بسم الله
 
EN

بازدیدها: 199

قانون مدني- قسمت دهم

  1396/12/3
قسمت قبلي

قسمت سوم - در اخذ به شفعه 

ماده 808 - هرگاه مال غيرمنقول قابل تقسيمي بين دونفرمشترك باشدو يكي ازدوشريك حصه خودرابه قصدبيع به شخص ثالثي منتقل كندشريك ديگرحق داردقيمتي راكه مشتري داده است به اوبدهدوحصه مبيعه راتملك كند. 
اين حق راحق شفعه وصاحب آن راشفيع مي گويند. 
ماده 809 - هرگاه بناودرخت بدون زمين فروخته شودحق شفعه نخواهدبود. 
ماده 810 - اگرملك دونفردرممريامجري مشترك باشدويكي ازآنهاملك خودراباحق ممريامجري بفروشدديگري حق شفعه دارداگرچه درخودملك مشاعا شريك نباشدولي اگرملك رابدون ممريامجري بفروشدديگري حق شفعه ندارد. 
ماده 811 - اگرحصه يكي ازدوشريك وقف باشدمتولي ياموقوف عليهم حق شفعه ندارد. 
ماده 812 - اگرمبيع متعددبوده وبعض آن قابل شفعه وبعض ديگرقابل شفعه نباشدحق شفعه رامي توان نسبت به بعضي كه قابل شفعه است بقدرحصه آن بعض ازثمن اجرانمود. 
ماده 813 - دربيع فاسدحق شفعه نيست . 
ماده 814 - خياري بودن بيع مانع ازاخذبه شفعه نيست . 
ماده 815 - حق شفعه رانمي توان فقط نسبت به يك قسمت ازمبيع اجرا نمودصاحب حق مزبوريابايدازآن صرف نظركنديانسبت به تمام مبيع اجرا نمايد. 
ماده 816 - اخذبه شفعه هرمعامله راكه مشتري قبل ازآن وبعدازعقدبيع نسبت به موردشفعه نموده باشد،باطل مي نمايد. 
ماده 817 - درمقابل شريكي كه به حق شفعه تملك مي كندمشتري ضامن درك است نه بايع ليكن اگردرموقع اخذبه شفعه موردشفعه هنوزبه تصرف مشتري داده نشده باشدشفيع حق رجوع به مشتري نخواهدداشت . 
ماده 818 - مشتري نسبت به عيب وخرابي وتلفي كه قبل ازاخذبه شفعه دريد اوحادث شده باشدضامن نيست وهمچنين است بعدازاخذشفعه ومطالبه درصورتي كه تعدي ي اتفريط نكرده باشد. 
ماده 819 - نماآتي كه قبل ازاخذبه شفعه درمبيع حاصل مي شوددرصورتي كه منفصل باشدمال مشتري ودرصورتي كه متصل باشدمال شفيع است ولي مشتري مي تواندبنائي را كه كرده يادرختي راكه كاشته قلع كند. 
ماده 820 - هرگاه معلوم شودكه مبيع حين البيع معيوب بوده ومشتري ارش گرفته است شفيع درموقع اخذبه شفعه مقدارارش راازثمن كسرمي گذارد. 
حقوق مشتري درمقابل بايع راجع به درك مبيع همان است كه درضمن عقدبيع مذكورشده است . 
ماده 821 - حق شفعه فوري است . 
ماده 822 - حق شفعه قابل اسقاط است واسقاط آن به هرچيزي كه دلالت بر صرف نظركردن ازحق مزبورنمايدواقع مي شود. 
ماده 823 - حق شفعه بعدازموت شفيع به وارث ياوارث اومنتقل مي شود. 
ماده 824 - هرگاه يك ياچندنفرازوارث حق خودرااسقاط كندباقي وراث نمي توانندآن رافقط نسبت به سهم خوداجرانمايندوبايدياازآن صرف نظركننديانسبت به تمام مبيع اجرانمايند. 

قسمت چهارم - دروصاياوارث 

باب اول - در وصايا 

فصل اول - در كليات 

ماده 825 - وصيب بردوقسم است - تملكيي وعهدي . 
ماده 826 - وصيت تمليكي عبارت است ازاينكه كسي عين يامنفعتي رااز مال خودبراي زمان بعد از فوتش به ديگري مجانا تمليك كند. 
وصيت عهدي عبارت است ازاينكه شخصي يك ياچندنفررابراي انجام امر يااموري ياتصرفات ديگري مامورمي نمايد. 
وصيت كننده موصي ،كسي كه وصيت تمليكي به نفع اوشده است موصي له ، موردوصيت موصي به وكسي كه بموجب وصيت عهدي ولي برموردثلث يابرصغير قرارداده مي شود وصي ناميده مي شود. 
ماده 827 - تمليك به موجب وصيت محقق نمي شودمگرباقبول موصي له پس ازفوت موصي . 
ماده 828 - هرگاه موصي له غيرمحصورباشدمثل اينكه وصيت براي فقرايا امورعام المنفعه شودقبول شرط نيست . 
ماده 829 - قبول موصي له قبل ازفوت موصي موثرنيست وموصي مي تواند ازوصيت خودرجوع كندحتي درصورتي كه موصي له موصي به راقبض كرده باشد. 
ماده 830 - نسبت به موصي له ردياقبول وصيت بعدازفوت موصي معتبر است بنابراين اگرموصي له قبل ازفوت موصي وصيت راردكرده باشدبعدازفوت مي تواندآن راقبول كند و اگر بعد از فوت آن راقبول وموصي به راقبض كردديگر نمي تواندآن راردكندليكن اگرقبل ازفوت قبول كرده باشدبعدازفوت قبول ثانوي لازم نيست . 
ماده 831 - اگرموصي له صغيريامجنون باشدردياقبول وصيت باولي خواهد بود. 
ماده 832 - موصي له مي تواندوصيت رانسبت به قسمتي ازموصي به قبول كند دراين صورت وصيت نسبت به قسمتي كه قبول شده صحيح ونسبت به قسمت ديگر باطل مي شود. 
ماده 833 - ورثه موصي نمي توانددرموصي به تصرف كندمادام كه موصي له رد ياقبول خودرابه آنهااعلام نكرده است . 
اگرتاخيراين اعلام موجب تضررورثه باشدحاكم موصي له رامجبورمي كند كه تصميم خودرامعين نمايد. 
ماده 834 - دروصيت عهدي قبول شرط نيست ليكن وصي مي تواندمادام كه موصي زنده است وصايت راردكندواگرقبل ازفوت موصي ردنكردبعدازآن حق رد ندارداگرچه جاهل بر وصايت بوده باشد. 

فصل دوم - در موصي 

ماده 835 - موصي بايدنسبت به موردوصيت جائزالتصرف باشد. 
ماده 836 - هرگاه كسي به قصدخودكشي خودرامجروح يامسموم كنديااعمال ازاين قبيل كه موجب هلاكت است مرتكب گرددوپس ازآن وصيت نمايدآن وصيت درصورت هلاكت باطل است وهرگاه اتفاقامنتهي به فوت نشدوصيت نافذ خواهدبود. 
ماده 837 - اگركسي بموجب وصيت يك ياچندنفرازورثه خودراازارث محروم كندوصيت مزبورنافذنيست . 
ماده 838 - موصي مي تواندازوصيت خودرجوع كند. 
ماده 839 - اگرموصي ثانياوصيتي برخلاف وصيت اول نمايدوصيت دوم صحيح است . 

فصل سوم - در موصي به 

ماده 840 - وصيت به مصرف مال درامرغيرمشروع باطل است . 
ماده 841 - موصي به بايدملك موصي باشدووصيت به مال غيرولوبااجازه مالك باطل است . 
ماده 842 - ممكن است مالي راكه هنوزموجودنشده است وصيت نمود. 
ماده 843 - وصيت به زياده برثلث تركه نافذنيست مگربه اجازه وراث واگربعض ازورثه اجازه كندفقط نسبت به سهم اونافذاست . 
ماده 844 - هرگاه موصي به مال معيني باشدآن مال تقويم مي شوداگرقيمت آن بيش ازثلث تركه باشدمازادمال ورثه است مگراينكه اجازه ازثلث كند. 
ماده 845 - ميزان ثلث به اعتباردارائي موصي درحين وفات معين مي شود نه به اعتباردارائي ازدرحين وصيت . 
ماده 846 - هرگاه موصي به منافع ملكي باشددائمايادرمدت معين بطريق ذيل ازثلث اخراج مي شود : 
بدواعين ملك بامنافع آن تقويم مي شودسپس ملك مزبورباملاحظه مسلوب المنفعه بودن درمدت وصيت تقويم شده تفاوت بين دوقيمت ازثلث حساب مي شود. 
اگرموصي به منافع دائمي ملك بوده وبدين جهت عين ملك قيمتي نداشته باشدقيمت ملك باملاحظه منافع ازثلث محسوب مي شود. 
ماده 847 - اگرموصي به كلي باشدتعيين فردباورثه است مگراينكه در وصيت طورديگرمقررشده باشد. 
ماده 848 - اگرموصي به جزءمشاع تركه باشدمثل ربع ياثلث موصي له با ورثه درهمان مقدارازتركه مشاعاشريك خواهدبود. 
ماده 849 - اگرموصي زياده برثلث به ترتيب معيني وصيت به اموري كرده باشدورثه زياده برثلث رااجازه نكنندبه همان ترتيبي كه وصيت كرده است از تركه خارج مي شودتاميزان ثلث و زايدبرثلث باطل خواهدشدواگروصيت به تمام يك دفعه باشدزياده ازهمه كسرمي شود. 

فصل چهارم - در موصي له 

ماده 850 - موصي له بايدموجودباشدوبتواندمالك چيزي بشودكه براي اووصيت شده است . 
ماده 851 - وصيت براي حمل صحيح است ليكن تملك اومنوط است براينكه زنده متولدشود. 
ماده 852 - اگرحمل در نتيجه جرمي سقط شود موصي به ، به ورثه او مي رسد مگر اينكه موصي طور ديگري مقرر داشته باشد . 
ماده 853 - اگر موصي لهم متعدد و محصور باشند موصي به بين آنها بالسويه تقسيم ميشود مگر اينكه طور ديگر مقرر داشته باشد . 

فصل پنجم - در وصي 

ماده 854 - موصي مي توانديك ياچندنفروصي معين نمايد،درصورت تعداد اوصياءبايدمجتمعاعمل به وصيت كنندمگردصورت تصريح به استقلال هريك . 
ماده 855 - موصي مي تواندچندنفررابنحوترتيب وصي معين كندبه اين طريق كه اگراولي فوت كرددومي وصي باشدواگردومي فوت كردسومي باشدوهكذا. 
ماده 856 - صغيررامي توان به اتفاق يك نفركبيروصي قرارداددراين صورت اجراءوصاياباكبيرخواهدبودتاموقع بلوغ ورشدصغير. 
ماده 857 - موصي مي توانديك نفررابراي نظارت درعمليات وصي معين نمايد. 
حدوداختيارات ناظربه طريقي خواهدبودكه موصي مقررداشته است يا ازقرائن معلوم شود. 
ماده 858 - وصي نسبت به اموالي كه برحسب وصيت دريداومي باشدحكم امين راداردوضامن نمي شودمگردرصورت تعدي ياتفريط . 
ماده 859 - وصي بايدبرطبق وصاياي موصي رفتاركندوالاضامن ومنعزل است . 
ماده 860 - غيرازجدپدروجدپدري كس ديگرحق نداردبرصغيروصي معين كند 




مشاوره حقوقی رایگان