شخص بي‌سواد نمي‌تواند چنين وصيت‌نامه‌اي تنظيم کند.

البته به جز اين شيوه‌هاي تنظيم وصيتنامه نوع ديگري نيز وجود دارد که به وصيت‌نامه در مواقع اضطراري معروف است.

منظور از مواقع اضطراري زمان‌هايي است که حالت فوق‌العاده بر جامعه حاکم است، مثل شرايط جنگي، بمباران هوايي يا شيوع بيماري‌هاي مسري که در چنين حالتي شخص مي‌تواند به طور شفاهي نزد 2 شاهد وصيت کند؛ به شرط آن که يکي از شاهدان مفاد وصيت‌نامه را با تاريخ روز، ماه و سال تنظيم کند و به امضاي حاضران برساند.

وصيت براي نوزاد متولد نشده

وصيت کردن براي جنين شايد اقدامي ناآشنا براي عده‌اي باشد، اما وصيت بر حمل يعني جنيني که در رحم مادر است، وجهه قانوني و حقوقي دارد. البته شرط اجراي اين وصيت اين است که جنين زنده متولد شود؛ به طوري که اگر جنين سقط شود، حقوق ناشي از وصيت به مورثه او تعلق مي‌گيرد.





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان