بسم الله
 
EN

بازدیدها: 166

نظام حقوق زن در اسلام-قسمت بيست و هفتم

  1396/12/3
قسمت قبلي

افلاطون و ارسطو، رو در روي يکديگر

بعد از افلاطون، کسي که آراء و عقايدش در دنياي قديم در دست است، شاگردوي ارسطوست. ارسطو در کتاب سياست عقايد خويش را درباره تفاوت زن و مرداظهار داشته و با عقايد استاد خود افلاطون سخت مخالفت کرده است. ارسطو معتقداست که تفاوت زن و مرد تنها از جنبه «کمي» نيست، از جنبه کيفي نيز متفاوتند. 

اومي گويد: نوع استعدادهاي زن و مرد متفاوت است و وظايفي که قانون خلقت به عهده هر يک از آنها گذاشته و حقوقي که براي آنها خواسته، در قسمتهاي زيادي باهم تفاوت دارد. به عقيده ارسطو فضايل اخلاقي زن و مرد نيز در بسياري از قسمتها متفاوت است: يک خلق و خوي مي تواند براي مرد فضيلت شمرده شود و براي زن فضيلت نباشد. بر عکس، يک خلق و خوي ديگر ممکن است براي زن فضيلت باشدو براي مرد فضيلت شمرده نشود.

نظريات ارسطو نظريات افلاطون را در دنياي قديم نسخ کرد. دانشمنداني که بعدها آمدند، نظريات ارسطو را بر نظريات افلاطون ترجيح دادند.

نظر دنياي امروز

اينها که گفته شد مربوط به دنياي قديم بود. اکنون بايد ببينيم دنياي جديد چه مي گويد. دنياي جديد تنها به حدس و تخمين متوسل نمي شود؛ سر و کارش بامشاهده و آزمايش است، با آمار و ارقام است، با مطالعات عيني است. در دنياي جديد در پرتو مطالعات عميق پزشکي، رواني و اجتماعي تفاوتهاي بيشتر وفراوانتري ميان زن و مرد کشف شده است که در دنياي قديم به هيچ وجه به آنهاپي نبرده بودند.

مردم دنياي قديم زن و مرد را که ارزيابي مي کردند، تنها از اين جهت بود که يکي درشت اندام تر است و ديگري کوچکتر، يکي خشن تر است و ديگري ظريفتر، يکي بلندتر است و ديگري کوتاه تر، يکي کلفت آوازتر است و ديگري نازک آوازتر، يکي پر پشم و موتر است و ديگري صافتر. حداکثر که از اين حد تجاوز مي کردند، اين بود که تفاوت آنها را از لحاظ دوره بلوغ در نظر مي گرفتند و يا تفاوت آنها را ازلحاظ عقل و احساسات به حساب مي آوردند؛ مرد را مظهر عقل و زن را مظهر مهر وعاطفه مي خواندند.

اما امروز علاوه بر اينها قسمتهاي زياد ديگري کشف شده است؛ معلوم شده است دنياي زن و مرد در بسياري از قسمتها با هم متفاوت است.

ما مجموع تفاوتهاي زن و مرد را تا آنجا که از نوشته هاي اهل تحقيق به دست آورده ايم، ذکر مي کنيم و سپس به فلسفه اين تفاوتها و اينکه چقدر از اين تفاوتها ازطبيعت ناشي مي شود و چقدر از آنها مولود عوامل تاريخي و فرهنگي و اجتماعي است مي پردازيم. و البته قسمتي از اين تفاوتها را هر کس مي تواند با مختصر تجربه ومطالعه به دست آورد و قسمتي هم آنچنان واضح و بديهي است که قابل انکار نيست.

دوگونگي ها 

الف)از لحاظ جسمي

مرد به طور متوسط درشت اندام تر است و زن کوچک اندام تر. مرد بلند قدتراست و زن کوتاه قدتر. مرد خشن تر است و زن ظريفتر. صداي مرد کلفت تر وخشن تر است و صداي زن نازکتر و لطيفتر. رشد بدني زن سريعتر است و رشد بدني مرد بطي ءتر. حتي گفته مي شود جنين دختر از جنين پسر سريعتر رشد مي کند. رشدعضلاني مرد و نيروي بدني او از زن بيشتر است. مقاومت زن در مقابل بسياري ازبيماريها از مقاومت مرد بيشتر است. زن زودتر از مرد به مرحله بلوغ مي رسد وزودتر از مرد هم از نظر توليد مثل از کار مي افتد. دختر زودتر از پسر به سخن مي آيد. مغز متوسط مرد از مغز متوسط زن بزرگتر است ولي با در نظر گرفتن نسبت مغز به مجموع بدن، مغز زن از مغز مرد بزرگتر است. ريه مرد قادر به تنفس هواي بيشتري از ريه زن است. ضربان قلب زن از ضربان قلب مرد سريعتر است.

ب) از لحاظ رواني

ميل مرد به ورزش و شکار و کارهاي پر حرکت و جنبش بيش از زن است. احساسات مرد مبارزانه و جنگي و احساسات زن صلح جويانه و بزمي است. مردمتجاوزتر و غوغاگرتر است و زن آرامتر و ساکت تر. زن از توسل به خشونت درباره ديگران و درباره خود پرهيز مي کند و به همين دليل خودکشي زنان کمتر از مردان است. مردان در کيفيت خودکشي نيز از زنان خشن ترند. مردان به تفنگ، دار، پرتاب کردن خود از روي ساختمانهاي مرتفع متوسل مي شوند و زنان به قرص خواب آور وترياک و امثال اينها.

احساسات زن از مرد جوشانتر است. زن از مرد سريع الهيجان تر است، يعني زن در مورد اموري که مورد علاقه يا ترسش هست زودتر و سريعتر تحت تاثيراحساسات خويش قرار مي گيرد، و مرد سرد مزاج تر از زن است. زن طبعا به زينت وزيور و جمال و آرايش و مدهاي مختلف علاقه زياد دارد بر خلاف مرد. احساسات زن بي ثبات تر از مرد است. زن از مرد محتاطتر، مذهبي تر، پرحرف تر و ترسوتر وتشريفاتي تر است. احساسات زن مادرانه است و اين احساسات از دوران کودکي دراو نمودار است. علاقه زن به خانواده و توجه ناآگاهانه او به اهميت کانون خانوادگي بيش از مرد است. 

زن در علوم استدلالي و مسائل خشک عقلاني به پاي مردنمي رسد ولي در ادبيات، نقاشي و ساير مسائل - که با ذوق و احساسات مربوط است - دست کمي از مرد ندارد. مرد از زن بيشتر قدرت کتمان راز دارد و اسرارناراحت کننده را در درون خود حفظ مي کند و به همين دليل ابتلاي مردان به بيماري ناشي از کتمان راز بيش از زنان است. زن از مرد رقيق القلب تر است و فورا به گريه واحيانا به غش متوسل مي شود.

ج)از نظر احساسات[نسبت]به يکديگر

مرد بنده شهوت خويشتن است و زن در بند محبت مرد است. مرد زني رادوست مي دارد که او را پسنديده و انتخاب کرده باشد و زن مردي را دوست مي داردکه ارزش او را درک کرده باشد و دوستي خود را قبلا اعلام کرده باشد. مردمي خواهد شخص زن را تصاحب کند و در اختيار بگيرد و زن مي خواهد دل مرد رامسخر کند و از راه دل او بر او مسلط شود. مرد مي خواهد از بالاي سر زن بر او مسلط شود و زن مي خواهد از درون قلب مرد بر مرد نفوذ کند. مرد مي خواهد زن را بگيرد، زن مي خواهد او را بگيرند. 

زن از مرد شجاعت و دليري مي خواهد و مرد از زن زيبايي و دلبري. زن حمايت مرد را گرانبهاترين چيزها براي خود مي شمارد. زن بيش از مرد قادر است بر شهوت خود مسلط شود. شهوت مرد ابتدايي و تهاجمي است و شهوت زن انفعالي و تحريکي.


نويسنده:استاد شهيد مرتضي مطهري






برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان