بسم الله
 
EN

بازدیدها: 156

رقص آتش-قسمت سي و پنجم

  1396/12/8
خلاصه: کالبد شناسي جامعه وکالت (5)
قسمت قبلي

گاه ايراد به فضاي فرهنگي حاکم بر جامعه وکالت گرفته مي شود. بسيار ديده ام همکاراني را که از ادارات مختلف باز نشسته شده اند (نه همه) و در زمان شاغل بودن شغل دولتي ته ريشي داشته اند و احتمالا تسبيحي هم در دست مي گرفتند و د رنماز جماعت هم شرکت مي کردند و بسياري مسائل ديگر . و بعد از ورود به عرصه وکالت رنگ ديگري بخود گرفته اند. وکيل جوان هم که او را مي بيند با تصور اينکه وکيل مزبور پيش کسوت است به او اقتدا مي کند. اين نوع ايرادات (با توجه به فضاي حاکم) متوجه جاي ديگري است ولي ارجاع به جامعه وکالت مي شود که وکلا چنين و چنان. خانم ها را نمي دانم همين قدر مي دانم وضعي که داخل ادارات دولتي است مخصوص همان ادارات است در بيرون از آن فضا افراد به سليقه خود عمل مي کنند. بايد زير پوست شهر را ديد که چه خبر است ؟ 

نه اينکه مسئولين محترم ندانند چه خبر است اطلاعاتشان از من و امثال من هم بيشتراست. ديواري کوتاه تر از جامعه وکالت پيدا نمي کنند. پيش خود مي گويند حالا که همه دارند مي زنند بگذار ما هم محض رضاي خدا ضربه اي بزنيم و اجري ببريم. بعضي ازهمکاران کم آگاه ما هم فريب اين بيانات را مي خورند وبا آنان همراهي مي کنند. قصد دخالت در امورخارج از کانون را ندارم به خود شان مربوط است. فقط به جهت تبرئه جامعه وکالت مي گويم . پيشنهادم اين است وضع نمونه هائي ازکارمند دولت (خود وخانواده اش) قبل و بعد ازبازنشستگي مورد مداقه قرار گيرد گوشي دست همه مي آيد.
 
يکبار گفته ام و بار ديگر مي گويم وضع فرهنگي و اخلاقي وغيره جامعه وکالت از جامعه مردمي جدا نيست همه جورش در جامعه وکالت هست. و وکلا تافته جدابافته اي ازاين جهات نيستند.الا اينکه آنطور که هستند واعتقاد دارند خود را نشان مي دهند. تزوير و ريا دراين جامعه رنگي ندارد. وکيل مذهبي واقعا مذهبي است.و وکيلي که مثلا اعتقادي به داشتن ريش ندارد ريا نمي کند و ريشش را مي تراشد. و آنکسي هم که ريا مي کند ويا مصلحتي خود  را طور ديگري نشان مي دهد، کسي مانعش نيست. و همه هم مي دانند که او چه وضعي دارد. و اگر بخواهيم موضوع راتعميم دهيم بايد گفت اصولا دارندگان مشاغل آزاد اين وضعيت را دارند.
 
آنچه که من مي دانم وقتي فضا تغيير مي کند اکثريت تابع فضا مي شوند. به تعبيري اکثريت تابع فضاي حاکم هستند. و اگر اين فضا براساس  ارزش ها شکل گرفته باشد و بتواند روح منطق جوي فرد را تحت تاثير قرار دهد شخص با طيب خاطر تغييرات را با ماندگاري مي پذيرد و علن و خفاي وي فرقي با هم ندارد.وگرنه با تغيير فضا اکثريت خود راهمسو با فضاي جديد قرارمي دهندبدون آنکه اين تغيير ريشه اي داشته باشد وبا يک نسيم باد دوباره به سليقه قبلي خود بر مي گردند.
 
 انسان هاي مستقل که تحت تاثير فضا قرار نمي گيرند بسيارکم هستند.اينکه گفته شده اکثرمردم به دين ملوک خود هستند (کسي که برآنها فرمان روائي مي کند) علتش اين است. پيشکسوتي هم مي گفت: ميان ترس وطمع خلق دوستدار تواند.
 
 راجع به عملکرد وکلا که بعضا مورد ايراد قرارمي گيرد افراط مي شود. دادسراي کانون در هرزمان با قدرت به تخلفاتي که از طرف اشخاص يا مراجع ذيصلاح اعلام مي شود با قاطعيت عمل مي کند وشعارش اين است با فرد متخلف بايد برخورد کرد تا ساحت جامعه وکالت هميشه پاک باشد .
 
من شخصا معتقدم تقوي در دو موضوع بايد سرلوحه کار وکيل باشد يکي تقواي اخلاقي است. ديگر تقوي مالي. وکيل بايد براي جامعه سرمشق باشد و در جائيکه از همه طرف مورد هجمه ناجوانمردانه اي قرارگرفته جز با اخلاق پسنديده و پاک دامني نمي تواند چهره و نيت حقيقي خود راکه همانا عدالت خواهي اوست نشان دهد و از اين طريق است که مي تواند تا حدود بسياري تبليغات عليه جامعه وکالت را خنثي نمايد. در خصوص تقوي مالي من براساس اعتقاداتم معتقدم روزي انسان از راههائي که گمان نمي برد به او مي رسد حال از راه وکالت باشد يا تجارت و يا آنچه خدا بهتر مي داند وکيل بايد تلاشش را بکند ليکن "روزي" که همان درآمد است را واگذار به خدا بکند.

براي من بسيار اتفاق افتاده که پول قابل توجهي بدستم رسيده قبل از آنکه هزينه اش ازراه برسد و وقتي بنا به ضرورت زندگي هزينه مربوطه پيش آمده خدا را سپاس گفته ام که قبلا وجه آن رسيده است. مال براي سعادت و نيک بختي است. يک شب آرام سر بر بالين گذاشتن ارزش آن را دارد که مالي شبهه ناک نه حتي حرام به زندگي انسان وارد نشود و خرج روانشناس و قرص آرام بخش نگردد؟ مال حرام آثار تبعي دارد که بسياري از ما به تجربه لا اقل در زندگي ديگران ديده ايم.
 
ما وکلا رسالت داريم واين حرفه بر حسب تصادف بر سرنوشت ما نوشته نشده است عمر انسان به کمتر از يک پلک زدني بسرعت سپري مي شود.
 
خوشا به حال آنانکه درانجام رسالت خود بيشتر کوشيدند و نام نيکي ازخود باقي گذاشتند.
 
خوشا به حال آنانکه ازهيچ تهديد و تطميعي نترسيدند وبه آنچه وجدان پاکشان گواهي داد عمل کردند.
 
خوشا به حال آنانکه نام وکيل را برپيشاني جهان به راستي و درستي حک نمودند .
 
خوشا به حال آنانکه اگر به گمنامي هم رفتند ليکن به هستي ، هستي بخشيدند و هستا را ازخود خوشنود ساختند.



نويسنده:رحمن زارع-وکيل پايه يک دادگستري






برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان