بسم الله
 
EN

بازدیدها: 196

ايجاد ترس از اِعمال خشونت

  1396/12/5
خلاصه: ايجاد ترس از اِعمال خشونت به مثابه تهاجمي عليه تماميت رواني اشخاص در نظام هاي کيفري ايران و انگلستان

اگرچه نتيجه رفتارهاي مجرمانه عليه اشخاص غالباً به صورت نوعي صدمه جسماني جلوه گر ميشود، اما در برخي موارد، رفتار ارتکابي ممکن است به ايجاد صرفِ ترس و وحشت در بزه ديده منتهي شود، ترس از اينکه در آينده نزديک خشونت عليه او به کار گرفته خواهد شد. در اين موقعيتها، بزه ديده بدون اينکه براثر ترس ايجادشده اقدامي عليه خود يا ديگري انجام دهد، از قبيل اينکه صدمه اي وارد آورد، دچار نوعي صدمه رواني ميشود، به گونه اي که ميتوان گفت تماميت روانيِ وي مورد تهاجم قرار گرفته است. در نظام کيفري انگلستان،
اين نوع تهاجم واجد عنوان مجرمانه معيني ميباشد، اما قانونگذار ايراني به ارتکاب اينگونه رفتارها به طور خاص توجه نکرده است، به طوري که دادگاهها ناگزير به تعيين ارش متمايل شده اند. اين در حالي است که بررسي تطبيقي رفتارهاي يادشده در دو نظام کيفري ايران و انگلستان، حکايت از لزوم جرم انگاري و نيز تعيين مجازات تعزيريِ متناسب براي آنها، به صورت خاص دارد.

مقدمه

گاهي اوقات، ارتکاب رفتاري از سوي مرتکب منجر به ايجاد ترس از مورد خشونت قرار گرفتن در بزه ديده ميگردد، به نحوي که اين تأثيرِ رفتار مرتکب جزء عناصر تشکيل دهنده جرم محسوب ميشود. به تعبير بهتر، ارتکاب جرم مقيد به تحقق نتيجه خاصي است که اين نتيجه در قالب ايجاد ترس و وحشت از خشونتِ قريب الوقوع در بزه ديده متبلور ميشود.

افزون بر اين، رفتار ارتکابي منتهي به ايراد صدمه يا مرگِ شخصي نميشود تا اينکه مشمول موادي مانند 499 و 501 ق.م.ا 1392 گردد.

درواقع، در رفتارهاي مجرمانه موردبحث، آنچه براثر رفتار مرتکب رخ ميدهد، صرفِ ايجاد ترس از خشونت است که گاهي به نوعي حالت رواني در بزه ديده نظير اختلال استرس پس از سانحه(1) مي انجامد،(2) نه اينکه بزه ديده دچار احساس وقوع خشونت بر خود شود و براثر آن، صدمه يا مرگي روي دهد.

ازاين رو، بايد پذيرفت که صرفِ ايجاد ترس از خشونت در ديگران، گونه اي از تهاجم عليه تماميت رواني اشخاص است. البته، ايجاد ترس در برخي عناوين مجرمانه ديگر نيز جزئي از عناصر تشکيل دهنده جرم به شمار مي آيد، بااينحال، اين دسته از رفتارهاي مجرمانه، مقتضيات خاص خود را دارا هستند که موجب تفاوت آنها با رفتار مجرمانه موردبحث ميشود. 
براي مثال، طبق ماده 279 ق.م.ا 1392، قصد ارعاب مردم از عناصر خاصِ جرمِ محاربه است که به صورت سوءنيت خاص لازم براي آن لحاظ مي شود (3)، اما نتيجه لازم براي تحقق جرم همانا ايجاد ناامني در محيط است (4) که براثر کشيدن سلاح از سوي مرتکب به قصد جان، مال يا ناموس مردم يا ارعاب آنها پديد مي آيد.

افزون بر اين، نوعي عموميت در اين جرم ضروري دانسته شده است(ر.ک. ميرمحمد صادقي 1392: 47تا 49؛ پوربافراني 1390: 135تا 151؛ پيماني 1389: 61تا 64؛ شاهرودي 1378: 209تا 309؛ موسوي بجنوردي 1387: 150تا 183) ، اين در حالي است که شرايط اشاره شده در رفتارهاي مجرمانه موردبحث لازم نيستند.

با توجه به مطالب بالا، پرسشهاي قابل طرح در اين تحقيق به قرار زير ميباشند:

- واکنش نظام کيفري ايران و انگلستان در قبال اين نوع از ايجاد ترس در اشخاص چگونه است؟ 

- رويکرد قانونگذار ايراني در مقايسه با قانونگذار انگليسي داراي چه وجوه مثبت يا منفي ميباشد؟

در پاسخ به اين سؤالات، در وهله اول، بايد دانست که در حقوق کيفري انگلستان، در مواردي که رفتار مرتکب موجب ايجاد ترس به شکل فوق الذکر در بزه ديده ميشود، زير عنوان «تهاجم ساده»(5) قابل تعقيب است، اما در حقوق کيفري ايران، عنوان مجرمانه مستقلي وجود ندارد که به اين مورد اختصاص يافته باشد؛ بنابراين، ضمن تحليل عناصرِ تهاجم ساده در انگلستان، رويکرد دادگاه هاي کيفري ايران در قبال اين قبيل رفتارها بررسي ميگردد و با شناخت ابعاد مختلفِ رويکرد يادشده و مقايسه آن با نظام کيفري انگلستان، به نتيجه گيري و ارائه راهکار پرداخته مي شود.

1. تبيين مفهومِ ايجاد ترس از اعِمال خشونت

ايجاد ترس از خشونت (تهاجم ساده) در حقوق کيفري انگلستان، نوعي تهديد به عنفِ جسماني عليه شخص ديگر است، اما اِعمال خشونت جسماني از جمله شرايط لازم براي تحقق اين جرم به شمار نمي آيد. اين جرم که با عناويني مانند «تهاجم رواني»(6) يا  «تهاجم به معناي قانوني کلمه »(7) نيز شناخته مي شود، به شرح زير قابل تعريف است:
عملي که شخص به وسيله آن سبب مي شود، ديگري به طور معقولي از اِعمال فوريِ خشونتِ جسمانيِ غيرقانوني نسبت به خودش بهراسد ( Curzon, L. B. and Richards, P. H. 2007: 37 & 38 )؛

اين جرم زماني روي مي دهد که شخصي تلاش کند تا به صورت فيزيکي به ديگري صدمه وارد آورد، به نحوي که موجب شود، شخصِ مورد هجوم بي درنگ احساس خطر کند. تماس جسمانيِ واقعي ضروري نيست؛ حرکات تهديدآميز که هر شخص متعارفي را به وحشت اندازد، مي توانند تهاجم را شکل دهند  (Hill, Gerald N. and Thompson Hill, Kathleen 2009: 31 )

همچنين، در تبيين مفهوم اين عنوان مجرمانه گفته شده است، هرگونه نمايش زور و قدرت به نحوي که بزه ديده را هراسناک کند يا در انتظار صدمه بدني باشد. به اين ترتيب، اين رفتار مجرمانه بدون اينکه عملاً ضربه اي زده شده باشد، تحقق مي يابد (آقائي 1382: 102).

با در نظر گرفتن اين توضيحات روشن ميشود که در تهاجم ساده هيچ گونه ايراد صدمه جسماني به بزه ديده ضروري نيست، بلکه مهمترين رُکن اين جرم پديد آمدنِ ترس از اِعمال خشونت در بزه ديده است (8).

افزون بر اين، بايد خاطرنشان کرد که اگرچه در جرمِ تهديد و اخاذي، برخي ويژگيهاي اين جرم وجود دارد (ر.ک. حاجي ده آبادي و اعتمادي 1394: 56-31)، از قبيل عدم لزوم تماسِ جسماني و يا اِعمال خشونت (9)، بااين همه، جرمِ موردبحث، ارکاني را دارا است، نظيرِ شرطِ فوري بودن خشونتِ مورد ترس و يا مقيد بودن به نتيجه  خاص که در جرمِ تهديد و اخاذي مطرح نيستند.

2. پيشينه قانون گذاري ايجاد ترس از اِعمال خشونت؛

به رغم اينکه تهاجم ساده جرمي مبتني بر کامنلا (10) است، به اين معنا که شکل گيري اين عنوان مجرمانه به تصميم هاي قضات رسيدگي کننده به پرونده ها برمي گردد، اما بنا به گفته برخي حقوقدانان انگليسي، اين جرم آنچنان قديمي است که آغازش در نظام کيفري انگلستان گُم شده است. بااين وجود، تبيين عناصر اين جرم با توجه به رويه قضايي صورت مي گيرد ( See Carr, Claudia and Johnson, Maureen 2013: 98)

درهرحال، تهاجم ساده از سال 1988 به عنوان جرمي کيفري و مبتني بر قانون مدوّن تعريف شد و طبقِ ماده(11)39 قانون عدالت کيفري 1988 (12) قابل رسيدگي و مجازات گرديد. اگرچه اين قانون با اصلاحاتي روبرو شده، اما در خصوص جرم موردبحث همچنان بدون تغيير باقي مانده است.

با توجه به مفهومي که از جرم تهاجم ساده ارائه شد، در حقوق کيفري ايران، عنوان مجرمانه مشابهي در قوانين سابق و کنوني يافت نميشود، زيرا همانطور که اشاره شد، در تهاجم ساده هيچگونه صدمه جسماني وارد نمي آيد، بلکه رفتار متهم صرفاً موجب ايجاد ترس از خشونت در ديگري ميشود.

درواقع، اگر ترس ايجاد شده در بزه ديده به اندازه اي باشد که به نوعي بيماري رواني بي انجامد (بدون اينکه به حدّ جنون برسد) و منشأ ايجاد آن ايراد صدمه جسماني هرچند خفيف از سوي مرتکب باشد، ممکن است با عنوان ايراد ضرب وجرح قابل تعقيب باشد. بااين حال، رويه قضايي ايران گاهي اوقات براي دسته اي از رفتارها که منجر به ايجاد استرسِ حاد يا ترس و وحشت در ديگران شده است، به تعيين ارش مبادرت کرده است که اين رويکرد دادگاه هاي ايران در تحليل عناصر اختصاصي جرمِ موردبحث بررسي خواهد شد. 

در اينجا تنها به ذکر اين مطلب بسنده مي شود که تعيين ارش براي جناياتي که شرعاً مقدار خاصي ديه براي آن در نظر گرفته نشده باشد، نخست به موجب ماده 75 قانون ديات 1361 (13) مورد پذيرش قانون گذار قرار گرفت، سپس طبقِ ماده 367 ق.م.ا 1370 (14) و سرانجام بر اساس ماده 559 ق.م.ا 1392 امکان صدور چنين حکمي تصويب شد.


---------------------
1- Post-traumatic stress disorder
2- اين اختلال در اصل به علائم اضطراب حاد که به دنبال فرار از مرگ حتمي در جبهه جنگ، تصادف، يا سانحه طبيعي شروع ميشود، اطلاق مي گردد. معمولاً بيمار در جريان واقعه کنترل خود را حفظ ميکند، اما بعضي از افراد در ضمن خطر دچار واکنش هراس مي گردند که با وحشت زدگي، تلاش بي ثمر براي فرار مشخص بوده و ممکن است در ديگران نيز واکنش هراس به وجود آورد. اين بيمارانِ وحشت زده بي نهايت تلقين پذير مي باشند و به آساني قابل هيپنوتيزم هستند و مي توان آنها را به اطاعتِ دستورها در مورد رفتار مناسب وادار نمود(پورافکاري 1391: 1156)
3- لازم به ذکر است که قصد ارعاب مردم از سوي تمامي فقهاي اماميه ضروري دانسته نشده است، به طوريکه شهيد ثاني در تبيين محاربه آورده است: « ...قصد الاخافه ام لا علي اصح الاقوال » يعني اعم از آنکه قصد ترساندن مردم را داشته باشد يا نداشته باشد، بنا بر قول صحيح تر (شهيد ثاني 1392: ج 13/ 233). در خصوص مفهومِ ترساندن مردم در جرمِ محاربه، ر.ک. فاضل لنکراني 1390: 328-326
4- برخي بر اين باورند که نتيجه  لازم براي تحقق محاربه آن است که در خارج موجب رعب و وحشت شود (زراعت(الف) 1393: 299)؛ اين در حالي است که مادهي 279 ق.م.ا 1392 بر سلب امنيت تأکيد کرده است، نه ايجاد وحشت. درواقع، بايد گفت که پديد آمدن ناامني در محيط مفهومي عام دارد که ممکن است براثر ايجاد وحشت در مردم نيز حاصل شود، اما ايجاد رعب و وحشت ضروري دانسته نشده است. برداشت يادشده با توجه به تبصره  1 ماده 183 ق.م.ا 1370 تقويت ميشد، زيرا اين تبصره مقرر مي کرد: « کسي که به روي مردم سلاح بکشد، ولي در اثر ناتواني موجب هراس هيچ فردي نشود، محارب نيست »؛ توضيح آنکه تغيير عبارات قانونگذار در مادهي 279 ق.م.ا 1392 ازجمله تصريح به ايجاد ناامني در محيط و عدم اشاره به لزوم ايجاد رعب و وحشت، مؤيد آن است که پديد آمدن هراس ضرورتي ندارد.
5- Common assault
6-Psychic assault
7- Technical assault
8- به همين خاطر، گاهي اوقات از جرمِ موردبحث زير عنوان «تهاجم محض» (Pure Assault) نيز ياد مي شود.(ر.ک. کار و و جانسِن 1396: 175).
9- بايد متذکر شد که عملي کردنِ تهديد، مانع از اِعمال مجازاتِ جرمِ تهديد است؛ دادنامه شماره 9209970224101623 مورخ 26/12/1392 ، شعبه 41 دادگاه تجديدنظر استان تهران (پژوهشگاه قوه قضائيه 1395: صص864و 865)
10- Common law offence
11- لازم به ذکر است که در مقررات مدوّن نظام کيفري انگلستان، از حرف S مخفف واژه Section به معناي بخش استفاده مي شود. بااين وجود، واژه يادشده را مي توان معادل «ماده قانوني» در نظر گرفت.
12- S. 39 of the Criminal Justice Act 1988
13- اين ماده مقرر مي داشت : هر جنايتي که بر عضو کسي وارد شد و شرعاً مقدار خاصي به عنوان ديه براي آن تعيين نشده باشد، جاني بايد ارش بپردازد.
14- متن ماده 367 ق.م.ا 1370 بدون هيچ تغييري در عبارات دقيقاً به مانند ماده 75 قانون ديات 1361 است؛ ر.ک. پاورقي قبل





نويسندگان:
- سيد محمد حسيني- دانشيار گروه حقوق کيفري و جرم شناسي دانشکدهي حقوق و علوم سياسي دانشگاه تهران
- امير اعتمادي- دکتر در حقوق کيفري و جرم شناسي از دانشگاه علوم قضايي و خدمات اداري (نويسنده مسئول)


مشاوره حقوقی رایگان