بسم الله
 
EN

بازدیدها: 271

آلمان‌ها از ترس آمريکا به هواپيماي ظريف هم بنزين ندادند!

  1396/12/10
خلاصه: فرودگاه آلمان در اقدامي توهين‌آميز از ترس تحريم‌هاي آمريکا، از سوخت‌رساني به هواپيماي وزير خارجه ايران خودداري کرده است.

در حالي که يکي از وعده‌هاي اصلي روحاني بازگشت اعتبار و احترام به پاسپورت ايراني بود اين وعده روز به روز دست‌نيافتني‌تر از گذشته به نظر مي‌رسد و شواهد جديد نشان از آن دارد که با انفعال دستگاه ديپلماسي کشور پاسپورت ايراني بدترين دوران خود را مي‌گذراند و شاهد است‌!

روزنامه آلماني «زوددويچه» نوشت که در جريان کنفرانس امنيتي مونيخ که اواسط ماه جاري ميلادي برگزار شد، هيچکدام از شرکت‌هاي تامين سوخت حاضر نشدند به هواپيماي حامل «محمد‌جواد ظريف» وزير خارجه ايران سوخت‌رساني کنند.

در خبري که اين روزنامه منتشر کرد و شماري از رسانه‌هاي ديگر آلماني از جمله خبرگزاري آلمان و نشريه ‌اشپيگل هم آن را بازنشر کردند آمده است که شرکت‌هاي تامين سوخت از اين نگران بودند که با سوخت‌رساني به هواپيماي وزير خارجه ايران، تحريم‌هاي واشنگتن عليه تهران را نقض کنند.

طبق اين گزارش، قرار بود که ظريف پس از مونيخ راهي مسکو شود و به همين دليل کنسولگري ايران در مونيخ، از فرودگاه خواسته بود که به هواپيماي وزير خارجه سوخت‌رساني شود. فرودگاه مونيخ اين درخواست را رد کرد چرا که شرکت‌هاي مسئول در اين زمينه، از فروش سوخت به هواپيماي ايراني خودداري کردند.

«ولفگانگ ايشينگر» رئيس‌کنفرانس امنيتي مونيخ در مورد اين موضوع به رسانه‌ها گفته که با دشواري موفق شده که اين مسئله را حل کند و براي سوخت‌رساني به هواپيماي ظريف از وزارت دفاع و وزارت خارجه کمک گرفته است.

زوددويچه نوشت که سرانجام نيروي هوايي آلمان به ايرباس ظريف سوخت‌رساني کرده است.

يکي از رسانه‌هاي آلماني با‌‌ اشاره به اين اتفاق نوشت: اين نخستين بار نيست که وزير امورخارجه ايران در کنفرانس امنيتي مونيخ شرکت مي‌کند. اما حتي در دوره تحريم‌هاي سخت بين‌المللي عليه ايران هم، هواپيماي حامل وزيرامورخارجه و همراهانش هيچ‌گاه دچار «مشکل سوخت‌رساني» به دليل تحريم‌ها نشد.

کنفرانس امنيتي مونيخ امسال در فاصله روزهاي 16 تا 18 فوريه (27 تا 29 بهمن) با حضور شمار زيادي از مقامات جهاني برگزار شد.

مردم نامحرم هستند!

متاسفانه اين اقدام توهين آميز آلمان با سانسور و انفعال دستگاه ديپلماسي مواجه شد تا در نهايت رسانه‌هاي آلماني جزييات اين اقدام توهين آميز را منتشر کردند.

اين اتفاق توسط «اشپيگل آنلاين»، «‌وست دويچه روندفونک (WDR)»، «نورد دويچه‌روندفونک (NDR)» و «زود دويچه‌تسايتونگ» رسانه‌اي شد.

پيش از اين نيز موارد مشابه همواره از سوي رسانه‌هاي خارجي مطرح مي‌شود و تا پيش از آن، هيچ اطلاعاتي از سوي وزارت امور خارجه منتشر نمي‌شود. گويا مردم ايران براي دستگاه ديپلماسي نامحرم هستند و نبايد از اين گستاخي‌ها مطلع شوند.

گستاخي‌هاي آلمان

رفتار گستاخانه آلمان به امتناع از سوخت رساني به هواپيماي ظريف خلاصه نمي‌شود.

در مهرماه امسال، آلمان در اقدامي مزورانه با نصب پوستر بر ديوار سفارت اين کشور در تهران، مدعي شد که دولت متبوعش در کنار مردم ايران به برجام پايبند است. اين در حالي است که وزير خارجه اين کشور در اظهارنظري گستاخانه تاکيد کرد که برلين آمادگي دارد فشار ديپلماتيک بر ايران را، همراه با آمريکا افزايش دهد.

علاوه‌بر اين در ماه‌هاي گذشته «زيگمار گابريل» وزير خارجه آلمان در مصاحبه با روزنامه الشرق‌الاوسط در اظهارنظري گستاخانه گفت:«ما مي‌خواهيم با مشکل نقش ايران در منطقه با کمک آمريکا مقابله کنيم. به همين دليل ما به وضوح محکوم کردن برنامه موشکي ايران را اعلام کرده‌ايم و چنين اقدامي با قطعنامه 2231 سازگاري ندارد». 

گابريل همچنين - بهمن 95- در اظهار نظري گستاخانه از رويکرد آمريکا در قبال ايران حمايت کرده و تحريم‌هاي جديد تصويب شده عليه تهران از طرف واشنگتن را قابل درک ارزيابي کرد.

وي - مهرماه 95 - نيز قبل از سفر به کشورمان در مصاحبه با هفته‌نامه آلماني‌اشپيگل گفته بود: «آلمان تنها در صورتي با ايران روابط عادي و دوستانه برقرار خواهد کرد که ايران موجوديت اسرائيل را به رسميت بشناسد». گابريل تاکيد کرد:«سفر من در جهت منافع آلمان و اروپا صورت مي‌گيرد و با ايران درباره مسائل اخلاقي، حقوق‌بشر، تسليحات نظامي گفت‌وگو کرده و از نقش ايران در هم‌پيماني با دولت بشار اسد انتقاد خواهم کرد»!

گابريل پس از ورود به ايران در نشست مشترک تجاري ايران و آلمان که در اتاق بازرگاني ايران تشکيل شده بود، جمهوري اسلامي ايران را به وحشي‌گري!  متهم کرد و گفت: «تمامي نيروهاي درگير در جنگ سوريه بايد نقطه پاياني بر اعمال وحشيانه بگذارند که اين امر در مورد ايران و روسيه نيز صادق است که از رژيم بشار اسد، رئيس‌جمهور سوريه حمايت مي‌کنند»!

در مهرماه 95 نيز خبري در رسانه‌ها با اين عنوان منتشر شد که «نزديک به يکسال است رئيس‌جمهور کشورمان قصد سفر به آلمان را دارد ولي دولت آلمان به بهانه‌هاي مختلف که برخي از اين بهانه‌ها خالي از تحقير نيست تاکنون با سفر وي موافقت نکرده است»!

علاوه ‌بر اين، چندي پيش و به دنبال رفتار تحقيرآميز برخي ماموران کنسولي و همچنين طولاني شدن فرايند صدور و هزينه بالاي رواديد در برخي سفارتخانه‌هاي اروپايي در تهران از جمله آلمان، طوماري توسط مردم خطاب به سفير آلمان در ايران امضاء شد و هموطنانمان خواستار توقف بي‌احترامي ژرمن‌ها شدند.

گلابي‌هاي برجام!

اما اين اولين بار نيست که در دوره پسابرجام، شاهد رفتارهاي تحقيرآميز هستيم.

براي نمونه، در بهمن ماه سال جاري، کره‌جنوبي در رفتاري گستاخانه و تحقيرآميز و به بهانه تحريم، از اهداي هديه به ورزشکاران ايراني حاضر در المپيک زمستاني 2018 خودداري کرد.

در حال حاضر حدود 26 ماه از اجراي برجام و حدود 32 ماه از امضاي برجام سپري شده است.

گفتني است آقاي روحاني-آبان 95- با تشبيه برجام به درخت سيب و گلابي، گفت: «درب باغ به روي مردم باز شده است، يک عده کودک به درب باغ آمده‌اند مي‌گويند سيب و 
گلابي کجاست که ما ميل کنيم، ما باغ را از دست غاصبان درآورديم و درخت کاشته‌ايم و اين باغ آماده باروري است و صبر براي باروري اين باغ لازم نيست؟».

تحريم‌ها به تاريخ پيوست؟!

روز بعد- 27 دي 94 - روزنامه‌هاي زنجيره‌اي به صف شدند و با تيترهايي همچون «تحريم‌ها به تاريخ پيوست»، «فروپاشي تحريم»، «صبح بدون تحريم»، «تحريم‌ها هم رفت»، «توافقات سياسي و اقتصادي با لغو تحريم ها»، «سد تحريم شکست»، «پيروزي تدبير بر تحريم»، «اينک بدون تحريم»، «سلام بر ايران بي‌تحريم،خلاص شديم»، «تحريم تمام شد»، «برچيده شدن ظرف تحريم‌ها»، «روز شکست حصر اقتصادي» و... با آب و تاب به بررسي نتايج برجام پرداختند. برخي دولتمردان در کنار رسانه‌هاي زنجيره‌اي مدعي اصلاحات نيز در معرفي برجام از تعابيري همچون «فتح‌الفتوح»!، «آفتاب تابان»!، «معجزه قرن»!، «بزرگ‌ترين دستاورد تاريخ ايران»!، «نشانه تسليم همه قدرت‌هاي بزرگ در برابر اراده ملت»!، «ورق‌خوردن تاريخ به نفع ايران»!، «پيروزي بزرگ‌تر از فتح خرمشهر»! و...استفاده کرده و با غرور و نخوت، آن را ثمره کارداني و تدبير خود ‌دانستند.

روحاني-تيرماه 94- تاکيد کرد که:«تمام تحريم‌هاي بانکي، بيمه‌اي، مالي، حمل‌ونقل، پتروشيمي، فلزات سنگين و تحريم‌هاي اقتصادي به طور کامل لغو خواهد شد و نه تعليق».وي-16 اسفند 94- نيز گفت: «امروز تحريم‌ها، حتي تحريم‌هايي که مربوط به موضوع هسته‌اي نبوده برداشته شده و اين مسئله نيز اعلام شده است».

تمديد تحريم آيسا، تصويب تحريم کاتسا 2017(مادر تحريم ها)، تمديد وضعيت اضطراري عليه ايران(توسط اوباما و ترامپ)، قانون محدوديت ويزا، پابرجا ماندن تحريم سوئيفت و... به وضوح نشان داد که نه تنها تحريم‌ها به تاريخ نپيوست و صبح بدون تحريم فرا نرسيد، بلکه به دليل «اقدامات نقد در مقابل وعده‌هاي نسيه» و «امضاي توافق به هر قيمت» و «اجراي برجام به هر قيمت»، زيرساخت تحريم‌ها در پسابرجام گسترده‌تر شد.

همين چند ماه پيش بود که ظريف گفت که «آمريکا آنطور که در توافق هسته‌اي مقرر شده، تحريم‌ها را رفع نکرده و ما هنوز نمي‌توانيم در انگليس يک حساب بانکي باز کنيم».

انزواي آمريکا!

برخي از مقامات ارشد دولت و رسانه‌هاي زنجيره‌اي بزک‌کننده برجام در سال‌هاي اخير به دفعات مدعي شده‌اند که يکي از دستاوردهاي برجام اين بوده است «آمريکا را در جهان منزوي کرده‌ايم»، حال سؤال اين است که اين چه انزوايي است که يک روز کره جنوبي از ترس آمريکا، از اهداي هديه به ورزشکاران ايراني امتناع کرده و يک روز هم آلمان از ترس آمريکا، از سوخت رساني به هواپيماي وزير امور خارجه دولت تدبير و اميد امتناع مي‌کند؟!

در روزهاي گذشته «اصغر فخريه کاشان» قائم‌مقام وزير راه و شهرسازي اذعان کرد: «متأسفانه شرکت‌هاي سازنده قطعات هواپيما و تجهيزات هوايي زيادي هستند که به‌دليل ترس و وحشت از تحريم‌ها و جرائم آمريکا حاضر نيستند به آساني به ايران قطعه بفروشند. در نتيجه شرکت‌هاي هواپيمايي ايران نمي‌توانند به موقع قطعات مورد نياز ناوگان خود را تأمين و تعويض کنند».

بلومبرگ-ارديبهشت 95- در گزارشي با عنوان «مديران اجرايي نيز در مورد رفع تحريم‌هاي ايران گيج شده‌اند» به تحقيق و بررسي در زمينه نگراني شرکت‌هاي اروپايي براي ورود به بازار تهران‌اشاره کرد و نوشت: «نيمي از کمپاني‌هاي بين‌المللي به شدت مشتاقند تا با ايران وارد تجارت شوند و تحقيقات نشان داده است که تنها کمپاني‌هاي خارجي به علت اينکه همچنان تحريم‌هاي ايران به طور کامل برداشته نشده است، عقب کشيده‌اند».

روزنامه نيويورک‌تايمز نيز-فروردين 96- در گزارشي با ‌اشاره به تداوم هراس شرکت‌هاي بين‌المللي از معامله با ايران به دليل تحريم‌هاي پابرجا مانده آمريکا، تصريح کرد: «حتي مشتاق‌ترين سرمايه‌گذاران خارجي در ايران آهسته گام برمي‌دارند».

 آسوشيتدپرس نيز چندي پيش در گزارشي نوشت: «شرکت‌ها و بانک‌هاي بين‌المللي از وزارت خزانه‌داري آمريکا خواسته‌اند با صدور يک دستورالعمل مکتوب به تشريح قواعد و قوانين تعامل با ايران بپردازد وليکن دولت آمريکا به عمد از صدور هر‌گونه سند مکتوب در اين باره امتناع کرده است بنابراين شرکت‌هايي که قصد ورود به ايران را دارند فعلاً در اين باره دست نگه داشته‌اند».

روزنامه زنجيره‌اي آفتاب يزد-بهمن 96- در مطلبي نوشت: «اينکه تصور کنيم اروپا کاملاً در طرف ايران قرار خواهد گرفت ساده‌لوحانه است چرا که پيوند ساختاري اروپا و آمريکا در تبادلات اقتصادي و امنيتي موجب شده اين دو قدرت به يکديگر وابستگي متقابلي داشته باشند».

پاسپورت ايراني

روحاني 10 خرداد 1392 در روزهاي تبليغات انتخابات رياست جمهوري در برنامه انتخاب ايراني که در شبکه جهاني جام ‌جم با موضوع پاسخ به سؤالات ايرانيان خارج از کشور، پخش مي‌شد، اعلام کرد: «قول مي‌دهم که اعتبار احترام را به پاسپورت ايراني برگردانم». وي همچنين افزود: «‌ارزش پاسپورت ايراني، علامت نوع رابطه ما با دنياست».

علاوه‌بر اين، مقامات ارشد دولت به دفعات از تعامل سازنده و تنش زدايي با جهان و پايان ايران‌هراسي در پسابرجام سخن گفته‌اند. اين در حالي است که با بررسي کارنامه دولت آقاي روحاني در حوزه سياست خارجي، انفعال و بي‌توجهي به منافع ملي و عزت ايراني بيش از هر چيز قابل مشاهده است. 

در سال 95، يکي از اعضاي ارشد دولت روحاني و از مسئولان ارشد نهاد رياست جمهوري ‌که قصد داشت در سفري شخصي به آمريکا عزيمت کند، با رفتار تحقيرآميز در فرودگاه دبي مواجه شد.ماموران دولتي فرودگاه دبي وي را به اتاق مجزا هدايت و مورد بازرسي خارج از عرف و غيرمؤدبانه قرار دادند.

موارد زير را هم به فهرست بي‌احترامي‌ها در دولت آقاي روحاني اضافه کنيد:

- عدم صدور ويزا براي ابوطالبي به عنوان سفير و نماينده دائم ايران در سازمان ملل و تروريست ناميدن وي از سوي آمريکا

- برخورد زشت عربستان با مقامات ايراني در فاجعه منا

- تعرض به دو نوجوان ايراني در فرودگاه جده

- بازرسي خارج از عرف و غيرمؤدبانه از يکي از اعضاي ارشد دولت روحاني در امارات

- ضرب و شتم سه خانم ايراني در فرودگاه استانبول

- قانون محدوديت ويزا (دولت اوباما)

- قانون مهاجرت (دولت ترامپ)

- بازرسي تحقيرآميز مسافران ايراني در آمريکا

- بازداشت معلمان ايراني در امارات و تراشيده‌شدن سر آنان

- کشتي ايراني و تذکر جان کري به ظريف

- مذاکره زير سم اسب فاتح ايران در مذاکرات ايران و ايتاليا

- خط و نشان کشيدن کشورهاي ميکروسکوپي

- برخورد توهين آميز «ترزا مي» نخست‌وزير انگليس مقابل روحاني در نخستين روز حضور در نيويورک

- غارت 2 ميليارد دلاري اموال ايران

- برخورد توهين آميز با ايرانيان در سفارتخانه‌هاي اروپايي

- اهانت رئيس‌ هيئت اروپايي به مرحوم هاشمي رفسنجاني

- برهنه کردن زنان ايراني در فرودگاه تفليس و...

اقتدار يا انفعال؟!

برخلاف ادعاهاي برخي مقامات دولتي و رسانه‌هاي زنجيره‌اي مدعي اصلاحات مبني بر «پايان ايران هراسي در پسابرجام» و «فصل جديد تنش‌زدايي و تعامل در پسابرجام»، آنچه واضح و مبرهن است اينکه اقتدار، احترام مي‌آورد نه انفعال.





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان